۲۱ مرداد ۱۳۹۳
رهبران اسلام، داعشی ها اسلام می کشند
گروه داعش هم زمان دست به جنایت آدم کشی از یکسو و قربانی کردن اسلام زده است. اخبار این روزهای عراق وحشتناک است. یک بخش تلخ آن مربوط به آدم کشی است. گروهی بنام دولت اسلامی عراق با ترکیب عقیدتی و لی در خدمت سیاست منطقه ای ظهور یکباره ای در عراق پیدا کرد و با پشتوانه جریانات سیاسی اپوزوسیون دولت عراق به ناگاه بر بخش های مهمی از آن کشور مسلط شد. این جریان که قطعا یک تابلو نمایشی هستند و نیروهای سیاسی داخل عراق و بعضی کشورهای منطقه پشتوانه آنها هستند بنام اسلام و رونمایی از رفتار صدر اسلام بدون توجه به تحولات جهان و شرایط دوران پیامبر، دست به آدم کشی زدند. متاسفانه عمده آدم کشی ها رنگ عقیدتی پیدا کرد. شیعیان وغیر مسلمانان عراق قربانی این گروه بودند. همه را کافر می پنداشتند و عقوبت کافر را یا پرداخت مالیات و یا کشتن و یا مسلمان شدن می دانستند. در اثر جنایت این گروه هزاران عراقی کشته شدند. کشتار بی رحمانه و غیر متعارف و همراه با شکنجه و بدون ملاحظه اینکه مقتولان زن هستند و یا کودک و یا پیرمرد و بدون اینکه آنها تقصیری داشته باشند و یا قصد جنگ با اینها کرده باشند. بر اساس قوانین دوران برده داری و در کاری بسیار آزاردهنده زنان اسیر زیبا را به عنوان غنیمت جنگی بین خود تقسیم کردند و متوسط الحال ها را در بازار به فروش می رسانند. همه این اتفاقات البته مخالف قوانین بین المللی بود. خونشان درست رنگ خون اسراییلی ها بود اما خون درجه دو تلقی شدند. و تا آن ها به چاه های نفت نزدیک نشده بودند کسی به دادشان نرسید. در داخل عراق هم جنگ قدرت حتی در داخل کتله شیعه که توسط داعشی خونشان مباح شده بود، باعث شد که کسی به داد آن ها نرسد. ایزدی ها و مسیحیان مظلوم هم قربانی این مجموعه الواتی بودند که با پرچمی بنام اسلام آدم می کشتند. این آدم کشی دردناک و اسارت زنان از نظر انسانی دردناک است. هر انسانی با هر عقیده ای برای قربانیان مظلوم داعش با هر باوری که دارند، غمگین و مصیبت زده می شود. این نوع اتفاقات و خشونت ها و جنایت های به ظاهر مذهبی تا کنون بیشتر در کتب تاریخ بود و هر کس انها را می خواند خون گریه می کرد. اسلام باوران فهیم و اصیل چه رنج ها در طول تاریخ بردند تا بتوانند لکه های ننگی که بنام اسلام در زیر سایه خشونت هایی مثل کشتن به خاطر مذهب و یا اسیر کردن زنان و فروختن آنان در دوران خلفا و حکام سده های اول ظهور اسلام انجام شده بود را کم رنگ کنند. حالا دوباره در جلو چشم دنیای فعلی عده ای دوباره بنام عمل کردن به دستورات اسلام و زیر پرچم لا اله الا الله جنایات فجیع تری انجام می گیرد. این کار داعشی ها قربانی کردن و کشتن یک جای اسلام و همه آن هایی است که به این دین بزرگ باور دارند. یعنی در کنار کشتار این روزهای مردم عراق، اسلام و مسلمانان و تاریخ شان هم بی خون و خونریزی دارد قربانی می شود. این یک شعار نیست. یک واقعیت است. اگر رهبران دینی مسلمان دقت کنند می بینند که بعد از ظهور داعش و رفتار هایی که بنام اسلام اصیل انجام می دهند و کم وبیش شاهد هایی از اعتقادات وهابیت هم بر نگاه و باورشان می افزایند، چگونه اصل اسلام قربانی می شود، شاید همه یک پارچه می شدند تا حد اقل اسلام و تاریخ اسلام و مقدسات اسلامی را از قربانگاه ذهن مردم جهان نجات دهند. کار وحشتناک داعشی ها با القاعده ای ها تفاوت دارد. القاعده یک گروه عمدتا سیاسی بودند. خشونت آنان در دنیا به ضرر مسلمانان تمام شد. دنیا به خاطر رفتار القاعده پس از منهدم کردن برج های دوقلو نسبت به خشونت « القاعده» از مسلمانان رنجید. اما مجال فراوانی بود که مسلمانان این نسبت را از دامن اسلام و مسلمانان دور کنند. و یک گروه سیاسی را به خاطر باورهای آمریکا ستیزانه تند، مسئول آن جنایت بدانند. اما در ماجرای جنایات دولت اسلامی در عراق، به خاطر موضعگیری های عقیدتی، اسلام را می کشند و علاوه بر مردم مظلوم شیعه و مسیحی و ایزدی که خونشان ریخته می شود و زنان محترمی که اسیر می شوند، به خاطر آن که آن ها ادعا دارند تمام این کارها را به خاطر رعایت دقیق دستورات اسلام انجام می دهند، دین اسلام را و مسلمانی را واعتبار پیامبر و قرآن را در تاریخی ترین پیچ آسیب دیدگی در اذهان بشریت قرار داده اند. باور کنید قربانگاه اسلام را در مسلخ داعش.

۲۰ مرداد ۱۳۹۳
روحانی، بدون همراهی وزرایش
رییس جمهور در تکرار شعارهای انتخاباتی اش تنها در میدان مانده و برخی از وزرای دولت دست و دلشان از صدای بلند افراطیون می لرزد. محمدعلی ابطحی در گفت و گو با سایت «فصل اعتدال» اظهار داشت: اعتدال از واژگان فرهنگ سیاسی است که در یک ساله اخیر مطرح شده و منظور از به کار بردن آن معنای لغوی کلمه اعتدال نیست. در حقیقت اشاره به یک مجموعه ای است که این مجموعه ذیل تابلویی که نام آن اعتدال است و با این عنوان شناخته می شوند فعالیت می کنند. اعتدال واژه مورد پذیرش جامعه است که به خاطر خستگی از افراطی گری های زیادی که در طول این سال ها شد مورد اقبال قرار گرفت. وی افزود: اعتدال تفاوت هایی با تابلو اصلاحات دارد. وقتی که مجموعه جریان اصلاحات وارد عرصه انتخاباتی شدند به هیچ وجه این عنوان را با خود حمل نمی کردند. بلکه در عمل و به تدریج رفتار آنها این مفهوم را در جامعه به وجود آورد. یعنی سال های اول پیروزی آقای خاتمی واژگان اصلاحات را در ادبیات سیاسی نداشتیم و در عمل این واژه به طور طبیعی شکل گرفت. اما گروهی که تابلوی اعتدال را در این انتخابات اخیر بلند کردند به این دلیل آن را انتخاب کردند که این عنوان مطلوب و مقبلول جامعه قرار گرفت. عضو مجمع روحانیون مبارز درباره نسبت این جریان با جریان اصولگرایی و اصلاح طلبی اظهار داشت: من اعتدال را در حال حاضر در قالب یک مکتب نمی بینم که بتوان میان آن با اصلاح طلبی و اصولگرایی که دو مکتب در عرصه سیاسی هستند ارتباط برقرار کنم. در حال حاضر اعتدال بیشتر یک رفتار است . رفتاری که مورد نیاز جامعه است. در حقیقت اعتدال یک مرحله گذار است. گذار از از افراطی گری به تعادل در جامعه. محمدعلی ابطحی افزود: من عقبه اجتماعی مشخصی برای گرایش اعتدال در جامعه نمی شناسم. چون بخشی از عقبه های اجتماعی در اختیار اصلاح طلبان و بخشی دیگر در اختیار اصولگرایی است. اصلاح طلبی و اصولگرایی دو عقبه اجتماعی بزرگ دارند و طبیعتا هر وقت دولت و یا شخص رییس جمهور بتواند این عقبه ها را تنظیم کند و بخش های جدی آنها را با خود همراه ساخته و نگه دارد می تواند در جامعه نفوذ جدی تری داشته باشد. اگرنه با وجود همین مجموعه تشکل سیاسی اعتدالیون در جامعه من عقبه ای را نمی شناسم که این مجموعه را حمایت کند. وی درباره موانع افراطیون بر سر راه دولت اظهار داشت: افراطیون همواره صدای بلندی داشته و این صدای بلند است که بدون برخورداری از پشتوانه اجتماعی و فقط به دلیل داشتن پایگاه قدرت شنیده می شود. این صداها در بسیار از موارد دست و دل وزرا را لرزانده است و نگذاشته که آنها به بدنه ای که به آنها رای داده است، توجه جدی کند. وعده های رییس جمهور از سوی برخی وزرا مورد بی توجهی قرار گرفته است. ابطحی افزود: باز هم تنها کسی که یکه و تنها در میدان مانده و شعارهای انتخاباتی اش را تکرار می کند خود آقای رییس جمهور است. به استثنای چند تن از وزرا بقیه وزرا گویا فراموش کرده اند که بر اثر چه شعارهایی و با حمایت چه نیروهایی این دولت سر کار آمد. اگر دولت همچنان از این صداهای بلند وحشت کند و بدنه آرام مردم را نادیده بگیرد طبیعتا خیلی زود آسیب پذیر می شود. وی درباره انگیزه افراطیون برای مقابله با دولت اظهار داشت: حضور افراطیون پر سر و صدا که قرار بود بعد از انتخابات همه مملکت از آن آنها باشد و حالا این امر اتفاق نیفتاده امری طبیعی است. نگرانی و دلواپسی از دست دان آن همه امکاناتی که در اختیار داشتند طبیعی است. صدای بلند افراطیون به نظر من یک امر غیر قابل پیش بینی نبود و قابل پیش بینی است ولی مردم عزمشان را جزم کردند تا امکانات بادآروده کشور که در اختیار یک مجموعه خاص قرار گرفت و اختلاس های بی سابقه ای در تاریخ ایران شکل گرفت با آنها مبارزه کنند. بنابراین طبیعی است که در مقابل این ها افراطوین صدای بلندی داشته باشند.

۱۹ مرداد ۱۳۹۳
یازدهمین سالگرد روزنامه اعتماد
یازدهمین سالگرد انتشار روزنامه اعتماد را به دست اندرکاران و به خصوص به مدیر مسول دوست داشتنی و مسالمت جو و اهل فرهنگ آن آقای حضرتی تبریک میگویم. در این ۱۱ ساله تقریبا همه روزنامه نگاران اصلاح طلب که سرنوشت های مختلف پیدا کردند، و تابلوی خبرنگاری دهه اخیر ایران بودند ایامی را در این روزنامه گذرانده اند. تبریک به دست اندر کاران ۱۱ ساله روزنامه اعتماد، در حقیقت تشکر و قدر دانی از همه اصحاب رسانه اصلاح طلب کشور است. روزنامه اعتماد در اواخر دوران اصلاحات متولد شد. دورانی که روزنامه های پر تیراژ اصلاح طلبانه با دیوار و سد قضایی روبرو شده بودند و تعطیل بودند. تجربه آن روزنامه ها و آمادگی برخورد با روزنامه های اصلاح طلب و شخصیت مدیر مسوول باعث شد که روزنامه اعتماد از ابتدا به اعتدال و میانه روی در داخل اردوگاه اصلاح طلبی شناخته شود. اما علیرغم این میانه روی، باز هم چند بار روزنامه اعتماد به تیغه تعطیلی گیر کرد و مدتی از انتشار متوقف شد. پیگیری ها و عدم خستگی دست اندر کاران روزنامه باعث می شد که دوباره بتواند اجازه انتشار بگیرد. اعتماد، روزنامه ای است که همیشه و در سخت ترین شرایط خود را در داخل جریان اصلاح طلبی تعریف کرد و بر روی این مشخصه ایستاد. درست است که نقد های خودش را بارها به کلیت این جریان و یا به عملکردهای افراد اصلاح طلب متوجه آنان کرده است اما هیچ کس در هیچ دوره ای، اعتماد را خارج از محدوده اصلاح طلبی نشناخت. اعتماد سالهای اخیر روزنامه اعتماد به جوانان در پست های کلیدی روزنامه خیلی کار شجاعانه و خوبی بود. پاسخ خوبی هم که روزنامه و مردم از حضور نیروهای پر شور و فهم جوانی در پست های اساسی روزنامه گرفتند، باعث شد که رسانه های دیگر نیز به این سنت اعتماد به جوانان بپیوندند. روزنامه اعتماد البته راه درازی برای بهتر شدن دارد و نیروهای درون روزنامه توان آن دارند که این راه را طی کنند. مهمتری گام، ارایه روزنامه ای است که مخاطبان آن از نسل های دهه ۷۰ و ۸۰ باشند. آنها مسایلشان کاملا با آن چه در روزنامه می آید متفاوت است. اطلاعاتشان از دو دهه اول انقلاب بسیار کم است. علاقه ای هم به فهمیدن آنها ندارند. اما آنها به دلیل حضورشان در دوران استقرار انقلاب ارتباطات و امکان سهل دست رسی به آن، اطلاعات زیادی دارند. مثل سایر جوانان دنیا فکر می کنند. از آخرین دستاوردهای هنری و فرهنگی و سیاسی دنیا مطلع هستند و مخاطب بسیاری از رسانه های جهانی هستند. جذب این بخش از مردم ایران خیلی سخت است. نه به خاطر اینکه دست اندرکاران روزنامه نمی توانند. بلکه به خاطر اینکه تصمیم گیرندگان در مورد سرنوشت روزنامه ها نمی خواهند خیلی از واقعیتها را به روی خود بیاورند. مجددا موفقیت ۱۱ سال ماندگاری را به همه دست اندرکاران روزنامه خوب اعتماد تبریک میگویم

۱۸ مرداد ۱۳۹۳
تلنگر های هنر و تاتر هلم
رقابت انسان ها با یکدیگر برای به دست آورردن هرنوع منفعتی، یکی از مهمترین حوزه هایی است ‪که جوهر آدم ها معلوم می شود‬. در این ارتباط است که اصلا اخلاق درگیر می شود. خیلی ها تا منافعشان درگیر نشود، بهترین شعارها را می دهند. بهترین افراد هستند. در مقام نظری جوری از خودشان یاد می کنند که انگاری اصول اخلاقی در آن ها جمع شده. حقوق دیگران را پاس می دارند. اما وقتی که قرار است بین اخلاق و اصول اخلاقی و منافع فردی یکی برگزیده شود، اگر چه نمی خواهند دیگران آنان را همان گونه که هستند بشناسند، امادر عمل همه آن اصول اخلاقی را که مدعی بودند، زیر پا می گذارند. در تهران نمایشی روی صحنه بود که به شکل زیبایی این حقیقت را با هنر فاخری ارایه می کند. نام نمایش سیستم گرون هلم است. چهار نفری برای استخدام در شرکتی به رقابت پنهان درگیرند که یکی از آنان عضو همان شرکت است و تا آخر این ابهام وجود دارد که کدامیک از آنهاست. در این میان نشان میدهد که چگونه آدم ها با گرایش های اجتماعی مختلف وقتی پای منافع شخصی اش در کار باشد، علیرغم همه ادعاهایی که دارد، چگونه تمام مبانی اخلاقی و اجتماعی را زیر پا میگذارد تا به آن برسد. این داستان که نویسنده آن گالچران است و نویسنده اسپانیایی است در سراسر دنیا نمایش داده شده است و مورد استقبال قرار گرفته. شاید به دلیل اینکه این نوع رفتار مرز نمی شناسد. آقای کوشک جلالی آن را کارگردانی و ترجمه کرده و خانم آوا فیاض که همیشه غرق در تاتر بوده است، تهیه کننده این نمایش بودند. بازیهای زیبا هم کار را بیشتر به چشم بیننده نوازش می داد. رگه های طنز شیرین درمورد این موضوع تلخ که همه درگیر آن هستند، قدرت متفاوت نویسنده را نشان می دهد. چنان که اشاره رفت میگویند این کار در نقاط مختلف دنیا مورد توجه قرار گرفته است. بعضی خصلت ها هست که متاسفانه دامن انسان ها را گرفته و در هر جامعه ای به شکلی بروز می کند. اما نمایش آن در ایران از طعم متفاوتی برخوردار بود. دلیل تفاوتش هم در این است که در ایران به دلیل فقدان هویت جمعی و به دلیل اینکه به نوعی ریا کاری نهادینه شده است. آدم های جامعه در سنین مختلف و در مراسم گوناگون و برای به دست اورردن هر نوع امکانی باید رنگ های گوناگون را بشناسند و تحت تاصیر آن رنگ ها هویت های جدید و متفاوتی برای خود تعریف کنند. در این جامعه هر چهار شخصیت نمایش سیستم گرون هلم ذهن مخاطب ایرانی را به سرعت به سمت مشابه سازی هایی می برند که در سطوح مختلف جامعه، معمولا اهالی ایران یا مستقیما درگیر آن هستند و یا نمونه های فراوانی از آن را دیده اند. اهالی هنر تنها گروه موثری هستند که میتوانند تلنگر های جدی به جامعه بزنند و آن را اصلاح کنند.

۱۵ مرداد ۱۳۹۳
عالیجناب فرنسیس ‪!‬ در غزه آدم می کشند
رهبران مذهبی هر چند در جایگاه سیاسی رفیع باشند وقتی به وظایف دینی خود عمل می کنند که حوادث جهان را هم از نگاه دینی مورد توجه قرار دهند. مهمترین نهاد دینی جهانی تشکیلات واتیکان است. پاپ معروفترین رهبر دینی است که تا کنون در ادوار مختلف تلاش های انسان دوستانه فراوانی کرده اند. ادیان و به خصوص مسیحیت بزرگترین رسالت خود را در نجات انسان تعریف کرده اند. نجات انسان که بیشتر یک اصطلاح مسیحی است، در ادبیات معاصر می تواند به حقوق بشر ترجمه شود. حقوق انسان ها در همه نقاط. اگر در سیاست، انسان ها و حقوق و خونشان به دلیل منافع حکومت ها و یا قدرت ها درجه بندی می شود، ویا حمایت از کشنده و یا کشته شده صرفا به دلیل روابط سیاسی تعریف می گردد و کمتر به مسایل اخلاقی و انسانی توجه می شود، در ادیان و در پیشگاه رهبران دینی طبیعتا باید قاعده متفاوت باشد. انتظار از رهبران دینی این است که انسان ها را درجه بندی نکنند و مهمتر اینکه هر جا ستم کشیده و مظلوم وجود دارد، دین در کنارش باشد. این روزها خاورمیانه وبه طور مشخص غزه نماد مظلومیت بشری شده است. جدای از سیاست در غزه تمام اصول اخلاقی و انسانی از سوی اسراییل نادیده گرفته می شود. انسانیت مظلوم قرار گرفته است. کودکان و زنان و پیرمردان که از لحاظ دینی باید در پناه اصول اخلاقی ودینی و قوانین بشری باشند و از گزند بمب و موشک و جنگ مصون بمانند مورد هجوم قرار گرفته اند. فاجعه دارویی و پزشکی در آن جا وجود دارد. مرزها برای ورود دارو و پزشک بسته است. ‪معالجه و درمان و داشتن پزشک وظیفه همه موسسات انساندوستانه است که باز ادیان در خط مقدم این رفتار انسانی باید قرار گیرند‬. حمایت از مناطق مسکونی نیز وظیفه اخلاقی و دینی دیگری است. غزه به تناسب ظرفیت جغرافیایی اش از متراکم ترین نقاط جهان از نظر انسانی است. بنا به شنیده ها اسراییل به ساکنان مناطقی که قرار است در غزه بمباران شود خبر میدهد که در فاصله ۵ دقیقه محل را تخلیه کنند. در چنین جای متراکمی انسان های مقیم غزه چه می توانند بکنند؟ تسلیم شدن در برابرمرگ تنها انتخاب آنان است. حمله به مدارس و محل های آموزشی و پناه گاه ها هم از اتفاقات دیگری است که این روزها در غزه رخ میدهد. در این مورد حتی گزارشگران سازمان ملل هم تحقیقات گسترده کرده اند و از این فاجعه اشک ریخته اند و از دنیا خواسته اند در این موارد اقدامی نمایند . حمایت از پناه گاه و مدارس هم از اصول اخلاقی و دینی است. پاپ فرنسیس رهبر فعلی واتیکان شخصیت محترمی است در جهان. تلاش های گسترده ای برای ایجاد صلح کرده است. قبل از حوادث اخیر غزه، سفر مهمی به منطقه خاورمیانه داشته است.در آن سفر روی صلح تاکید بسیاری کرد. با طرف های فلسطینی و اسراییلی دیدار کرد. همه این کارها که در جهت صلح است از عالیجناب پاپ در دنیا مقبول افتاد. اما در حوادث اخیر غزه، وقتی اصول انسانی و اخلاقی و دینی نادیده گرفته شد پاپ فرنسیس تنها خاورمیانه را به رعایت اخلاق دعوت کرد. گرچه این دعوت به اخلاق جوهر همه دعوات خیر است. اگر اخلاق رعایت شود ستم و ظلم وجود نخواهد داشت. اما از رهبران ادیان که دارای قدرت سیاسی هستند، توقع بیشتری می رود. این انتظار از کلیه رهبران ادیان است. چون مسایلی که برشمرده شد، جوهری است از همه ادیان. رهبران دینی مسلمان هم، جدا از اعتقادات مردم غزه در نقاط مختلف دنیا بر اساس همین نقاط باید در برابر ستم موضع بگیرند و از انسانیت و حقوق آنها دفاع نمایند. در این موضع حتی رهبران دینی یهود هم باید به جوهر محبت آمیز و انسان محور ادیان توجه کنند و جدا از اینکه مسولان سیاسی اسراییل چه دینی دارند، از انسان مظلوم غزه دفاع کنند و جلو ستم را بگیرند. عالیجناب فرنسیس به دلیل داشتن قدرت سیاسی باید به شعار نجات انسان که انجیلی ترین شعار تقدس شده توسط ایشان است، به صورت عملی به فکر نجات مردم غزه باشند. به اعتقاد من اگر ادیان به جوهر اصلی خویش برگردند و روی مشترکات خود توقف نمایند همگی با اتحاد بی نظیری می توانند جلو نسل کشی فعلی را بگیرند. وقتی دین بدون اغراض و گرایشهای سیاسی مردم و رهبران سیاسی را به صلح و آرامش و رعایت حقوق مردم و جلوگیری از خونریزی دعوت نماید، یا مقبول جنگ افروزان میشود و یا این دعوت را رد می کنند. بیشترین اثری که این دعوت مبتنی بر دین واخلاق خواهد داشت این است که در صورت پذیرفته نشدن، رسالت اصلی ادیان در نزد مردم مخدوش نمی شود. باور کنیم در جنگ غزه یهودیان و مسلمانان نمی جنگند. ظالم و مظلوم است که فارغ از دین هاشان روبروی یکدیگر قرار گرفته اند.

8 4        ۱      3 7
© Copyright 2003-2017, Webneveshteha.com. All rights reserved.