۱۱ مرداد ۱۳۸۶
ریاست مجلس خبرگان

 

مسأله ریاست مجلس خبرگان با فوت آیت الله مشکینی یکی از جدی ترین مسائل جدی حوزه سیاست شده است. در ایام انتخابات اخیر خبرگان که در دوران دولت نهم انجام شد و به دلیل قرابت فکری آیت الله مصباح و رئیس جمهور، فضای پنهان رقابت بین هاشمی رفسنجانی و مصباح شکل گرفته بود. همان ایام نیز آیت الله مشکینی به سختی مریض بود ولی کاندیدا شدن ایشان مشکل ریاست را حل می کرد. اکثریت مجلس خبرگان نیز با رد صلاحیت شدن جمعی از علاقه مندان به آقای مصباح به سود ریاست ایشان نشد. اکنون که البته به نظر می رسد عجله ای در تشکیل اجلاس خبرگان نیست و آقای هاشمی رفسنجانی در مقام نائب رئیس این مجلس را ریاست می کند و به همین دلیل با بافت فعلی مجلس و رأی بالا به نظر می رسد که آقای هاشمی رفسنجانی ریاست طبیعی مجلس خبرگان را داشته باشد. تلاشهای تبلیغاتی دیگر بیشتر در چارچوب مانورهای سیاسی به حساب می آید. البته با اهمیت جایگاه مجلس خبرگان، حضور فردی مثل هاشمی رفسنجانی می تواند جلو افراطی گری های دینی را سد نماید.

 

۱۰ مرداد ۱۳۸۶
رابطه زلزله و احمدی نژاد

 

از قدیم گفته اند دست بالای دست بسیار است. اخیراً چند نفر از خاخام های یهودی اسرائیلی اعلام نموده اند که هر بار که احمدی نژاد از نابودی اسرائیل سخن گفته، در عرض ۴۸ ساعت بعد در سرزمین او زمین لرزه ای با شدت متوسط رخ داده است.

وقتی قرار باشد در سازمان ملل هاله نور دیده شود و پدر راننده تاکسی در خواب رئیس جمهور انتخاب کند و نام نمایندگان مجلس به امضای امام زمان رسیده باشد و استاد اخلاق دولت راه های دیدار امام زمان بنویسد، حالا علمای یهود هم از این حرف ها می زنند. خداوند عقل را آفریده و آن را حجت قرار داده تا در مسائل اجتماعی و سیاسی این ادبیات حاکم نباشد؛ والّا همه رهبران دینی از این معجزات دارند!

 

۰۹ مرداد ۱۳۸۶
اکلیل و آیت الله توسلی

 

دیروز رفته بودیم جلسه ای با حضور آقای خاتمی و کلی آدم دیگه. آقای صفدر حسینی وزیر سابق اقتصاد، کارت عروسی دخترش را آورده بود و از میان این جمعیت تک و توک انتخاب می کرد و کارت به آن ها می داد. همه را که نمی خواست دعوت کند. روی پاکت کارت ها آن قدر اکلیل زده بودند که مثلاً کارت قشنگ شود که هر یک از دوستانی که دعوت شده بودند و کارت را گرفته بودند دست و کت و یا قبا و پیشانی و صورتشان برق می زد. حسابی معلوم شد که صفدر حسینی کدام یک را دعوت کرده، کدام یک را دعوت نکرده است. کلی مایه دلخوری و در عین حال خنده شد. همین شوخی ها باعث شد که صفدر بقیه را هم مجبور شود اکلیلی کند. در همان جلسه با موسوی لاری و صفدر حسینی در مورد انتخابات هم صحبت کردیم. وضع اصلاح طلبان در هماهنگی بسیار خوب است اما متأسفانه تبلیغات نمی کنند؛ توضیح نمی دهند. آیت الله توسلی هم بعد از جلسه زنگ زد که کیهان از قول خبرگزاری فارس خبر دیدار ما و دادن مأموریت به آقای خاتمی از مراجع را تکذیب کرده است. ما می خواهیم مصاحبه کنیم و توضیح دهیم که دیدار با مراجع بزرگی مثل آیت الله وحید خراسانی، صافی گلپایگانی، موسوی اردبیلی، صانعی و نماینده آیت الله سیستانی که نظر ایشان را گفته بود را در مقابل این تکذیب ناجوانمردانه کیهان بگوئیم. گفتم موسوی لاری مصاحبه کرده است؛ ولی گمان نکنم کیهان و فارس و رجانیوز و این ها که تکذیب را نوشته بودند، این توضیحات را منتشر کنند. از جلسه که آمدم، sms فرزند یکی از شهدای هواپیمای c130 را دیدم. از این که همه متهمان آن پرونده تبرئه شده بودند خیلی دلخور بود. حق هم داشت.

 

۰۸ مرداد ۱۳۸۶
دروغ

 

گاهی حرف های معمولی آدم ها تأثیرات شگرفی میگذارد. هفته ی پیش یکی از دوستانم داشت از دوست دیگری تعریف میکرد. میگفت فلانی چون بیشتر عمرش را تنها زندگی کرده، دروغ بلد نیست. تازه آن جا فهمیدم که با دیگران بودن میتواند عامل دروغ باشد. مهمتر آن که فهمیدم چرا خیلی از آن ها که تریبون های پرمخاطبی دارند، بیشتر دروغ میگویند. با دیگران بودن، فقط به صورت فیزیکی که نیست. از راه رسانه با دیگران حرف زدن هم میتواند به معنای زندگی کردن با دیگران تلقی شود.

 

۰۷ مرداد ۱۳۸۶
نیاز شهرستان ها به شنیدن صدای مترقی اسلام و سفرهای آقای خاتمی

 

سفرهای هر چند وقت یک بار آقای خاتمی به شهرستان ها چیزی است که بعد از پایان  یافتن دوران ریاست جمهوری خیلی ها منتظر آن بوده اند. این سفرها و این سخنرانی های شهرستانی رسمی دیرین است که از قدیم اندیشمندان بزرگ دینی به آن عمل می کرده اند. بیشتر سخنرانی های معروف آیت الله مطهری در شهرستان ها اتفاق افتاده است. به عقیده من داشتن عنوان رئیس جمهوری سابق، کمترین دلیل سفر است و انتقال اندیشه و فکر به مردم و به خصوص جوانان شهرستانی انگیزه جدی تر این سفرهاست. هفته گذشته آقای خاتمی چند روزی به یزد رفته بود. می گفتند بیشتر سفر خانوادگی است. دیدن مادر و بودن میلاد امام علی (ع) بر مزار پدر بزرگوار؛ و در کنار آن سخنرانی. در کاشان نیز تنها مراسم سخنرانی بود؛ اما آن قدر در این شهر – بی آن که از مدارس و سربازخانه ها کسی بیاید و یا رسانه ملی یک کلمه از آن جلسه تبلیغات کند – جمعیت فراوان بوده است که هر کس آن را دیده تعجب کرده است. این را به اعتقاد من نباید در چارچوب آقای خاتمیِ سیاسی و رئیس جمهور سابق و لیدر اصلاحات فعلی ارزیابی کرد؛ این البته بخشی از ماجراست. ولی علاقه مندی جامعه به شنیدن اندیشه مترقی اسلامی که در آن آزادی و عدالت و حرمت انسان مهم شناخته می شود، مهمتر از آن ماجراست. این که صدا و سیما حتی در ردیف سخنرانی های سخنرانان دینی که ماشاالله همه شبکه ها از وجود آنان بهره مندند، سخنرانی های دینی و علمی آقای خاتمی را پخش نمی کنند و باید افراد با sms و بیلبورد به اطلاع دیگران زمان سخنرانی آقای خاتمی را اطلاع دهند و این جمعیت غیر قابل باور حضور پیدا می کنند، بسیار لذت بخش تر از اصل سفرهاست؛ هم چنین نوید دهنده نیاز جامعه ما به اندیشه و فکر مترقی اسلامی است و صد البته نشانگر زمینه سیاسی آینده اصلاح طلبان در انتخابات. طبیعی است هر کس جای محافظه کاران باشد از این سفرها نگران می شود؛ البته بیشتر از هر چیز به خاطر آن که زمینه رشد این اندیشه مترقی دینی در جامعه جوان کشور بسیار جدی است.

 

۰۶ مرداد ۱۳۸۶
علی علیه السلام

 

روز تولد امیرالمؤمنین است. علی حتی جدای از مقام امامت و عصمت از شخصیتهای کم نظیر تاریخ است. عده ای آن را به غلط خدا دانسته اند؛ و عده ای ظالمانه سالها به او لعنت فرستادند. افراط و تفریط در مورد شخصیت علی به دلیل پای بندی او به آرمانهایش بود. مهربانی فراوان او از یک سو و صلابتش در برابر ناحق و بی عدالتی از سوی دیگر او را موجود کاملی کرده که همیشه در تاریخ ماندگار و الگوی دائمی شده است. در مقام حاکم به مردمی که در اطرافش هستند میگوید آن چنان که با قلدرها و جبارها صحبت میکنند با من حرف نزنید و از سر ریاکاری و بازیهای تصنعی با من رفتار نکنید و حرمت انسان را پاس می دارد. عدالتش آن قدر فراز بزرگی از زندگی اوست که علی را می توان عدالت نامید و عدالت را علی. برای به دست آوردن حکومت تنها شرط را این میداند که مردم بخواهند و میگوید اگر مردم نیامده بودند و نخواسته بودند هرگز این پست را نمی پذیرفت. علی نیاز امروز ما که علاقه مندان رسمی او هستیم بیش از همیشه است؛ فاصله ای که امروز ما با علی داریم نیز بیش از همیشه است. میلادش بر همه مبارک باد.

 

۰۵ مرداد ۱۳۸۶
جشن پنجمین سالگرد پرشین بلاگ

 

دیروز به مناسبت ایام میلاد امیرالمؤمنین پنجمین سالگرد پرشین بلاگ به عنوان بزرگ ترین سرویس دهنده وبلاگ فارسی جشن گرفته شد. مراسم بامزه ای بود. اصلاً وقتی افراد جامعه مجازی که یکدیگر را نمی شناسند، همدیگر را می بینند اتفاق شیرینی می شود. من به اتفاق فریده دخترم که از وبلاگ نویسان کوچولو است رفته بودم. در ردیف اول برایم جا باز کردند اما علیرغم اصرار بچه ها رفتم ردیف دوم که کنار فریده باشم. نیما رسولزاده که همواره ده ها طرح نو در ذهن دارد، مجری برنامه بود. کت و شلوار شیکی پوشیده بود و کلی هم قیافه گرفته بود. شاید به دلیل اینکه دوست خوبم دکتر بوترابی امسال به دلیل مشکلات دستگیری بی دلیل دل و دماغ نداشت، هواداران پرشین بلاگ به صورت خود جوش این مراسم را برگزار کرده بودند. خانم ابتکار که به دلیل انتخابات شوراها وبلاگ راه انداخته بود و بعد هم کم و بیش ادامه داده بود اولین کسی بود که به روی سن دعوت شد. ایشان هم که ظاهراً خودش دست به کامپیوتر نمی شود از مدیر وبلاگش تشکر کرد؛ درست مثل اینکه از مسئولان سازمان تحت امرش تشکر می کند. بعد، از مهندس جهانگرد دبیر شورای عالی اطلاع رسانی سابق و دکتر شهریاری دبیر فعلی که برای اینترنت خیلی زحمت کشیده اند تقدیر شد. نیما از جهانگرد پرسید که شما کی میخواهید وبلاگ بزنید که او هم با شیطنت پاسخ داد وقتی بخواهم کاندیدا شوم. بهترین تقدیر جلسه از دکتر شهشهانی بود که اولین تماس اینترنتی ایران را با کمک دکتر جواد لاریجانی راه اندازی کرده است. اینها در کمال ناشناختگی خیلی حق به گردن ماها دارند. با این که پارسال لوح ویژه ای به من داده بودند امسال قرار نبود من را تشویق کنند! نزدیک بود دپرس شوم که خانم پولادزاده که مجری بخش هواداران بود به دلیل هر روز نوشتنم در این ۲ سال و شش ماه از وب نوشت نام برد و من هم از خدا خواسته رفتم بالای سن و گفتم من علاقه مند بودم که حتماً امروز یک نکته ی مهمی را بگویم و آن این که اگر اتفاقی که برای بوترابی افتاد برای دو سه تا سرویس دهنده ی دیگر وبلاگ هم پیش بیاید و خدای ناکرده آنها عطای خدمات وبلاگی رابه لقایش ببخشند و تعطیل کنند، همه ی سرمایه این همه نوشته و تولید پر غنای فرهنگی یک شبه تباه می شود و خواستار این شدم که حفاظت از این سرمایه ی بزرگ ملی قانون مند شود. کمی هم در مورد فیلترینگ بی منطقی که بر وبلاگ نویسی حاکم است صحبت کردم. در وسط جلسه دو وبلاگ نویس مولانا شناس هم قطعه موزیک عرفانی طولانی اجرا کردند. طه بوترابی پسر دکتر بوترابی مجری این بخش بود. نیما با اشاره محتاطانه به دستگیری پدرش پرسید که اگر پدرتان ۵۱ روز سفر برود چه کار میکنید. او هم گفت پولهای بابا را بر میداریم. من یک موبایل و خواهرها و برادرم هم هر کدام یک دوربین خریدند! کلی از این مزه ریزی خندیدند. مصطفی تاج زاده و عمو زاده خلیلی هم بودند. در پایان جلسه هم به وبلاگ های برگزیده جایزه دادند. از بس طول داده بودند خیلی هاشان رفته بودند و نبودند که جایزه بگیرند. مهدی بوترابی رئیس پرشین بلاگ ظاهراً خیلی دمغ بود و بالای سن نرفته بود. خیلی بد بود. کلی از او خواستیم که برود و لااقل یک تشکر بکند که خوشبختانه این کار را کرد. بهترین بخش جلسه دیروز برای من گپ و گفت و گو با وبلاگ نویسانی بود که وبلاگ هایشان را خوانده بودم و خودشان را ندیده بودم. به همین مناسبت هم به همه ی وبلاگ نویسان فارسی خسته نباشد می گویم.

 

۰۴ مرداد ۱۳۸۶
مأموریت دینی جدید آقای خاتمی

 

دیروز در روزنامه ها خبر دیدار آیت الله توسلی و آقایان امام جمارانی و موسوی لاری با مراجع قم را دیدم که حامل پیام مراجع تقلید برای آقای خاتمی بودند که خواسته بودند ایشان در مورد مشکلات شیعیان و حفاظت از مراقد ائمه علیهم السلام اقدام نمایند. دیروز داشتم با آیت الله توسلی صحبت میکردم. میگفت چند روز پیش در مسجدشان روی منبر به تفصیل در مورد دیدارهای قم صحبت کرده است. جداگانه هم که با آقایان جمارانی و لاری حرف زدم حرف های مهمی داشتند. این اتفاق از دو جهت قابل توجه است؛ یکی اهتمام مراجع به مسائل سیاسی عراق است. این ها کسانی هستند که متدینان شیعه در عراق به فتوای آنان عمل می کنند. در خشونت موجود عراق اگر چه رهبران مذهبی فعال نیستند ولی فتاوای آنان میتواند پشتوانه ی دینی را از خشونت طلبان بگیرد. درخواست اینان اگر از سوی دنیا جدی گرفته شود – به خصوص آن که این مراجع جزئی از سیاست رسمی حکومت نیستند – میتواند  به کاهش خشونت در داخل عراق بیانجامد. اگر چه بعید است دنیا این نکات را درک کند و این نتایج عملی ملموسی در پی داشته باشد. نکته دوم اینکه مراجع تقلید از جایگاه آقای خاتمی و نوع ادبیات قابل فهم ایشان برای دنیا مطلع هستند. این یک سرمایه ی ملی و مذهبی است. اگر چه در هیاهوی سیاسی داخلی به این نکته توجه نمی شود. ملتی که سرمایه های خود را بشناسد و به جا از آن بهره برداری کند می تواند توفیق بیشتری به دست آورد. این که بعضی مراجع بزرگ تقلید به این مهم توجه کرده اند بسیار باارزش است.

 

۰۳ مرداد ۱۳۸۶
مبارزه با اشرار طرح ویژه نمی خواهد

 

چندی پیش در اوائل طرح مبارزه با اشرار، از یکی از خیابان های تهران رد می شدم، دیدم از طرف اهالی محل تابلوی بزرگی زده اند و از نیروی انتظامی به دلیل مبارزه با اراذل و اوباش تشکر کرده اند. منظورشان را نفهمیدم. اگر برای پلیس در هر جای دنیا تنها یک وظیفه داشته باشد، طبیعتاً مبارزه با اوباش و اراذل خواهد بود که در خیابان ها به مردم و جان و مال و ناموس آن ها تعرض می کنند. این کار که وظیفه اصلی پلیس هر کشوری در دنیاست، آیا باید به صورت طرح ویژه باشد؟ آیا در پایان این طرح اشکالی ندارد مردم مورد تعرض اشرار باشند؟ آیا این کار تقدیر ویژه و تابلو نویسی دارد؟ این که چنین ویژه مورد توجه نیروی انتظامی قرار گرفته کمی یادآور دُم خروسی است که نمی دانم چیست؟ ویژه شدن این موضوع که بعد از طرح امنیت اخلاقی بود و در آن دختر و پسرها به دلائل حجاب و مو و ابرو مورد تعقیب قرار می گرفتند، اهانت بزرگی بود به کم حجابانی که اعضای عادی جامعه پر حرمت و اخلاقی ایران با آن رو به رو شدند. این اهانت از اهانت برخوردهای خیابانی با بد حجابان بیشتر بود.

اگر قرار باشد پلیس یک کشور برای این که چاقو کشان و عربده زنان و متعرضان به نوامیس و جان و مال مردم را مهار می کنند، بر مردم منت بگذارند و آن را طرح ویژه اعلام نمایند، پس چه کاری وظیفه عادی پلیس هر کشور است؟! مگر آن که پشت این سر و صداها هدف دیگری پنهان باشد که البته من نمی دانم.

 

۰۲ مرداد ۱۳۸۶
فیلترنت ایرانی و آش شور

 

یک ضرب المثل فارسی هست که آش آن قدر شور شده که خود آشپز هم فهمیده؛ حالا امروز نماینده اسلام آباد غرب در مجلس کلی ناراحت شده و در جلسه علنی تذکر شفاهی داده که اینترنتی که نمایندگان مجلس می توانند از آن استفاده کنند به حدی انقباضی است (همان فیلتر خودمان)، که امکان دسترسی به بسیاری از سایت ها وجود ندارد. ایشان اضافه کرده اند نمایندگان به مسائل به مسائل اخلاقی و منافع ملی پای بند هستند ولی فیلترینگ، رسانه را به موضوع خنثی تبدیل کرده است.

ظاهراً این نماینده که از نامداران جناح راست هم هست، در طول این سال ها برای اولین بار است که به اینترنت سر می زند. سال هاست که این انقباض مورد نظر ایشان که ما به آن فیلترینگ می گوئیم، همه مجاری رسیدن به اینترنت را سد کرده است و هم چنان که خودشان گفته اند فیلترینگ رسانه را نه تنها خنثی کرده، بلکه نابود کرده است. البته نمایندگان مردم که به مسائل اخلاقی و منافع ملی پای بندند ولی مردم کشور ما هم مردمی اخلاقی هستند. اگر نباشند که چرا این قدر به وجود آنان افتخار می شود! اگر زور آقای نماینده اسلام آباد می رسد لطفاً یک کاری برای مردم هم بکند که این قدر برای دیدن اینترنت اخلاقی به زحمت نیفتند.

کاش این آقای نماینده که امروز به اینترنت سر زده، دیگر نمایندگان را هم تشویق کند تا به اینترنت سر بزنند. شاید مشکل اینترنت در ایران که بیشتر فیلترنت شده است حل شود. حداقل می توان آنان را تشویق کرد که در این چند ماهه تا انتخابات این کار را بکنند، کلی می تواند رأی جمع کند. گفته باشم!

ضمناً برای این آقای نماینده بر و بچه های اینترنتی می توانند فیلترشکن مجانی هم بفرستند تا فعلاً کارشان راه بیفتد و هم بدانند که فیلترینگ فقط راه رفتن روی اعصاب جوان هاست؛ جلوی ورود به سایت ها گرفته نمی شود.

در دوران آقای خاتمی هم البته، نتوانستیم جلو فیلتر غیر مفید را بگیریم. بخشی از آن به دلیل این که مسئولانش موضوع را نمی شناختند، بخشی از آن به خاطر ملاحظات ویژه و عمده دلیل آن برای این که پرونده فیلترینگ است دادستان عمومی و انقلاب تهران بود. همین آقای مرتضوی با همان لهجه شیرین یزدی؛ ولی نه به این قدر شوری فعلی!

کاش کسی می فهمید این فیلترینگ آزار دهنده که با فیلترشکن به راحتی قابل دور زدن است چه قدر جامعه جوان و اهل تحقیق کشور را آزار می دهد.

8   4       ۱    ۲    ۳   ۴       3  7
© Copyright 2003-2018, Webneveshteha.com. All rights reserved.