۳۱ مرداد ۱۳۸۶
قیمت نفت و انسان

 

در کتاب شکل گیری انقلاب اسلامی، نوشته ی محسن میلانی که اخیراً به فارسی ترجمه شده، تحلیلی آماری از جنگ تحمیلی، بعد از فتح خرمشهر آمده که خواندنی است و مظلومیت مدافعان جبهه های جنگ را در گردونه ی زشت سیاست جهانی نشان می دهد:

واشنگتن در ۱۹۸۴، "محاصره ی عملیاتی" خود را برای جلوگیری از ورود سلاح به ایران آغاز کرد. عراق در سال ۱۹۸۸ با اختصاص دادن ۳۱ درصد از کل واردات نظامی منطقه به خود، به بزرگ ترین وارد کننده ی تسلیحات نظامی در منطقه خاورمیانه تبدیل شده بود. اتحاد جماهیر شوروی، با تأمین حدود ۱۰ درصد از واردات تسلیحاتی عراق، نخستین تأمین کننده ی سلاح این کشور به شمار می رفت. فرانسه نیز با دادن جنگنده بمب افکن های دوربرد به صدام در ردیف بعدی قرار داشت. آلمان غربی هم عراق را در ساخت سلاح های شیمیائی و بیولوژیکی یاری رساند. سایر کشورهای اروپائی نیز از این خریدهای گسترده عراق در بازار اسلحه سود بردند. واشنگتن به طور غیر مستقیم، با تشویق و تأیید عربستان سعودی و کویت به ادامه ی کمک های مالی به عراق، بدین امر همت گمارد. این دو کشور عربی، حدود شصت میلیارد دلار به ماشین جنگی عراق کمک کردند. هواپیماهای آواکس ساخت آمریکا و خریداری شده از سوی عربستان سعودی اغلب، اطلاعات مهمی در مورد نیروهای نظامی ایران به عراق می دادند. از این گذشته، خاندان سعود، با نقض قوانین آمریکا و البته با رضایت مقام های آن کشور، صدها نمونه از بمب های یک تنی ۸۴ – MK را در اختیار عراق قرار دادند. مصر، دیگر متحد نزدیک واشنگتن نیز مقادیر قابل توجهی تسلیحات به عراق فروخت.

واشنگتن در سال ۱۹۸۲ نام عراق را از فهرست کشورهای حامی تروریسم وزارت خارجه خارج کرد و در ۱۹۸۴ روابط دیپلماتیک خود را با بغداد از سر گرفت. واشنگتن به طور مستقیم، از طریق "اداره تعاونی اعتباری خواروبار کشاورزی" اعتبارات هنگفتی در اختیار عراق قرار داد که عراق آن را در راستای مقاصد نظامی به کار گرفت. همچنین واشنگتن با زیرکی تمام، چشمان خود را بر شبکه ی گسترده ای از مأموران عراقی که سرگرم خرید کامپیوترهای مدرن و تجهیزات الکترونیکی برای ساخت موشک و بمب های اتمی بودند، بست و از اعطای وام سه میلیارد دلاری "شعبه ی آتلانتای بانک ناسیونال دی لاورو" به عراق، ممانعتی به عمل نیاورد.

به موازات مسلح شدن عراق، این کشور صحنه جنگ را گسترش داد و "جنگ شهرها" و "جنگ نفتکش ها" را شروع کرد که این امر خود موجب برهم خوردن آشکار معادلات جنگی و خنثی شدن پیروی های زمینی ایران طی سال های ۱۹۸۴ – ۱۹۸۷ شد؛ اما هنگامی که عراق جنگ نفتکش ها را آغاز کرد و جریان نفت به مخاطره افتاد، ناگهان دنیا نگران جنگ عراق و ایران شد.

کاش انسان ها به اندازه ی نفت قیمت داشتند.

 

۳۰ مرداد ۱۳۸۶
تبریز و آذربایجان قشنگ

 

این هفته چند روزی با خانواده تبریز بودیم. شاید آرزوی خیلی از مردم ایران باشد که از این دیار دیدار کنند. غیر از جاذبه های طبیعی، مهمترین دلیلش آشنایی با مردم آن منطقه است که در حفاظت از آب و خاک کشورمان ایران همواره تلاش کرده اند و حق بزرگی بر مردم ایران دارند. گذراندن تعطیلات با خانواده هم خیلی شیرین و هم ضروری است. تاکنون چند باری به همراهی رئیس جمهور پیشین و یا با داشتن پست دولتی به تبریزرفته بودم. معمولاً در چنان سفرهایی آدم کمتر میتواند قضاوت درستی در مورد استانها داشته باشد. این بار خوشبختانه سفر کاملاً شخصی داشتم و چشمم به جمال هیچ مسئولی روشن نشد. بازار و مسجد کبود و چند تا موزه و باغ زیبای ائل گلی و مقبره الشعرا را دیدیم. گرچه شهر تبریز تمیز و زیبا بود ولی به نظر می رسد از مشهد و اصفهان از نظر سرمایه گزاری و پیشرفت، عقبتر مانده است. خیلی ها در تبریز معتقدند که دولت های مرکزی همیشه با این منطقه با احتیاط رفتار می کرده است. یک روز هم به نمایشگاه بین المللی تبریز رفتیم. از همه ی کشور غرفه زده بودند. نمایشگاه و اداره ی آن توسط بخش خصوصی انجام می شد و به همین دلیل خیلی تمیز و پرکار و زیبا بود. فقط دنبال این بودند که دولتی ها کمتر اذیتشان کنند. یادم آمد که این کار در دوران استانداری آقای عبدالعلی زاده شروع شده بود و در دوران وزارتش هم یک بار به خاطر حمایتش از بخش خصوصی تا پای استیضاح رفت. اینکه آدمی مثل مهندس عبدالعلی زاده هنوز بعد از این همه  سال مورد علاقه مردم است جالب به نظر میرسد. زبان ترکی که زبان مردم این منطقه است، در تبریز خیلی موزیکال مورد استفاده قرار میگیرد و شیرین حرف میزنند. فکر نمی کنم خوردنی های تبریز فقط توجه آدم های چاقی مثل من را جلب کند. میوه های تابستانی که محصول کار کشاورزان پرتلاش آذربایجان است تعجب و توجه هر ناظری را به خود جلب می کند. غذاهای آذربایجانی و شیرینی های مخصوصشان هم که هنوز حرف اول را در این حوزه می زند؛ به خصوص چلوکباب و آبگوشتش. البته در غیاب کوفته که به توریستها که مجبورند در خیابانها غذا بخورند و گیرشان نمی آید. در ۵۰ کیلومتری تبریز هم روستایی بود به نام کندوان؛ کنار اسکو و میلان. واقعاً از عجایب ایران است. تمام خانه ها در دل کوه است و در آن مردم زندگی میکنند. وقتی ما رفتیم، باران شدیدی می آمد. نیم ساعتی در یکی از خانه های دل کوه به اجبار و با بقیه بازدیدکنندگان ماندیم. در دل کوه با تلاش ۸ ساله هتل پنج ستاره نیز ساخته اند. ورودیه دادیم و رفتیم هتل را هم دیدیم. یک غذایی هم که همه دوست دارند و میخواهند به روی خود نیاورند نان و سیب زمینی و تخم مرغ است. ما هم یک شب از این غذا خوردیم. خیلی چسبید. البته حق دارید بگوئید به ما چه که شماها به تعطیلات رفته بودید، ولی بهترین بهانه بود که به عنوان یک ایرانی به پیشگاه مردم خوب آذربایجان شرقی عرض ادب و احترام کنم.

 

۲۹ مرداد ۱۳۸۶
۲۸ مرداد و مسأله دین مردم

 

آقای باستانی پاریزی تاریخ­دان معروف و قدیمی کشور که قلم روانش الگوی همه­ی نویسندگان روان نویس فعلی است، در کتاب کاسه کوزه تاریخ در مورد تاریخ مینویسد: علم تاریخ، علمی است مثل تلویزیون؛ که عمر آدمی را مثل یونجه میخورد. در ماجرای ۲۸ مرداد مثل حوادث تاریخی دیگری که نفی و اثبات مطلقش ارزشی شده نظرات گوناگونی مطرح است. اما از نگاه استفاده از دین در این ماجرا کمتر مورد توجه قرار گرفته است. یک بار آقای امام جمارانی که پدرشان نیز امام جماعت و روحانی آن منطقه محسوب می­شد، نقل می­کرد که وقتی شاه فرار کرد، بلندگوهای بزرگی در منطقه­ی ما نصب کرده بودند که در جشن های فرار شاه علاوه بر موسیقی و رقص و آواز، مرتب به پیامبر اسلام و قرآن پشت بلندگو اهانت می­کردند و به همین دلیل مردم زیادی از افراد عادی که از رفتن شاه هم ناراضی نبودند، به صورت خودجوش جلو خانه پدر آقای جمارانی که روحانی محل بود، جمع شدند و به این وضع غیر اسلامی اعتراض می­کردند و بعد دسته جمعی رفتند تلگراف­خانه که به این اعمال غیراسلامی اعتراض کنند. می­گفتند توده­ای­ها هستند. اما جمعی اعتقاد دارند که حامیان شاه  توده­ای­ها را سامان داده­اند. ولی هر چه باشد حسابی با این نقشه اکثریت مردم را به دلیل مبارزه با دین ترسانده بودند. بی­شک بی­اعتنایی و نادیده گرفتن اعتفادات دینی اثر مهمی در حادثه ۲۸ مرداد داشته است. شاید به همین دلیل هم باشد که خیلی از مردم ابزار خوبی شدند تا سرلشکر زاهدی درحوادث ۲۸ مرداد از آن استفاده کند و نخست وزیر شود و دولت مردمی دکتر مصدق را سرنگون نماید و دیکتاتوری را به نام مردم مستقر نمایند.

 

۲۸ مرداد ۱۳۸۶
اجماع بدنه به جای اجماع سران

 

یکی از جدی­ترین اشکالات روند انتخابات در جبهه اصلاحات و محافظه­کاران، این است که احزاب و رؤسای آنان که معمولاً علاقه­مند به کاندیدا شدن خود و دوستانشان هستند در شکل کاملاً سنتی آن جمع می شوند و از میان خود افرادی را برای جبهه اصلاحات و یا اصول­گرایان کاندیدا می­کنند؛ در حالی که لااقل خیلی از مخاطبان اصلاحات که علاقه­مند به سرنوشت کشور هستند و از روش­های موجود به سختی ناراحتند، معیارهای متفاوتی دارند و خیلی از احزاب و مسئولان آن­ها را نمی­شناسند. این­ها نسل جدیدی هستند. شعارهای متفاوتی نظر آنان را جلب می­کند. افراد و اندیشه­های مورد علاقه­ی آنان با افراد سنتی که معمولاً کاندیدا هستند فرق دارد. دلشان هم برای مملکت می­سوزد. به اصول انقلاب هم پای­بندند. باید کسانی که برنامه­ریزی انتخابات را در دست دارند با ایشان رابطه برقرار کنند. نظرات آنان را در کاندیداها و شعارهای انتخاب باید جویا شوند. اجماع بدنه درست کنند. ما فعلاً اجماع سران داریم. اگر چنین کنند شانس موفقیت فراوان و بلکه قطعی دارند. گر چه گمان ندارم این حرفها شنونده زیادی داشته باشد. شخصاً چندین بار این نظر را مطرح کرده­ام، هیچ بار جدی گرفته نشده است.

 

۲۷ مرداد ۱۳۸۶
خوب و بد مسلمانان اروپائی از نگاه نظرسنجی اروپائی ها

 

اداره نظارت بر مهاجران و مبارزه با ترس از خارجیان اتحادیه اروپا، در بیانیه خود اعلام کرده است:

شهروندان اروپائی خصایص ناپسندی برای مسلمانان قائل هستند، برای مثال ۸۳ درصد اسپانیائی ها و ۷۸ درصد انگلیسی ها، مسلمانان را متعصب می دانند. ۶۲ درصد اسپانیائی ها و ۵۲ درصد شهروندان آلمان آنان را خشن و تندرو و ۴۲ درصد اسپانیائی ها و ۳۸ درصد فرانسوی ها مسلمانان را خود خواه قلمداد می نمایند. در جواب سؤالاتی مبنی بر خصلت های خوب مسلمانان، ۷۰ درصد آنان ایشان را افرادی معتقد، مورد اطمینان، صادق و بخشنده به شمار می آورند.

مسلمانان خواستار تأمین شغلی برابر با دیگر شهروندان این قاره هستند و معتقدند برای تأمین امنیت اجتماعی، بایستی مسائل امنیتی به طور یکسان در مورد تمام افراد، به کار گرفته شود. آنان هم چنین خواستار این هستند که با اتهام واهی تروریسم و به بهانه های واهی دیگر، مورد خشونت نیروهای امنیتی قرار نگیرند. هم چنین معتقد هستند وضع اقتصادی و اجتماعی آنان هرگز خوب نبوده است و بیشترین نرخ بیکاری شامل مسلمانان است؛ به همین دلیل، هم از نظر کاری و هم از نظر تأمین مسکن، مورد سوء استفاده قرار می گیرند. زنان مسلمان به دلیل پوشیدن حجاب، در کانون اخبار و گزارشات رسانه های کشورهای عضو اتحادیه اروپا قرار دارند. تعداد کمی از جوانان مسلمان دارای فرصت مناسب شغلی و امکان رشد در مقاطع مختلف، در کشورهای عضو اتحادیه اروپا هستند. طبق تحقیقات به عمل آمده، نسل های دوم و سوم مهاجران مقیم اروپا، در سال های ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۶ میلادی نسبت به دیگر کودکان کمتر به مطالعه می پردازند و از سواد کمتری برخوردار هستند.

طبق یافته های این محققین، مسلمانان مقیم اروپا معتقدند در فرصت های شغلی و اجتماعی، به صورت دوگانه با آنان برخورد می شود. اروپائیان در مقابل اعطای حق اجتماعی آنان، خواستار آن هستند که آن ها از عقاید خویش دست بردارند و اتحادیه اروپا نقش تمدن اسلامی در فرهنگ جهانی را دست کم می گیرد؛ ولی معتقدند به رغم این ها، می توانند به راحتی در کنار شهروندان اروپائی زندگی مسالمت آمیزی داشته باشند و در توسعه اقتصادی کشورهای میزبان خود، نقش مهم و مؤثری را ایفا نمایند.

 

۲۶ مرداد ۱۳۸۶
جانبازان و ملت وفادار ایران

 

فردا روز تولد حضرت عباس و روز جانباز است. حضرت عباس الگوی جانبازان است. جانباز در اصطلاح عرفی کسی است که بخشی از وجود خود را در راه هدفش از دست می­دهد. دوران جانبازی حضرت عباس چند ساعتی بیش نبود. از زمانی که دستانش را قطع کردند و در راه امام حسین جانبازی کرد تا شهادتش فرصت اندک چند ساعته بود. اما آن­قدر کار بزرگی کرد که در تاریخ شیعه ماندگار شد. بین عرب­ها که تعصب زیادی دارند هنوز که هنوزه کسی جرات ندارد به حضرت عباس قسم بخورد و آن را عملی نکند. جانبازان کشور ما مورد احترام­ترین انسان­ها هستند. برای دفاع از این مرز و بوم، بخشی از بدن خود را از دست داده­اند، بسیاری از آن­ها فراموش شده­اند و با تحمل رنج و سختی نقص عضو، در خلوت خود و خانواده­شان زندگی سپری می­کنند. به خصوص آن­ها که شیمیایی شدند، مثل شمع آب می­شوند. هر روز در گوشه و کنار یک خط کوتاه می­خوانیم، فلان جانباز شیمیایی هم رفت. ملت وفادار ایران نمی­تواند آنان را فراموش کند و نمی­کند.

 

۲۵ مرداد ۱۳۸۶
تولد امام حسین و روز پاسدار و آمریکا

 

فردا تولد امام حسین (ع) است. از سال­های اول جنگ که بدنه سپاه با عشق به امام حسین (ع) جسورانه در کنار ارتش سرافراز و نیروهای مردمی بسیج از خاک میهن دفاع می­کردند، روز تولد امام حسین روز پاسدار نام گرفت. سپاه پاسدارن انصافاً نهادی بود که از ابتدا برای دفاع از ملت سازماندهی شد. اوج افتخارات این نهاد در جنگ بروز کرد که واقعاً اگر سپاه و نیروهای مردمی بسیج نبودند و شور حسینی نداشتند، معلوم نبود سرنوشت آب و خاک ایران امروز در چه وضعی بود. تا امروز هم بدنه سپاه همواره همراه مردم بوده­اند. اینکه بخش تند رو حکومت آمریکا در شامگاه چنین روزی در یک حرکت بی سابقه در روابط سیاسی تروریست بودن ارگان رسمی نظامی یک حکومت را زمزمه می کنند انتفام از رشادتهای ملی غیر قابل انکار پاسداران در حفاظت از از این مرز و بوم تلقی می شود. و در واقع اهانت به همه ی ملت ایران است که نگذاشتند مثل  جنگ های دیگر تاریخ ایران، بخشی از بدنه کشور به دست دشمن بیفتد. کسانی که این نیت آمریکا را نفهمند حتما از الفبای ساست جهانی چیزی درک نمی کنند. اختلاف نظر با بعضی رفتارهایی که با استفاده از نام سپاه در داخل صورت پذیرفته نباید مانع مخالفت با این رفتار انتقام جویانه ی آمریکا از ملت ایران شود. رئیس جمهور آمریکا تا کنون ۳ بار آغاز درگیریهای مذهبی داخل عراق را از انفجار سامرا اعلام کرده است. خود آنان میدانند که افراطیون سنی از سوی چه کشورهای حامی آمریکا سلاح دریافت می کنند. امام حسین البته به عاشورایش معروف­تر است. اما آن همه افتخار که امام حسین علیه السلام برای بشریت آفرید، چه نیکوست که روز تولدش یکی از شادترین روزهای مذهبی تقویم ما باشد.

 

۲۴ مرداد ۱۳۸۶
سقای بی ریای آقای رئیس جمهور و عصبانیت آیت الله توسلی

 

یک آقایی به نام آقای سقای بی­ریا که مشاور رئیس جمهور در امور روحانیت و عضو هیأت علمی مؤسسه امام خمینی – یعنی همان مؤسسه آقای مصباح – است، در قم افاضات شیرینی فرموده­است. مثلاً گفته­اند جمهوری اسلامی توسط اصلاح طلبان برای مردم به کفر تبدیل شده است. خوب مشاور رئیس جمهوری که خودش خبر دارد در قم و در میان بزرگان آن، چه نگاهی نسبت به آقای احمدی­نژادشان هست و ایشان نتوانسته این سایه سنگین اعتراضات حوزه بر دولت را به عنوان وظیفه سازمانی کم­رنگ کند، طبیعی است که از مأموریت آقای خاتمی توسط مراجع بزرگی مثل آیت الله وحید خراسانی، آیت الله صانعی، آیت الله سیستانی، آیت الله موسوی اردبیلی و آیت الله صافی چه­قدر باید عصبانی باشد؛ آن هم چند روز بعد از بازی رسانه­ای دست دادن آقای خاتمی. به این آقای سقای بی­ریا در حوزه آقای رئیس جمهور یا اصلاً توجهی نمی­شود و اطلاعات به وی نمی دهند و یا می داند و در یک دروغ آشکار گفته است که از میان علما و مراجع عظام تنها آیت الله صانعی به خاتمی برای جلوگیری از تخریب اماکن مقدس مأموریت داده است. آیت الله توسلی که همواره در خدمت امام بوده و خودش به قم رفته و در مورد مأموریت این مراجع مستقیماً واسطه بوده است، امروز ظهر زنگ زده بود و حسابی از این دروغ­گوئی آقای سقای بی­ریا، مشاور امور روحانیت رئیس جمهور عصبانی بود. توضیح دادم از نظر روانی معلوم است از این کار در بحبوحه روزهائی که تخریب آقای خاتمی از سوی آن­ها کلید خورده­بود چه رنجی می برند. شما خودشان را عصبانی نکنید. پریشب هم یکی از علمای قم تهران بود. گفته بود آقایی به منزل علما و مراجع می­رود و خودش را یکی از مسئولان مجله­ی پرتو وابسته به مؤسسه آقای مصباح معرفی می­کند و فیلم مشکوک دست دادن آقای خاتمی را برای آن­ها به نمایش درمی­آورد. ما که خودمان از دوستان آقای خاتمی هستیم، اصلاً باور نداشتیم این­قدر آقای خاتمی در بین مردم محبوبیت دارد که مصباحیون این­گونه خود را به آب و آتش بزنند.

روزگار غریبی است!

 

۲۳ مرداد ۱۳۸۶
اتحاد ملی و رهبری نظام و عملکرد مسئولان

 

رهبری سال جاری را، در حوزه داخلی، سال اتحاد ملی نام گذاری کرده اند. وقتی رهبر یک کشور فرمانی را صادر می کند، از دستگاه های اجرائی کشور انتظار نمی رود که فقط همان شعار رهبری را تکرار کنند. اگر مسئولان رده های مختلف واقعاً حرف رهبری را می خواهند عمل کنند باید ستادی در دفتر رهبری و یا هر جای دیگر تشکیل دهند تا زمینه های عملی اجرائی شدن آن فرمان شکل بگیرد. اتحاد ملی از مقوله هایی است که با دستور نهادها و شعارنویسی کنار تلویزیون و خیابان عملی نمی شود. ریشه های اصلی اختلافات داخلی باید شناسایی شود. اتحاد ملی هم حتماً به معنای اتحاد و هماهنگی مدیران حکومتی نیست؛ بحث ملت مطرح است. اگر چنان ستادی تشکیل می شد تلاش برای حفظ حرمت انسانی آحاد ملت با هر دین و مرام و عقیده ای و یا لااقل برای آن ها که قصد رویارویی و مقابله غیر قانونی با حکومت ندارند بحث اصلی کشور می شد. این که بماند. در همین سال اتحاد ملی بیشترین فحاشی، اهانت، تهمت به احزاب، افراد، مسئولان قبلی و شخصیت های ملی صورت پذیرفت. میزان تولید کلمات اهانت آمیز و تهمت ها و دروغ های رسمی از سوی کسانی که معتقدند به رهبری نظام ارادت دارند از بالاترین سطح تا سطوح متوسط در سال اتحاد ملی بیشتر از همیشه بود. آخرین آن ها ماجرای شکایت جمعی غریبه از حوزه به نام دین و حوزه و روحانیت از آقای خاتمی به همراه ده ها دروغ و اهانت بود. برخوردهای خشن اجتماعی، در خیلی از موارد نوعی اهانت ملی تلقی می شود. واقعیت این است که سیستم اطراف رهبری برای عملی شدن و اجرائی شدن و اثر بخش بودن سخنان معظم له هیچ اقدام عملیاتی نکرده اند. ۵ ماه از سال وحدت ملی گذشت ولی هیچ مسئولی وقتی تصمیم می گرفت، اثر آن بر اتحاد ملی و یا تخریب آن را در نظر نداشت. این نوع رفتار جدی ترین امکان تضعیف رهبری را فراهم می کند که متأسفانه پنهان مانده و کسی با آن برخورد نمی کند.

 

۲۲ مرداد ۱۳۸۶
کارهای نوشتاری متهمان

 

آقای معاون دادستان تهران که بر اساس شغلش باید فقط در چارچوب مسائل قضائی صحبت کند، در مورد خانم هاله اسفندیاری و آقای تاج بخش مصاحبه کرده و گفته است که تحقیقات از آنان پایان یافته و این دو یک سری کارهای "نوشتاری" دارند. صداقت را حال می کنید! مقام قضائی رسماً منتظر پایان کارهای نوشتاری آنان است. لابد آن نوشته ها منتشر می شود و مثل برنامه اعترافات تلویزیونی اثر عمیقی هم در افکار عمومی خواهد داشت!

 

8 4        ۱   ۲    ۳    ۴       3  7
© Copyright 2003-2017, Webneveshteha.com. All rights reserved.