۲۱ مرداد ۱۳۸۵
حرمت والدین

 

امروز بالاخره پدر و برادرم پس از ۵۵ روز دستگیری به دلیل مسائل عقیدتی و تشکیلاتی مربوط به امام زمان، آزاد شدند. میگفتند باید این بساط ها جمع شود؛ نمیدانم چرا نمیتوان دم خروس را نادیده گرفت. زمینه ی پهن شدن این بساط ها را باید در سخنان انتخاباتی و رفتارهای تبلیغاتی و سخنرانی های کسانی دید که سوار بر این موج فضای عمومی کشور را به سمت رواج چنین ایده هایی راهنمایی کردند. جامعه ما سخت نیازمند عقلانیت و آشنایی با دین و اندیشه ی روشن دینی است. در هر صورت حرمت گذاری به پدر و مادر یک اصل اخلاقی و دینی است که خوشا به حال آنان که توفیق خدمت به آنان را دارند. عمر همه ی پدر و مادرها طولانی باد.

 

۲۰ مرداد ۱۳۸۵
تروریستها، حزب الله و اسرائیل

 

دیروز جنگ اسرائیل و لبنان یک ماهه شد. در این یک ماهه از یک سو اسرائیل با در اختیار داشتن بزرگترین ارتش خاورمیانه که نزدیک به ۴۰ سال پیش در عرض ۶ روز ارتشهای قدرتمند مصر و سوریه را شکست داد با همه ی امکانات به لبنان حمله کرد و حزب الله بی آنکه حتی ارتش لبنان یک گلوله شلیک کند، مقاومت کرد. چیزی که رهبران عرب حتی تصور آن را نداشتند؛ اما در همین روز که اتفاقاً یکی از پرحادثه ترین روزهای جنگ یک ماهه بود، گروههایی که ادعای مبارزه با آمریکا را داشتند و اسلام را در این چند ساله در افکار عمومی جایگزین تروریست کرده اند برای کمک به اسرائیل و آمریکا در نجف بمب منفجر کردند و ده ها انسان بیگناه که چند نفر ایرانی نیز جزء آنان بودند را کشتند و نیز همزمان تهدید هایی علیه خطوط  هواپیمایی انگلیس شکل دادند که در افکارعمومی مقاومت شجاعانه ی حزب الله نا دیده گرفته شود. این شاهد دیگری است بر اینکه تروریستهایی که به نام اسلام در این سالها ظهور پیدا کرده اند خودآگاه و یا ناخودآگاه، عوامل و همکاران قدرتهای بزرگ جهانی هستند.

 

۱۹ مرداد ۱۳۸۵
تاریخ دوران اصلاحات و کنگره مشارکت

 

امروز کنگره حزب مشارکت بود. رضا خاتمی هم میخواست از دبیر کلی استعفا دهد. مراسم در انتهای بلوار مرزداران، در سالنی کنار یک مسجد بود. در همان حوالی دیدم آیت الله توسلی دنبال محل جلسه میگردد. دم درب ورودی از محسن میردامادی که پیش بینی میکنم دبیر کل آینده باشد، پرسیدم که اینجا کجاست؟ گفت چند ماه است که میخواهیم کنگره برگزار کنیم، هیچ جا سالن و یا محلی به ما نمیدهند تا اینکه پیشنماز این مسجد، آقای اشرفی اصفهانی، پسر شهید محراب شجاعت کرده و این محل را در اختیار قرار داده است و خودش هم نمیداند آینده اش چه میشود؟! با دکتر معین حال و احوالی کردیم و کمی درباره برنامه های فعلی اش صحبت کردیم. به جبهه ی دموکراسی امیدوار بود. نمیدانم چرا؟ در سالن با پورنجاتی کنار هم نشسته بودیم. مهندس سحابی صندلی جلوی ما بود. ناخودآگاه یاد جلسه ای افتادیم که هر دو در آن بودیم و آقای خاتمی در دوران ریاست جمهوریش با حال زاری وارد شد و گفت خبر داده اند که مهندس سحابی را در همین روزها به جرم براندازی اعدام خواهند کرد. چه روزهایی بود. با پورنجاتی همچنان مشغول یادآوری خاطرات بودیم و اینکه یک روزی روزگاری عضو حزبی بود که آقای ری شهری درست کرده بود. آقای ری شهری هم با توهم همیشگی البته گمان میکرد با همان حزب چند ماهه رئیس جمهور خواهد شد. در همین حال و هوا بودیم که صدای کف زدن اعضای کنگره مشارکت بلند شد. آقای خاتمی آمده بود. در جلسه واقعاً طیف گسترده ای حضور پیدا کرده بودند؛ آقای موسوی خوئینی دبیر کل مجمع روحانیون، جمعی از اعضای دفتر امام، احزاب ملی گرا، اعتماد ملی، چهره های سرشناس فکری و سیاسی. چند دقیقه بعد هم دوباره صدای کف زدن ممتد بلند شد. معلوم بود کسی می آید اما خیلی با تاخیر وارد شد. سعید حجاریان بود که به سنگینی و سختی جسمش را راه میبرد. رضا خاتمی در سخنرانی فوق العاده و شجاعانه یادآوری تلخی از دوران اصلاحات کرد که با وجود در اختیار داشتن اکثریت مجلس و دولت، چه فشارهایی تحمل کردند. پس از پایان سخنرانی افتتاحیه آقای خاتمی میخواست عبدالله نوری را هم به محل پذیرائی ببرد که نشد. دکتر پیمان میگفت خصوصیت برجسته ی امسال کنگره این بود که هیچ مقام دولتی در آن نبود. در بیرون مسجد به شوخی از یوسفی اشکوری که روحانی برجسته ای بوده و به دلایل سیاسی خلع لباس شده یک سئوال دینی کردم؛ او هم آمد آن شوخی را با یک شوخی جواب دهد که کدیور نگذاشت و گفت همین شوخی تو را در سایتش مینویسد. به سهم خودم از رضا خاتمی که با شجاعت این هشت ساله دبیرکل مشارکت بود تشکر می کنم و برای دبیر کل آینده آرزوی توفیق.

 

۱۸ مرداد ۱۳۸۵
گفتگوی من و دکتر یزدی درباره ی قانون اساسی کشور

 

در حاشیه ی مراسم مشروطیت، وقتی یکی از سخنرانان به مقایسه ی قانون اساسی مشروطیت و قانون اساسی فعلی اشاره می کرد، به طور تصادفی در کنار آقای دکتر ابراهیم یزدی نشسته بودم. گفتم شماها در دولت موقت نگذاشتید که همان پیش نویس قانون اساسی که دکتر حبیبی آن را تهیه کرده بود، به رفراندوم گذاشته شود. در آن قانون اساسی خیلی از موارد منجمله اصل ولایت فقیه وجود نداشت و خیلی عرفی تر بود. امام خمینی هم با این کار موافق بودند. شاید خیلی ها ندانند و یا کتمان کنند که ایشان طی مصاحبه ی مطبوعاتی در مدرسه ی رفاه در آغازین روزهای انقلاب اعلام کردند: شورای انقلاب حکومت موقت تعیین خواهد کرد و حکومت موقت موظف خواهد بود که مقدمات رفراندوم را تهیه کند؛ همچنین قانون اساسی "که تدوین شده" به آرای عمومی گذاشته می شود. اما مرحوم مهندس بازرگان و دولت موقت اصرار به برگزاری انتخابات خبرگان و تهیه ی پیش نویس قانون اساسی توسط اعضای خبرگان داشتند. اطلاعات تاریخی می گوید آقای هاشمی رفسنجانی که یکی از قدرتمند ترین افراد آن دوره بود، نیز اصرار بر به رفراندوم گذاشتن آن پیش نویس را داشت.

وقتی بعد از جلسه، در مسیر این اطلاعات را به آقای یزدی می گفتم، ایشان ظاهراً این اطلاعات را قبول داشت ولی استدلال می کرد که وقتی قانون اساسی فعلی که این همه فقیه آن را تهیه کرده اند، مورد قبول بعضی از مراکز قدرت نیست، اگر آن قانون اساسی که می گفتند یک مشت لیبرال آن را تهیه کرده اند به تصویب می رسید، کلی در حول و حوش آن حرف و حدیث می گفتند. من استدلال آقای یزدی را قبول ندارم. بالاخره قانون اساسی بود و به راحتی نمی شد آن را نادیده گرفت و یا به آن اعتراض کرد. اگر دکتر یزدی این چنین در مقام دفاع بر نمی آمد و مثلاً می گفت ما تصور دیگری داشتیم و نتیجه ی دیگری را گمان می بردیم قابل قبول تر بود. ایشان می گفت یک بار باید بنشینیم و مفصل صحبت کنیم. اگر چنین فرصتی پیش آمد، حتماً توضیحات ایشان را می نویسم و یا اگر خواستند خودشان توضیح می دهند. طبعاً هر کسی باید نقاط مثبت و منفی تاریخ سیاسی مربوط به خودش را قبول کند. ضمن آنکه آن تأیید امام نشان می دهد که قانون اساسی بدون بعضی از موارد نیز کفر نبوده و می توانسته قانون اساسی جمهوری اسلامی باشد.

 

۱۷ مرداد ۱۳۸۵
پانزده سالگی اینترنت و روز خبرنگار

 

 

دیروز جشن ۱۵ سالگی اینترنت بود و امروز در ایران روز خبرنگار است. شاید وقتی این تاثیر گذار ترین اختراع بشری به وجود آمد، حوزه اثر گذاری آن بر دنیای خبرنگاری و رسانه ای مورد توجه نبود؛ اما امروز در این مسابقه ی پر سرعتی که اینترنت برای بشریت تدارک دیده و در این دهساله که اینترنت فراگیر شده، معنای خبر و اطلاع رسانی متفاوت شده و روزنامه نگاری و استانداردهایش تغییر اصولی پیدا کرده است. در کشور خودمان، علی رغم سرعت محدود و مشکلات فیلترینگ غیر اصولی، روزنامه هایی که نسل اینترنت باز در آن رسوخ کرده اند و حتی از درصد اندکی از امکانات اینترنت استفاده میکنند، به وضوح با روزنامه های سنتی متفاوت هستند. مقایسه روزنامه شرق و سرمایه با مثلا کیهان و اطلاعات موید این سخن است. روزنامه نگاران و روزنامه های ایران باید ورود جدی به این فضا را تمرین کنند. نکته ی دیگر اینکه خوشبختانه خیلی از تصمیم گیران نمیدانند که مخاطبان خبرگیری مستقیم از سایتهای خبری و روزنامه های اینترنتی  کم کم از آنان که با واسطه ی کاغذ روزنامه خبر میخوانند، بیشتر میشود.

فرصت روز خبرنگار هم وقت مغتنمی است که به اعضای جدید انجمن صنفی روزنامه نگاران که علیرغم کارشکنی های دولتی توانستند آراء همکاران خود را اخذ کنند تبریک بگویم. سال گذشته البته از سیاهترین و سخت ترین سالهای خبرنگاری ایران بود که در سقوط هواپیمای نظامی خبرنگاران فراوانی جان خود را از دست دادند. به خانواده همه آنان در این روز تسلیت مجدد میگویم.

 

۱۶ مرداد ۱۳۸۵
تولد امسال امام علی (ع)

 

فردا تولد امام علی علیه السلام است. این روز به خاطر انتساب به امام بزرگواری که هر کسی به دلیلی به او ارادت دارد، روز بزرگی است. از سوی دیگر امسال این روز با روز خبرنگار که به خاطر شهادت شهید صارمی به دست طالبانی های دور از دین در افغانستان نامگذاری شده، همزمان است.

بزرگ ترین کار خبرنگاران، رساندن صدای مردم به حاکمان است. حاکمانی که معمولاً صدای مردم را دوست ندارند بشنوند و اگر صدایی می شنوند، صدای تعریف و تمجید است. علی علیه السلام وقتی که حاکم است، در یکی از مهمترین خطبه های خود در نهج البلاغه، می گوید: "مثل ستم پیشگان با من صحبت نکنید. تعریف ساختگی از من نکنید. کسی که عدالت را در حرف و سخن نمی تواند تحمل کند، عمل کردن به آن به مراتب برایش سخت تر است." تقارن این دو روز می تواند الگوی رفتاری برای خبرنگاران باشد که صدای واقعی مردم را به گوش حاکمان برسانند.

این روز را روز پدر هم می گویند. من که امکانش را ندارم، ولی شما حتماً به پدرتان تبریک بگوئید که خیر دنیا و آخرت در دعای پدر و مادر است.امروز به این مناسبت یکی اس ام اس فرستاده بودوپرسیده که شما میدانید چراروز زن گل فروشیها وطلافروشیها، شلوغ میشوند وروز مرد جوراب فروشیها؟ من که جوابی نداشتم.

به خبرنگاران هم این روز را تبریک ویژه می گویم. خداوند آنان را از شر تعقیب و محاکمه و بازجویی و بیکار شدن مصون نگه دارد. آمین.

 

۱۵ مرداد ۱۳۸۵
شکایت به دیوان حکمیت لاهه

 

به مناسبت صدمین سالگرد مشروطیت در حاشیه ی همایش، این سند آمده است که آخوند خراسانی بزرگ ترین روحانی و مرجع زمانش، از محمد علی شاه به دیوان حکمیت لاهه شکایت می کند؛ و برای اولین بار از کلمه ی حقوق طبیعی استفاده می کند. وی در سال 1336 قمری به دادگاه لاهه می نویسد.

 سالهای دراز برای استرداد حریت طبیعی و خداوندی ملت ایران از دولت مستبده ی خود، کشاکش ها بود تا در سالهای سلطنت مظفر الدین شاه، ملت حقوق طبیعی خود را استنقاذ کرد و دولت ایران و شما از استبداد به مشروطیت تحول یافت. حالا بعد از صد سال پیش رفته ایم یا عقب گرد کرده ایم؟

 

۱۴ مرداد ۱۳۸۵
همايش مشروطيت

 

بالاخره بعد از مدتها تلاش دوستان، همايش غير دولتی مشروطيت امروز برگزار شد. علی‌رغم نگرانی‌هايی كه داشتيم جمعيت فراوانی آمده بود. اول صبح سالن اصلی پر شد. سخنران افتتاحيه آقای خاتمی بود كه حتماً خبر آن را خبرگزاری‌ها می‌دهند. بعد از سخنرانی ايشان و گزارش جلسه توسط بورقانی، خانم باقی همسر آقای قوچانی و دختر آقای عمادالدين باقی در مقام مجری‌گری، جمعيت را به استراحت كوتاهی دعوت كرد. در اين فاصله دكتر سروش را ديدم كه می‌گفت ديروز آمده و چند سالی است كه ماه رمضان را ايران نبوده و قصد دارد چند ماهی بماند. قسمت دوم برنامه مقالات خوبی بود كه برای جلسه نوشته بودند. هيأت رئيسه خيلی ديپلماتيک انتخاب شده بود. مهندس نجفی وزير سابق آموزش و پرورش، دكتر آيينه‌وند به عنوان پژوهشگر، آقای رحمانی از روزنامه ی شرق به خاطر تلاش‌های روزنامه، مهندس جلالی‌زاده كه هم كرد بود و هم سنی و هم مشاركتی، و سركار خانم طالقانی كه هم خود شخصيت قابل احترامی است و هم زن. آقايان نبوت، كامبيز نوروزی، محمد جواد كاشی، حميد رضا جلائی‌پور و محمد نكوروح مقالات جالبی ارائه كردند. وقت همه خيلی فشرده بود. سخنان جلائی‌پور كه مشتركات جامعه فعلی با دوران مشروطيت و اختلافات آن را بررسی می‌كرد، خيلی صميمی و غير رسمی بود و در عين حال جالب توجه شد. فرق يک جامعه‌شناس با ديگران هم در اين است كه لااقل بتواند مخاطب را خوب جلب كند. خيلی صريح می‌گفت اصلاح طلب با حكومت همكاری  می‌كند تا روشها را اصلاح كند و انقلابی به فكر نابودی رژيم است؛ و دومی خيلی آسيب به حركت جامعه مدنی می‌زند. بی‌توجهی به قانون را فصل مشترک همه دوران‌ها از مشروطيت تا امروز دانست. با دكتر ابراهيم يزدی كه در كنار هم قرار گرفتيم در مورد قانون اساسی خيلی حرف زديم كه آن را جداگانه می‌‍‌نويسم. آخر صحبت دكتر محمود نكوروح، برق‌ها رفت ولی صدای بلندگو بود. ايشان هم که داشت مقاله‌اش را از رو می‌خواند دچار توقف شد و بقيه‌اش را از حافظه‌اش استفاده كرد. نشانه خوبی بود كه مقاله‌اش را خودش نوشته است! بعد هم به جای آن‌كه برق بياد ۵ دقيقه‌ای چراغ‌های سالن چشمك‌زن شد كه آقای مهندس نجفی گفت برای خالی نبودن فضا، از امور هنری رقص نوری هم در پايان تدارک ديده شد! وقتی بيرون آمديم نجفی گفت بعضی می‌گفتند حق بود بگويی كه حركات موزون نور. قبل از اين كه از هم جدا شويم گفت قبل از انقلاب می‌گفتند اگر خانم رقصنده‌ای كه در ايران معروف بود با اديسون ازدواج كند رقص نور به وجود می‌آيد.

اين سمينار تا فردا بعد از ظهر ادامه دارد و حركت بزرگ سازماندهی شده اوليه اصلاح‌طلبان بود. اميدوارم همه اصلاح‌طلبان باور كنند كه اگر با هم كار كنند شكی برای موفقيت در آينده نبايد داشته باشند.

 

۱۳ مرداد ۱۳۸۵
نمره ی بیست به عملکرد دولت

 

چند سال پیش در جلسه ای یکی نقل میکرد که به کسی پنج هزار ضربه شلاق در یک جلسه زده اند. دوست بامزه ای در آنجا بود و گفت یا شلاق نخوردی یا عدد و رقم سرت نمیشود.

حالا آقای سعیدلو، معاون اجرائی رئیس جمهور ادعا کرده نمره ی عملکرد دولت فعلی در یک سال گذشته بیست است. فکر کنم ایشان هم یا از وضع کشور در یک ساله فعالیتشان خبر ندارند، یا نمیدانند نمره بیست یعنی چه؟

                *************

فردا تولد امام جواد (َع)است. مبارک باشد.در روایات هست که آن بزرگوار حاجات دنیایی را میدهد. دعا کنید امام جواد حاجات  همه بخصوص خاندان مارا بدهد.

 

۱۲ مرداد ۱۳۸۵
نوشته ی خانم الهام و جواب آقای حسن رجبی و نظر آقای خاتمی

 

دیروز داشتیم با آقای خاتمی در مورد نامه ی خانم فاطمه رجبی (همسر آقای الهام) و نامه ی دوست خوبمان آقای حسن رجبی که از پرخاشگریهای خواهرش از آقایان خاتمی و هاشمی و روحانی عذر خواهی کرده است، صحبت میکردیم. آقای خاتمی میگفت مگر این اولین بار است که در کشور با این ادبیات علیه او چیزی مینویسند؟ شاید در مورد آقایان رفسنجانی و دکتر روحانی تازگی داشت ولی درباره ی آقای خاتمی که تا کنون به خصوص در دوران ریاست جمهوری نامه ها و مقالات و گزارشهای بولتنی فراوانی با چنین ادبیاتی نه تنها از سوی آدمهایی مثل خانم فاطمه رجبی، بلکه از سوی آدمهای معروف و با شخصیت علیه ایشان نوشته شده و هیچگاه هم ایشان نه عکس العمل نشان داده و نه به آنها توجه کرده است. آقای خاتمی از نامه ی محبت آمیز دوست خوبمان آقای حسن رجبی هم تشکر میکرد و هم تعجب؛ تعجبش از این بود که همه ی اهل فرهنگ کشور هم حسن آقا و هم محمد آقای رجبی و هم پدر محترمشان، آقای علی دوانی که انصافا از محترم ترین و پرکار ترین نویسندگان مسائل دینی و تاریخی هست را میشناسند و بدون توضیح آقای حسن رجبی هم، همه میدانند که آن ادبیات و آن حرفها اصلا نمیتواند ارتباطی به نوع تفکر وادب اینان داشته باشد. آقای خاتمی از من میخواست تا به عنوان تشکر، این توضیحات را بنویسم تا محبت حسن آقا بی پاسخ نباشد. یاد آوری کردم که یک بار در سه سال پیش هم خانم فاطمه رجبی با همین ادبیات علیه همه ی اصلاح طلبان مینوشت، حسن آقای رجبی به من از طرف خودش و پدر بزرگوارش پیغام داد که مبادا آقای خاتمی حرفهای ایشان را به حساب آنان بگذارد و بدانند که ایشان و پدرشان با حرفهای دختر و خواهر مخالفند. من هم به آقای خاتمی گفتم و همین حرفهای امروز را زد. من شخصا از زمان رادیو با آقای حسن رجبی آشنا بودم و همکار؛ همیشه همه ی دوستان و اهالی فرهنگ کشور ایشان را یکی از قویترین صاحب نظران تاریخ و مسائل تخصصی کتاب و کتابداری میشناختند و برای ایشان احترام ویژه ای قائل بودند. شخصا هم از شجاعت آقای حسن رجبی تقدیر میکنم که توضیحاتش ضروری بود. 

8   4       ۱    ۲   ۳    ۴       3  7
© Copyright 2003-2019, Webneveshteha.com. All rights reserved.