۳۱ مرداد ۱۳۸۵
آقای خاتمی تکذیبیه آقای رهبر را تایید میکند

 

پریشبا، جلسه مجمع روحانیون مبارز بود. قبل از شروع جلسه اخبار رد و بدل میشد. آقای محتشمی طبق معمول از لبنان گزارش داد؛ از سخنرانی بشار اسد که باعث تفرقه لبنانی ها شده هم انتقاد میکرد. من هم گزارشی از سمینار دین و مدرنیته دادم؛ با اینکه هیچیک از اعضای مجمع روحانیون در آن شرکت نکردند. گفتم اعتقاد دارم مجمع و آقای خاتمی در مناسبتهای مذهبی میتوانند در جلساتی عمومی با ارائه مباحث جدی حوزه دین فضای تازه ای ایجاد کنند. آقای موسوی لاری از آقای خاتمی پرسید اینکه در سایتها آمده که شما با آقای رهبر ملاقات داشتید و ایشان از دولت فعلی انتقاد و نامه ی اقتصاد دانها در نقد دولت را تأیید کرده و بعد رهبر تکذیب کرده چیست. کمی طول کشید تا معلوم شد منظور آقای موسوی لاری از رهبر، آقای رهبر رئیس سازمان مدیریت است. آقای خاتمی از این حرف و حدیث های سایتی اطلاع نداشت. توضیح دادم که در یک سایت محاظه کار خبر هایی از دیدار شما با آقای رهبر منتشر شده؛ همانها که موسوی لاری گفت ولی آقای رهبر گفته که در ملاقات این حرفها نبوده و دیدار دوستانه بوده است. آقای خاتمی خیلی ناراحت شد که این دروغها را از قول او نوشته بودند. میگفت حرف آقای رهبر درست است که جلسه دوستانه بوده و اصلاً مسأله نامه اقتصاددانها و این مباحث در جلسه مطرح نشده است. کلی هم برای آقای رهبر دلسوزی کرد که این جلسه دوستانه باعث مشکلات احتمالی برایش شده و مجبور شده تکذیبیه بدهد. بعد هم از من خواست لااقل در سایتم توضیحاتش را بنویسم. البته سایتی که این اکاذیب را نوشته خوشبختانه شامل نامه آقای الهام به دادستان نمیشود، چون همان سایتی است که مطالب پراهانت خانم الهام در آن منتشر شده و اصلاً نسبت دروغ به آقای خاتمی چه دورانی که رئیس جمهور بود و چه الان، جرم نبود و نیست.

 

۳۰ مرداد ۱۳۸۵
مبعث، تجلی محبت و آگاهی

 

فردا روز مبعث و روز برانگیخته شدن محمد (ص) آخرین پیامبر خداست؛ پیامبری که با واژگان قلم و خواندن اولین سخنان خود را بر بشریت عرضه کرده؛ رسول بزرگواری که دلیل بعثت خود را تمام کردن کرامت اخلاقی می دانست. استفاده ی پیامبر از لفظ تمام کردن، حرمت گذاری به روش های اخلاقی مورد قبول بشریت نیز نهفته است. مکتب اخلاقی پیامبر، متفاوت از شیوه ی رفتار اخلاقی بشر نبود. بلندای کوه حرا و غار کوچک آن، سرآغاز مکتب فراگیری بود که بعد از ۱۴ قرن، همچنان اسلام یکی از سه دین بزرگ دنیاست.

در طول این ۱۴ قرن کسان زیادی برای تحقق آرمان های پیامبر اکرم تلاش کردند، جان دادند، رنج کشیدند، آواره شدند و دلسورانه فداکاری کردند تا نام مهربان محمد (ص) بلند مرتبه بماند. همچنان که خیلی ها نیز در طول این هزار و چهارصد ساله از نام پیامبر بهره های فراوانی بردند و منافع خود را زیر نام او جستجو کردند؛ پیامبر رحمت و صلح را سمبل خشونت معرفی کردند و خواندن و قلم که اولین کلمات او بود را ممنوع کردند و شکستند و اخلاق را که فلسفه ی بعثت بود از قاموس اسلام حذف کردند. سالروز بعثت پیامبر بزرگ اسلام مبارک باشد. کاش جامعه ی اسلامی به پیام پر محبت و سرشار از آگاهی محمد (ص) بازگردد.

      

                               *  *  *  *  *

در مورد نامه ی آقای الهام به دادستان تهران هم مصاحبه ای کرده ام که اینجا می توانید آن را بخوانید.

 

۲۹ مرداد ۱۳۸۵
مرگ شعبان جعفری

 

دیروز در سالگشت ۲۸ مرداد، شعبان جعفری معروف به شعبون بی مخ درگذشت. این همزمانی ظریفی بود. از ابتدای نوجوانی اسم شعبان بی مخ را شنیده بودم. در ایام انقلاب که گوشه و کنار چماق به دستان به تظاهرات مردم حمله می کردند، باز در بیانیه های سیاسی از این چماق به دستان به عتوان شعبان بی مخ های رژیم یاد می کردند. چند سال پیش که خاطراتش چاپ شد، دو بار آن را خواندم. با لهجه ی شیرین لاتی خاطراتش را تعریف کرده است. خودش در خاطراتش تعریف می کند، وقتی برای گرفتن جواز اقامت در آمریکا اقدام کرده بود، ضرورت داشت افراد در حد ابتدایی زبان انگلیسی بلد باشند. او که قدرت فراگیری ابتدایی زبان انگلیسی را نداشته به مترجم می گوید از هر ایرانی مقیم آمریکا بپرسید به من می گویند بی مخ. آدم بی مخ هم که نمی تواند زبان یاد بگیرد. وی از عوامل اصلی کودتای ۲۸ مرداد شناخته می شود. در حقیقت او – اگر چه خودش در خاطراتش خیلی قبول ندارد – از عوامل بازگشت دوباره ی خاندان پهلوی به حکومت و سقوط دولت مصدق بود.

به عقیده ی من شعبان جعفری یک عنوان عبرت آموز تاریخ ماست. رژیمی که خود را به "بی مخ ها" مستظهر کند، و چاقوکشی و ضرب و شتم و لات منشی را ترویج نماید، حتماً در سراشیبی سقوط افتاده است.

 

۲۸ مرداد ۱۳۸۵
سریال نرگس

 

امروز یک sms دریافت کردم، نوشته بود با شرکت در مراسم چهلم مادر نرگس، شوکت را ضایع کنیم. این اشاره به فراگیر بودن مخاطبان سریال نرگس است که میگویند از پربیننده ترین سریالهای تلویزیونی است. اساساً سریالهایی که هر شب پخش میشود و موضوع دنباله داری است مورد استقبال خانواده ها قرار میگیرد و آن تنها حلقه وصلی میشود که معمولاً همه ی اعضاء خانواده در مورد دیدن آن کانال توافق میکنند. سریال نرگس به دلیل آن که در فصل تابستان و بعد از مدتها تعطیلی سریالهای دنباله دار پخش میشود از شانس مخاطب بیشتری برخوردار است؛ اما در چنین شرایطی که بیننده به خاطر کمبود فیلم و سریال تلویزیونی مجبور به دیدن این سریال است، دست اندرکاران باید تلاش کنند که از آفت همیشگی طول دادن های زیادی، کم سرعت بودن حوادث، تکراری و قابل پیش بینی شدن سکانسهای بعدی، و مواردی از آن قبیل که هم مخاطب و هم دست اندرکاران میدانند که شیوه پرداخت پول بر اساس دقیقه ی تولید، عامل این شکل ارائه کار است پرهیز نمایند. اگر نویسندگان و کارگردانان سریال نرگس که مخاطب فراوانی پیدا کرده و جزئی از زندگی مردم شده است، این اعتماد و علاقه را پاس دارند و به مردم حرمت بگذارند، خود را در دل و ذهن جامعه محترم میکنند. به روان زنده یاد پوپک گلدره هم درود میفرستم.

 

۲۷ مرداد ۱۳۸۵
استقبال با شکوه از اندیشه ورزی

 

سمینار دین و مدرنیته خیلی با شکوه انجام شد. نگرانی اصلی ما از روزهای قبل، میزان شرکت مردم بود. ما در این سمینار از شخصیتهای رسمی سابق و لاحق که معمولاً در مراسم افتتاحیه شرکت میکنند و اسمشان خبر ساز و جمعیت آور است دعوت نکرده بودیم و جالبتر آنکه اصلاً مراسمی  به نام افتتاحیه نداشتیم. از لحظه اول، سخنرانی های تخصصی شروع شد. با این وضعیت طبعاً نگران میزان حضور مردم بودیم. اول تصمیم داشتیم آن را در کتابخانه ی حسینیه ارشاد برگزار کنیم و بعد که تصمیم گرفتیم در سالن اصلی باشد، تمهیداتی برای شکل نشستن فراهم کردیم که جمعیت اندک در سالن خیلی به چشم نیاید. خوش بینان جمع ما میگفتند تنها در بعد از ظهر که سروش سخنرانی دارد شاید سالن پائین پر شود؛ چون سمینار هم به صورت غیر دولتی بود، شرکت ساندویچ شیلا توافق کرده بود که نهار را بدهد و بتواند اوراق تبلیغاتی خود را پخش کند. دست بالا گرفتیم و400 نفر برای نهار پیش بینی کردیم؛ اما از ساعت 8.30 جمعیت به سمت حسینیه آمد. با اینکه خیلی ها بخشی از جلسه را شرکت میکردند و بعد میرفتند اما با ورود آدمهای جدید، در طول این 8 ساعت همیشه سالن پایین و بالا پر بود و گاهی در وسط راهرو ها هم نشسته بودند. قیافه ی آقای طوسی ما که مسئولیت اجرائی سمینار را بر عهده داشت و به جای 400 نفر به 1600 نفر ساندویچ داد، دیدنی بود. شاید خیلی ها باید از این جلسه بفهمند که این استقبال از یک جلسه کاملاً تخصصی که از سوی یک سازمان غیر دولتی ناشناخته ای مثل موسسه گفتگوی ادیان برگزار شد و رسانه آن هم بخشی از تبلیغات مجانی دو سه روزنامه و ایمیل و وبلاگ دوستان وsms  بوده است، نشانه وجود ظرفیت بالای علمی در جامعه و استقبال از فهم و هم اندیشی فکری است. البته دیروز، آقای سروش به جای آنکه مثل یک متفکر دیدگاههایش را بتواند ارائه کند، به کمک مخالفانش برای مدتی تبدیل به مسأله شد. از روز قبل اطراف حسینیه ارشاد را بر علیه سروش شعارنویسی کرده بودند و بعد هم اخطار های رسمی تر. نهایتاً ایشان نیامد و مقاله اش را با مقدمه ای، فرزندش خواند؛ اما بعد از این حادثه نیز سیر علمی کار پیش رفت و تا آخر بحث های جدی در مورد دین و مدرنیته ادامه داشت. شاید البته پاسخ قطعی برای رابطه ی دین و مدرنیته پیدا نشود اما اینکه در سطح بسیار گسترده ای اصل این سئوال مطرح شد، خود هدف سمینار بود. کتاب این سخنرانی ها به زودی منتشر میشود. از همه ی کسانی که کمک کردند تا این سمینار با شکوه برگزار شود ممنونم و شاید بتوانیم باز هم چنین گامهایی رابرداریم. ازهمه اساتید سخنران و از همه ی کسانیکه آمدند، ممنونم.

 

۲۶ مرداد ۱۳۸۵
اسیران جنگ و سیدی به نام ابوترابی

 

در سالهای جنگ، همسایه ای داشتیم که خانواده ی یکی از اسرای جنگ بودند. فرزندان این خانواده تقریباً هم سن فرزندان کوچک من بودند. همسر این خلبان آزاده خیلی تلاش میکرد فرزندانش را خوب و پر نشاط نگهدارد؛ اما هیچیک از اعضای خانواده با روند جنگ و ماهیت رژیم صدام گویا امیدی برای بازگشت زنده ی اسیر خود نداشتند. وضعیت این خانواده از رنج آورترین مسائلی است که همواره به یاد دارم خانواده ی اسیران به حق رنج فراوانتری از خانواده ی شهیدان داشتند. وقتی به دلیل ماجرای اشغال کویت و جنگ با آمریکا، صدام تصمیم گرفت اسرا را آزاد کند، نیز روزهای تاریخی ایران بود. کسانی که به خاطر دفاع از آب و خاک کشورمان سالها در اسارت رژیم صدام، سخت ترین روزهای زندگی را سپری کرده بودند، به میهنی برمیگشتند که همه، یک پارچه به  آنان خیر مقدم میگفتند و به انتظارشان نشسته بودند. در حافظه ام به خوبی هست که دوست خوبم حسین نصیری آن روزها رئیس خبرگزاری جمهوری اسلامی بود. هیچکس، حتی مقامات از داخل اردوگاههای اسیران با خبر نبود. خبرگزاری با اسرا لب مرز مصاحبه میکرد و آنها را بولتنی کرده بود تا در اختیار مسئولان قرار دهد. در جلسه ای که میخواست بولتن را به آقای خاتمی بدهد، میگفت با هر کسی از اسرا - بسیجی، خلبان، سپاهی، کادر فنی، ارتشی، درجه دار و عادی - مصاحبه میکنیم از نقش فردی به نام ابوترابی یاد میکنند که یا خودش و یا پیامهایش باعث حفظ روحیه و نشاط اسرا می شده؛ آن روزها کمتر کسی ابوترابی را میشناخت. آیت الله موسوی خوئینی که قزوینی است و همشهری ابوترابی، یادآوری میکرد که اول گمان برده بودند که ابوترابی در جنگ شهید شده و در قزوین برایش فاتحه گرفته اند و ایشان هم در ختمش شرکت کرده که ماهها بعد معلوم میشود اسیر است. به خاطر آنکه ابوترابی و خاندانشان در قبل از اسارت جزء هواداران حزب جمهوری نبود و گرایشهای دیگری داشت، خیلی ها از این رهبری ابوترابی بر اسرا ناراضی بودند ولی برای همانها هم  این روحیه ابوترابی اعجاب آور بود.

هر کسی هر نظری در مورد وضع فعلی کشور داشته باشد و با هر نگاهی به تاریخ جنگ بنگرد، اگر ایرانی باشد نمیتواند به رنج اسیران جنگ تحمیلی که برای دفاع از ایران تحمل کردند، ادای احترم نکند. در روز بازگشت آنان دوباره نام و یادشان را گرامی میداریم.

 

۲۵ مرداد ۱۳۸۵
سمینار تخصصی و نه سیاسی

 

سمینار دین و مدرنیته، یک سمینار علمی و تخصصی است. سعی شده است در این سمینار نمایندگان سنت گرایان، نو اندیشان دینی و روشنفکران دعوت شوند تا دیدگاه های علمی خود را عرضه نمایند. طبعاً صاحب نظران هر کدام دارای اندیشه و روش سیاسی و عقیدتی هستند اما فارغ از همه ی این وابستگی ها در سمینار قرار است به بحث علمی و تخصصی در حوزه دین بپردازند. سیاسی دیدن مسائل علمی از موانع بزرگ رشد علم و اندیشه است.

این سمینار چون از سوی مؤسسه ی غیردولتی گفتگوی ادیان برگزار می شود با لطف و دوستی افراد و مؤسسات گوناگون مواجه شده تا در نتیجه مخارجی برای برگزاری این سمینار تحمیل نشود. از همه، به خصوص از رسانه های مکتوب و وبلاگها و سایتهای مختلفی که خبر این سمینار را مجانی اعلام کرده اند متشکریم.

از حسینیه ی ارشاد هم که یکی از پر سابقه ترین و مفیدترین مراکز فرهنگی کشور است و از یاری کنندگان برگزاری این سمینار؛ تشکر می کنم.

این جلسه یک روزه فردا پنج شنبه از ساعت ۹:۳۰ تا ۱۹ در حسینیه ی ارشاد تهران برگزار می شود.

 

۲۴ مرداد ۱۳۸۵
آقای احمدی نژاد وبلاگتان مبارک؛ اما...

 

وبلاگ نویس شدن آقای احمدی نژاد در مقام رئیس جمهور، به حق یکی از مهم ترین اخباری بود که در یکی دو روز گذشته در جامعه ی مجازی ایران مطرح شد. نزدیک به سه سال پیش که من معاون رئیس جمهور بودم و وبلاگ شخصی راه اندازی کردم مورد تندترین انتقادات جناح محافظه کار قرار گرفتم که مگر معاون رئیس جمهور بیکار است که وبلاگ می نویسد و به لقب معاون اینترنت باز رئیس جمهور مفتخر شدم. خوشبختانه جریان جامعه ی مجازی چنان با سرعت خود را بر جامعه ی ایرانی تحمیل کرد که رئیس جمهور فعلی که در باشگاه سیاسی ایران جزء افراطی ترین بخش جریان محافظه کار شناخته می شد، بدون دغدغه اعلام راه اندازی وبلاگ شخصی می کند. این کار با هر هدفی که باشد کار مبارک و میمونی است که به سهم خودم به آقای احمدی نژاد تبریک می گویم.

خوشبختانه در این سال ها سیاستمداران دیگری مثل آقایان مهاجرانی و ولایتی هم وبلاگ زده اند؛ اما متأسفانه بعد از مدتی آن را با تأخیرهای طولانی به روز می کنند. در حقیقت، به جای آن که وبلاگ جای ارتباط مستمر با این شخصیت ها باشد، به ابراز تجمل و تشریفات شخصی تبدیل می شود. امیدوارم آقای احمدی نژاد که شعار ما می توانیم را می دادند، لااقل چنان چه وعده کرده اند در این مورد بتوانند هفته ای دو سه بار مطلب جدید در وبلاگ بنویسند.

نکته ی دیگر این که ایشان و هر وبلاگ نویس دیگری باید توجه کنند که فضای وبلاگ، فضای باز و راحتی است؛ باید از ادبیات متناسب با این فضا استفاده کرد. این فضا، تفاوت جدی با مصاحبه ها و دیدارهای رسمی دارد. در پست اول وبلاگ رئیس جمهور که شرحی از زندگی است، این خصوصیت رعایت نشده است. تحلیل سیاسی از انقلاب و جنگ و حوادث اجتماعی در لا به لای زندگی نامه شخصی، دور از سلیقه ی وبلاگ نویسی است.

گذاشتن بخش نظرسنجی با اهمیت سیاسی که این نظرسنجی ها در سایت رئیس جمهور دارد، احتمالاً بعد از پاسخ گرفتن از چند نظرسنجی حذف خواهد شد. از همه مهمتر اگر پاسخ به ایمیل ها، حتی از سوی مشاوران آقای احمدی نژاد جدی گرفته شود، دریچه ی بسیار خوبی برای ارتباط با مردم خواهد بود.

در هر حال فکر می کنم علاقه مندان به وبلاگ و حوزه ی مجازی از این که آقای احمدی نژاد عضو جامعه ای شده است که تا دو سال پیش کیهان آن را شبکه ی عنکبوتی می نامید، خوشحالند. فقط به شرط آن که استمرار یابد.

 

۲۳ مرداد ۱۳۸۵
سمینار دین و مدرنیته: پنجشنبه ی این هفته

 

پنجشنبه ی این هفته از سوی مؤسسه ی گفت و گوی ادیان ما، سمینار دین و مدرنیته برگزار می شود. این موضوع، از مسائل جدی و ضروری دنیای امروز و کشور ماست. محمد رضا جلائی پور، دوست جوان و اهل فکر و فرهنگم دبیر این جلسه است و با کمک سایر همکارانمان تلاش فراوانی کردند تا این سمینار یک روزه، کاملاً تخصصی و علمی برگزار شود.

این سمینار در سه پانل انجام می شود. ساعت ۹:۳۰ تا ۱۲:۳۰ آقایان دکتر سعید حجاریان، دکتر ژند شکیبی، دکتر علیرضا علوی تبار و دکتر محسن کدیور سخنرانی می کنند. بعد از استراحت کوتاه و اقامه ی نماز و نهار مختصر در پانل دوم که از ساعت ۱۳:۳۰ آغاز می گردد آقایان دکتر سروش، حجت الاسلام سید علی طالقانی، دکتر سعید بینایی مطلق و دکتر محمد راسخ سخن خواهند گفت و در آخرین پانل این سمینار که از ساعت ۱۶:۳۰ تا ۱۹ برگزار می شود آقایان دکتر محمود صدری، دکتر مراد فرهاد پور، دکتر علیرضا شجاعی زند و دکتر سارا شریعتی دیدگاه های خود را ارائه می نمایند.

علاوه بر این سخنرانان از دکتر علی پایا، پروفسور براین ترنر، پروفسور گریس دیوی، دکتر داریوش شایگان، دکتر ابوالقاسم فنایی، پروفسور جوز کازانوا، دکتر فاطمه کشاورز، دکتر مصطفی ملکیان، دکتر آرش نراقی، دکتر سید حسین نصر و دکتر محمدرضا نیکفر آثاری ارائه می کنند که در سمینار توزیع می شود.

جهت یادآوری این سمینار از ساعت ۹:۳۰ تا ۱۹ روز پنجشنبه ۲۶ مرداد در حسینیه ی ارشاد واقع در خیابان دکتر شریعتی برگزار می شود.

با توجه به این که این سمینار بدون تزئینات و حداقل مخارج برگزار شده و حتماً حرف های جدی و قابل استفاده ای ارائه خواهد شد، از همه ی صاحبان رسانه و به خصوص سایت ها و وبلاگ ها تقاضا دارم که به این خبر لینک بدهند تا امکان حضور افراد بیشتری به خصوص دوستان شهرستانی فراهم آید. شرکت در این سمینار برای همه آزاد است و هر کسی هم می تواند از طرف ما دوستانش را دعوت کند.  

 

۲۲ مرداد ۱۳۸۵
بی اطلاعی از تاریخ

 

دهها سال است که در عربستان سعودی، به هنگام نمازهای پنج گانه تمامی مغازه ها بسته می شود و این به صورت یک قانون خیلی جدی رعایت می گردد. چند سال پیش یکی از خبرنگاران صدا و سیما مثل خیلی ها که برای بار اول به حج مشرف می شوند، برای اولین بار و به عنوان خبرنگار به حج رفته بود و از رادیو گزارش مستقیم آن پخش می شد. این خبرنگار که برای اولین بار دیده بود مغازه ها موقع نماز بسته شده، در اولین گزارش خود می گفت با توجه به گسترش موج اسلام خواهی امسال مردم عربستان سعودی به هنگام نماز، مغازه های خود را می بندند.

در بسیاری از مسائل سیاسی و اقتصادی نیز متأسفانه این روش را می توان دید. خیلی ها که تاریخ نخوانده اند، حوادث همواره تاریخ که بخشی از فرهنگ و خصوصیات ملت است و یا سوابق طولانی در تاریخ سیاسی دارد را مثل گزارشگر فوق الاشاره به عنوان یک کار مهم و نو تفسیر و تحلیل می کنند. نمونه های متعدد آن زیاد است که در اظهار نظرهای سیاستمداران تازه کار و یا در تحلیل های نویسندگان روشنفکر و سنتی آن را میتوان ردیابی کرد.

خود گوئی و خود خندی...

8 4        ۱   ۲    ۳    ۴       3  7
© Copyright 2003-2017, Webneveshteha.com. All rights reserved.