۱۱ مرداد ۱۳۸۴
آخرين روز خاتمي «خودمان»

 

امروز آخرين روز رياست جمهوري آقاي خاتمي است. بالاخره به پايان آمد اين دفتر با همه سختي هايش و با همۀ تلخي و شيريني هايش.

باور کنيم که ديگر آقاي خاتمي «خودمان» که از هر جا و هر کسي دلمان مي گرفت به او مي نوشتيم و حرف مي زديم و حتي بد و بيراه مي گفتيم و او را در بدترين لحظات و حتي پر گلايه ترين مواقع از «خودمان» مي دانستيم از امروز در حاکميت نيست که عقدۀ دل خالي کنيم.

* * * * *

کار من هم امروز پس از هشت سال کار در دولت و مشاورت رياست جمهوري پايان مي پذيرد حدّ خودم را مي دانم. در اين اندازه نيستم که از خودم بگويم ولي در يک جمله: سعي کردم در اين هشت سال بر روي ديدگاه هايم ثابت قدم باشم. سختي ها، فحاشي ها و تهمت هاي بيش از حد تحملم را تحمل کردم، به گمان خودم کارهاي بزرگي را در سياست کشور انجام دادم. به مردم و خاتمی بي وفايي نکردم. کمتر ترسيدم. خودم را با وبلاگم در اختيار نقد افکار عمومي قرار دادم و صداي خيلي ها را و فریادها و ناسزاهایی که خطاب به دیگران بود و دسترسی نداشتند و به من می گفتند را مستقیماً شنیدم. اما در يک جمله مختصر به سهم خودم از پيشگاه ملت بزرگ ايران براي همۀ قصورها و تقصيرها عذرخواهي مي کنم و طلب عفو.

* * * * *

از فردا هم ايران مال همۀ ماست. چه آن ها که به آقاي احمدي نژاد رأي دادند چه اکثريتي که رأي ندادند. بايد حرکت بزرگي که مردم با حرکت اصلاحي آغاز کردند را ادامه دهيم. نقد منصفانه کنيم و نگذاريم مسيري که ملت ايران آن را تا اين جا رسانده «اين بار» در نيمه راه متوقف شود. بايد فکر آينده بود. دلشاد و سرزنده.

* * * * *

امروز من به عنوان کوچکترين عضو جامعۀ اصلاح طلبان وظيفۀ خود مي دانم از «شما» تشکر کنم. شما که هر دو بار انتخاب کرديد، شما که خواسته هايتان به طور کامل بر آورده نشد، شما که از اين دادگاه به آن دادسرا رفتيد، شما که در زندان بوديد، شما که نوشتيد، شما که خبر تهيه کرديد، شما که وبلاگ زديد، شما که دانشگاه را پر نشاط کرديد، شما که در غربت حوزه هاي علميه عليه تحجّر تلاش کرديد، شما که حمايت کرديد، شما که نقد کرديد، شما که فحش داديد، شما که قانون هاي مترقی تصويب کرديد و عملي نشد، شما که تحمل کرديد، شما که برآشفتيد، شما که به اجبار غم غربت از ايران را تحمل مي کنيد، شما که لبخند زديد، شما که گريه کرديد، شما که به ايران و اسلام عشق ورزيديد، شما که نا اميد شديد، شما که به آينده اميدواريد، شما که از هر قرباني حمايت کرديد و براي گنجي دعا کرديد و شما ملتي که «ايران» را سربلند خواستيد و براي نام و تاريخ ايران از هيچ تلاشي فرو گذار نکرديد: خسته نباشيد.

۱۰ مرداد ۱۳۸۴
مراسم سلام خاتمی به جای خداحافظی

 

ديروز در سالن وزارت کشور مراسم توديع آقاي خاتمي بود. اسم مراسم را سلام خاتمي گذاشته بودند. او را از رياست جمهوري توديع مي کردند و بازگشتش را به جامعه خوش آمد مي گفتند، از همۀ اقشار بودند. خبرگزاري ها خبر رسمي آن را داده اند. قبل از شروع جلسه با چند تن از مسؤولان دولتي که آخرين روزهاي مسؤوليت شان را مي گذرانند در مورد گنجي صحبت کردم. خبرهاي خوبي مي دادند که چون نمي دانم چقدر درست است بازگو نمي کنم. کساني که در جلسه سخنراني کردند، از قماش سخنرانان مراسم دولتي نبودند. دکتر فاضل جراح سرشناسي است که احتياج به تعريف کردن کسي ندارد، هوشنگ مرادي کرماني قصه نويس معروف ايران آنجا قصه خواند. قصه اي که اشک ما را در آورد، مجيد مجيدي کارگردان و ديگران حرف زدند به خاطر رئيس جمهور بودن خاتمي حرف نزدند، به خاطر خود خاتمي حرف زدند. مجيدي هنرمندانه خطاب به آقاي خاتمي گفت شما موقع ثبت نام گريان بوديد ولي موقع ترک قدرت، چهره شما خندان تر از هميشه است. من همزمان به آقاي مسجد جامعي که کنارم بود گفتم هيچ فکرکرده ايد که در کشورهاي خاورميانه و جهان سومي، ما تنها کشوري هستيم که رئيس جمهوري سابق داريم و رئيس جمهورسابقش هم در کشور زندگي مي کند!

خانم توحيدلو از فعالان سياسي دانشگاه هاست، از طرف دانشجويان صبحت کرد. فکر مي کردم حتماً يادي از گنجي مي­کند که نکرد! خانوادۀ آقاي خاتمي را هم ديدم که در لابلاي جمعيت نشسته بودند. آن ها سنگ صبور خاتمي بودند. آقاي خاتمي وقتي عصباني مي شد و ديگر قدرت تحمل نداشت، بر سر ما ها که اطرافش بوديم و يا خانوده دق دلي خالي مي کرد و چه زيبا بود براي ما که احساس مي کرديم، امکان خالي شدن را به آقاي خاتمي مي دهيم. انگاري ديروز بود، سال 78 بعد از يک ماجراي تلخ سياسي، وقتي آقاي خاتمي به منزل رفته بود، بنا به ضرورت به منزل ايشان تماس گرفتم. مي دانستم حتماً آقاي خاتمي در منزل اخلاق خوشي ندارد! وقتي زهره خانم همسر صبور آقاي خاتمي جواب داد ديدم او هم از کوره در رفته، هيچ وقت اين جمله اش يادم نمي رود که مي گفت حتي رفتگران هم وقتي شب به منزل مي روند فرصت مي کنند که با زن و بچه شان با خيال راحت يک استکان چاي بخورند و خاتمي همين مقدار هم امکان لذت بردن از زندگي را ندارد. آن بخش از سخنان خاتمي که در جلسه ديروز مي گفت بعدازانقلاب بنا نبوداسلام خشونت، اسلام تحجر، اسلامي که سرچشمۀ تهديد عليه کشور باشد حکومت کند و يا کساني که مردم سالاري را شرک، هر مخالفي را برانداز مي دانند و جوانان متدين را حتي به ترور رقبا تشويق مي کنند بر سرنوشت کشور مسلط شوند، خيلي تأثير عميقي بر جمعيت گذاشت. متن کامل سخنراني خاتمي را مي توانيد اينجا بخوانيد. وقتي اين حرف ها را مي زد، مي گفت هر وقت که من از اين صحبت ها مي کنم به من مي گويندکه ليبرال است و ضد دين است و غير انقلابي. به همين دليل اين تعابير را از نوشته ها و سخنان امام کد کرده ام. خيلي صريح گفت که بعد از خرداد 76 همان قرائت از اسلامي که بنا نبود مسلط شود و انقلاب آن را نفي کرده بود، پر خشونت تر از هميشه، مرگ ديگران را در دستور کار خود قرار داد. سخنراني ديروز آقاي خاتمي از صريح ترين سخنان مبنائي او بود.

 حاج حسن آقاي خميني و اعضاي بيت امام در جلسه بودند و آقاي خاتمي با اشاره به حاج حسن آقا گفت: يک آخوند با انصاف پيدا شد که چون وقت گذشته بود، سخنراني نکرد. به همين دليل حجاريان هم که سخنراني اش مورد مطالبه مردم بود، نتوانست صحبت کند.

۰۹ مرداد ۱۳۸۴
تقدیر از جنبش دانشجویی

 

در دو سه روز باقيماندۀ دوران آقاي خاتمي، بايد از جنبش بزرگ دانشجوئي و رنج و موفقيت هاي آنان ياد کرد. بي شک در خلقت جريان اصلاح طلبانه کشور که نماد آن با انتخاب آقاي خاتمي در سال 76 بود دانشجويان نقش اساسي انتقال اين انديشه به درون خانواده ها و جامعه را داشتند.

بعد از آغاز عصر اصلاحات نيز جدي ترين بخش اين حرکت اجتماعي بر عهده جريان دانشجويي بود. اولين ضربه هاي جدي که نشان از فهم صحيح جريان اقتدارگرا از قدرت جريان دانشجو بود، نثار همين مجموعه شد. حادثه غمبار و خونين کوي دانشگاه و هجوم بي رحمانه به آنان از تاريخ سياسي کشور حذف ناشدني است.

پيراهن مشهور باطبي و زنداني که همچنان در آن روزگار سپري مي کند و درمقابل، شکايت کساني که در جامعه به سرکوب دانشجويان در کوي دانشگاه اشتهار داشتند از کساني که اين حادثه را محکوم کرده بودند! نشان کوچکي از مظلوميت جريان جنبش دانشجوئي است.

من همچنان بر اين باورم که تجليل از آقاي خاتمي وقتي کامل مي شود که از همۀ اين ها که براي شعارهاي ارائه شده از آقاي خاتمي قرباني شدند و هزينه دادند تجليل شود.

البته فعالان دانشجوئي در اين سال ها، دچار مشکلات فراواني شدند. بسياري از آنان مثل ساير اقشار سروکارشان به بازجوئي و زندان افتاد. بخش فعال ديگري هم از آنان دچار تفرقه و تشتت شدند و از کار آمدي جدي باز ماندند.

در هر صورت نام بلند جنبش دانشجوئي که بعد از پايان دوران خاتمي نقش سخت تري را بر عهده دارند و اين هشت ساله، بي پشتوانه و بدون حمايت سياسي، اصلاحات را به بستر جامعه بردند براي هميشه ماندگار خواهد بود.

۰۸ مرداد ۱۳۸۴
ديگراني که بايد از آن ها هم تقدير کرد

 

در اين هفتۀ پاياني رياست جمهوري همه در حال تشکر از آقاي خاتمي هستند، قدرشناسي کاري در خور روح بزرگ ايرانيان است. اما يادمان باشد که در اين هشت سال و به خاطر انديشۀ اصلاحات، جمع فراواني کوتاه مدت و دراز مدت در زندان ها ماندند.

جمعي از نويسندگان و شخصيت هاي سياسي کشته شدند، خيلي نوسيندگان و انديشمنداني مجبور به مهاجرت شدند و در غربت زندگي مي کنند، مرجعيت تقليد خانه نشين و محصور شد، براي بسياري از نيروهاي سياسي پرونده سازي شد وآنان مرتب به دادگاهها احضار مي شدند و خانواده شان در ترس و لرز بودند، بعضي صاحبان انديشه مرتب از رسانه ها و يا از سوي بعضي مسؤولان مورد اهانت دائم قرار مي گرفتند، قلم داراني بودند که هر کجا قلم مي زدند قلم شان را مي شکستند، کارمنداني و حتي کارگراني بودند که به خاطر تعطيلي روزنامه ها از کار بيکار مي شدند و شرمندۀ خانواده ها، شهرداراني مزد خدمت خود را با شکنجه هاي وحشتناک دريافت نمودند، دختران و پسراني به خاطر نوع فرهنگ و منش زندگي شان مورد توهين و برخورد مضاعف قرار داشتند و نمونه هاي فراوان ديگر.

در اين هفتۀ پاياني دوران رياست جمهوري فرصت تقدير و تشکر از آن ها هم هست. بعضي از آن ها بعنوان افراطي ياد مي کنند ولي اگر آن ها نبودند از کجا معلوم که معتدل ترين چهره هاي اصلاح طلب و يا خود آقاي خاتمي مرز افراطي گري تلقي نمي شد.

البته آن ها هم که این فضا ها را ساختند و متولی و سازمان ده برخورد های هشت سال بودند خیلی خسته شدند. کار ساده ای نبود.

۰۷ مرداد ۱۳۸۴
سايت هاي انتخاباتي

 

در ايام انتخابات، راه اندازي سايت و نوشتن وبلاگ و مقوله اينترنت خيلي دنياي متفاوتي پيدا کردند.

همه کانديداها، در اولين گام به فکر راه اندازي سايت مي افتادند. بعد از سايت هاي شخصي سايت هاي خبر رساني انتخاباتي فراواني به وجود آمد که هر کدام در چارچوب حمايت از يکي از کانديداها سعي مي کردند نشان دهند بي طرفانه به انتقال اخبار مشغولند.

اين هجوم سياسي به دنياي اينترنتي از يک سو مي توانست مفيد تلقي شود که همه، با هر ديدگاه و تفکري اين دنيا را به رسميت شناخته اند. اما ازدحام فراوان و تنه زدن ها و فريادهاي بلند سياسي در محيط اينترنتي آرامش انديشيدن و نوشتن و گفتگو کردن را از کساني که در اين محيط قبلاً سکني گزيده بودند و بعداً هم مي خواستند بمانند سلب مي کرد. اکنون که انتخابات تمام شده، آن مهمانان پر سر و صدا هم البته از محيط اينترنت و سايت و وبلاگ هم در رأي سازي خيري نديدند. شايد براي آن که نشان داده شود، محيط اينترنت و سايت و وبلاگ، محيط هاي اجاره اي نيست که يک ماهه همه به آن هجوم آورند و سر و صداشان گوش فلک را کر کند و بعد هم، همه آن را فراموش کنند.

۰۶ مرداد ۱۳۸۴
وضع وخیم گنجی

 

از نظر انسانی و سابقۀ دوستی، نوشتن هر روزه از اکبر گنجی با این حال وخیمی که دارد یک ضرورت است. اما وقتی هفتۀ پیش که آقای هاشمی شاهرودی به آقای خاتمی وعدۀ حل مشکل و آزادی دو سه روزه را داد و آقای خاتمی هم به من اجازه اعلام آن را داد و نشد، می ترسیدم چیزی بنویسم. نگرانم امید بی دلیلی شود و بعد بی نتیجه بماند. تجربه این سال­ها نشان داد که به گفته ها و وعده ها نمی شود اطمینان داشت.

دوست خوبم عبدالله رمضان زاده هم که از نوجوانی با اکبر آشنایی دارد و دو بار در بیمارستان با اکبر ملاقات داشته است امروز نگران تر از همه می­گفت: اصلاً حالش خوب نیست و من هم نگفته ام که به حل ماجرا امیدوارم. احساس کلی من هم این است که حال جسمانی اکبر در سراشیبی خطرناکی قرار گرفته است.

البته دوستان در حال مشورت های فشرده هستند ولی نمی دانم نتیجه چه خواهد بود؟! همین. هیچ پیشنهادی هم به نظرم نمی رسد.

 

۰۵ مرداد ۱۳۸۴
استشهاديون و هزينۀ ملت

 

اطلاعيه ثبت نام استشهاديون در هفته نامه وابسته به مؤسساتي که آقاي مصباح مديريت آن را به عهده دارد را در اينجا ببيند. اين اطلاعيه از چند جهت قابل توجه ويژه است:

۱- در بخشي که وظيفۀ اين استشهاديون برخورد با عواملي در داخل و به تعبير آنان دفاع از دستاوردهاي انقلاب است که با توجه به يک دست شدن حاکميت و وجود دستگاه­هاي اطلاعاتي موازي و غير موازي، قوه قضائيه و زندان، که همه از يک سياست حمايت مي کنند چرا از همين دستگاه ها براي نابودي و مخالفان استفاده نشود؟ غريبه اي که ديگر در حاکميت وجود ندارد. نمي دانم نويسندگان و متوليان اين امور توجه داشته اند که مفهوم اين بيانيه اين است که اساساً نظام و مديريت عالي و سياست گذاران آن را قبول ندارند و در آن صورت چگونه مي خواهند از اين نظام دفاع کنند و مخالفانشان را نابود نمايند؟ تازه اگر بناي حرف آقاي مصباح را که گفته بودند در 27 سال گذشته حکومت اسلامي وجود نداشته، چرا تازه وقتي که با آن مبنا حکومت اسلامي به وجود آمده مي خواهند عمليات استشهادي نمايند.

۲- در مورد عمليات استشهادي عليه منافع کشورهاي ديگر هم که چون اولين شرط عمليات استشهادي اين است که کاملاً سرّي بماند، خود اين اعلام نشانۀ آن است که نمي خواهند کاري کنند، فقط نتيجه اي که دارد اين است که الف- زمينۀ تبليغات گسترده عليه ايران را در جهان ايجاد مي کنند. ب- دولت ها را عليه ايران متحد و بسيج مي نمايند. ج- قدرت برتر نظامي و اقتصادي دنيا بر عليه منافع اقتصادي و سياسي ايران به کار گرفته مي شود و آسيب آن مستقيماً متوجه ملت ايران مي شود. د- در دنياي آسيب ديده از تروريسم، افکار عمومي دنيا هم عليه نظام جمهوري اسلامي ايران سازمان مي يابد. ه- و در نهايت يک ملت بايد هزينه اين نوشته ها و رفتارها را که از سوي هيچ صاحب قدرتي نسبت به آن عکس العمل نشان داده نمي شود را بدهد.

۳- اين بيانيه ها و رفتارها، تا کنون با وجود دو ديدگاه در حاکميت، به عنوان يک رقابت داخلي تفسير مي شد ولي از اين پس جدي گرفته مي شود، انتشار آن در هفته نامۀ وابسته به مرکزي  که مديريت آن را آقاي مصباح دارد، با ارتباط ويژه اي که بين ايشان و رئيس قوۀ مجريه مطرح است معناي ويژه اي در داخل و خارج پيدا مي کند.

۴- خطر تبديل شدن اين مجموعه ها، به القاعده هاي غير قابل کنترل هم جدي است که بايد در مورد آن بيشتر گفت و نوشت.

 

 

۰۴ مرداد ۱۳۸۴
میلاد زهرا (س)

 

فردا میلاد دختر پیامبر است شیعیان به حضرت زهرا ارادت ویژه ای دارند. مادر همه امامان آن ها بوده است. دختر پیامبر شان و همسر علی.

*****

در ایران فردا روز زن نام گرفته است مادر بهترین موجود است و زنان نیمه اصلی انسانیت هستند.

به مادران، زنان، مادر بزرگ ها، به خصوص مادرزن ها و مادر شوهرها مبارک باشد.

*****

مصاحبه من با روز آن لاین را اینجا بخونید.

۰۳ مرداد ۱۳۸۴
گزارش تخلفات حقوق شهروندی

 

آقای علیزاده رئیس دادگستری تهران گزارشی از وضعیت نقض حقوق شهروندی در زندان ها را به ریاست قوه قضائیه داده است .اگرچه از سوی سخنگوی قوه قضائیه تکذیب شد ولی بر اساس اطلاعاتی که دارم مجددًا رئیس دادگستری تهران بر آن تأکید کرده است. من امیدوارم اصلاحات قوه قضادیه در عمل جدی باشد ولی:

1- واقعیت این است که بعضی مقامات قضائی صاحب نفوذ وتأثیر گذار در طول این 8 سال به قانون اهمیت نمی دادند. خواست یکی دو مقام قضائی در عمل از هر اصل قانونی جدی تر بود. پرونده های زیادی در حافظه جامعه هست که همه حقوقدانان آن را غیر حقوقی می دانستند ولی به خا طر اهداف مقطعی سیاسی عملی می شد. حتی بعضی اوقات توسط خود سیستم قضائی هم – مثل ماجرای وبلاگنویسان – تقصیر آنان اعلام شد .تا این افراد دارای چنین قدرت های وسیع هستند هر وقت تحقیقی صورت پذیرد بازهم نتیجه همین خواهد بود. از ابتدای شروع کار آیه الله شاهرودی ده ها بار شخصاً این مسأله را به مقامات عالی رتبه قضائی گفته بودم.

2- بارها دادستان عمومی و انقلاب تهران در تلویزیون و به صورت رسمی اعلام کرده است که بخشهای اطلاعاتی موازی ضابطان قوه قضائیه بوده اند. در گزارش آقای علیزاده به تخلفات آنان وحتی به مقاومت در برابر تحقیقات سیستم قضائی اشاره شده است. این یک دو گانگی در اطلاع رسانی است. نتیجه این دوگانگی عدم اعتماد به این تحقیقات در افکار عمومی است و نشانه نوعی زد وبند بین دستگاه های اطلاعات موازی و دادستان تهران می تواند باشد که برای ایجاد اعتماد باید در این مورد دستگاه قضائی پاسخ دهد.

3– البته از حرکتی که بتواند به احیای حقوق شهروندی منجر شود باید استقبال کرد. اما این در صورتی در افکار عمومی جدی تلقی می شود که زمینه امکان اعتماد به این کارها در جامعه بوجود آید .

4- اصل طرح واقعیات به افکار عمومی یک گام به پیش است. اگر در هر تخلفی چنین می شد جامعه به دامن شایعات پناه نمی برد. حذف وبرخورد به متخلف راه بقای هر نظامی است ونه لاپوشانی تخلفات به بهانه تضعیف نشدن نظام.

 

۰۲ مرداد ۱۳۸۴
اجلاس تمدن جهاني ژاپن

 

روزهاي پاياني هفتۀ پيش اجلاس تمدن جهاني به دعوت دانشگاه و دفتر سازمان ملل و بنياد ژاپن در توکيو بر گزار گردید. از من هم به عنوان مدير موسسۀ گفتگوي اديان دعوت شده بود. به گفتۀ نخست وزير ژاپن به دنبال طرح انديشۀ گفتگوي تمدنها از سوي آقاي خاتمي اين اجلاس برگزار شده بود تا با استفاده از نظرات انديشمندان بتوانند هم ژاپني بمانند و هم جهاني. از دوهفتۀ قبل از سمينار با کمک وزارت خارجه ژاپن ۳۰ نفر جوان از ۲۷ نقطۀ مختلف دنيا که درس سياست خوانده بودند را به ژاپن برده بودند تا با فرهنگ ژاپن آشنا شوند و در سمينار ديدگاه هاي جمعي خود را مطرح نمايند، کار بسيار زيبائي بود. همه قبول داشتند که نظرات آنان از دانشمنداني که آمده بودند مفيد تر بود. از اين جوانان به عنوان نخست وزيران آينده نام مي بردند. صندلي من در طول سمينارکنارفوکوياما صاحب نظريه پايان تاريخ بود. بعضي شخصيت ها آن قدر معروفند که گمان مي رود يا بايد حتماً مرده باشند و يا خيلي پيرمرد. فوکوياما هم خيلي سرحال بود و هم نسبتاً جوان.

خودش و پدرش متولد آمريکا هستند ولي مادرش در ژاپن متولد شده است. تاکنون36 ترجمه از کتاب پايان تاريخش را توانسته جمع کند و آماري که دارد بيش از ۲۷ ميليون نسخه چاپ شده. گفتم پس پايان تاريخ چيزي مثل هري پاتر شده، منصفانه پاسخ داد که ولي کسي من را مثل هري پاتر دوست ندارد! مي گفت به آقاي خاتمي بگوئيد اگر صادقانه و فقط براي گسترش فرهنگ گفتگو مرکز جديد خود را راه اندازي کنند در دنيا مورد استقبال قرار مي گيرد. در اجلاس، دانشمندان کشور هاي مختلف تأثير ارتباطات و جهاني شدن بر تمدن ها را بحث مي کردند تا راه هاي حفظ تمدن هاي گوناگون و همکاري فرهنگ ها وتمدن ها در دوران جهاني شدن را بشناسند. اصلي ترين نتيجه اي که به آن رسيدند نيز اين بودکه ملت هاي صاحب فرهنگ و تمدن نياز به فرهنگ مشترک و جديدي براي همزيستي با آينده جهان دارند که هم فرهنگ و تمدن خود را حفظ کنند و هم در جهاني شدن سهيم باشند. يک روز سمينار در محيط بسته بود و روز دوم که با سخنراني نخست وزير ژاپن آغاز شد عمومي و با حضور خبرنگاران بود. من خلاصه سخنراني ام را روي سايت خواهم گذاشت. به خاطر اهميت ايران در بحث گفتگوي تمدن ها يک کانال گوشي ها سمينار را به فارسي ترجمه مي کرد. آقايان میرهاشمی و سپهر ناروردیان مترجم هم زمان بودند که طبق نسخۀ فرهنگستان هِی تمدن ها را به هم کنشي دعوت مي کردند.از خودشان پرسيدم، تازه فهميدم که هم کنش فارسي تعامل است. خيلي زحمت کشيدند. من و ساير ايرانيان به دليل جدي بودن و جهاني بودن ايدۀ آقاي خاتمي که رئيس جمهور کشورمان بوده است احساس غرور مي­کرديم. 

8   4       ۱    ۲    ۳   ۴       3  7
© Copyright 2003-2021, Webneveshteha.com. All rights reserved.