۲۱ مرداد ۱۳۸۴
تئاتر

یکی از روزهای هفته پیش فرصتی شد تا تئاتر F.A.N.S با کارگردانی محمد رحمانیان و بازی بازیگران برجسته: پرویز پرستویی، ترانه علیدوستی، مهتاب نصیرپور، حبیب رضایی و احمد مهران فر و دهها نفر دیگر که برای خلق یک اثر هنری تلاش می کنند را ببینم.

در قالب ذوب در فوتبال و تیم یونایتد منچستر نهایتآ به پوچی همه چیز می رسیدیم. البته که چون تخصص نقد تئاتر ندارم نباید حرفی بزنم. من که به سهم خودم خیلی لذت بردم و به همه دست اندرکاران خسته نباشید می گویم.

اما از زمانی که در ارشاد بودم، یادم هست که همیشه مظلوم ترین بخش هنر، تئاتر بوده است. مخاطبان تئاتر فرهیخته ترین بخش جامعه هستند.بازیگران تئاتر نیز قویترین بازیگران. معروف است که بازیگران سینما که از سن تئاتر گذر نکرده باشند، بازیگر قوی و قدر نخواهند شد. در بعضی کشورها تئاتر اعضای ثابت دارد که فقط از آنها دعوت می شود، چون تئاتر هنر تخصصی است. بازیگران تئاتر با همه حس و روحی که می آفرینند، نزدیک ترین ارتباط را با مخاطب خود در قالب رو در رو دارند. متاسفانه در آماری که من می دانستم، کمترین امکانات و پول هم به این هنر اختصاص دارد. در کشورهایی هم که هنرمندان زیر نگاه تند ممیزی هستند، بازیگران تئاتر سخت ترین شرایط را دارند، زیرا پاسخگوی دیالوگ ها هم شخصآ هستند.

در این نمایشنامه نیز برای اینکه در شرایط فعلی از بعضی دیالوگ ها کسی برداشت ویژه ای نکند! در ابتدای بروشور قشنگ شان نوشته:" حوادث نمایش در زمستان و بهار و تابستان 1966 در شهر منچستر انگلستان می گذرد"، که خوب شیر فهم شود و بعدآ دردسر نشود. این جمله کوتاه نشان از مظلومیت بزرگی دارد.

در هر حال ادای احترام به خانواده بزرگ، فهیم و تلاشگر هنرمندان تئاتر یک وظیفه است که همه اهالی هنر و حکومت باید آنرا انجام دهند. من هم به سهم خودم به همه این دوست داشتنی ترین و هنرمندترین اعضای خانواده هنر خسته نباشید می گویم. حیف که هفته گذشته تا آمدیم بلیط تئاتر بیضایی را پیدا کنیم آش با جاش رفت! آنها هم خسته نباشند.

البته اعلام کردند که با " هیچ وسیله ای" عکس نگیرید. ما هم گوش به حرف کن، عکس نگرفتیم.

۲۰ مرداد ۱۳۸۴
وزارت اطلاعات

در شرایط فعلی که  حاکمیت یک دست شده است، وزارت اطلاعات از نقش پر اهمیت تری برخوردار شده است. اما در بیانیه ی معروف اخیر انصار حرب الله از وزارت اطلاعات موجود انتقاد شده و به صورت تلویحی الگوی وزارت اطلاعاتی که در آن قتل های زنجیره ای اتفاق می افتاد مورد حمایت قرار گرفته است.

از سوی دیگر در خبرها آمده بود که مجلس شورای اسلامی طرحی را ارائه کرده است که وزارت اطلاعات از دولت جدا و به حوزه مسئولیتهای رهبری منتقل گردد. یقینـآ اگر توصیه حزب الله - که در وضعیت فعلی از همیشه قدرتمندتر است – عملی شود، تنها حیثیت یک وزارتخانه آسیب نمی بیند، بلکه سیاستهای اتخاد شده در وزارت اطلاعات بر همه حوزه های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، داخلی و خارجی تاثیر خواهد گذاشت.

رسالت اصلی وزارت اطلاعات رفع تهدید از کشور است. ایجاد تهدیدهای جدید در شرایط فعلی مستقیمآ به تضعیف دولتی انجام خواهد شد که این دوره حتمآ تضعیف آن خلاف شرع تلقی می شود. جدا کردن وزارت اطلاعات از دولت به معنای غیر پاسخگو کردن آن وزارتخانه است. در حال حاضر نمایندگان می توانند از وزیر اطلاعات سوال کنند، تحقیق و تفحص نمایند و حتی وزیر را استیضاح کنند و این خود عامل مهمی برای دقت بیشتر و ملاحظات مثبت در عملکرد وزارت اطلاعات خواهد بود.

این که نمایندگان بخواهند امکان سوال کردن از وزارت اطلاعات را از خود سلب کنند یعنی چه؟ خود وزارت اطلاعات نیز باید از مورد پرسش قرار گرفتن استقبال کند. 

۱۹ مرداد ۱۳۸۴
تمدنها وجهانی شدن

 

تصور اولیه بر آن بود که با انقلاب ارتباطات ، فرهنگ مسلط بر بخش قدرتمند جهان فراگیر می شود و انسانها بسوی یک فرهنگ واحد پیش می روند. اما اتفاق مهمی که در این میان و بوسیله ارتباط آسان صورت گرفت این بود که طرفداران فرهنگهای مختلف نیز که تا قبل از انقلاب ارتباطات از یکدیگر منقطع بودند و بسیار کمرنگ می نمودند نیز یکدیگر را پیدا کردند و علیرغم پراکندگی در نقاط مختلف دنیا منسجم شدند و به بازسازی و تقویت خرده فرهنگها پرداختند. آنها قبل از هر چیز، وقتی خود را پیدا کردند بزودی فهمدیدند که در اثر تقسیم نامتوازن قدرت و ثروت آنها مظلومانی هستند که حقوقشان پایمال شده است. متاسفانه درحوزه ی اکثر این فرهنگها (که ادیان و متدینان نیز جزئی از آنان بودند) خشونت طلبان از این انسجام و مظلومیت بیشترین بهره را بردند و با عنوان سخنگویان آن فرهنگهای منسجم از تکنولوژی ارتباطات بهره بردند و صدای برتر فرهنگها ، تمدنها و ادیان شدند. این در حالی بود که اکثریت مردم خاموشی که بدنه اصلی فرهنگ و تمدنها بودند، علاقمند بودند که از این امکان ارتباطی برای رشد و ترقی و آگاهی خود بهره ببرند و اساسا به آن صداهای خشن – که صدای بلند تر نیز شده بودند- نمایندگی ندهند. اما عجله و اشتباه قدرتهای برتر که به سرعت علاقمند حضور فرهنگ مسلط بر جهان بودند باعث شد که آنها نیز به مقابله خشن با آن صداهای بلند برخیزند . وقتی صدای خشن و بی منطق بن لادن در حوادث 11 سپتامبر با صدای بلند انفجار و بعنوان نماینده فرهنگ اسلامی به گوش مسلمانان رسید، هرگز از آن استقبال نکردند.اما پاسخ خشن و بی منطقی هم که با خشونت های امریکایی در افغانستان و عراق و فلسطین در برابر آن خشونت بی منطق داده شد، باعث شد که در بعض نقاط خشونت بن لادنی مورد اسقبال ویا نهادینه شود. و در غرب نیز کینه عمیقی از فرهنگ شرقی اسلامی نهادینه شود. این همان نقطه مهمی است که اصلی ترین مانع رسیدن به تمدن واحد جهانی را رقم می زند. در وضعیت امروز جهان و با نیاز فراوان بشریت به صلح، به عنوان ضرورت مقدماتی جهانی شدن باید همه بپذیرند که به برکت همین انقلاب ارتباطات، فرهنگهای مختلفی در جهان، بی توجه به پراکندگی جغرافیایی خود را یافته اند و هویت گرفته اند و باید اصل مورد پذیرش قرار گیرند. مرحله دوم، ایجاد یک فضای دیالوگ سازنده است که با قبول رسمیت فرهنگها و تمدنها اصول مشترک انسانی که مورد قبول خرد جمعی بشریت است از آنها استخراج شود و آنان بدون تبعیض مبنای رفتار جهانی قرار گیرد .

خلاصه ای از مقاله من در اجلاس تمدن جهانی ژاپن

۱۸ مرداد ۱۳۸۴
فيلترينگ Rolling

 

در اين روزها، دوباره هجوم فيلترينگ، دنياي اينترنت را در هم ريخته است. وقتي orkut بسته شد، وقتي Gazzag در بسياري از ISP ها تعطيل شد، استدلال عجيبي کردند که بعضي ها امکان پيدا مي­کنند که عکس هم کلاسي هاي دانشگاه خود را با پوشش متفاوتي ببينند. باور کنيد قصد دست انداختن ندارم. عيناً همين استدلال را در روزنامه ها خواندم تازه جمله را کلي بهداشتي هم کردم. به همۀ مقامات هم آن زمان که دستم مي­رسيد نوشتم وگفتم که سايت­هايي مثل orkut و Gazzag و مشابه هاي فارسي آن کمترين و سالم ترين کاري است که در جامعۀ جواني مثل جامعۀ ما نه تنها نبايد فيلتر شود بلکه بايد مورد حمايت و تقويت قرار گيرد. فراهم کردن امکان ساعت فراغت «وظيفه» حکومت است. گوش شنوايي پيدا نکردم.

اخيراً اتفاقات خيلي عجيب تري افتاده است. ديروز ديدم سايت blog rolling فيلتر شده هم هر چه فکر کردم که اين ديگر به کجا بر مي خورد نفهميدم. کار اين سايت فقط اعلام update شدن است. يعني ممکن است چون دو نفر هم زمان در حال up کردن باشند، از قضا يکي دختر و يکي پسر دليل اين کار باشد؟

واقعاً چه کساني به اصحاب فيلتر مأموريت داده اند که جوانان اين کشور را به زور به بهشت ببرند؟ راستي يک سؤال هميشگي از اصحاب فيلتر در ذهنم هست و در همۀ جلسات هم گفته ام: چرا يک نفر از کساني که وبلاگ و يا سايت غير اخلاقي راه اندازي کرده اند نه احضار شده اند و نه دستگير، ولي مجتبي سميع نژاد هنوز زندان است و ده ها سايت و وبلاگ سياسي تعطيل است و واقعاً گناه آن چه بر گنجي و خانواده اش مي رود بيشتر است يا استفاده از Rolling؟

فيلترينگ راه حل نيست. همه بايد مرتب اين را به مديران گوشزد کنيم.

۱۷ مرداد ۱۳۸۴
آقای خاتمی رئیس شورای مرکزی مجمع روحانیون مبارز

 

ديشب جلسۀ روحانيون مبارز بود. اين تشکيلات درسال 1367 به وجود آمد. فلسفۀ به وجود آمدن آن اين بود که جريان تک صدايي از سوي حوزه روحانيت کشور حرف مي زد که نمي شد آن را صداي اسلام مترقي دانست. امام از مهمترين مشوقان اين انشعاب بودند.

احمد آقاي خميني هم به دليل داشتن انديشۀ روشنفکرانه مترقي خيلي در راه اندازي اين مجموعه تلاش کرد و آقاي کروبي بيشترين وقت را براي مجمع گذاشت و شجاعانه در همۀ حوادث سياسي حضور و با جريان ارتجاع مقابله کرد. بعداز انتخابات اخير رياست جمهوري ايشان به فکر راه اندازي يک حزب فراگير افتاد و عليرغم همه درخواست ها از دبير کلي و عضويت در مجمع استعفاء کرد. شرايط سياسي کشور هم به نوعي شد که همۀ دوستداران و علاقمندان به اسلام پيشرو و مخالفان تفکرات ارتجاعي و متحجر که خود را نمايندۀ اسلام معرفي مي کردند نگران بودند. ضرورت کار فکري مجمع روحانيون مبازر بيش از هميشه احساس مي­شد و به صورت طبيعي آقاي خاتمي که در داخل و خارج فردي متفکر و انديشمند در جريان روشنفکري ديني شناخته مي شد و عضو مجمع هم بود بهترين گزينه براي رياست مجمع بود.

ديشب در فضاي با صفائي در حياط منزل آقاي خاتمي فرش انداخته بودند و آقاي خاتمي هم قبا به جاي لباده پوشيده بود. آقاي موسوي خوئيني بيشترين صحبت را کرد. اول از همه از زحمات هشت سالۀ آقاي خاتمي تشکر کرد و گفت يک شخصيت روحاني اگر حرف مردم را بفهمد مي تواند محبوب مردم بماند. بعد همه حرف زديم و گفتيم که در شرايط فعلي بيش از هميشه نياز به طرح انديشه مترقي اسلام و امام است. بايدکار اساسي فکري و زير بنائي کرد تاحرف ارتجاع و تحجر به نام دين معرفي نشود. آقاي خاتمي هم گفت مجمع بايد در روش و کار خود تجديد نظر کند، از نظر فرهنگي فعال شود، در شرايط فعلي براي دفاع از انديشۀ امام و اسلام اصيل به توليد فکر بپردازد و به جاي رقابت با احزاب پشتوانه فکري آن ها باشد. اين کار مهم فکري از يک فرد تمام وقت ساخته است و من به دليل آن که مي خواهم در حوزۀ سازمان بين المللي گفتگوي تمدن ها و بعضي کارهاي ديگر فعاليت کنم نمي توانم تمام وقت باشم، به همين دليل عنوان دبير کلي را نپذيرفت. اساساً آقاي خاتمي در کارهاي فکري و فرهنگي خيلي جدي است، باري به هر جهت کاري را قبول نمي کند. بحث هاي فراواني شد نهايتاً به همان استدلال که خود آقاي خاتمي مي گفت و در شرايط فعلي فرهنگي کشور، ضرورت وجود مجمع را دو چندان مي کرد با رأي گيري با ورقه و به اتفاق آراء رئيس شواري مرکزي مجمع روحانيون مبارز شد.

آقاي موسوي خوئيني در جلسۀ قبلي خيلي خوب براي آقاي کروبي استدلال کرد که بايد بماند. همه تحت تأثير قرار گرفته بوديم ولي آقاي کروبي نپذيرفت. ديشب هم صحبت هاي آقاي موسوي خوئيني خيلي خوب بود همه تأييدش کردند. به شوخي مي گفت اگر آقاي خاتمي هم نمي پذيرفت من مي­شدم متخصص حرف­هاي خوبي که اثر ندارد!

اين افراد ديشب در جلسه بودند:

آقايان: خاتمي، سيد محمد هاشمي، محمد علي انصاري، توسلي، مجيدانصاري، هادي خامنه اي، کيان ارثي، موسوي خوئيني، امام جماراني، بجنوردي، ذاکري، خسروي، رضوي، شکوري، صدوقي، موسوي لاري، نظام زاده، ابطحي، رحماني، آشتياني، سراج، نورمفيدي، مقدم، درچه اي، ولائي، منتجب نيا.

از همه اين ها گذشته براي من سخن دوست خوش تر بود. ديشب آرامشي در چهرۀ آقاي خاتمي ديدم که سال ها بود آن را نديده بودم. اين خيلي لذت بخش بود.

۱۶ مرداد ۱۳۸۴
اقتدار ملي

 

اقتدار خواست هر ملتي است. بايد براي آن تلاش کرد و مسؤولان کشور مسؤول حفظ و تقويت اقتدار هر کشوري هستند. اما عقل حکم مي کند  تا جايي بر اقتدار ملي تأکيد شود که مردم قرباني آن نشوند. قرباني شدن مردم کشور بدترين رفتار براي از بين بردن اقتدار است. کساني که از رفتن پرونده ايران درمسألۀ هسته اي به شوراي امنيت استقبال مي کنند، به اثراتي که اين درگيري ها بر روي مردم و اقتصاد کشور دارند نمي انديشند. اقتدار را بايد با تلاش سخت ديپلماتيک به دست آورد که رفع خطر شود نه آن که از خطر استقبال کرد. اين وادادگي و ترس نيست،  توجه داشتن به واقعيت است.

راستي آقاي جواد لاريجاني هم در سياست آدم بامزه اي است. گفته نبايد با وحشي هاي اروپائي مذاکرۀ هسته ای کرد. البته که ايشان آدم دنيا ديده اي است و لابد مصلحتي در نظر داشته که اين حرف را زده و خودش نبايد قبول داشته باشد. آخر با وحشي ها که نمي روند براي کانديداتوري آقاي ناطق نوري گفتگو کنند، کاری که ایشان درسال 76 کرد. مي روند؟

۱۵ مرداد ۱۳۸۴
کتاب بي نقاب

 

جلد دوم کتاب وب نوشت با نام بي نقاب منتشر شد. اين کتاب، مطالب شش ماه دوم سايت وب نوشت است که در آن روزنوشت های مربوط به تاريخ ۵خرداد ۱۳۸۳ تا ۴ آذر۱۳۸۳ آمده است. حوادث مربوط به انتخابات مجلس شواري اسلامي در دوره هفتم و شروع استعفاي من از معاونت حقوقي از قسمت هايي است که خيلي آن را  تاريخي مي کند. اگرچه وبلاگ من تاريخي نيست. اسم آن را بي نقاب گذاشته ام تا نگاه متفاوت و تا حدودي بي نقاب من را به حوادث حکايت کند. عکس هاي ديدني و جالب سايت هم در آن آمده است.

ديگه بسه. مگه نه؟

اگر بخواهيد راضي بشويد آن را بخريد مي رويد مي خريد ديگه! اگر هم نخواهيد باز هم بنويسم نمي­خريد.

ناشر آن انتشارات چالش است .همان که کتاب برای دلم (شش ماهه اول وب نوشت) را هم منتشر کرده است. از مرکز پخش گزیده با تلفن هاي ۶۶۴۰۰۹۷۸ و ۶۶۴۹۲۹۶۲ مي توانيد کتاب را براي دوستانتان، داخل، خارج، اين ور و آن ور بگیرید و بفرستيد!! ببخشيد شوخي کردم. هر طور مصلحت می دانید.

۱۴ مرداد ۱۳۸۴
نظام

 

امروز در اولین جمعۀ بعد از شروع به کار رئیس جمهور جدید آقای جنتی خطیب نماز جمعه بود. طبق معمول و پیش بینی از انتخاب آقای احمدی نژاد خیلی ابراز خوشوقتی کرد و تبریک گفت و به ایشان توصیه کرد که از هم اکنون بگوید که کشور را از جهت فرهنگی، سیاسی و اقتصادی در چه شرایطی تحویل گرفته اند تا بعد بتوانند آمار بدهند که چه کرده اند. توصیه بسیار به جایی است. امیدوارم که رئیس جمهور جدید و همکارانشان آن را جدی بگیرند. اگر چنین گزارشی بعد از پایان ریاست جمهوری به مردم بدهند خیلی می تواند کارگشا باشد.

آقای جنتی «به هر حال» خواستند از زحمات آقای خاتمی هم تقدیر نمایند. یکی دو بار گفتند در هر حال ... و اضافه کردند که دیدید در دولت و در مجلس می خواستند علیه نظام کار کنند و حرف بزنند که خوشبختانه با این انتخابات کارشان تمام شد. سؤال اصلی که برای من پیش آمد این که: نظام چیست که دولت و مجلس آن که دو رکن  منتخب مردم هستند بتوانند علیه آن کار کنند؟ یعنی میشود دو رکن اصلی از سه رکنی که نظام را می آفریند مخالف نظام باشند؟ مگر خود آن ارکان نظام نیستند؟ این نوع یاد کردن از نظام بدترین راه کوچک کردن و آسیب رساندن به نظام نیست؟

در هر حال حتی با تعبیر آقای جنتی امروز  نظام یک دست شده است، امید که پاسخگویان خوبی به خواست و نیاز مردم باشند. بهانه ای باقی نمانده است.

۱۳ مرداد ۱۳۸۴
شباهت به اخوی
در اجلاس تمدن جهانی ژاپن همزمان برای بسیاری از شرکت کنند گان ، چهره یکی خیلی آشنا به نظر میرسید . من به اتیکت اسمش نگاه کردم دیدم نوشته ژیسکار دستن .یقین کردم رئیس جمهور سابق فرانسه است .احوالپرسی کردم . یکی دیگر از شر کت کنند گان هم به خاطر شغل سابقش پرسید :هاو آر یو مستر پرزیدنت؟ او هم پاسخ داد تنکیو وری ماچ !! وقتی جلسه صبح تمام شد خیلی قیافه گرفتم وبه ایشان گفتم که من کتاب خاطرات شمارا خوانده ام .بازهم لبخند ملیحی زد وسری تکان داد.اما تعجب آور بود که هم خودش خیلی افتاده بود ومتواضع، هم پروتکلی که داشت مثل رئیس جمهور سابق فرانسه نبود .گرچه پخته وپر اطلاع حرف میزد . بعد از ظهر دیدم دارد با جمعی از شرکت کنندگان همراه با خنده های بلند اروپائی حرف میزند . من را هم صدا کرد. گفت اینها هم اشتباه تورا کرده اند . من برادر والری رئیس جمهور سابق هستم با 2 سال اختلاف .در فرانسه هم خیلی من را اشتباه میگیرند . وقتی برادرم وزیر اقتصاد بود وفرانسوی ها خیلی به والری بد وبیراه میگفتند ، بعضی ها به من به جای برادرم دری وری میگفتند . والری هم میخندید . ولی وقتی رئیس جمهور شد با قا طعیت گفت هر کس که تورا با من اشتباه بگیرد باید اعلام کنی که رئیس جمهور نیستی!! وقتی این را گفت خیالم راحت شد که من خیلی هم سوتی نداده ام که گفته بودم خاطراتتان را خوانده ام . ظاهراخود آقای رئیس جمهور فرانسه هم میدانسته که اخوی ضمن آنکه شبیه اوست، خیلی هم به روی مبارک نمیاورد که والری نیست !

۱۲ مرداد ۱۳۸۴
چهره زشت خشونت و ترور

 

ديروز پس از مراسم توديع کارکنان نهاد رياست جمهوري با آقاي خاتمي و کمي گپ وگفت زدن دو نفره با هم در آخرين ساعات اقامت در دفتر رياست جمهوري و خداحافظي با منشي ها و خدمه دفتر به منزل آمدم. سري به اينترنت زدم، پيام هاي ايميلي و پي امي با احساس زيادي به مناسبت پایان کار از طرف دوستان آمده بود. يکي هم نرگس خانم دختر آقاي خاتمي فرستاده بود که تبريک گفته بود و نوشته بود: آيا مي توانيم به زندگي عادي برگرديم!

خشن و خونين شدن ديروز با ترور قاضي مقدسي و انفجار مقابل بريتيش ايرويز، خوشحالي را کم مي کرد. در مراسم توديع مديران رياست جمهوري که بودم و آقاي خاتمي داشت صحبت مي کرد، هادي خانيکي گوشی موبایل خانم ابتکار را که کنار هم نشسته بوديم را به من داد وگفت اين مسيج را بخوان. نوشته بود: قاضي مقدسي ترور و کشته شد. خيلي جا خوردم، صداي پاي خشونت و ترور و وحشت بود. پيامش اين بود که در آخرين روز خاتمي اعلام مي کنيم که نتوانست ريشۀ خشونت ترور و انفجار را بخشکاند. ما هستيم! وقتي از اين ور و آن ور شنيدم که به جاي قاضي مقدسي مي گويند قاضي پرونده گنجي ترور شد، بيشتر نگران شدم. هم نگران اوج گيري خشونت و هم نگران بهانه گيري براي برخورد با طرفداران گنجي و بيشتر از همه نگران خود اکبر شدم. ترجيع بند جريان فکري اصلاح طلبان راديکال و غير راديکال، نفي خشونت بود و هست و خواهد بود. اميدوارم بي طرفانه و بدون جهت گيري سياسي، به پرونده ترور رسيدگي شود. اکبر گنجي که همه حرف هايش را با راديکال ترين محتوي در حال اعتصاب هم مي نوشت. نويسندگان و روشنفکران نيز ابزار قلم در اختيار دارند. به نظر من منطق ترور، منطق آن ها نمي تواند باشد.

اي کاش کساني که در پرونده گنجي قدرت تصميم گيري دارند، حتي اگرنه به خاطر جهات انساني، به خاطر کشور و شرايط فعلي آن تصميم به آزادي گنجي بگيرند. لااقل از امروز که حکومت يکدست شده اگر اين کار را بکنند، به نفع آن ها و به نفع کشور است.

ديشب دخترهایم و دامادها که اکنون جزء اعضاي خانواده شده اند يک دسته گل و بستني خريده بودند و آمدند و غافلگیرم کردند و جشن کوچکي براي پايان کار هشت سال گرفتند. دستشان درد نکند.

8   4       ۱    ۲   ۳    ۴       3  7
© Copyright 2003-2021, Webneveshteha.com. All rights reserved.