۲۷ تير ۱۳۸۹
آقا نلسون تولدت مبارک

 

 

نلسون ماندلا یکی از شخصیت های کم نظیرتاریخ بشری است. اهمیت ماندلا در جمع کردن روح مقاومت ومبارزه باعرفان و معنویتِ دوری از قدرت است. بخش اولیه زندگی این پیرمرد 92 ساله که شاید معروفترین بخش زندگی اش باشد، مربوط به دوران مبارزاتش برای رهائی مردم سیاه پوست افریقای جنوبی از زیر بار آپارتاید بود که در اثر مبارزات طولانی خود وهمسرش ، راهی را برای نجات از تبعیض آپارتاید گشود و خودش یک چهارم قرن، 25 سال در زندان ماند تا اینکه در سال آزاد شد. این بخش از زندگی او را همه به یاد داشتند. واقعا هم در تاریخ رهبران سیاسی و لیدرهای مبارزات جهانی، مقاومت و سر بلند درزندان ماندن را برای هدفی مقدس، رکورد زد. برای نیمه مقاومت ماندلا داستانها نوشتند و فیلم ها ساختند. مردم آفریفای جنوبی هم البته در اثر مبارزات طولانی به رهبری نلسون ماندلا آزاد شدند و پایان عمر آپارتاید و نژاد پرستی را جشن گرفتند وآفریقای جنوبی جزئی از جامعه جهانی شد و جزیره کوچکی هم که در نزدیکی کیپ تاون، ماندلا در آن زندانی بود هم تبدیل به موزه شد و خود ماندلا هم به صورت طبیعی با رای مردم سیاه و سفید آفریقای جنوبی که حالا همه انسان بودند و نه سیاه و سفید، رئیس جمهور شد. معمولا تا اینجا پرونده زندگی ماندلا بسته میشود. زندگی پر هیجان و اقتخار آفرین. اما ادامه زندگی ماندلا بسیار پر ارزش تر، زیباتر، و عارفانه تر است. ماندلا اصلا اصراری به انتقام نداشت. و مهمتر اینکه اصلا اصراری به رئیس ماندن نداشت. این دو خصلت همان است که عارفان واصل از آن به عنوان بلند ترین گام های عرفانی یاد می کنند. ماندلا نشان داد که اخلاق می تواند، انسان را مدیریت کند و خدایش شود. همان که عرفا در انتظارش هستند و کمتر به آن درجه می رسند. راز محبوب ماندنِ ماندلا از جنس محبوبیت چه گوارا است که وقتی همراه با کاسترو، توانست کوبا را فتح کند و رئیس بانک مرکزی کوبا شد، همه مقاماتش را رها کرد و دوباره برای رهائی ملتی دیگر، چریک شد. و در بیابانهای آرژانتین جان داد ولی بعد ها جنازه اش با تشریفات یک رئیس، به خاک سپرده شد و حتی همه کسانی که بد بختی های جهان معاصر را وجود و رشدِ اندیشه کمونیستی می دانند و بد هم نمی گویند، نمی توانند در برابر "چه" سر تعظیم فرود نیاورند. ماندلا هم یک نمونه دیگری است که بعد از رسیدن به کرسی ریاست، آن رارها کرد و اسطورۀ مردم آفریقای جنوبی ماند. من در ایران و آفریقای جنوبی او را دیده ام. واقعا از افتخارات نسل ماست که  در دنیائی زندگی میکند  که هنوز ماندلا زنده است. آقا نلسون تولدت مبارک باد. اخلاق مداران و انسان دوستان باید به قسمت آخر پردۀ زندگی ماندلا توجه بیشتری کنند تا ارزش های انسانی برای بشریت احیا شود. چیزی که در دنیای شلوغ معاصر، بشریت به آن سخت نیازمند است.

۱۳ تير ۱۳۸۹
آیه الله فضل الله نمونه ای از یک مرجع مورد نیاز

 

 

 

خبر دردناک درگذشت عالم نواندیش و مرجع عالیقدر تقلیدی که حرفها و نظرات فقهی اش اگر چه در ایران بازتاب زیادی نداشت، اما در جهان اسلام مخاطبان فراوانی داشت، تاثر آور بود. من در چند سالی که در لبنان بودم از محضر آیت­الله سید محمد حسین فضل­الله خیلی بهره­ی علمی بردم. چند ماه پس از حضور من در لبنان ایشان درس خارج فقه و اصول شروع کرد. اول صبح درس می­گفت. پای ثابت آن درس من بودم؛ خیلی مفید بود. سید فرزند یک مرجع بزرگ لبنان بود؛ مرحوم سید عبدالروف فضل­الله. خودش در نجف به دنیا آمده بود و به اعتراف بزرگان فقهی نجف خوب درس خوانده بود؛ و همه او را به عنوان مجتهد مسلمی شناختند. وی تا زمان زنده بودن امام خمینی و مرحوم آیت­الله خوئی از مرجعیت آنان ترویج می­کرد، ولی کم کم بحث مرجعیت خود ایشان مطرح شد. مردم عرب هم از این طرح استقبال نسبی می­کردند. تقریباً تا این مدت به عنوان پدر معنوی حزب­الله هم مطرح بود و از سوی جوانان و تا حدودی رهبران حزب­الله به عنوان رهبر معنوی حزب شناخته می­شد و از وی حرف شنوی داشتند. بعد از فوت آیت­الله اراکی که از سوی ایران به عنوان مرجع معرفی شده بود، رسمی­تر مرجعیت خود را اعلام کرد و رساله­ی عملیه­اش را منتشر کرد. جریانات قدرتمند روحانی لبنانی و بعضاً نجفی هم وجود داشتند که رقابت­های محلی داشتند و بر علیه سید فضل­الله خیلی تلاش می­کردند. مرحوم شیخ شمس­الدین که خود عالم بزرگ و روشن اندیشی بود محور این مخالفت­های محلی با سید بود. یک بار سید فضل­الله در سخنانی با جمعی از طلاب در مورد روایتی که از ماجرای آسیب دیدن بازوی حضرت زهرا سلام­الله علیه معروف است تردید کرده بود. این سخنان دستاویز عقیدتی برای مخالفانش شد. با این­که چند بار سید این سخنان را توجیه کرد و پس گرفت ولی موج آن به حوزه علمیه­ی قم رسید و یکی دو نفر از مراجع تقلید قم سخنان و فتاوای تندی علیه­اش دادند و معیار تمایزشان با دیگران در یک مقطع زمانی مخالفت با سید فضل­الله بود. اطرافیان­شان از تکفیر وی نیز ابائی نداشتند. در سفر رسمی اولی که بعد از ریاست جمهوری آقای خاتمی به قم رفته بودیم یکی از مراجع مهم قم که در مخالفت با سید فضل­الله اشتهار داشت توسط فرزندشان به من گفتند که با آقای خاتمی در آن سفر ملاقات نمی­کنند. دلیلش را پرسیدم. آقازاده گفتند چون آقای خاتمی چندی پیش در سفر سوریه با آقای سید فضل­الله دیدار کرده است. باورم نمی­شد؛ چون در همان سفر و در همان دیدارها آقای خاتمی با بعضی رهبران مارکسیست ضد اسرائیلی لبنانی هم دیدار داشت و آن­ها دلیل عدم دیدار آیت­الله با آقای خاتمی نبود. با این­که بعد از این مسائل، رهبری ایران ابراز علاقه کرده بودند که سید فضل­الله به مناسبتی به ایران دعوت شود، ولی این موج که طراح آن رقبای محلی بودند باعث شد تا وی بعد از آن ماجراها به ایران نیاید. یک بار در خدمت مرحوم شمس­الدین بودم. مجلس روضه داشت. به همه کتابی در مورد مسئله­ی شکستن بازوی حضرت زهرا که به­نوعی مخالفت با فضل­الله بود هدیه می­کرد. امام جماعت بقاع آن­جا بود. با مرحوم شمس­الدین شوخی می­کرد که بیشتر از مسئله­ی بازوی حضرت زهرا گویا شکستن بازوی فضل­الله مهم است. فضل­الله توانست در سطح منطقه عربی به­خصوص منطقه­ی خلیج فارس مرجع بزرگی شناخته شود. وی در میان مراجع تقلید این شانس را دارد که مستقیماً با رسانه­های معروف جهان روبه­رو می­شود و پاسخگو است. همه­ی جراید را می­خواند و به دلیل حساسیت منطقه­ی خاورمیانه و نزدیکی جغرافیائی لبنان با اسرائیل نظراتش می­بایست به روز باشد. این عنصر به روز بودن وقتی با مرجعیت جمع می­شود باعث می­شود که در خیلی از مسائلی که دیگران در مورد آن مطالب نظر نداده­اند، نظر شرعی بدهد و رساله­ی پرحجم­تری داشته باشد. این موفقیت و نوآوری شرعی و اظهارنظرهای فقهی که طبعاً متناسب با شرایط فعلی دنیاست، دلیل استقبال وسیعی است که از مرجعیت وی در خلیج فارس و لبنان و حتی ایران به عمل آمده است. یک بار به نکته­ای در حوزه فقاهت اشاره می­کرد که برای فهم روح روایات و قرآن، ترجمه­ی عربی مشکل زیادی ایجاد می­کند و محتوای روح قرآن و روایات برای آنان که عرب هستند بهتر فهمیده می­شود. من در جلسات زیادی شاهد بودم که از عدم نو شدن حوزه­ها و عدم توجه به حل مشکلات فقهی با توجه به نیاز زمان در حوزه­ی قم و نجف گلایه می­کرد. آیت­الله فضل­الله همواره پیشتاز مبارزه با اسرائیل بود. حساسیت کارسازی در جهت دینی کردن مبارزه با اشغالگران صهیونیست داشت. شاید هیچ خطبه و حطابه ای  نداشت که به مسئله ستم هایی که بر مردم فلسطین میرود اشاره نداشته باشد. این یکی از مهمترین دلائل محبوبیت وی در جهان اسلام وعرب بود. فضل الله چند بار از ترورهای ناکام جان سالم در برد و در جنگ آخر اسرائیل بر علیه مردم مظلوم لبنان خانه و دفترش بمباران شد. نقش وی برای حفاظت از استقلال لبنان و دلگرمی مبازان ضد صهیونیست، انکار ناپذیراست. وی دارای مشکلات جسمی بود و علیرعم آن هرگز از پای ننشست. پرکاری اش در مدیریت حوزه های علمیه لبنان و سوریه زبانزد عام و خاص بود. درگذشتش واقعا برای دنیای اسلام دردناک بود. چنین مراجعی نیاز جامعه­ی دینی هستند.

 

 

۱۰ تير ۱۳۸۹
اجرای قانون اساسی و تعامل درون حاکمیتی

 

 

اخیرا از سوی بعضی رهبران جنبش سبز مسئله تعامل درونی در داخل کشورمورد توجه قرار گرفته است. در همه جای دنیا نیز کسانی که اپوزوسیون هستند و خواستار بدست گرفتن قدرت و یا شریک شدن در آن می شوند، با توجه به جغرافیای سیاسی کشورشان، روشهائی را برای ائتلاف، تعامل و گفتگو پیش بینی میکنند و بر اساس آن نقشه، مسیر راه را معین می کنند و معمولا هم به نتیجه میرسند. تنها کسانی که مشی انقلابی دارند و خواستار سرنگونی یک حکومت هستند، هر نوع تعاملی را نفی مینمایند و تا سقوط آن نظام از پای نمی نشینند. همچنانکه امام خمینی برای سقوط نظام پادشاهی در ایران، از این روش استفاده کرد و هر نوع تعامل و گفتگوئی را منوط به جدا شدن و غیر قانونی خواندن نظام حاکم میکرد. حوادث بعد از انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته، یکی از مقاطعی بود که جناحهای داخل حاکمیت و کسانی که سالها در کنار یکدیگر برای ایجاد و پیشرفت اهداف جمهوری اسلامی تلاتش کرده بودند، به دلائل انتخاباتی که ریشه در عدم اعتماد سالهای پیشین به روش برگزاری انتخابات بود، منجربه رویاروئی شد. اما در هر صورت کسی نمی تواند این واقعیت را انکار کند که رهبران این جنبش تنها در چارچوب نظام جمهوری اسلامی که هر کدام از این رهبران یا رئیس جمهور و یا رئیس مجلس و یا نخست وزیر آن بوده اند، مطالبه داشتند . تاکید همواره آنها، حتی پس از حوادث خشونت آمیز سال گذشته بر قانون اساسی و استمرار راه وخط امام خمینی دلیل بر این واقعیت است. البته کسانی در داخل و خارج بودند و هستند که اصل نظام جمهوری اسلامی و یا حد اقل جمهوری اسلامی با این قانون اساسی که دارای اصل ولایت فقیه است را قبول ندارند. اگر واقع بینانه نگاه شود، آنها بنا به تعریفی که رهبران این جنبش از خود به صورت علنی ارائه کرده اند، زیر مجموعه همراهان  قرار ندارند. اگر این مرزبندی شفافتر مورد توجه قرار میگرفت، کسانی که دنبال تغییر قانون اساسی بودند و یا تغییر نظام، راه خودشان را میرفتند و کسانی که به دنبال اصلاحات بودند، از مسیرتعامل و گفتگو پیش می رفتند، من بر این باورم که اصلاح عملکردها، اجرای قانون اساسی فعلی، حفظ نظام جمهوری اسلامی که مورد توجه و تاکید مکرر مسئولان رسمی مخالفان دولت در یکساله گذشته بوده اسـت، به صورت طبیعی از جاده گفتگو، تعامل و نهایتا اصلاح امور میگذرد. همین که اخیرا مورد توجه قرار گرفته است. تعامل نیروهای داخلی در سه سطح ضروری است . تعامل نیروهای اصلاح طلب و یا اصولگرا در درون خودشان و مشخص کردن چارچوبهایشان. تعامل جناح ها با یکدیگر برای سربلندی و پیشرفت مردم ایران. و تعامل با حاکمیت برای اصلاح رفتارها و سهیم شدن در قدرت. بنا براین، با وجود اصل مشترک اجرای قانون اساسی و حفظ نظام همچنانکه یکی از رهبران جنبش سبز گفته است راهی جز گفتگو وتعامل برای آنها متصور نیست و ایکااش زودهنگامتر و قبل از این همه خسارت ، این راه از هر دو سو مورد توجه قرار میگرفت. در این رویاروئی داخلی و دعوای خانوادگی متاسفانه از فردای پس از انتخابات ریاست جمهوری، افراطیون بیشتر از تجربه داران، مدیریت حوادث را بر عهده گرفتند و با علاقه و با اصرار و با  ارائه شعارهای حداکثری، بیش از هر چیزی، تعامل و همکاری و گفتگو را نشانه رفتند و هر نوع آمادگی برای گفتگو و حل سیاسی قضایای داخلی را مورد حمله قرار می دادند. در این میان اصلاح طلبان که با تکیه بر اصلاحات و انتقادات مدنی، به جای تقابل های خشن خواستار تغییراتی در رفتارها بودند، باید بیش از دیگران بر اساس مبنای نظری شان به فکر تعامل و گفتگو باشند. چیزی که افراطیون از دو سو مانع آن هستند . این دعوت به تعامل را باید به فال نیک گرفت و آن را با توجه به واقعیت قدرت در کشور، راه برون رفت دانست.

 

۰۴ تير ۱۳۸۹
علی، انسان همیشه الگو

 

 

علی را همه دوست دارند. هرکس به دلیلی. آن قدر این شخصیت ابعاد گوناگون دارد که برای همه دلیلی برای دوست داشتنش وجود داشته باشد. مردم ما این افتخار را دارند که پرچمدارعشق و ارادت به آن بزرگوار باشند. از خصوصیات مولا این است که همیشه میتواند مقتدا و رهبر باشد. ودر هر شرایطی امکان آن وجود دارد که مورد تبعیت و الگو گیری قرار گیرد. علی تنها امامی است که در عمرش همه شرائط سیاسی و اجتماعی را تجربه کرد.با پیغمبر در همه جنگ ها جنگید، همراه پیامبر ماند. در همه بحرانها و خوشی ها دوشادوش پیامبر حضور داشت. وفادار بود. دامادش بود. وصی اش بود. بعد پیامبر او را از حق خلافتش، منع کردند. دوران سخت سکوت و فرو خوردن غم را به خاطر زنده ماندن نام اسلام و پیامبرتحمل کرد. دورانی که به تعبیر خودش استخوان در گلو و خار در چشم داشت. بعد از این مرحله سخت، تنها وقتی مردم به در خانه او آمدند و او را برگزیدند، به خواست مردم حاکم اسلامی شد. در دوران حکومتش هم آن قدر منطبق با معیارهایی که از پیامبر فرا گرفته بود رفتار کرد که بیشتر عمرش را در جنگهائی گذراند که مسلحانه بر او شوریده بودند. رویاروئی با مخالفان پیامبر و هواداران دیروز پیامبر و پیمان شکنان و اصحاب پیامبر را تجربه کرد. این مرد جنگی شجاع، در عین حال مظهر مهربانی بود. یتیمان و محرومان تنها به او امید داشتند. به نفع دشمنش هم اگر بر حق بود، قضاوت میکرد.در مقام خطیب و سخنران  محتوای اثری مثل نهج البلاغه را از خود به جا گذاشت که هنوز میتواند کتاب خطابه عشق و ایمان وجهاد و عدالت و شجاعت باشد. همزمان قاضی عادل بود. به عدالت در همه ابعاد آن باور داشت. اول عادل بود و سپس قاضی شد. و آخر هم در محراب که سمبل بندگی خدا بود و به دست کسی که خود را مسلمان میدانست، به شهادت رسید. اینها همه، علی را علی کرده است. علی را تنها در یک بعد از این زندگی پر ابعاد نمیشود جستجو کرد. مردم حق جو در سراسر دنیا و همیشه تاریخ اگر در مسیر تحقیقات خود به علی علیه السلام برخورده اند، چاره ای جز فرو آوردن سر تسلیم نداشته اند. مردم ما که اکثریت آن شیعه علی هستند به افتخار علی شناسی سربلندند. وقتی که امام خمینی دعوت به انقلابی بر اساس ارزشهای اسلامی  میکرد، مهمترین مصرع جاذب شعر فراخوان مردم به انقلاب، یادآوری دوران حکومت علی بود.تصور عدالت علی، مهربانی علی،فداکاری علی، والگوئی که همه خوبی ها را در بر میگرفت، سیل عاشقان علی را به خیابانها ریخت و انقلاب اسلامی را پیروز کرد. همه بر این باوریم که طبعا آن چه که هست با حکومت علی فاصله دارد. برای رسیدن به آن الگوی مقبول همه باید تلاش کنیم. روز تولد امام علی روز پدر هم هست. سر احترام خم کردن در پیشگاه پدر، یک وظیفه اخلاقی است.مبارک باشد.

 

8 4        ۱      3 7
© Copyright 2003-2017, Webneveshteha.com. All rights reserved.