۱۰ تير ۱۳۸۷
میانجی گران جهانی و خاتمی در اسلو

 

دولت نروژ ابتکاری دارد که شخصیت­هایی که میانجی سازمان ملل بوده­اند را دعوت می­کند و به دلیل تجربه­ی فراوانشان مباحث مهم جهانی را با آن­ها به بحث می­گذارد. آقای خاتمی امسال مهمان اصلی این جلسه­ی مهم بوده است. هفته­ی پبش آقای خاتمی به نروژ رفته بود. اصلی­ترین سؤالاتی که می­پرسیدند، مباحث نظری و مشکلات عمومی دنیا بوده است، که ربطی به مسائل ایران نداشته؛ مسأله هسته­ای و احتمال حمله به ایران و محو اسرائیل و این­که این حرف­ها چه­قدر به نفع ایران و چه­قدر به نفع اسرائیل است، تنها مسائلی بوده که همه جا از آقای خاتمی می­پرسیدند. این جماعت به دلیل واقع­بینی، عمدتاً با سیاست­های بوش مخالف بوده­اند و به همین دلیل اصرار داشتند که از ایران حرف­هایی شنیده نشود که دست بوش و اسرائیل را برای ضربه زدن به ایران باز کند. واقعاً برای آقای خاتمی که از یک سو به عنوان تنها صاحب نظر ایرانی و مسلمان مورد قبول نخبگان قرار گرفته و همواره در استفاده از ادبیات سیاسی مؤدب و باهوش بوده است و حتماً در یک مجمع جهانی نمی­خواهد علیه رئیس جمهور کشورش حرف بزند، شرکت در این جلسات چه­قدر کار دشواری است. به همین دلیل آقای خاتمی گفته بود که من مسئول حرف­های خودم هستم و سیاست­مداران هم باید به نحوی حرف بزنند که منافع کشورشان تضمین شود؛ ولی آقای بوش هم در زمان من محور شرارت را مطرح کرده بود. جلسه­ی دیگری هم که آقای خاتمی حرف زده بود، جلسه­ای بود که ۳۰۰ دانشجوی برجسته از کل جهان به دعوت دولت نروژ به اسلو آمده بودند و خاتمی سخنران بود و یک ساعت و نیم سؤال و جواب می­کردند. امروز وقتی گزارش سفر را از آقای خاتمی می­شنیدم، از وجود چنین سرمایه­ی بین­المللی در ایران لذت بردم؛ و البته از خیلی چیزها تأسف خوردم. آقای خاتمی چیزی نگفت؛ ولی شنیدم که آن­جا هم مثل داخل ایران خیلی­ها از آقای خاتمی می­پرسیدند آیا در آینده کاندیدا خواهد شد یا خیر؟ کاش این سفرهای مهم در ایران هم انعکاس داشت.

 

۰۹ تير ۱۳۸۷
آقای خاتمی کاش آن موقع هم می‌گفتید

 

آقای سید احمد خاتمی، امام جمعه تهران هم بالاخره به تخریب مسئولان و شخصیت‌ها اعتراض کرده‌اند. احتمالاً به خاطر جریان افشاگری‌های پالیزدار این سخنان را گفته‌اند. حرف متینی زده‌اند که اگر در مورد تخریب‌های گسترده و فحاشی‌های وسیع همسر دوستشان، خانم رجبی که نه تنها به خاتمی و هاشمی که به قالیباف و روزنامه جمهوری اسلامی هم بدترین تهمت‌ها و فحاشی‌ها را روا می‌دارد، اعتراض می‌کردند و یا وقتی به اسم پرونده شهرام جزایری مخالفان سیاسی را قلع و قمع می‌کردند، حرفی می‌زدند و یا به رئیس‌جمهور نسبت به تخریب‌هایی که علیه همه‌ی قبلی‌هاشان ابراز می‌دارد، تذکر می‌دادند، امروز بهتر سخنان ایشان علیه تخریب‌هایی که پالیزدار کرده است، شنیده می‌شد. شان امام‌جمعه این است که به وظیفه دینی عمل کند و نه آنکه به مصالح سیاسی سخن بگوید.

 

۰۸ تير ۱۳۸۷
چرا آقای رئیس‌جمهور خبر ربایش خود را در جمع روحانیون اعلام کرد

                                                                   

با گذشت چند روز از اینکه آقای رئیس‌جمهور در قم اعلام کردند که در عراق قصد ربایش ایشان وجود داشته و خنثی شده است و پس از آن که عراقی‌ها و آمریکائی‌ها و شورای امنیت کشورمان و کمیسیون امنیت مجلس اعلام بی‌اطلاعی از این پروژه خطرناک کردند، طبعاً پرداختن به اصل خبر نمی‌تواند از اهمیت ویژه‌ای برخوردار باشد. اما این اتفاق نادر که رئیس‌جمهور کشور ربایش خود را اعلام کند و هیچیک از دستگاه‌های امنیتی و نظامی آن را تایید نکنند و عکس‌العملی نشان ندهند دارای مسائل جانبی مهمی است که باید به آنان برای آینده توجه کرد. این مسائل در جمع روحانیون عالی‌رتبه کشور ایراد شده است. قبلاً نیز بحث مدیریت کشور توسط امام زمان عج که جنجال فراوانی ایجاد کرد در جمع بخشی از روحانیون مشهد ابراز شده بود. اینکه رئیس‌جمهور ترجیح می‌دهد این مسائل را در بین عالمان دینی مطرح کند حکایت از این برداشت دارد که گویا روحانیون بنا به این نظریه آماده‌ی شنیدن این مباحث هستند و در ذهن مردم خطور می‌کند که آنان یا به دلیل سادگی و یا کم‌اطلاعی از اوضاع جهان از این خبرهای هیجان‌انگیز خوشحال می‌شوند و بدون اینکه به واقعیت آن توجه کنند باعث حمایت از رئیس‌جمهور می‌شود و یا روحانیون به خاطر باورهای دینی از این خبرها راضی می‌شوند. این برداشت، قبل از هر چیز اهانت مستقیمی به علما و روحانیون است. کسانی که از وضعیت حوزه‌ها و منش عالمان دینی خبر دارند می‌دانند که بر عکس این برداشت، اساساً این نوع ادبیات سخن گفتن با عالمان دینی و بزرگان حوزه نتیجه‌ی منفی فراوانتری دارد. کسان زیادی از افراد حاضر در جلسه‌ی سخنرانی رئیس‌جمهور وقتی می‌بینند خبر بسیار مهم ربایش رئیس‌جمهور مورد تایید قرار نمی‌گیرد و عکس‌العمل اندکی هم در داخل و خارج نسبت به آن به وجود نمی‌آید، حتماً احساس خوبی از اعلام این خبر در جمع خودشان نخواهند داشت. شاید خیلی از بزرگان حوزه نخواسته باشند در حوادث سیاسی روزمره ابراز نظر کنند اما آن‌قدر هوشمند هستند که مفهوم نقل این نوع اخبار در جمعشان را درک کنند. چند سال پیش، پس از سخنرانی رئیس‌جمهور در سازمان ملل، فرزند یکی از مراجع بزرگ و مهذب را دیدم. ایشان نقل می‌کرد که رئیس‌جمهور برای آن مرجع  بزرگ پیغام داده است که به ایشان بگوئید در جلسه‌ی سازمان ملل چندبار اسم امام زمان و چند بار اسم حضرت زهرا را بردم. وقتی این پیام به آن مرجع بزرگ داده شده بود ایشان فرموده بودند اینها خوب است اما در میان آن جمع که این حرف‌ها اثری ندارد کاش بیشتر رئیس‌جمهور کشور به حل و فصل مسائل کشور در آن جمع می‌پرداختند. یا در فیلم معروف هاله‌ی نور وقتی رئیس‌جمهور آن مسائل را نقل کرد، آیه الله جوادی آملی با هوشمندی در باره‌ی دروغ گفتن مطالبی را اعلام کردند.از این شکل عکس‌العمل‌ها در مجالس خصوصی از قول مراجع تقلید و علمای بزرگ نسبت به این نوع خبرها و اظهار نظرها زیاد نقل می‌شود. این نمونه‌ها نشانه‌ی آن است که عالمان دینی با این نوع خبرها به ابتهاج  نمی‌رسند و می‌فهمند که این حرف‌ها در جمع آنان یا از سر بی‌سلیقگی است و یا خواسته و ناخواسته اهانت مستقیم به آنان تلقی می‌شود. اگر مشاوران روحانی رئیس‌جمهور خود حوزه‌ها را خوب بشناسند، حتماً به ایشان مشورت می‌دهند که این حرف‌ها را در جمع حوزویان نزنند. گمان من بر این است که نه تنها منتقدان، بلکه هواخواهان ایشان هم از این نوع نظرات خوشحال نمی‌شوند. زیرا نتیجه‌ی آن آسیب دیدن ملت بزرگی است که بنا به تاریخ و عظمت‌اش حق دارد سربلند و محترم بماند. هر کس رئیس‌جمهور این کشور شود باید بیش از دیگران به فکر اعتلای نام ایران که با نام اسلام پیوند خورده، باشد. وقتی این خبر در دنیا منعکس شد و تنها عملا لبخند ملیح بر لب مخاطبان جهانی جاری گشت، به همان میزان عرق خجالت بر پیشانی ایرانیان و هواداران ایران در جهان نقش می‌بندد.  

 

۰۷ تير ۱۳۸۷
مستند امام و تلویزیون

 

امسال تلویزیون در ایام سالگرد امام خمینی برنامه مستندی نشان داد که خاطره هایی از امام و تاریخ انقلاب بود با تصاویری که لااقل نسل فعلی آن را ندیده بود. معمولاً وقتی نسل عوض می شود نسل قبلی ها با کدهایی حرف می زنند که گمان می کنند نسل بعدی حتماً آن کدها را به راحتی می توانند در ذهن شان باز کنند. درحالی که این گونه نیست. برنامه امسال تلویزیون با تصاویر و توضیحات کدها را باز می کرد. من این کار را گامی به پیش می دانم. اصل اینکه در صدا و سیما سنت شکنی شود و از افراد مختلف که در تاریخ انقلاب بوده اند، ذکری به میان آید برای نسل امروز مفید است. البته نمی توان از صدا و سیما توقع داشت که کاملاً بی طرفانه همه موارد و مطالب را بیان کند. گرایش جانبدارانه ی مشابه با شرایط امروز، در برنامه مستند صدا و سیما دیده می شد، اما می شد درک کرد که جور دیگری با شرایط حاکم بر صدا و سیما و کشور نمی شد برنامه ساخت. جامعه ما با گذشت سی سال از انقلاب نیاز دارد که تاریخ انقلاب را با تحلیل منطقی و واقعی و بدور از شعارزدگی بفهمد. باتوجه به رسانه های آسان و فراگیری که به وجود آمده و به طور صریح و فراوان بخشی منفی از دوران امام و انقلاب را مطرح می کنند، ضرورت دارد به جای تمجید و ابراز ارادت، فضای واقعی و قابل دفاع آن روزها، منطقی و مستدل به نسل فعلی انتقال یابد. در هر حال امیدوارم این آغاز مستندسازی انقلاب به روایت شفاف برای نسل جدید باشد

۰۶ تير ۱۳۸۷
ربایش بی عکس‌العمل رئیس‌جمهور


آقای احمدی‌نژاد، دیشب در مصاحبه‌ای تلویزیونی دوباره اصرار کرد که خبر ربایش ایشان در عراق، توسط آمریکائی‌ها صحت داشته و به کسانی که این خبر را باور نکرده بودند و اعلام این خبر را نقد کرده بودند حمله برد که مگر شما سخنگویان آمریکا هستید. در دنیا رسم است که بعد از حوادث سوء‌‌قصدهای نافرجام سیل تلگراف‌های شکرگزاری از سوی رهبران دنیا و مسئولان داخلی آن کشور شکل می‌گیرد و سوءقصدکنندگان نافرجام بیشتر از کسانی که عملیات موفق کنند مورد مواخذه قرار می‌گیرند ولی بعد از این حادثه‌ی بزرگ سوءقصد نافرجام ربایش، حتی سفیر سوئیس در تهران به عنوان حافظ منافع آمریکا به وزارتخارجه احضار نشد که یک تذکر کوتاه بگیرد. کمیسیون سیاست خارجه‌ی مجلس اظهار بی‌اطلاعی و دبیر شورای امنیت، سکوت وزارت خارجه و کشور و اطلاعات عکس‌العملی نشان نداده‌اند. آیا آن‌ها هم که ازمنصوبین رئیس‌جمهور هستند سخنگویان آمریکا هستند؟ یا آنها اینقدر نسبت به سرنوشت رئیس‌جمهور بی‌تفاوتند؟
شاید هم تقصیر مسئولان دفتر رئیس‌جمهور است که به هیچ‌کس حتی وزارتخانه‌های مسئول گزارشی از این عملیات مهم نداده‌اند. به نفع حیثیت ملی کشور است که رئیس‌جمهور بی‌خیال این نوع خبرها شود و یا لااقل دستگاه‌های دولتی به ربایش رئیسشان یک نخود عکس‌العمل نشان دهند.

۰۵ تير ۱۳۸۷
کنفرانس برلین و دانشگاه زنجان

 
چند سال پیش در دوران اصلاحات که زدن اصلاح­طلبان یک وظیفه شرعی محسوب می­شد، در برلین کنفرانسی برای مسایل ایران برگزار شد که افراد زیادی از داخل ایران در آن شرکت داشتند. در آن­جا یکی از اعضای حزب کمونیست که معتقد بود، اصلاحات و محافظه­کاری سر و ته یک کرباسند، در بین سخنرانی آن افراد که به اصلاح­طلبان بیشتر نزدیک بودند، لخت مادرزاد شد تا جلسه را به هم بزند. آن زمان با سر و صدای فراوان کنفرانس برلین را در ایران پخش کردند و از نمای دور آن آقای لخت را هم البته پخش کردند. وقتی سوال می­شد که مگر این کار اشاعه فحشا نیست، پاسخ رسمی می­دادند که مردم باید در جریان قرار بگیرند. آقای لاریجانی که رییس صدا و سیما بودند به خوبی به یاد دارند. این­که در ماجرای دانشگاه زنجان گفته می­شود که این کار اشاعه فحشاست، حرف جدیدی که از اردوگاه محافظه­کاران شنیده می­شود. کاش همیشه، مفاهیم اخلاقی و از سوی همه رعایت شود. این ماجرا واقعا ادبیات جناح محافظه­کار را تغییر داد. همچنان­که در ماجرای پالیزدار. بایدبدانیم که با مفاهیم اخلاقی نباید گزینشی برخورد کنیم.

 

۰۴ تير ۱۳۸۷
ریاست جمهوری و عقد ژوله

 

 

قبلاً گفته باشم که هفته پیش امیر مهدی ژوله، طنزنویس خوب تلویزیونی و چلچراغی آمده بود پیش آقای خاتمی که عقدش را با دختر خانم خوبی که  انتخاب کرده بود، ببندد. من هم طرف عقد بودم. خانم شقایق دهقان، بازیگر سینما و تلویزیون که نمی دانستم جاری خانم رهنما، بازیگر دیگر سینمای کشور هست، به اتفاق همسرش محراب قاسم خانی که میدانستم برادر پیمان قاسم خانی است و هر دو نویسنده های مهم فیلم نامه نویسی در کشور هستند و هر وقت می نویسند انقدر متمایز می نویسند که کاملاً معلوم است کار آنهاست همراه مهدی ژوله بودند. جمله طولانی را حال کردید؟ قبل از اینکه به اطاقی که با آقای خاتمی عقد می خوانیم برویم، امیرمهدی ژوله صحبت از ریاست جمهوری کرد. این روزها آدمهای مهم سیاسی و فرهنگی و هنری زیادی را می بینم که به طور جدی از آقای خاتمی می خواهند که کاندیدا شود. کلی هم استدلال می آورند. در این میان البته هنرمندان نقش مهمتری دارند و دلبستگی شان به آقای خاتمی بیشتر است. آقای خاتمی هم معمولا اجازه نمیدهد در مورد ریاست جمهوری کسی حرف بزند. حالا برگردیم به عروسی. خیلی منتظر بودیم که امیرمهدی که زبان طنازی هم دارد، دو سه تا تیکه طنز سیاسی و یا غیرسیاسی بپراند. اما ظاهراً آنقدر مساله ازدواج جدی است که آدمی مثل ژوله هم که از بهترین طنزنویسان فعلی کشور است هم گرفتار ابهتش می شود. من وکیل ژوله و آقای خاتمی وکیل همسرش بود و شقایق دهقان فیلمبرداری می کرد و محراب قاسم خانی هم عکس می گرفت. مبارک همه شان باشد.

 

۰۳ تير ۱۳۸۷
فعالان جامعه زنان و فرهنگ زن ستیزی

 

فردا در تقویم ایرانی به مناسبت میلاد خجسته حضرت زهرا سلام الله علیها روز زن نام گرفته است. زنان در ایران طیف گسترده ای دارند. خیلی هاشان حقوق خود را نمی دانند. خیلی هاشان می دانند ولی به اجبار شرایط سخت مردسالارانه مجبورند حقوقشان را نادیده بگیرند. از اساسی ترین مشکلاتی که دارند این است که خیلی از مردان فقط با آنان به عنوان یک شیئی برخورد می کنند. شیئی ای که باید در خدمت مرد باشد. طعمه اول گشت ارشاد در خیابانها زنها هستند که بسیاری از آنان حتی اگر بدحجاب باشند، پاکدامن هستند. در این میان اندکی از جامعه زنان به استیفای حقوق همجنسان خود همت گماشته اند. در این راه سختی ها و مرارت کشیدند و صبورانه ادامه می دهند. وظیفه آنها در مرحله اول این است که فرهنگ زن باوری را به خود زنان منتقل کنند. به عنوان مثال در انتخابات مجلس، اگرچه رد صلاحیت های گسترده مانع حضوری خیلی ها منجمله زنان شایسته شد ولی باز هم در تهران و شهرستانها زنهای بیشتری بودند که کاندیدا شدند و رای جامعه زنان هم به آنان اختصاص نیافت. با اینکه شرکت کنندگان در انتخابات مجلس در این دوره فراوان نبودند اما باز هم نیمی از آنان زن بودند که همانها هم امکان انتخاب زنان بیشتری را فراهم نکردند. البته گروههای سیاسی هم در عدم انتخاب زنان به عنوان کاندیدا مقصرند و باز البته بعضی زنانی که انتخاب می شوند و در مرکز قانونگذاری مدعی زنان و حقوقشان می شوند هم دلیل این ناامیدی و بی توجهی می تواند باشند. کمتر شدن تعداد نمایندگان زن در هر دوره مجلس نشانه بدی است. مشکل دیگر زنان در این است که به طور عمده تحت نفوذ اقتصادی مرد هستند و این مساله مانع رسیدن به حقوق طبیعی و مستقل آنان می شود. در هر حال باید همه، زنان و مردان تلاش کنیم که زنان بتوانند حضور موثرتری داشته باشند. روز میلاد حضرت زهرا سلام الله علیها را به همه مسلمانان و روز زن را به پیشگاه خانم های ایرانی تبریک می گویم.

 

۰۲ تير ۱۳۸۷
حق مسلم خطرناک ما

این روزها در خارج از مرزهای کشور شرایط سختی برای ایران ترسیم می‌شود. اسرائیل مانور حمله به تاسیسات اتمی انجام داده، روسیه با جدی دیدن مساله، اعلام مخالفت با زدن ایران کرده و البرادعی آنقدر مساله را جدی گرفته که اعلام کرده است در صورت حمله نظامی به ایران نمی‌تواند کارش را ادامه دهد. این فضا بعد از ارائه بسته پیشنهادی غرب به وجود آمده است. وظیفه ملی مسئولان است که شرایط فعلی را با درایت و دقت بیشتری دنبال کنند. انرژی هسته‌ای برای قدرت یافتن کشور، حق مسلم ماست. اگر تحریم‌ها، برخوردها و خدای نکرده ضربه نظامی شکل جدی‌تری بگیرد، آسیب اولیه آن نصیب ملتی می‌شود که حق مسلم آنها خوب زندگی کردن در سایه نفت بالای 120 دلار است. اعلام قدرتمندی فقط با رویاروئی با دنیا به دست نمی‌آید.هنر دیپلماسی در دور کردن خطر از هر کشوری است.

۰۱ تير ۱۳۸۷
قتلهای زنجیره‌ای و اصولگرایان افراطی

  

دیروز یکی از اصولگرایان که با من هم ارتباط اندکی دارد، زنگ زد که فلان سایت (که از هواداران افراطی جبهه اصولگرایان شناخته می‌شود و به بیت امام هم چندی پیش هتاکی کرده بود) از سعید امامی متهم اصلی پرونده قتلهای زنجیره‌ای روشنفکران و مخالفان سیاسی با عنوان شهید نام برده است. او هم خیلی متاثر بود که به نام اصولگرایان این اتفاقات صورت می‌گیرد. گفتم در ماجرای قتل‌های زنجیره‌ای و در محکوم کردن آن که همه‌ی نظام با هم، هم نظر بودند و رهبری هم بارها به تفصیل علیه قتلها صحبت کردند و آقای خاتمی هم همیشه وقتی ماجرای برخورد با قتلهای زنجیره‌ای را مطرح می‌کرد، آنرا از افتخارات بزرگ دولتش می‌دانست و بلافاصله از حمایت‌های همه جانبه رهبر انقلاب هم تشکر می‌کرد. حالا چگونه این عده که خود را اصولگرا می‌دانند، نظر رهبر انقلاب و مدیران وقت و مسئولان پرونده را قبول ندارند؟ آنها ظاهراً بر این باورند که اگر آن قتلها ادامه می‌یافت، بهتر بود و به همین دلیل بر آن ایام تاسف می‌خورند، مهمتر آنکه گویا علاقه‌مندند آن روال را دوباره احیا کنند. لابد از این پس باید در مورد روشنفکران و سیاستمدارانی که توسط عاملان قتلهای زنجیره‌ای کشته شدند از کلمه معدوم استفاده کرد. واقعیت این است که افراطیون اصولگرا با این سرعت که می‌روند هم خود را و هم سایر اصولگرایان را خیلی در تاریخ سیاه نشان خواهند داد. باید عقلای اصولگرا جلوی این افراطیون را بگیرند. چه اصراری هست که عده‌ای با تبرئه متهمان قتلهای زنجیره‌ای اصولگرایان را تاییدکنندگان قتلها قلمداد کنند؟ گرچه روندی که منجر به شکنجه‌های وحشتناک همسر سعید امامی و دیگر دوستان وی شد و فیلم آن منتشر گردید نیز انحراف دیگری در پرونده رسیدگی به قتلهای زنجیره‌ای بود.

 

8   4       ۱    ۲    ۳      3 7
© Copyright 2003-2018, Webneveshteha.com. All rights reserved.