۲۰ تير ۱۳۸۷
شهر الکترونیک مدیران کشور

 

بنیاد باران هر چند یک بار برای مدیران ارشد دوران اصلاحات، جلسه دارد. گاهی من هم می­روم. این هفته دیدم موضوع جلسه فن­آوری اطلاعات، توسعه و شهروند الکترونیک است. آقای دکتر خانیکی هم که از متخصص­ترین و باسوادترین دوستان است، مدیر جلسه بود. رفتم. خانم سیمین­دخت خوارزمی، مترجم و محقق نامدار سخنرانی خوبی ارائه کرد. بعد هم دوست عزیزم بونس شکرخواه که خودش یک شهر الکترونیک است، حرف زد. کمی از معجزات دنیای الکترونیک گفت و با زبان گرمی که دارد با یک تور پرسرعت همه را گشتی در این دنیا داد و به همه ثابت کرد که فاصله­ی نسل­ها خیلی اندک شده است. می­گفت دوران یک برنامه برای چند سال، جای خود را به چند برنامه برای یک نسل داده است. هادی خانیکی هم طبق رسم همیشگی­اش، با چند جمله­ی کوتاه حرفش را زد. از روزنامه­ی ترقی در سال ۱۳۲۵ تیتری را خواند که مصوبه­ی دولت را نوشته بود: برای نصب آنتن رادیو باید مجوز دولت را می­گرفتند. اضافه کرد که در همین روزنامه، سرمقاله­ای هست با این عنوان که بلای مسکن؛ دولت به فکر مردم نیست. از تشابه این دو عنوان در ۶۳ سال پیش، با شرایط فعلی همه بی­اخیار خندیدند.

آقای جهانگرد هم که در دوران اصلاحات مجری طرح تکفا بود و به دلیل این که در دولت فعلی هم مشاور طرح سوخت شده بود کلی از فعالیت­های دولت فعلی تعریف کرد، و همه تعجب کردند؛ به خصوص وقتی گفت در دولت­های هاشمی و خاتمی و احمدی­نژاد، در دوره اول به مسأله­ی ICT بی­توجهی شده و دکتر عارف که خودش وزیر مخابرات بوده و می­دانست که از ابتدای دوره­ی اصلاحات تلاش گسترده­ای در این حوزه شد، اعتراض کرد. این جلسه برای شرکت­کنندگان از نظر آشنایی با زوایای دنیای الکترونیک خیلی خوب بود. به عقیده­ی من تا فرزندان نسل ما که دیگر عضو شهر الکترونیک شده­اند به پشت میزهای پدرانشان نرسند، باور این دنیا کار دشواری است.

 

۱۹ تير ۱۳۸۷
۱۸ تیر با تاجزاده (قسمت آخر)

 

دوست خوبم آقای تاج‌زاده، در آستانه سالگرد ۱۸ تیر به چند تا سؤال در مورد آن حادثه تلخ پاسخ داده و اختصاصی برای خوانندگان وب نوشت فرستاده است. قسمت سوم و آخر آن را امروز می‌خوانید.

 

۵. آیا فاجعه‌آفرینان به اهداف خود رسیدند؟

به نظر من در بخش­هایی از اهداف خود به ویژه در زمینه منفعل کردن بخش­های وسیعی از دانشجویان موفق شدند ولی هرگز نتوانستند افکار عمومی را از توجه به فاجعه و حمایت از آقای خاتمی باز دارند. جالب آنکه انتخابات مجلس ششم که حدود هشت ماه بعد از فاجعه برگزار شد، ثابت کرد که اصلاحات و اصلاح‌طلبان هنوز حرف اول را در افکار عمومی می‌زدند به همین دلیل بعد از انتخابات مجلس، تصمیم گرفتند کار را یکسره و همه روزنامه‌های اصلاح‌طلب را قلع و قمع کنند. این تصمیم را با پخش فیلم مونتاژ شده آقای لاریجانی از کنفرانس برلین و فضاسازی بعد از آن آغاز کردند اگرچه حتی بعد از این کار نیز در مرحله دوم انتخابات مجلس ششم مردم دوباره به اصلاح‌طلبان رأی دادند. در سال بعد نیز آقای خاتمی را با ۲ میلیون رأی بیشتر به ریاست‌جمهوری برگزیدند. اما کاملاً مشخص بود که فضای دانشگاه در حال تغییر است و نگاه به خارج به تدریج گسترده­تر می‌شود به گونه‌ای که بعضی تشکل‌های دانشجویی حمله آمریکا به عراق و اشغال آن کشور و سقوط صدام را بهار بغداد خواندند با این توجیه که بعد از این مردم عراق روی آبادی، آزادی و آرامش و رفاه را خواهند دید.

 

۶. آیا مواجهه اقتدارگرایان با فاجعه کوی در سال­های بعد، از جمله امسال منطقی بود یا خیر؟

اقتدارگرایان چند راه پیش رو داشته‌اند. یکی اینکه اساساً ادعا کنند این فاجعه را دوم‌خردادی‌ها و اصلاح‌طلبان ایجاد کردند. همان حرفی که در مورد قتل‌های زنجیره‌ای یا ترور آقای حجاریان و یا اخیراً سخنان آقای پالیزدار مطرح کردند. این ادعا مانند طرح ربایش آقای احمدی‌نژاد توسط آمریکا و باج‌خواهی از ایران جز خنده بر لبان شهروندان و اظهار تأسف آنان نتیجه‌ای نخواهد داشت. دوم آنکه پیشنهاد اصلاح‌طلبان را عملی کنند و گزارش دقیق کمیته‌ای را که شورای عالی امنیت ملی تشکیل داد و اعضای آن به تأیید رهبری نظام رسیدند و اتفاقاً به لحاظ عددی اصلاح‌طلبان در آن در اکثریت قرار نداشتند، مبنای مجازات مهاجمان قرار گیرد. اما آنان گزارش را کنار گذاشتند. با وجود این که شواهد روشنی از وضعیت آمران و مباشران فاجعه در دست بود از جمله نوار مکالمه آقای نظری با مسئولین کلانتری محل، ادعاهای وی در جلسه روز جمعه شورای تأمین استان تهران که چرا به داخل کوی دانشگاه حمله کردند، دستگیری و اعتراف تعدادی از لباس شخصی‌هایی که به درون دانشگاه وارد شده و تیراندازی کرده بودند و همین‌طور جریان به قتل رسیدن آقای عزت ابراهیم‌نژاد و سوالاتی که در مورد قاتل آن وجود داشت و در حقیقت به دلایل فراوانی اقتدارگرایان نه می‌توانند اصل قضیه را منکر شوند و نه قادرند خطاهای فرماندهان مستقر در محل را توجیه کنند و نه حتی می‌توانند یک دلیل برای ورود به خوابگاه دانشجویان و شکستن حریم دانشگاه ارائه کنند، پیشنهاد ما این بود که قوه‌قضائیه گزارش کمیته شورای عالی امنیت ملی را مبنا قرار دهد و به جرایم متخلفان رسیدگی و آنان را محکوم کند تا اثبات شود تصمیم ورود به دانشگاه خودسر و توسط فرماندهان حاضر در محل گرفته شده است نه اینکه نظام جمهوری اسلامی مورد اتهام قرار گیرد؛ اما متأسفانه نه دادگاه بر این اساس عمل کرد و نه تصمیمات درستی توسط اقتدارگراها در سالهای بعد اتخاذ شد. راه سوم که عملاً اقتدارگرایان در پیش گرفته‌اند آن است که سعی کنند این حادثه را از ذهن و خاطره دانشجوها بزدایند. تلاش مذبوحانه­ای که از ابتدا محکوم به شکست بود. بر همین اساس امسال نیز همه دانشگاه‌ها و حتی خوابگاه‌ها را تا ۱۵ تیر تعطیل و تخلیه می‌کنند تا دانشجویان نتوانند در دانشگاه و به صورت جمعی این روز را گرامی بدارند. نتیجه آن شده است که اکنون برخی کشورهای خارجی درصدد نامگذاری هجدهم تیر بر خیابانهای خود برآمده اند.

 

۷. سؤال آخر اینکه چرا با همه اینکه حکومت یک دست شده است، اقتدارگراها با مسئولین وقت دولت اصلاحات از جمله بنده حاضر به مناظره درباره کوی دانشگاه نیستند؟

به نظر من علت روشن است. چون علاوه بر سؤالهای فوق که پاسخهای روشن می‌طلبد، اقتدارگراها نمی‌توانند توضیح دهند که چرا ۹ سال پس از کشته شدن عزت ابراهیم‌نژاد قاتل وی شناسایی و محاکمه نشده است و چرا ۹ سال پس از آنکه عده‌ای در برخی از نقاط شهر آشوب کردند و مراکزی را سوزاندند، کسانی که این عمل شنیع را مرتکب شدند شناسایی و محاکمه نشدند. قبلاً هم گفته‌ام علت را باید در ضرب‌المثل چاقو و دسته آن جست.

 

۱۸ تي