۳۱ تير ۱۳۸۶
استاندار فارس و ملاک ارزیابی سفر آقای خاتمی

 

در مثل های قدیمی ایرانی آورده اند که شخصی متاعی عادی داشت که می خواست آن را بفروشد. بر سر بازار آمد و خیلی زیادی و به گزاف و دروغ از جنس خود تعریف کرد. کمی که تعریف های خودش را شنید، خودش هم باورش شد که جنس بسیار خوبی دارد. به خودش گفت حالا که چنین است، چرا خودم خریدار جنسم نباشم و از فروش آن منصرف شد. حالا استاندار محترم فارس و خیلی از دولتمردان، احتمالاً از بس که در محافل دولتی شنیده اند: قبلاً به ارزشهای دینی بی توجهی می شده و دولت فعلی ارزشی است، که ظاهراً خود ایشان هم باور کرده اند که در آن دوران چنین بوده. استاندار فارس اخیراً در مورد سفر آقای خاتمی به شیراز در نطقی که احتمالاً در فضای دولتی فعلی خیلی به شجاعت نیاز داشته است، فرموده اند که در این سفر اخير ايشان به شيراز ديديم كه سفر در روز ميلاد حضرت زهرا (س) انجام شد، محل سخنرانی مسجدی به‌نام حضرت زهرا (س) بود، زمان سخنرانی بعد از نماز مغرب و عشا بود، عنوان پوستر تبليغاتی اين سفر با عنوان ميلاد فاطمه (س) با فرزند فاطمه بود، عكس روزنامه‌ها در كنار ضريح امام‌زادگان بود، برنامه سفر ملاقات با علما و روحانيون بود، همه اينها نشانگر توجه به معنويت و ارزشها در سفر به شيراز بود. استاندار فعلی فارس شاید می خواسته این فضا را تحت تأثیر دولت کریمه ی فعلی بداند و از تأثیرات استانداری خودشان؛ ولی با این که معتقدم در پرونده کاری یک رئیس جمهور به جای این حرفها مهم این است که چه قدر خدمت به مردم ثبت شده باشد نه تظاهر، اما باز هم یقین دارم خود ایشان هم می دانند که همیشه سفرهای آقای خاتمی به همین شکل بوده است و چیز جدیدی نبوده است. ایشان هم چنین گفته اند زمانی كه آقای خاتمی رئيس جمهوری بودند من مديرعامل سازمان آب منطقه‌ای فارس بودم؛ آن زمان هنگام افتتاح طرح‌ها به ما می‌گفتند از عنوان حجت‌الاسلام و المسلمين استفاده نكنيد، بگوييد دكتر خاتمی. این را اما میدانم که استاندار هم میداند در طول این ۸ ساله یک جا از سوی هیچ یک از افراد منتسب به آقای خاتمی توصیه نشده که از عنوان حجت الاسلام استفاده نشود و از عنوان دکتر استفاده گردد. حتی در چند جلسه در دفتر کار یا در جلسات عمومی وقتی کسی به ایشان می گفت دکتر! خود آقای خاتمی صحبت را قطع می کرد و تذکر می داد. البته شاید صحبت های استاندار محترم فارس که بازتاب زیادی ندارد، نیاز به این توضیحات نداشت ولی ظاهراً چون در سطوح مختلف دولت از بس از جنس خود تعریف کرده اند و همه در حال پشیمان شدن از فروش آن هستند، سخنان ایشان بهانه را فراهم کرده است. ضمن این که میدانم از استانداری که البته اگر چه به دیدن آقای خاتمی نیامد ولی به جای اهانت و بی حرمتی این نوع محترمانه و مثبت حرف زده است باید تقدیر کرد.

 

۳۰ تير ۱۳۸۶
اعترافات تلویزیونی و خوشحالی همه

 

یک وقتی یکی از منبری های معروف از شهرستان خودش آمده بود مشهد و آن جا اقامت گزیده بود و منبر می رفت و حسابی منبرش مورد استقبال قرار گرفته بود. همه تعجب کرده بودند. یک روز خودش می گفت رمز موفقیت من این است که جوری حرف میزنم که مردم از صحبت های من یک جور برداشت کنند و حکومت یک جور دیگر و هر دو راضی باشند. حالا در مورد اعترافات تلویزیونی هم ماجرا از همین قرار است. همه خوشحالند. حکومت تصور می کند که مردم قانع شده اند و خوشحال است. زندانیان خوشحالند که زمینه ی آزادی شان فراهم میشود و نیز می دا نند که بعد از آزادی حرف های دیگری می زنند. مردم هم میدانند که این اعترافات در زندان بوده و طبعاً از روی اجبار. خلاصه همه خوشحالند. این هم نگاه مثبت به این پدیده ی منفی اعترافات داخل زندان.

 

۲۹ تير ۱۳۸۶
جلد هفتم هری پاتر

 

امشب در رأس ساعت ۲۴ به وقت لندن قرار است هفتمین و آخرین جلد کتاب معروف هری پاتر در سراسر دنیا منتشر شود. تا کنون میلیونها نسخه از جلدهای قبلی این کتاب که فقط تصورات ذهنی خانم جی. کی. رولینگ انگلیسی است به تقریباً تمام زبان های دنیا منتشر و ۵ جلد آن به صورت فیلم ساخته شده است. در زندگی رهبران اخیر روسیه خوانده بودم که از کلید تأسیسات بمب هسته ای روسیه حفاظت ویژه ای می شود. شاید حفاظتی که از دست نوشته های پایان یافته ی جلد هفتم می شد که ناشری آن را زودتر منتشر نکند و یا سرنوشت هری پاتر که در این جلد مشخص می شود را کسی قبل از انتشار نداند، چیزی شبیه حفاظت از اتم روسیه بود! تلویزیونهای جهان امروز نشان دادند که چگونه گاو صندوق حاوی دست نوشته ها را باز کردند و جوری آن را به چاپ خانه رساندند که قبل از ساعت ۱۲ کسی چیزی نداند و بعد از آن ساعت تا صبح فردا میلیونها نسخه از آن در سراسر دنیا فروخته می شود و بر اساس روال ۶ جلد قبلی تا چند هفته آینده به بیشتر زبان های دنیا منتشر می شود. واقعاً هری پاتر یکی از اتفاقات بی نظیر تاریخ ارتباطات بشری است که در دوران ما اتفاق افتاده. معنای مهم و پنهان هری پاتر در ماجرای جادوئی آن نیست. مهم ترین نکته در این حادثه ی تاریخی این است که می شود پیامی را به گوش همه ی دنیا رساند. کاش حالا که نوشتن کتاب هری پاتر پایان یافته خانم رولینگ، نویسنده و خالق این اثر با کمک اندیشمندان جامعه شناس و روان شناس و ارتباطات و دولتها، دلیل این موفقیت را بررسی کنند و نتیجه آن را برای افکار عمومی منتشر نمایند.

 

۲۸ تير ۱۳۸۶
هویت جدید و حجاب

 

وقتی به کانادا سفر کرده بودم، یک روز به تورنتو رفتم. دختران با حجاب زیادی در جمع دانشجویان بودند. استادی که در آن جا با من حرف می زد می گفت بیشتر این دختران برای پوشیدن حجاب، با خانواده ی خود اختلاف دارند. خانواده های آنان که نسل قبل هستند، با خانواده های خود درگیر بودند تا بی حجاب شوند و با آن سیستم در کانادا اقامت گزیده اند و به نوعی هویت جدید خود را در بی حجابی تعریف کرده اند اما نسل بعدی شان که دختران جوان امروز هستند، هویت خود را در حجاب جستجو می کنند و برای پوشیدن حجاب با خانواده های خود درگیر می شوند. غیر از اعتقادات دینی، تحقیر مسلمانان و فرهنگ دیگران از سوی غرب در طول دو سه دهه ی گذشته عامل این بازیافت هویت جدید شده است.

 

۲۷ تير ۱۳۸۶
خاطرات دیپلماسی کارشناسی

 

اخیراً کتابی خواندم که حاوی خاطرات آقای فریدون زند فرد در وزارت خارجه بوده است. گرچه چند بار به مقام سفارت رسیده و در کشورهای کویت، پاکستان، عراق و سازمان ملل فعالیت داشته است. اما از آن جا که ظاهراً پارتی ویژه ای نداشته از قبل انقلاب، تا بعد از آن، بیشتر از آشنایی های کارشناسی وی، استفاده می شده و اتفاقاً نوشته ها و گزارش های کارشناسان خیلی خواندنی تر از نوشته ها و خاطرات مسئولان عالی رتبه است. وی از سال ۱۳۲۶ تا ۱۳۵۹ عضو دیپلماسی کشور بود. الان هم زنده است. پرونده های مهم تشکیل دولت اسرائیل و مسأله استقلال بحرین، جزایر سه گانه تنب و ابوموسی و سفر امام از عراق به پاریس، مهم ترین پرونده هایی است که با ذکر اسناد و جزئیات قابل توجهی این پرونده ها و سیر تصمیم گیری های آن، به آن پرداخته است.

دنیای دیپلماسی، قواعد و ویژگی هایی دارد که خودش یک تخصص جدی است. متأسفانه همیشه، قبل و بعد از انقلاب به دلیل مزایایی که زندگی خارج از کشور دارد، به جای متخصصان، آشنایان صاحب نفوذان سفیر می شوند و از این باب آسیب فراوانی به منافع کشور وارد می شود. به خصوص اگر این نور چشمی ها ندانند که به خاطر نوری چشمی بودن سفیر شده اند و طبعاً از نظرات کارشناسان نیز استفاده نکنند. البته این در صورتی است که کارشناسان خود با همان قاعده انتخاب نشده باشند! آقای زند فرد کار قشنگی که کرده به دلیل این که در دوران وزرای خارجه زیادی خدمت می کرده است برداشت خودش را از هر یک از آن وزرا، از علی اصغر حکمت تا  صادق قطب زاده به صورت کوتاه نوشته است.

به همه سفرای فعلی کشور توصیه می کنم که به خاطر اسناد خوب و قابل توجه و نیز خاطرات قابل توجهی که در کتاب خاطرات خدمت در وزارت امور خارجه نوشته ی فریدون زند – که نمی شناسمش – وجود دارد آن را مطالعه کنند.

بامزه ترین نکته این است که در این ۶۰ سال جوهر مشکلات مسائل خارجی ایران مشابه است.

 

۲۶ تير ۱۳۸۶
اقتصاد دانان در انتظار پخش برنامه دیدارشان با رئیس جمهور

 

هفته گذشته پس از آن که نامه اقتصاددانان منتقد به سیاست های دولت و میزگردهای موفق آنان منتشر گردید، جلسه گفت و گویی با رئیس جمهور و وزرای اقتصادی کابینه برگزار شد. این کار که نظرات اساتید اقتصادی دانشگاه ها مورد توجه رسمی رئیس جمهور قرار گرفت، کار قابل تقدیری است. نگرانی های جدی اساتید اقتصاد که کشور را در معرض خطر جدی می دیدند می بایست به گوش رئیس دولت برسد. دفتر رئیس جمهور خیلی اصرار داشته که بگوید نامه منسوب به آنهاست و مال آنها نبوده است. بعد از آن گفت و گو در یکی دو تا جلسه، گزارش آن را از اقتصاددانان شنیدم. خیلی جالب بوده است. آقای ستاری فر رئیس سازمان مدیریت در دولت آقای خاتمی که اقتصاددان مورد قبول همه جناح های اقتصادی است و شجاعت همراه با آرامشی دارد، خیلی برای این کار تلاش کرد. از حواشی جلسه نکات بسیار مهمی را تعریف می کردند، اما نمی دانم چرا تصمیم گرفته اند که مطرح نکنند. شاید به خاطر آن که مصاحبه تحلیلی از بعضی آنان گرفته شده ولی آن ها پخش نشده است. همه منتظر بودند که صدا و سیما کامل آن را پخش کند. اصرار داشتند که باید کامل آن زودتر پخش شود. خوشبختانه صدا و سیما اعلام کرده که آن را پخش می کند. خدا کند که کامل و در وقت خوبی پخش نمایند. در جلسه شاید برای این که برنامه دچار سانسور نشود وقت دقیق آن را گرفته اند. ۵ ساعت و ۵۰ دقیقه بوده است. یقیناً پخش آن می تواند نشان دهد چرا اقتصاددانان نگرانند و نامه نگاری کرده اند.

 

۲۵ تير ۱۳۸۶
عید غدیر و نوروز و آقای خزعلی

 

آقای خزعلی که زمانی عضو فقهای شورای نگهبان بودند در آخرین افاضات خود آرزو کرده اند که عید غدیر به جای عید نوروز عید بزرگ ما شود. این در حالی است که ایرانیان این عظمت را در طول تاریخ داشته اند که هم سنت های خود را حفظ کنند و هم صمیمانه به اسلام و به خصوص به امیرالمونین علی علیه السلام عشق بورزند. این ظرفیت را در تاریخ هیچ قومی نمیتوانیم پیدا کنیم. ایرانی ها همیشه نوروز را گرامی داشته اند. این هویت تاریخی آنان است. حتی عربهای ایرانی نیز با گرامی داشتن نوروز خود را ایرانی می بینند و با داخل ایران پیوند می دهند. همین ایرانیان نوروز خواه، البته با افتخار نام و یاد علی (ع) را هم زنده نگهداشته اند و بیش از همه ی مسلمانان به علی و آرمانهایش وفادار بوده اند و مکتب وی را به عنوان مرام عقیدتی خود بر گزیده اند. این ظرفیت بی نظیر تاریخی را هیچ کس نمیتواند از ایران و ایرانی بگیرد. بزرگترین علتی که القاعده ایران را تهدید می کند، همین عشق به علی است. آنها می دانند که مکتب و نام علی را از ایرانی نمیتوانند جدا کنند. آنهایی هم که گمان می برند ایرانی را می شود از سنت های خود مثل نوروز جدا کنند، دقیقاً همان اشتباه را می کنند و ایرانی بی نوروز نمی تواند باشد. رو به رو قرار دادن نوروز و غدیر هم ظلم به علی است و هم ستم به تاریخ و عظمت ملت ایران است.

 

۲۴ تير ۱۳۸۶
برای آنها که میخواهند با خدا دوست باشند

 

در دوران اوائل طلبگی، یکی از اساتیدمان ضمن درسهایی که میداد و ما ضروری بود  یاد بگیریم، گفت اگر تا ۱۰ روز دیگر یک دور تفسیر سوره ی زمر را هم بخوانید، خوب است. بر این نکته هم تأکید کرد که جزء کارهای درسی نیست. به قول امروزی ها از کارهای همین جوری حساب می شد. ۱۰ روز بعد وقتی پرسید، یک نفر از هم درسی های ما آن را خوانده بود. فردای آن روز استاد ما برای اولین بار یک دوره تفسیر المیزان که خیلی برای یک طلبه گرانبها بود خرید و جلو ما به آن هم درسی ما هدیه کرد. خیلی تعجب کردیم. گفت کارهای لازم و ضروری را که همه باید انجام دهند اما اگر کسی به یک خواست عادی و غیر اجباری استادش پاسخ دهد، نشانه ی احترام گذاری و محبت است. همان جا هم ما را توصیه کرد که اگر به مستحباتی که خدا از ما خواسته توجه کنیم، خیلی مورد توجه بیشتر خدا قرار میگیریم. از همان نوجوانی این اتفاق برایم شفاف مانده است. وقتی تقویم را نگاه کردم و دیدم فردا آغاز ماه رجب است، یاد آن روز کلاس درسمان افتادم. به اعتقاد ما مسلمانان ماه رجب و شعبان و رمضان ماه هایی هستند که خداوند خیلی کارهای مستحب و به خصوص دعاهای زیادی را خواسته است که انجام دهیم. ما در هر شرایطی که باشیم گاهی نیاز داریم به جای آن چه که به نام خدا تجارت می شود و انسان قربانی این تجارت است، با آن خدای مهربان که لبخند زندگی مهربانانه را در کام ما می نشاند و "رحمان و رحیم" است ارتباط برقرار کنیم. ماه رجب و شعبان و رمضان فرصتی است که خدا برای این ارتباط شیرین ایجاد کرده است.  همه ی آنچه که خدا در رجب و شعبان خواسته مستحب است و نه واجب. آنها که میخواهند با خدا دوست شوند از این فرصت می توانند استفاده کنند.

 

۲۳ تير ۱۳۸۶
عراق و شادی فوتبالی

 

میگویند در عراق گروه های شیعه و سنی ای هستند که معتقد به تز "القتل علی الهویه" هستند. یعنی شناسنامه طرف را نگاه میکنند و اگر از مذهبی غیر از مذهب خودشان باشد، او را به قتل میرسانند. دیروز بعد از سالها جنگ و کشتار و قتل و انفجار، تلویزیونهای دنیا نشان دادند که مردم عراق بی آنکه از هم بپرسند چه مذهبی دارند و طرفدار چه حزبی هستند، به خیابانها ریخته بودند و در شادی پیروزی تیم فوتبالشان بر استرالیا در بازیهای آسیائی، میزدند و میرقصیدند و شادی میکردند. در دنیایی که هیچ کس نمی تواند برای عراق صلح بیاورد و یا همه میخواهند از عراق برای جنگ و خشونت استفاده کنند، باز هم قدرت توپ و فوتبال بود که برای ساعاتی آنان را کنار هم آورد. واقعاً چه شیرین است زندگی که به این راحتی میتوان به آن دست یافت. و چه جنایتکارند آنان که مردم یک کشور را ابزار قدرت خود میکنند.

 

۲۲ تير ۱۳۸۶
برای انتخابات مجلس باید واقع بین بود

 

در محافل خصوصی اردوگاه اصلاح طلبان و محافظه کاران بحث انتخابات بسیار جدی شده است. معمولاً جلساتی که این روزها داریم بحث انتخابات و سیاست های کلی انتخابات است. اگر شرایط جوری بود که هرکس که احتمال رأی آوردن داشت، می توانست کاندیدا شود مشکلی وجود نداشت. اما وجود شورای نگهبان و تجربه رد صلاحیت های گذشته واقعیتی است که اگر چه نمی پسندیم ولی هست. رقبای ما که طعم راحت به دست آوردن مجلس و ریاست جمهوری و کم حافظه بودن تاریخی ملت را تجربه کرده اند، علاقه ی وافری نشان میدهند که از همان ابزار رد صلاحیت و به تبع آن قهر مخاطبان اصلاح طلبان بهره بگیرند و دوباره مراکز قدرت را در اختیار خود نگه دارند. در چنین شرایطی به اعتقاد من اصلاح طلبان باید گذر از سد شورای نگهبان و رأی آوردن و رفتن به مجلس را هدف قرار دهند. بهترین امکان برای به دست آوردن اکثریت کرسی های مجلس این است که افردی کاندیدا شوند که شورای نگهبان نتواند آنان را به هیچ بهانه ای رد کند و یا اگر رد کرد همه ی اهل انصاف کشور آنان را ملامت کنند. این راه رسیدن به مجلس و به دنبال آن ریاست جمهوری است. مردم نیز – به اعتقاد من – بیش از آن که برایشان مهم باشد که آقای فلانی یا بهمانی به مجلس برود، علاقه مندند مجلس به عنوان مرکز قدرت، در اختیار جناح اکثریت فعلی که با هماهنگی با دولت مجموعه واحدی را تشکیل می دهند نباشد. من حرف بخشی از اصلاح طلبان را که معتقدند نباید در برابر بی عدالتی رد صلاحیت ها تسلیم شد و خود به دست خود، خود را رد صلاحیت کنیم می فهمم ولی اینکه باید در عالم سیاست واقع بین بود و برای دست یابی به قدرت باید برنامه ریزی کرد را مهم تر میدانم. خوشبختانه بزرگان اصلاح طلبان هم بیشتر بر همین نظریه ی واقع بینی تأکید دارند. خدا کند ما اصلاح طلبان بتوانیم این بار واقع بین باشیم و مجلس را در سایه دیدگاه های غیر واقع بینانه دو دستی مثل ریاست جمهوری با اختلافات و تحریم ها تقدیم رقبا نکنیم. در این باره در آینده بیشتر توضیح می دهم.

 

8 4        ۱   ۲    ۳    ۴       3  7
© Copyright 2003-2017, Webneveshteha.com. All rights reserved.