۱۱ تير ۱۳۸۵
چند مي گيري گريه كني؟

 

فيلم چند مي‌گيري گريه كني، ماجراي آدم پولداري است كه همه اطرافيانش به خارج از كشور رفته‌اند و او قصد دارد در خاك وطن بميرد و براي برپايي مراسم باشكوه بعد از مرگش با شركتي قرارداد مي‌بندد تا همه آن مراسم را قبل از مرگ به چشم ببيند. اما زود مي‌فهمد كه بايد مخارجي را در اين دنيا براي آدم‌هاي نيازمند مصرف كند. نكته پر اهميت آن هم اين است که منوچهر نوذري بازيگر نقش كسي كه در آخرين روزهاي زندگي‌اش مي‌خواست مراسم بعد از مرگش را ببيند با بازي در اين فيلم آخرين بازي زندگي خود را كرد و مرد. هفته گذشته اكران خصوصي اين فيلم در موزه سينما بود. هنرمندان، آقاي خاتمي و عده‌اي از خبرنگاران آمده بودند. حميد لولايي بازيگر طنز معروف در اين فيلم هم بازي داشت و در طول اين فيلم كنار هم نشسته بوديم.

بر خلاف خيلي از هنرپيشه‌ها كه موقع اكران فيلم خود مي‌خوابند، لولايي مثل يك بيننده نسبت به فيلم عكس العمل نشان مي‌داد، مي‌خنديد و حاشيه مي‌زد. يك‌جا فيلم‌برداري در حمام عمومي صورت گرفته بود، آدرس آن را به من داد كه لابد اگر سري آن طرف‌ها زديم ازآن حمام عمومي استفاده كنيم! قبل از شروع فيلم همسر ايرج نوذري، كه عروس منوچهر نوذري مي‌شد، آمد و با آقاي خاتمي حال و احوال كرد. او هم مثل همسرش چند زبان بلد بود. عزت‌الله انتظامي هم كه رييس موزه فيلم است، قبل از شروع مراسم آقاي خاتمي را به اطاق كوچكش برد و از او خواست در دفتر موزه مطلب يادگاري بنويسد. غير از آن تصادف عبرت‌آموز، كه نوذري بعد از اين فيلم مرگ را تجربه كرد، اين سوژه كه آدم بعد از مرگش را ببيند تجربه قشنگي است كه در اين فيلم – البته خيلي به طور مستقيم كه آن را بيشتر شبيه يك خطابه يا منبر كرده است – به نمايش در مي‌آيد. كاش فرصتي مي‌شد خيلي‌ها مي‌توانستند آينده خود را زودتر ببينند.

۱۰ تير ۱۳۸۵
کشف اینترنتی!

 

چند روز پیش یکی از مسئولان عالی رتبه ی دولت آقای خاتمی را دیدم. به مناسبت این که هر کسی من را می بیند به نوعی یاد وب سایت و وبلاگ و اینترنت می افتد، می گفت اینترنت هم مسخره است چون ما در مؤسسه ای که هستیم روی سربرگ رسمی آن فقط یک حرف از آدرس سایت مؤسسه ی دولتی اشتباه چاپ شده است، و وقتی آدرس را باز می کنیم، یک سایت دیگری است. این کشف مهمی بود که این دوست ما در مورد اینترنت کرده بود! بی توجهی به اینترنت و ارتباط گیری از این راه، البته مشکل بزرگ دولت آقای خاتمی نیز بود؛ و تا استفاده از این وسیله ارتباطی، جزئی از زندگی مسئولان سیاسی کشور نشود، دشواری ها همچنان فراوان خواهد ماند.

 

۰۹ تير ۱۳۸۵
انتخابات کویت و زنان

 

 

وقتی کویت بودیم، تازه تبلیغات انتخاباتی شروع شده بود. همه ی مسئولان کویتی در دیدار با آقای خاتمی اولین حرفی که میزدند این بود که برای اولین بارزنان کویتی حق کاندیدا شدن ورای دادن پیدا کرده اند ولی با نگرانی میگفتند که ممکن است کسی به زنان رای ندهد. معنای حرفشان را نمیفهمیدم. دیروز انتخابات کویت انجام شد.خبرگزاریها اعلام کردند به خاطر اینکه زنان هم رای داده اند، آمار شرکت کنندگان خیلی بالا رفته است اما وقتی نتیجه ی انتخابات را اعلام کردند معلوم شد حتی یک زن هم رای نیاورده است. یعنی حتی زنان هم به زنان رای نداده اند. این در حالی است که نه حجاب در کویت اجباری است ونه محدودیت های دیگر برای زنان وجود دارد. پادشاه عربستان هم چندی پیش در دیدار با روزنامه نگاران از آنان انتقاد کرد که به تازگی در صفحات اول روزنامه ها عکس زنان را – البته باحجاب – منتشر میکنند .چند سال پیش هم که دولت عربستان سعودی میخواست اصلاحات کند، برای اولین بار در تلویزیون سعودی از یک مجری زن محجبه استفاده کرد که خانم مجری بعد از چند روز توسط شوهرش با گلوله مورد اصابت قرار گرفت. این نتیجه ی فرهنگ سازی ضد زن  است. میدانم که به خاطر فرهنگ وتاریخ غنی ایرانی  زنان ما با کشورهای عربی قابل مقایسه نیستند، ولی فکر میکنم از تلتگر بزرگ  انتخابات تاریخی کویت میتوان این نتیجه را گرفت که زنان قربانیان فرهنگ مردسالاری هستند. فعالان جامعه زنان نیز باید به این نکته توجه نمایند که برای احقاق حقوق زنان باید فرهنگ عمومی جامعه را مورد توجه قرار دهند تا جا وسهم واقعی زنان در عرصه های "جدی" اجتماعی مورد قبول وحمایت عمومی باشد.

۰۸ تير ۱۳۸۵
مراسم متفاوت عزاداری موزه قرآن

 

 

با همه ی گرفتاریهای شخصی آزاردهند ه ای که داشتم امروز رفتم موزه قرآن. آقای مسجد جامعی وزیرسابق ارشاد، هنوزمدیر این مجموعه است. به مناسبتهای دینی جلسه میگذارد و هنر مندان و اصلاح طلبان و اهل فرهنگ و مسئولان سابق و تعدادی از مسئولان فعلی در آن گرد هم مِی آیند.مجلس امروز به مناسبت شهادت حضرت زهرا(س) بود. شاعران شعر میخواندند و سهیل محمودی که همیشه مجری مراسم فرهنگی است هم اجرای خوبی کرد و هم از خودش در مورد حضرت زهرا شعر خواند. آقای خاتمی منبری جلسه بود و حسام الدین سراج و شهریاری هم مداح های جلسه. سراج کوتاه شعر خواند اما خیلی از مداحی های رایج دلپذیر تر بود.خیلی وقت است که دوستان به آقای خاتمی پیشنهاد میدهیم مسجد یا مرکزی را تولیت کند که اهل فکروفرهنگ لااقل در مناسبتهای مذهبی دور هم جمع شوند. کاری که مسجد هدایت آیه الله طالقانی و یا حسینیه ارشاد شریعتی در سالهای قبل از انقلاب میکردند. نگاه مترقی به اسلام ومناسبتهای دینی یک ضرورت است و آقای خاتمی میتواند محور چنین جلساتی شود. البته جا و مکانی که چنین امکانی برای آقای خاتمی فراهم کند تا کنون پیدانشده. درسخنرانی کاملا مذهبی آقای خاتمی در مورد حضرت زهرا کمی هم به مسئله زن و ظلمی که به این قشر رفته و اینکه امکان مساوی برای رشد اجتماعی در اختیار زنان قرار نگرفته تا بتوانند با مردان رقابت نمایندو موفقتر هم باشند اشاره کرد. به استاد فرشچیان سلام کردم واز کازهای جدیدش حرف زدیم. تحلیل خودم را از حکم جدید سیاستگزاری های راهبردی به آقای کمال خرازی گفتم. اعتقاد دارم که با این کار، سیاست تنش زدایی دولت قبلی میتواند مکمل سیاست خارجی فعلی شود. دوستان فراوانی که تاثیر گزار هم بودند در مورد مسائل و ناراحتی های شخصی و عاطفی، بامن همدردی میکردند ومن هم توضیحات میدادم. بعد از نماز نهار نذری میدادند.به احترام مادرم که مدتی است مهمان من هستند، نهار نخوردم تا در منزل با ایشان باشم. با اینکه جلسه روضه بود، خبرنگاران خبر گزاری ها و بعضی روزنامه ها – ونه صدا وسیما- هم مشغول عکس گرفتن وخبر نوشتن بودند. مراسمی که صدا وسما در ایام مذهبی پخش میکند از این جنس نیست.  بعد از نماز نهار نذری میدادند. وقتی هم به طرف منزل می آمدم به چندین ترافیک موضعی برخورد کردم که اتومبیل ها ایستاده بودند تا از منازل ومساجدی که غذای نذری شهادت حضرت زهرا توزیع میکردند برای تبرک غذا بگیرند.

ضمنا نوزدهمین شماره مجله ادیان هم منتشر شد.اینجا ببینید

۰۷ تير ۱۳۸۵
شهادت حضرت زهرا(س)

 

فردا روز شهادت حضرت زهراست و در ایران تعطیل رسمی است. حضرت زهرا در فرهنگ شیعی از جایگاه ویژه ای برخوردار است. مادر امامان معصوم است. همسر علی (ع) و در مقام سخنگوی پر انگیزه ی دفاع از حقانیت علوی، فعال و پر تلاش بود. شهادت این بانوی بزرگ بر مسلمانان تسلیت باد.

 

۰۶ تير ۱۳۸۵
بازگشت تيم فوتبال ايران

 

تيم فوتبال ايران توانست در ميان اين همه رقيب منطقه‌ای، به عنوان يكی از ۴ تيم آسيا به جام جهانی برود. در جام جهانی در بازی با تيم پرتغال، كه هلند را در آن بازی جنجالی شكست داد، از جام جهانی حذف شد.

كمترين امكان بازی‌های دوستانه را هم به دليل موضعگيری‌های مسئولان نداشتند، امكانات و تشويق‌های عمومی روحيه‌بخش هم اندك بود. ژاپن هم دقيقاً همين مسير را طی كرد.

در ژاپن هزاران نفر به استقبال تيمی رفتند كه توانسته بود آن‌ها را به جام جهاني برساند. در فرودگاه ايران صدها پليس آورده بودند كه كسی متعرض فوتباليست‌ها نشود و آن‌ها را از راه‌های مخفی بيرون بردند صدها جوك و فحش هم عليه آنان در جامعه متداول شد، و رئيس فدراسيون تغيير كرد.

ريشه اين نوع رفتار را در حوزه فرهنگی و جامعه‌شناختی بايد پيدا كرد. توقعات بالا و نديدن واقعيت يك اصل تاريخی در فرهنگ ما شده است. ماجرای فوتبال فقط يكی از سمبل‌های آشكار آن بود.

در بسياری از حوادث بزرگ تاريخ‌مان از اين فرهنگ آسيب فراوانی ديده‌ايم.

در اين‌جا فوتباليست‌ها و اهالی فوتبال قربانی اين فرهنگ هستند، در بسياری از موارد ديگر تاريخی همه‌مان قربانی شده‌ايم.

 

۰۵ تير ۱۳۸۵
آقای احمدی نژاد می توانست اگر...(قسمت سوم)

 

۴. در دورانی که آقای احمدی نژاد رئیس جمهور شد کشور ما از یکی از نادرترین فرصت های اقتصادی برخوردار بود. صندوق ذخیره پر پول، فروش بی سابقه و طولانی مدت نفت با قیمت غیر قابل باور بالای ۶۰ دلار، حذف شدن موانع سیاسی جهانی مثل از بین رفتن طالبان در افغانستان و صدام در عراق و نبود خرابکاری های منافقین به عنوان دشمنان تأثیر گذار، و دهها پارامتر دیگر فرصت تاریخی و طلائی ای بود که احمدی نژاد در مقایسه با فروش نفت ۹ دلاری در بیش از یک سال از دولت آقای خاتمی، می توانست از آن برای حل مشکلات مردم به خوبی استفاده کند و به خوبی هم می توانست با برنامه ریزی علمی وضع اقتصادی مردم را دگرگون کند و پول نفت را سر سفره ی مردم بیاورد. متأسفانه به دلیل عدم توجه به برنامه ریزی های علمی و زیر بنائی و با دادن شعارهای گران قیمت بین المللی که با تبعات طبیعی آن شعارها این سرمایه های اقتصادی هزینه ی آن شعارها می شود، باعث شد تا ریسک سرمایه گذاری در ایران بالارود و تحریم های عملی صورت گیرد و سرمایه ی کشور برای خرید نیازهای روزمره با اضافه شدن واسطه ها و عدم امکان استفاده از ظرفیت های جهانی چند برابر شود. معنای دیگر این رفتار که بیشتر در مواضع سیاسی رئیس جمهور نشئت می گرفت باعث هدر رفتن میلیاردی سرمایه های ملی کشور شد؛ و پول نفت ۶۰ دلاری که مال مردم بود عملا صرف این گران شدن ارتباط با جهان می شد. در حالی که صرفه جویی واقعی بیت المال در حفظ کلان آن بود نه در حذف میوه و یا پذیرایی و یا مواردی از این قبیل که همه ی آنها که کارهای خوبی هم بودند، در برابر این هزینه های بی دلیل صفر بود. باز هم نتیجه ی این سیاست و رفتار این بود که مردم دچار تحول اقتصادی نشوند و شعارهای اقتصادی خود آقای رئیس جمهور عملی نگردد.

۵. جا به جائی مدیران، به خصوص آنها که طولانی مدت در پستی بوده از کار پسندیده ای است. کمترین فایده ی این کار این است که مدیران قدیمی فاقد ابتکار عمل هستند و مدیران جدید می توانند ابتکارات بیشتری داشته باشند. اما دو نکته در این جا قابل توجه است: الف) آنکه استفاده از تجربه ی آن مدیران می تواند تازه کاران با ابتکار را از خطا دور کند تا سرمایه ی ملی خرج تجربه و خطا نشود. ب) نباید مدیران قبلی را در ذهن جامعه بدنام کرد؛ که اگر چنین شود فقط اعتماد مردم از مدیران قبلی سلب نمی شود، بلکه همواره به این اعتقاد خواهند بود که روزی هم از این مدیران با بدنامی و خطاکاری یاد خواهد شد. متأسفانه در دوران آقای احمدی نژاد نه از تجربه ی گران قیمت مدیران گذشته استفاده شد و هم بی دلیل سعی کردند تقریبا همه ی مدیران قبلی را خطاکار و خائن معرفی کنند. این نیز در دراز مدت یکی از عوامل عدم موفقیت درست آقای احمدی نژاد در بهتر کردن وضع معیشتی مردم خواهد بود.

۶. سیاستهای فرهنگی به جای اتکا به مبانی اصولی و مترقی اسلامی بر مبانی سطحی و بعضا خرافی شکل گرفت. ماجراهایی مثل هاله نور وموارد متعدد دیگربه رشد صووری نگری از اسلام انجامید. کاری که سالها اندیشمندان مترقی اسلامی با آن مبارزه میکردندومتاسفانه بد جوری دوباره در حال احیا شدن است.این مطلب بخصوص در حالیکه موج اسلام ستیزی در دنیا اوج گرفته، نوعی همراهی با اسلام طالبانی و دوری از اسلام صلح جو تلقی میشود. این نگاه اگرچه مخاطبان دوران انتخاباتی آقای احمدی نژاد را شاید شاد کند ولی به  دوری اکثریت نسل جوان از گرایش به دین منجر میشود.

نقد دولت یک ضرورت برای سربلندی کشور است که ایکاش مورد توجه قرار گیرد.

 

۰۴ تير ۱۳۸۵
آقای احمدی نژاد می توانست اگر...(قسمت دوم)

 

۱. در میان کاندیداهای جناح محافظه کارآقای احمدی نژاد در ایام انتخابات بیشترین شعار داخلی و اقتصادی داده بود و کمتر از مسائل بین المللی در ایام انتخابات حرف زده بود. بعد از فرصت اندکی از آغاز دوران ریاست جمهوری اش با ارائه ی شعارهای تند و جنجال برانگیز بین المللی در دالان چالش با دنیا افتاد که دیگر نمی توانست از آن خارج شود. نتیجه ی طبیعی این کار مخالفت های جدی قدرت های جهانی بود که اولاً هیچ ضرورتی به برانگیختن دشمنی های بسیاری از آنان نبود و ثانیاً همه  آن دشمنی ها و مخالفت ها به دلیل بافت فعلی روابط جهانی و قدرت، مستقیماً بر مسائل اقتصادی داخل تأثیر می گذاشت و راه را بر حل مشکلات معیشتی ملت ایران ناهموار می کرد. این مسیر آن قدر با سرعت طی گردید که احمدی نژاد در سطح بین الملل، چه با نگاه مثبت و چه با نگاه منفی مشهورتر از داخل کشور شد. جاذبه ی شهرت بین المللی البته وسوسه انگیز است اما احمدی نژاد با نگاه به داخل می توانست موفق باشد نه با شهرت در خارج.

۲. شک نیست که پرونده ی هسته ای ایران بزرگ ترین چالش فعلی ایران است. رئیس جمهور ایران، هر که باشد درگیر این پرونده خواهد بود. همچنان که آقای خاتمی هم درگیر پرونده ی هسته ای بود، اما احمدی نژاد می توانست ضمن دفاع از کلیات کار، به خاطر مصالح ملی و حل مشکلات مردم که شعار وی بود، خط مقدم این پرونده نباشد. اگر چنین می شد در مقام رئیس جمهور با داشتن بازوی دولت، می توانست شعار حل مشکلات معیشتی مردم را همچنان در صدر جدول برنامه ها ی خود قرار دهد و کسانی که در روابط بین الملل آشنا هستند می دانند با این تقسیم کار گپ های زیادی پیدا می شد که به حل مشکلات مردم ایران کمک فراوان می کرد. آقای احمدی نژاد به جای این کار پرچمدار تندرو و افراطی ماجرای هسته ای شد که حتی اگر حق مسلم مردم ما باشد، ولی در کوتاه مدت مشکل اقتصادی مردم را حل نمی کند. این پرچمداری افراطی در حدی اوج گرفت که حتی تیم جدید هسته ای ایران که خود از محافظه کاران سنتی و نامدار هستند، به اندازه ی احمدی نژاد مطرح نیستند و حتی چنانچه شنیده شده است از یرخی مواضع وی گلایه مندند.

۳. داشتن رسالت جهانی برای یک انقلاب و یا رهبری آن می تواند در شرایطی قابل پذیرش باشد، اما هر چه یک انقلاب و یا رهبری آن بیشتر به این رسالت اعتقاد داشته باشد، به صورت طبیعی وظیفه ی رئیس جمهور که کار اصلی اش حل مشکلات جاری مردم است، تعریف متفاوتی پیدا می کند. جا به جائی این نقش و مشغول شدن رئیس جمهور که دولت و بودجه داخلی کشور را برای حل مشکلات مردم در اختیار دارد باعث حل نشدن مشکلات معیشتی و جاری مردم کشور خواهد شد. متأسفانه هر چه آقای احمدی نژاد در مقام یک رسول جهانی ظهور پیدا می کرد و از مقدسات دینی هم در این مورد بهره می جست، بیشتر باعث دور شدن از شعارهای اقتصادی خود و حل مشکلات معیشتی مردم می شد. در ذهن جامعه و دور از واقعیت مدیریت کشور هر کسی نقشی دارد که برازنده ی اوست و اگر از حدود خود خارج شود، نه در نقش جدید موفق حواهد بود و نه در مسئولیت طبیعی خود را می تواند عملی کند...

(ادامه دارد)

 

۰۳ تير ۱۳۸۵
آقای احمدی نژاد می توانست اگر...(قسمت اول)

 

سال گذشته در چنین روزی اعلام شد که آقای دکتر احمدی نژاد رئیس جمهور ایران شده است. اکنون بعد از گذشت  یک سال از شروع به کار آقای احمدی نژاد به عنوان رئیس جمهوری اسلامی ایران و شناخت نسبی که از ایشان به دست آمده است، نقد و تحلیل رفتاری وی می تواند برای آینده ی کشور تأثیر گذار باشد. به قطع نظر از دوران انتخابات و مسائل مبهمی که همچنان در ابهام مانده است، این واقعیت غیر قابل انکار است که آقای احمدی نژاد در کلان، با شعارهای اقتصادی و حل مشکلات معیشتی و مبارزه با فساد اداری و مالی با ایجاد امیدی تازه در مردم که بهبود سریع وضع اقتصادی را انتظار داشتند، خود را معرفی کرد و چشم ها را متوجه خود کرد. در این سیر در آغاز کار رسمی خود موفقیت های غیر قابل انکاری به خصوص در مبارزه با مفاسد و مافیاهای مختلف مالی و قطع دست کسانی که خود را همواره صاحب بیت المال می پنداشتند به دست آورد و نیروهای تازه نفسی را به سیستم اداری کشور تزریق کرد و انصافا علی رغم نگرانی های شدید در مورد بسته شدن فضای اجتماعی و مطبوعاتی و سیاسی، تحول مهم منفی ای در این زمینه به وجود نیامد. و اندک اندک تابلوئی که در ذهن بسیاری از مردم از احمدی نژاد به وجود آمد این بود که وی قصد دارد با نشاط و شادابی با صرف وقت طبیعی مشکلات معیشتی جامعه را حل کند. این تابلو را اگر احمدی نژاد برای خودش در وقتش نگه می داشت، علی رغم مشکلات می توانست برای خدمت به مردم این مرز و بوم توفیق کسب کند که این کار آرزوی هر ایرانی وطن خواهی است که به راحتی و موفقیت مردم ایران فکر کند و رقابت های سیاسی را به قیمت آسیب رساندن به مردم ایران نمی پسندد. اما آقای احمدی نژاد در این مسیر دچار اشتباهات استراتژیکی شد که وظیفه ی نقادی دولت حکم می کند که آنها بازگو شود...

(ادامه دارد)

 

۰۲ تير ۱۳۸۵
سانسور

 

دو سه روز پیش در یک جلسه ی سیاسی با حضور بزرگان البته سابق تعریف میکردند که سالهای قبل از دوم خرداد گفته بودند ;کلمه ی عرق و مشروب از کتابها حذف شود تا تبلیغ از این نجسیات نشود. یک جا بعد از اصلاحات جمله این جور شده بود: چای سردی بر پیشانی طرف نشست. در کتاب رمان دیگری هم باز پس از اصلاحات قهرمان داستان پس از نوشیدن دوغ مجبور شده بود تلو تلو خوران راه برود. احتمالا کتابها پس از این نیز چنین شود. واقعا معنویت با عمق بخشی به اعتقادات صورت میگیرد نه با این کارهای صوری.

8   4       ۱    ۲    ۳   ۴       3  7
© Copyright 2003-2018, Webneveshteha.com. All rights reserved.