۲۱ تير ۱۳۸۵
گرانی و نقش مخالفان دولت

 

این روزها که گرانی اجناس مورد نیاز مردم جدی شده ، آقای رئیس جمهور و اعضای دولت با ادبیات گوناگون آن را نوعی جنگ روانی قلمداد می کنند که مخالفان دولت و در بعضی عبارات اصلاح طلبان طالب قدرت آن را ساخته اند. در حقیقت با استفاده از این روش تبلیغاتی علاقه مندند وضع خود را مشابه سازی کنند با آنچه که در دولت آقای خاتمی اتفاق می افتاد و مخالفان دولت، مدیریت جنگ های روانی و تبلیغاتی را علاوه بر مخالفت های عملی سیاسی و قضایی بر عهده داشتند؛ اما به چند نکته ی مهم باید توجه می کردند که نکرده اند: ۱) وقتی در دوران آقای خاتمی گفته می شد مخالفان دولت کارشکنی می کنند، هر ۹ روز یک بحران ایجاد می کنند و غیره، به این دلیل بود که اصلی ترین ابزار قدرت سیاسی و قضایی و تبلیغاتی در اختیار آنان بود؛ این را نمی توان با  وضع فعلی که مخالفان دولت، هیچ ابزاری در اختیار ندارند و  تمامی ابزار های سیاسی و قضایی و تبلیغاتی در اختیار دولت است مقایسه کرد. صدا و سیما بی سابقه ترین امکانات تبلیغاتی خود را در اختیار دولت قرار داده، بیشترین مطبوعات کشور در اختیار دولت است، و موج افتتاح سایت های خبری پرهزینه هم به نفع دولت در جریان است. ۲) شعارهای چالش برانگیز دولت آقای خاتمی در حوزه ی مسائل سیاسی و آزادی ها و حقوق بی تبعیض مردم بود که خیلی مورد حمله ی مخالفان بود. اثبات این که آیا این دیدگاه ها عملی شده یا نه – چنان که مخالفان می گفتند – کار دشواری بود؛ اما نقد شعارهای آقای احمدی نژاد با محوریت شعار آوردن سود نفت بر سفره ی مردم با آمار و ارقام مشخص می شود. نرخ مواد مورد نیاز روزمره ی مردم به نحو تعجب انگیزی گران شده است. این نیاز به استدلال فنی و فلسفی ندارد. با رفتن سر گذر و دیدن نرخ معلوم می شود. واقعاً در این موارد نمی توان گفت این ها تبلیغات مخالفان است. دولت باید تلاش کند به دور از شعار زدگی بازار را کنترل نماید. خیلی ها چند ماه پیش می گفتند این شعارها عملی نیست. دولت باید عملاً نشان بدهد که عملی است. خدا کند موفق شود.

 

۲۰ تير ۱۳۸۵
وبلاگ های خبرنگاران حاشیه نویس

 

چند روز پیش رفته بودم روزنامه ی شرق؛ بر و بچه های بخش اقتصادی  گفتند که جدای از روزنامه، وبلاگی به نام گلشهر درست کرده اند که  به طور جمعی در آن می نویسند. کار جالبی است. قصد دارند درباره ی رشد اقتصاد باز و تفکرات اصلاح طلبانه در حوزه ی اقتصاد بنویسند. اگر آنان به جای این حرف های جدی که در روزنامه ها فراوان است، در وبلاگ خود که سایه ی مدیریت روزنامه بر آن نیست، حرفها و نظرات رسمی اقتصادی را ننویسند و حواشی دیدارها و برداشتهایشان از مدیران را بنویسند تا واقعاً وبلاگ باشد خیلی پر جاذبه تر می شود. خبرنگاران چیزهای زیادی می بینند و حرفهای قشنگی برای گفتن دارند که معمولاً به دلیل خشونت چارچوب رسمی  روزنامه ها و یا به خاطر قدرت مدیران با اهرم های فشار حقوقی و غیر حقوقی مسائل حاشیه ای خبرنگاران به اجبار حذف می شود. اگر وبلاگ حاشیه ای خبرنگاران در روزنامه های مختلف و یا عکس های غیر رسمی عکاسان از مسئولان فعال شود، خواندنی ترین وبلاگ ها کلید خواهد خورد. مثلاً اگر بنویسند کدام وزیر خوش اخلاق است؟ با چه پذیرایی می کند؟ در اطاقش چه عکس هایی گذاشته است؟ مستخدمش چه نوع رفتاری دارد؟ آیا با اتکا به نوشته ی معاونینش حرف می زند و یا خودش بر حوزه ی کاری اش مسلط است؟ منشی اش چگونه است؟ و تا بخواهید از این حرف ها هست. شاید اقتصادنویسان شرق برای چنین هدفی این وبلاگ را راه نیانداخته باشند، ولی اگر چنین نکند وبلاگ خواندنی نخواهد شد. تازشم اگر آن ها نکردند، بقیه ی خبرنگارها این کار را بکنند، مفید خواهد بود. البته این را هم قبول دارم تنها مشکل این است که امکان دارد مدیرانی که فقط دوست دارند مردم آنان را آن طور که خود می خواهند بشناسند، فشار هایی را بر خبرنگاران بی پناه وارد می کنند و اذیتشان نمایند.

در همین جلسه ی شرق بعد از این پیشنهاد یکی گفت حداقل اثر این کار این است که وزرای مربوطه و یا مسئولان روابط عمومی شان دیگر وقت مصاحبه نمی دهند. واقعاً هم حق دارند؛ ولی اگر برای این مشکل تمهیدی اندیشه شود جای وبلاگ حاشیه ای خبرنگاران، حسابی خالی است. به دست اندرکاران وبلاگ گلشهر که آغازگر این راه هستند تبریک می گویم.

 

۱۹ تير ۱۳۸۵
پایان جام جهانی

 

بالاخره یک ماه زیبای فوتبالی با قهرمانی ایتالیا به پایان رسید. در یک ماه گذشته تلویزیون های دنیا بیشترین مخاطب را داشتند و بهترین و زیباترین لحظات را تماشا کردند. یک جورایی حیف شد که این یک ماهه تمام شد. واقعاً دنیای عجیبی است دنیای فوتبال؛ هم متن آن و هم حواشی پر حادثه اش. سرنوشت و اعتبار یک کشور در برابر دیدگان جهانیان در اختیار ۱۱ نفر قرار می گیرد. درست مثل مسئولان سیاسی هر کشوری که اعتبار و مصالح هر کشوری را در اختیار می گیرند؛ با این فرق که بر فوتبال یک قانون واحد حاکم است ولی معمولاً حاکمان، هر کدام قواعد حکومت را خود و به نفع خود تعریف می کنند. ایران هم از کشورهائی بود که به جام جهانی رسید و در وقتی که توقع می رفت از دور بازیها خارج شد. وظیفه ی ملی حکم می کند که از بازیکنان، و دست اندرکاران فوتبال کشورمان صمیمانه تقدیر کنیم. انصافاً از مدیران و عوامل گوناگون صدا و سیما که امکان دیدن مستقیم همه ی این بازی ها را فراهم کردند نیز باید تشکر کرد.

 

۱۸ تير ۱۳۸۵
موسوی لاری و خاطرات ۱۸ تیر

 

آقای موسوی لاری وزیر کشور دوران اصلاحات گفته است در مورد حادثه ی ۱۸ تیر حرف های زیادی دارد که تاکنون نزده و قرار است آن را در کتابی منتشر کند. امروز با آقای موسوی لاری رفته بودیم جائی؛ اتفاقاً کنار هم نشستیم؛ به آقای لاری گفتم که کاش اول خاطراتت را تکمیل می کردی و حتی اگر نمی شد چاپ کنی، جایی امانت می گذاشتی و بعد اعلام می کردی؛ چون از حالا فشاری می آوردند که این را ننویس، آن قسمت مصلحت نیست و یک بار هم دیدی اصلاً نوشته هایت مثل لب تاپ رمضان زاده گم شد و بعد هم گفتند در منزل مشابه جهانبگلو پیدا شده است. فرصتی شد که ایام سخت ۱۸ تیر به بعد را با هم یادآوری کردیم. آن ایام در بین مسئولان، کار موسوی لاری از همه مشکل تر بود. وزیر کشور بود. ظاهراً فرماندهی نیروی انتظامی را داشت اما بی خبر او حمله به خوابگاه صورت گرفته بود. لباس شخصی ها را نمی شناخت. فشار سیاسی زیادی بر او بود. می گفت وقتی در خاطرات آقای ناطق نوری، رئیس مجلس وقت خواندم که گفته بود در آن روزها پیشنهاد کرده است که چند نفر را باید گذاشت کنار دیوار و اعدام کرد و همان جا گفته که موسوی لاری گزارش های نوع دیگری می داد، تصمیم به نوشتن خاطرات کردم. بیشتر هم می خواستم حرف ناطق نوری را تأیید کنم که بله ما نمی خواستیم کسی کشته شود و این افتخار دولت ما بود.

هر چه فکر می کنم ۱۸ تیر روزی فراموش نشدنی است. ضرب و شتم دانشجویان بی گناه، دستگیری های فراوان بعد از آن و نهایتاًشکایت فرمانده ی نیروی انتظامی وقت تهران و محاکمه کردن افرادی که حمایت از دانشجویان کرده بودند...

شاید اگر موسوی لاری و نیز مصطفی تاج زاده که معاون سیاسی وزارت کشور بود خاطرات خود را بنویسند، خیلی از ناگفته ها گفته شود.

 

۱۷ تير ۱۳۸۵
ترجمه رمز و رازها

 

در ادیان، اصولی هستند که با رمز و راز آمده اند. همان راز آلودگی آن می تواند هدف معنوی ادیان را تأمین کند. اگر آنها ترجمه فیزیکال شوند و به عدد و رقم تبدیل شوند، نه تنها معنویتی ایجاد نمی کند، بلکه فاصله ها را با جوهر ادیان بیشتر می کند.

وجود منجی و اینکه پایان دنیا با عدالت و خوبی همراه است یک اصل مشترک ادیان است. اصل این اعتقاد امید بخش است.

وعده های تشویق آمیز خداوند در عالم پس از مرگ و یا مجازاتهای الهی در آن عالم، انسانها را به خیر تشویق و از پلیدی ها پرهیز می دهد.

اگر این موارد ترجمه فیزیکی شود و با متر های این جهان اندازه گیری شود آنقدر ابهام و تردید ایجاد می کند که نه تنها امکان پاسخگویی به آنها نیست بلکه به دوری از خدا و آموزه های دینی منجر می گردد.

شیفتگان کم عمق و مخالفان جدی ادیان همواره به ترجمه این رمز و رازها می پردازند و هر دوی آنها در دور کردن بشریت از معنویت همکار و مدد رسان هستند.

 

۱۶ تير ۱۳۸۵
قربانیان خشونتهای مذهبی

 

دیروز در عراق جمعی از هموطنان مان که به عشق زیارت کربلا و سایر اماکن مقدسه عراق به آن دیار رفته بودند، قربانی جنگ های مذهبی شدند و به شهادت رسیدند. آتش افروزی های مذهبی و تعصبات میان دینی همواره از دردناکترین فجایع تاریخ بوده است. کسانی با اعتقاد به یک خدا و حتی یک پیامبر و با انگیزه های دینی به عنوان عمل خیر یکدیگر را میکشند. گناه اصلی این خونریزی ها هم بر عهده ی رهبران دینی است که این تعصبات کور را دامن میزنند. البته همواره و در همه جا و به خصوص در عراق امروز در ورای این خونریزی های متعصبانه که بی گناهترین انسانها قربانیان آن هستند منافع سیاسی حاکمان منطقه ای و جهانی تصمیم ساز است. اگر در عراق جنگ خونین شیعه و سنی آغاز نمیشد بی شک امروز در عراق نه نیروی خارجی میتوانست به حضور نظامی ادامه دهد و نه عراق محل تصفیه حسابهای کشورهای همجوار عراق می بود؛ اما چه بخواهیم و چه نخواهیم فعلاً که چنین است. متعصبان شیعه و سنی هم که جنگهای مذهبی را تشویق میکنند، بی دلیل گمان میبرند وظایف مذهبی خود را انجام میدهند. آنها بازیچه های همیشگی سیاستمداران بوده اند و خواهند بود. به خانواده های شهدای انفجار اتوبوس حامل زائران ایرانی از صمیم قلب تسلیت میگویم.

 

۱۵ تير ۱۳۸۵
جهانبگلو و شکوهی

اتهام رامین جهانبگلو نویسنده ی روشنفکر را وزیر اطلاعات، کودتای مخملین نامیده است. جهانبگلو از کسانی است که مخاطبان وی بدلیل روشنفکر بودن واستفاده از ادبیات سخت روشنفکری غیر مذهبی  تنها در لایه های کم شماری  هستند که در هیچ شرایط تاریخی امکان تاثیرگزاری های توده ای نداشته اند.  انقلابهای مخملین متکی به بسیج مردمی است که اساسا آدمهایی مثل جهانبگلو اگر هم بخواهند نمیتوانند در بوجود آوردن آن نقش ایفا نمایند. در جامعه ای که میگویند خاتمی یا مشارکت ادبیات تاثیرگزاری بر توده ی مردم نداشتند و به همین دلیل موج پوپولیستی احمدی نژادی بعداز 8 سال از فراگیر بودن گفتمان اصلاحات، قدرت را از آن خود کرد، آدمی مثل جهانبگلو اگر اعتراف کرده است که قصد انقلاب مخملین داشته، حتما مخاطبانش را دست انداخته است. 

                        ***************

با علی شکوهی بیست سالی است آشنایم. خیلی فکر میکرد مستقل است و اصولگرای واقعی. انصافا سالم بود وبا اعتقاداتش زندگی میکرد وهمیشه بی توقع به کارهای فرهنگی و مطبوعاتی مشغول بود.پریروز اورا چنانچه گفته میشود بدلیل اینکه منبع یکی از خبرهای سایت فردا را لو نداده دستگیر کرده اند. خبر هم در مورد این بوده که یکی از مسئولان قدیمی از شغلش کنارمیرود وایشان هم که عاشق خدمت بوده اند دنبال این هستند که چرا چنین حرفی مطرح شده و تا مرحله ی زندان کردن او که خیلی هم خودی بود پیش رفته اند. خیلی عجیبه.اما چه عجیب باشد یا نباشد فعلا شکوهی زندان است. جامعه اینتر نتی ورسانه ای ومطبوعاتی با این رفتارها زیر فشار سختی قرار گرفته اند. امید آزادیش را دارم .

۱۴ تير ۱۳۸۵
نفی دموكراسی در جهان با كمك غرب

 

وقتی اسرائيل در اين روزها به هر دليلی به مقر نخست‌وزير قانونی و وزارت كشور فلسطين حمله می‌كند و به صورت فله‌ای نمايندگان مجلس و وزرای كابينه حكومت به رسميت شناخته بين‌المللی را دستگير می‌كند، اگر چه از نظر نظامی فلسطينی ‌ها قدرت رويارويی ندارند و جهان نيز ساكت است و مشكلات روزمره اين روزهای اسرائيل با قلدری می‌گذرد اما بی‌اعتنايی غرب كه همه دنيا را به ارزشهای دموكراسی فرامی‌خواند به اصول دموكراسی، جامعه جهانی را به سمت رويگردانی از ارزش‌های قابل قبول بشری و من‌جمله دموكراسی سوق می‌دهد. وقتی جوامع بشری و به‌خصوص جهان‌سومی‌ها می‌بينند اگر دولت و مجلسی را كه افراد آن اسرائيل را نمی‌پسندند ولی بر اساس قواعد دموكراتيک بشری انتخاب شده‌اند، اسرائيل دستگير می‌كند، دفتر نخست‌وزير منتخب حزب دارای اكثريت بمباران می‌شود، به طور طبيعی آنان از ادامه اصرار بر اصول دموكراسی سرباز خواهند زد. جنايت بزرگتر از اين حوادث گذرا كه درفلسطين هر روز صورت می‌پذيرد اين است كه غرب با محوريت اسرائيل عملاً بشريت را از پايبندی به دموكراسی منصرف می‌كند و در نتيجه خشونت رخ می‌نمايد و تاوان آن را كشورهای جهان سوم بايد بدهند و البته آسيب آن را هم خود غرب می‌بيند. غربی‌ها بايد به‌جای توجه به مشكلات روزمره اسرائيل به فكر آينده بشريت باشند كه لااقل خودشان در امان زندگی كنند. اين واقعيتی است كه دستگاه‌های سنتی سياستگذار غربی به آن توجه نمی‌كنند و هر روز هم خود و هم جامعه جهانی را به سمت نابودی و جنگ هدايت می‌كنند.

 

۱۳ تير ۱۳۸۵
انتخابات خبرگان

 

پریشب جلسه ی مجمع روحانیون مبارز بود. فضا، انتخاباتی بود و گزارش های مستندی از فعالیت نهادها و ارگان ها در سازماندهی نیروها برای انتخابات خبرگان و به نفع جناح های رقیب ارائه می شد. شورای نگهبان هم که مسئول تعیین خبرگی کاندیداها هستند. با سابقه ی انتخابات ریاست جمهوری و انتخابات مجلس آینده انتخابات خبرگان که حساس تر است کاملاً قابل پیش بینی است که در انتخابات خبرگان چه خواهد شد؛ با این حساب خیلی روحیه داشتیم که لیست افراد مجتهد نزدیک به جریان اصلاح طلبی را در شهرستان ها و تهران می بستیم؛ مگر نه؟ 

در جلسه به آقای خاتمی برای درگذشت خاله اش، و به آقای موسوی لاری هم برای درگذشت مادر خانمش تسلیت گفتیم. البته با من هم خیلی همدردی شد. از آن ها و همه ی دوستانی که با ایمیل و کامنت برای دستگیری پدر و برادرم همدردی کرده اند، ممنونم.

 

۱۲ تير ۱۳۸۵
چرا درباره دستگیری پدر و برادرم نمینویسم؟

 

آره بابا درسته. هی تو این دو هفته از هر طریقی از من می پرسند این آقای ابطحی که به دلیل مسائل فکری و تشکیلاتی مربوط به امام زمان دستگیر شده، پدر شماست یا نه؟ بله. ایشان ابوی محترم بنده هستند. از وقتی سایت انصار حزب الله و روز آنلاین، و هر کدام به شکلی این مطلب را نوشته اند، شرایطم مشکل تر شده است. از یک سو وظیفه ی فرزندی این است که فقط به فکر آزادی پدر باشد و نه مسایل سیاسی حاشیه ای که توهم بهره برداری سیاسی شود؛ این اولیه ترین وظیفه ی هر فردی است، آن هم  پدری که مریض است و سه سال پیش عمل قلب باز کرده و مدت زیادی از این ۱۶ روز حبس را در بیمارستان بوده است؛ و طبعاً سخت نگران سلامتشون. و نیز برادرم تقی که از نظر عاطفی خیلی دوستش دارم و او هم زندان است. می دانم نوشتن من با تحلیل ها و اعتقادات سیاسی که دارم و هیچ وقت هم مورد قبول پدر نبوده، احتمالاً باعث سخت تر شدن کار او می شود و هیچ فرزندی حق ندارد چنین کند. از سوی دیگر با اعلام خبر توسط بعضی سایتها و روزنامه ها و دهها ایمیل فکر می کنم اگر هیچی نگویم حمل بر بی اعتنایی و بی احترامی به مقام پدر باشد. همه ی اینها به اضافه ی وضع آشفته ی خانوادگی، با حضور مادری که همه ی وجودم ارادت به اوست و مهمان ماست و کارهای جاری سیاسی و نوشتن هر روزه سایت و تماس با این و آن و و و..... باعث شده روزهای سختی را بگذرانم. ببخشید که مسائل شخصی ام را در سایتی که نسبتاً عمومی است مطرح کردم. باز هم می گویم به دلایل فوق، فعلاً دیگر در این رابطه چیزی نمی نویسم. امیدوارم زودتر آزاد شوند.

 

8   4       ۱    ۲   ۳    ۴       3  7
© Copyright 2003-2018, Webneveshteha.com. All rights reserved.