۱۱ تير ۱۳۸۴
سياست تنش زدايي دو طرفه است

 

تنش زدايي در سياست خارجي، اصل مورد قبول همه دولت هاست. هيچ دولتي ادعا نمي کند که قصد ايجاد تنش با ساير کشورها دارد. اما واقعيت اين است که تنش زدايي در سياست خارجي با رضايت يک طرف امکان پذير نيست.

در مورد مسائل مورد قبول جهان وقتي سياست تنش زدايي مورد قبول جهان قرار مي گيرد که احساس نمايند سياست گذاران از پشتوانه قدرتمندي در داخل برخوردارند و بر رفع تنش در روابط بين المللي ايمان واقعي دارند و در برابر افراطيون مقاومت مي شود. به عنوان مثال آقاي هاشمي رفسنجاني در دوره رياست جمهوري خود، هميشه از تنش زدايي صحبت مي کرد اما وقتي دولت راتحويل مي داد به خاطر مسائل ترور در رستوارن میکو نوس، يک سفير اروپائي در تهران نبود و همه محل مأموريت خود را ترک کرده بودند. سفراي اروپائي ما هم همه در مرکز مطالعات وزارت خارجه محفل ميکولونسيون درست کرده بودند و در تهران بودند. اما وقتي آقاي خاتمي آمد، پشتوانه مردمي و باور اين که خاتمي اهل ايجاد تنش نيست و مي خواهد با عزت و ازموضع قدرت سايران را جزئي از واقعيت موجود جهان قرار دهد، نه تنها سفراء بازگشتند بلکه براي سفرهاي بي نظير تاريخ بعد از انقلاب همه کشورهاي مهم دنيا به دعوت از رئيس جمهور ايران اقدام کردند و بيشترين اهتمام را براي آن سفرها داشتند. اين عظمت و عزت چيزي بود که ايراني را در همه جاي دنيا سربلند مي کرد.

شعارتنش زدايي ممکن است مورد توجه آينده ايران هم باشد. اما تا دير نشده بايد برای دنيا ايجاد باور کرد که به اين سياست ايمان وجود دارد. يک طرفه نمي توان تنش زدايي کرد.

۱۰ تير ۱۳۸۴
چالش سیاست خارجی

 

به عقیدۀ من اصلی ترین چالش آینده سیاست خارجی است. در حوادث بین المللی چند سال گذشته روابط جهانی هم ناعادلانه تر وهم قدرتمند تر شده است.

این واقعیت اگر چه تلخ است اما برای مدیریت هر کشوری فهم آن ضروری ترین مسأله است. زیرا در صورتی که این واقعیت مورد توجه قرار نگیرد، مردم اولین قربانیان آن هستند. واقعیت دیگر هم آن است که در روابط جهانی و با معیار هایی که دارند، اگر نظامی را خارج از چارچوب مقبول خود بدانند از هر بهانه ای برای آسیب رساندن به آن کشورها استفاده می کنند. دوگانگی نگاه دنیا به اسرائیل و سایر کشور ها از همین مقوله است. در چنین دنیایی هنر مدیریت هر کشوری این است که خود را در معرض برخورد قرار ندهد تا مردم آسیب کمتری ببینند.

در شرایط بعد از انتخابات، ما در وضع ویژه ای قرار گرفته ایم.علائمی که از مواضع قدرتمندان جهانی می رسد نگران کننده است و نشانۀ بهانه گیری و تغییر موضع است. در دوران آقای خاتمی که دنیا احساس کرده بود لااقل بخش اجرائی کشور قصد تنش زدایی در روابط جهانی دارد، خانم ابتکار  سخنگوی دانشجویان گروگانگیر سفارت آمریکا بود. اما در هیچ یک از سفر ها و مصاحبه ها به آن اشاره­ای نشد. اما در شرایط فعلی آقای احمدی نژاد که قطعا در آن ماجرا نقش اصلی نداشته چنین مورد فشار جهانی قرار گرفته است. این نشانه­ی آن است که بخش قدرتمند دنیا قرار است با با دید دیگری به ایران نگاه کند. در جهان امروز، اگرچه تسلیم شدن راه حل نیست ولی کشور را هم به رویاروئی کشاندن با دنیا فاجعه است. شعار های افراطی بین المللی دقیقاً خواست همان کسانی است که قصد برخورد با مردم ایران را دارند.خدا کند دولتمردان آینده بدانند که در وضعیت موجود جهانی با هر اظهار نظر آنان چقدر از حساب جاری اقتصادی وسیاسی مردم ایران بر داشت می شود. در این مورد باز هم خواهم نوشت.  

۰۹ تير ۱۳۸۴
حقوق شهروندي

 

 

در حقوق شهروندي و يا حقوق دينی، رابطه­ی متقابل، اصلي ترين مسأله است. وقتي دولت کسي را به عنوان شهروند مي­شناسد از او حقوق دولتي را بي­آن­که بپرسد داراي چه عقيده و مرام و رفتاري است مطالبه مي­کند. پول آب و برق و تلفن مي­گيرد، ماليات مي­گيرد، او را به سربازي مي برد و ... به همين دليل بايد حکومت هم به طور متقابل حقوق شهروندي را بي هيچ امتيازي و بي­آن­که از دين، مرام و عقيده­ي فردي پرس و جو کند در اختيار او قرار دهد. اگر تبعيض در حقوق شهروندي توسط حکومت صورت پذيرد يک ظلم فاجعه بار صورت می پذيرد که مصداق بارز نقض حقوق بشر است.

چنان که وقتي اديان بلوغ را آغاز تکليف مي­دانند، همزمان پاداش و عتاب را هم براي آنان تضمين مي­کند.

وقتي حکومتي فقط حقوق خود را به نحو اکمل مطالبه کند و حقوق مردم را ناديده بگيرد بي­اعتمادي مردم و روياروئي آنان با حکومت شکل مي­گيرد.

از ضروري­ترين و اوليه ترين قوانين مورد نياز، تعريف اين رابطه­ي متقابل و قانون­مند کردن متوازن آن است.

۰۸ تير ۱۳۸۴
کاخ سعد آباد و رئيس جمهور

 

دفتر رسمي رئيس جمهور که معروف به کاخ رئيس جمهوري هم هست در ميدان پاستور واقع است که همۀ رؤساي جمهوري پس از انقلاب در آن بوده اند. آقاي خاتمي نيز از ابتداي رياست جمهوري در آن دفتر مستقر است.

در سال هاي ۷۸ پيشنهادي ارائه شد که بعضي روزها که آقاي خاتمي جلسات عمومي و رسمی که در دفتر خيابان پاستور تشکيل مي شود، ندارد مسير طولاني تا پائين شهر را طي نکند و يکي دو ساعتي را در مسير نماند. اولين شرط آقاي خاتمي اين بود که در محوطۀ کاخ هاي سعد آباد نباشد. در کنار مجموعه حافظيه که بعد از انقلاب براي اجلاس سران کنفرانس اسلامي ساخته شده بود، ساختماني بود به نام ساختمان «همراهان». از اسمش معلوم بود که براي همراهان کساني که در کنفرانس شرکت مي کردند استفاده می شود. يک اطاق کوچک 4*3 را در آن جا را برای دفتر موقّت ایشان پيشنهاد کرديم، آقای خاتمی پذيرفت. منشي هاي ايشان هم در راهرو ساختمان مي نشينند. بيشتر از ۲۰درصد وقت کاري آقاي خاتمي هم در اين ساختمان نبوده. بقيه اوقات ايشان در کاخ رياست جمهوري پاستور بوده است و جز براي مراسم تشريفات رسمي رؤساي دولت ها که طبق پروتکل قبل از آقاي خاتمي تا کنون در آن جا استقبال هاي رسمي صورت مي گيرد در مجموعه هاي کاخ هاي سعد آباد کار نکرده است!

جوري در اين ايام انتخابات از سعد آباد نشيني رئيس جمهور صحبت شد که گويا ايشان محل کار خودش را به کاخ هاي مجموعۀ سعد آباد منتقل کرده است! خيلي نامردي بود. همین جوری خواستم توضیح بدهم!

بد اخلاقي در نقدها و اضافه کردن چاشني دروغ و تهمت خيلي کار ناجوانمردانه اي است که متأسفانه در اين انتخابات از همه سو انجام شد.

۰۷ تير ۱۳۸۴
هفتم تير

 

شايد نسل معاصر از حادثۀ هفتم تير چيزي نداند. در هفتم تير ۱۳۶۰ هفتاد و دو نفر از مسؤولان تازه نفس کشور که هنوز سه سالي از آغاز انقلاب نگذشته بود به صورت در هم در يک جلسۀ حزبي و يک انفجار وحشتناک به شهادت رسيدند، آن روز به اعتقاد من يک روز تاريخي بود که اثرات تلخي در سرنوشت کشور داشت:

آغاز شروع خشونت هاي داخلي بود. سازمان مجاهدين خلق با تفکّر برآمده از ريشه هاي خشن لنيستي، با اين انفجار مردم را در يک شوک فرو برد. اين مسؤولان تازه وارد حوزۀ مسؤوليت شده بودند، آدم هاي برجسته اي مثل دکتر بهشتي که سمبل مدارا و فهم و شعور بود يا آدمي مثل محمد منتظري که سمبل عدالت خواهي بود در ميان کشته شدگان بودند. بسياري از آنان هم که نمايندگان سادۀ مجلسي بودند که هنوز چند ماهي بيشتر به کار مشغول نبود و به دليل فضاي اول انقلاب از نيروهاي مورد علاقۀ مردم از شهرها و روستاهاي دوردست تازه به پايتخت آمده بودند.

در برابر اين حرکت کور و وحشيانه، همه ارکان نظام براي مقابله با آن ها بسيج شدند و متقابلاً موج اعدام ها صورت پذيرفت و خشونت نهادينه شد. در اين مسابقۀ فاجعه بار مرگ در مرحلۀ بعدي سازمان مجاهدين خلق صدها آدم عادي بقّال و مغازه دار و سبزي فروش را هم به دليل آن که طرفدار رژيم هستند ترور کرد. مهار کردن اين موج تروريزم هم به عقيدۀ مديريت آن روز کشور جز با مقابلۀ سرسختانه و اعدام آن ها امکان پذيرنبود.

شاید خيلي ها هفتم تير را براي بزرگداشت ياد شهيد بهشتي که انصافاً اگر بود براي استقرار اعتدال که خصوصيت ذاتي اش بود و خيلي مي توانست مفيد باشد پاس مي دارند، من علاقمندم ضمن يادآوري ياد شهداي آن فاجعه، توجه نسل جوان را به اين جلب کنم که آن روز آغاز خشونت­هاي مرگبار بود که اولين تیر آن توسط سازمان مجاهدين خلق شليک شد. خشونتي که در ادامۀ مسير انقلاب خيلي از خون ها ريخته شد و خيلي ها قرباني رفتارهاي خشن شدند.

۰۶ تير ۱۳۸۴
نقش مردم

 

ايران و سر بلندي ايران و مردم آن مهمترين دغدغۀ مشترک همۀ ماست.

بستر اصلاحات هم مردم ايران بودند و هستند. مردم ايران امروز با حقوق خودشان آشنا شده اند. به همين دليل امکان بازگرداندن آن ها از راهي که يافته اند و تا حدودي رفته اند وجود ندارد.

همۀ کانديداهايي که در عرصۀ انتخابات حضور پيدا کردند شعارهاي اصلاح طلبانه دادند. و هيچ کس از خشونت و افراطي گري دفاع نکرد.

به عقيدۀ من در انتخابات مرحلۀ دوم هم، احمدي نژادي که ما نقدش مي کرديم و احمدي نژادي که افراطي­هاي راست حمايتش مي کردند رأي نياورد. احمدي نژادي رأي آورد که مردم او را از جنس سادگي و دوري از قدرت و مظلوم بودن و طرفدار عدالت شناختند.

وظيفۀ اصلي امروز نخبگان و روشنفکران اين است که پيگير همين خواست مردم باشند. ما بايد از دستاوردهاي هشت ساله دفاع کنيم و براي عدالت، آزادي هاي سياسي و اجتماعي، حقوق بشر، دور کردن کشور از خطر رويارويي با جهان و از همه مهم تر جدي بودن نقش مردم، تلاش کنيم و در اين موارد بر رفتار حاکميت نظارت کنيم و براي تحقق آن وعده ها فرصت دهيم.

احترام به نظر مردم حتي اگر آن را نمي پسنديم ما را متفاوت با اقتدارگرايان کرده بود. اين دستاورد بزرگي است براي نهادينه شدن دموکراسي در کشور، بايد از اين دستاورد در اين شرايط ويژه پاسداري کرد.

آن ها هشت سال هر ۹روز يک بحران آفريدند. کاري که آن ها با خاتمي کردند را نبايد ما انجام دهيم.

 

۰۵ تير ۱۳۸۴
حکومت یک دست

 

از بعد از انقلاب بارها قواي مختلف در اختيار جناح هاي گوناگون قرار گرفته بود امّا هيچ گاه قوۀ مجريه در اختيار جناح راست قرار نگرفته بود. اين اولين بار است که رياست جمهوري در اختيار اين جناح قرار مي گيرد.

در اين ميان در هشت سال گذشته وقتي قوۀ مجريه با انتخاب آقاي خاتمي در اختيار اصلاح طلبان قرار گرفت، به دليل آن که آمدن آقاي خاتمي بر خلاف پيش بيني هاي حاکميت بود، اکثر مراکز آشکار و پنهان قدرت براي آن که جايگاه خود را تثبيت کنند از بسياري ابزارها و با بهانه هاي مختلف اجرائي و ايدوئولوژيک سعي کردند از حداکثر توان خود را براي مقاومت جلوی موج ناشي از حضور مجموعۀ اصلاح طلبان استفاده نمايند.

اما اکنون که براي اولين بار در همۀ لايه هاي قدرت يک جناح نفوذ کرده است و حتي فردي مثل هاشمي رفسنجاني هم که گاهي مي توانست قدرتمندانه حرف متفاوتي بزند را از گردونۀ عملي قدرت خارج کرده اند، توقع جامعه از چنين حاکميتي يک دست، توقع ويژه اي است.

دو انتخاب در برابر اين مجموعه يک دست قرار داد: يکي اين که به رفتارهاي گذشته خود جنبه ايدئولوژيک بدهند و در مسائلي مثل توسعه سياسي، حقوق مردم، آزادي هاي اجتماعي، و به خصوص سياست خارجي به دليل حذف مانع دولت خاتمي روش سخت گيرانه تري پيش گيرند و يا آن که بپذيرند که برخوردهاي غير منطقي گذشته در اين حوزه ها از خواستگاه مصلحت حاکميت و نه مباني ايدئولوژيک بوده است که طبعاً با يک دست شدن حاکميت ، مصلحت حکومت متفاوت از رفتارهاي گذشته خواهد بود.

شايد مبناي آقاي احمدي نژاد در قبل از انتخابات مجموعه تفکر ايدئولوژيک بود اما وقتي که کسي در جايگاه رئيس جمهور قرار مي گيرد اگر با آن نگاه و در جهت گسترش روش هايي که در حوزۀ سياسي و فرهنگي بر عليه دولت آقاي خاتمي بکار گرفته مي شد، فعال شود با ديوارهاي بلند و هزينه بري در سطح جهاني و در جامعه جوان کشور برخورد مي کند که در نتيجه حتي امکان فعاليت هاي اقتصادي را به دولت ندهد.

تحقير و کوچک کردن مسائل حقوق بشر، توسعۀ سياسي، آزادي هاي جوانان و به خصوص سياست خارجي هم پاک کردن صورت مسأله اي از روي ورقه است که با قدرت و قوّت در جامعه وجود دارد و رسالت نخبگان هم نظارت بر اين امور است.

۰۴ تير ۱۳۸۴
ما مخالف احمدی نژاد بودیم ولی باختیم

 

دیشب بیدار ماندم تا نهایتاً فهمیدم که آقای احمدی نژاد رئیس جمهور ایران شد. من مخالف اقای احمدی نژاد بودم وهمه تحلیل هایم را هم در این موردبا رعایت اصول اخلاقی نوشتم . امّا ایشان رأی آوردوتوانست رئیس جمهور ایران شود وطبعا احترام رای مردم لازم.

اما آقای احمدی نژاد در این انتخابات آدم خوش شانسی بود چون:

- در دور اوّل سه کاندیدای اصلاح طلب: کروبی، معین و مهر علیزاده و تا حدودی هاشمی رفسنجانی آراء یکدیگر را تقسیم کردند.

- عدۀ زیادی از مخاطبان اصلاح طلبان بی توجه به آن چه در انتظارشان هست، نازها کردند و تحریم ها و ...

- بعضی از کاندیداهای اصلاح طلب وعده هایی دادند که یا بوی عوام فریبی می داد و یا بوی خواص فریبی و بسیاری از مردم از شعارهای خواص فریب در واقعیت جغرافیای سیاسی کشور بوی جنگ داخلی استشمام کردند.

- حرف های اقتصادی تقریباً در فضای تبلیغات سیاسی ما کمرنگ بود. به نخبه ها و فرهیختگان توجه کردیم و به لشکر مردم عادی که به فکر معیشت خود هستند، توجه کمتری داشتیم.

- در تبلیغات سایر کاندیداها مجموعه نیروهایی که فارغ از مسائل سیاسی دغدغۀ دین داشتند فراموش شدند. حتی در تبلیغات آقای هاشمی رفسنجانی نیز توجه به مسائل دینی مخاطبان گم بود.حمیّت مداحان وامامان غیر سیاسی مساجد حجم فراوانی نیرو، در اختیار فکر و احساس خود دارند.

- فرصت سوزی های هفت ساله «ما» هم در جبهۀ اصلاحات نا امیدی زیادی ایجاد کرده بود.

- و البته در دور اول شانس فراوان تر آقای احمدی نژاد در این بود که یک مجموعه ایادی غیبی با سازماندهی منظم و فتاوای معیّن در یک کار کاملاً هماهنگ برای ایشان رای آفریدند که حتی آقایان لاریجانی و قالیباف با این تغییر جهت گیری جا ماندند و آقای کروبی هم که هم چنان معتقد است منتخب مردم ایران می باشد و هر روز به رسانه ها اعلام می کنند. اما آقای احمدی نژاد در دور دوم از خوش شانسی بیشتری برخوردار بود.

- کاندیداهای اصلی و زاویه برانگیز که می توانستند رقابت کنند از رقابت وا مانده بودند.

- جناح هایی که با آقای هاشمی رفسنجانی مجبور بودند ائتلاف کنند، با توجه به انتقادهایی که به ایشان داشتند، نتوانستند استدلال خود را که چرا هاشمی را به اجبار برگزیده اند به جامعه منتقل نمایند.

- حجم تخریب های غیر اخلاقی هم مثل همیشه تأثیر منفی خود را حتماً می گذاشت.

- هاشمی رفسنجانی در افکار عمومی اکثریت جامعه نمایندۀ قدرت، حکومت، و ثروت بود، حق یا ناحق! و آقای احمدی نژاد با رقابت آقای رفسنجانی بر موج شکاف حاکمیت و مردم و شکاف فقر و غناء سوار شد و در چهره غیر نخبگان جامعه به عنوان نمایندۀ مقابله با حاکمیت و مبارزه با فقر و نماد تغییر در لایه های عمومی جامعه، به خصوص در لایه های حاشیه شهرها و مردم عادی شناخته شد و رأی آورد. البته تعدادکمی هم بودند که متأثر از بعضی رادیوهای خارجی به این عنوان که کار حکومت با آقای احمدی نژاد یکسره می شود رأی دادند. در هر حال امروز که آقای احمدی نژاد رئیس جمهور شده اند، روشنفکران و نخبگان که به صورت طبیعی در مخالفت با ایشان متّحد شده بودند باید از این وحدت به جای مقابله برای درخواست منسجم مطالبات خود از حاکمیت یک دست که دیگر «نمی گذارندها» در آن نیستند بهره جویند تا مسیر حفظ آزادی های مردم و دور کردن کشور از افراطی گری تا آن جا که می شود هموار نگه داشته شود. البته باید باز هم در این باره منطقی و نه احساسی نوشت. ظرفیت پذیرش باخت مهمتر از شادمانی پیروزی است.

۰۳ تير ۱۳۸۴
انتخابات و زندانیان سیاسی

امروز در ایران انتخابات است. بین آقایان هاشمی رفسنجانی و احمدی نژاد رقابت است. حتما تا فردا یکی از این دو رئیس جمهور ایران هستند و سیاست های جدید خود را اعمال می کنند.

در این میان هر کدام که رئیس جمهور شوند، خواسته های آزادی خواهانه مردم ایران تغییر نمی کند وآنها را از رئیس جمهور مطالبه خواهند کرد. در این دو هفته ی گذشته که همه در گیر انتخابات بودیم وضعیت چند فعال سیاسی دستخوش حوادث ناراحت کننده ای بود. زرافشان را به بیمارستان منتقل کردند. اکبر گنجی از توطئه احتمالی ترور خود خبر می دهد. به خاطر وبلاگی که می نویسیم امروز پدر سمیعی نژاد زنگ زد و با همان سادگی خود می گفت : دوشنبه مجتبی را به عنوان ثبت النبی محاکمه کردند. برایش توضیح دادم که سب النبی است نه ثبت النبی! قاضی زیر بار نمی رفت و از دادستانی اصرار داشتند . پنجشنبه دیروز قرار بود محاکمه اش تمام شود که گفتند دادگاهش را به شنبه –فردا- که نتیجه ی انتخابات معلوم شود موکول می کنیم.

در هر حال این ها که به دلیل فکر و اندیشه در زندان هستند و امروز بیشتر از آینده نگران خود و خانواده و جامعه شان هستند، نباید در موج نگرانی انتخابات  فراموش شوند.

طبیعی است که دادستانی مثل همیشه بیانیه های تکذیبیه در مورد زرافشان و گنجی می دهد. اما تلاش برای آزادی زندانیان سیاسی یک وظیفه ی همگانی است و فعال شدن قاضی مرتضوی، بسته شدن روزنامه اقبال و رفتارهایی که احتمالا بعد از این شاهد خواهیم بود، هیچکدام نباید مانع آن شود که لااقل در محیط اینترنت که برای دفاع از آزادی این همه مقاله تحریم انتخابات نوشته شد و نتیجه اش را  هم دیدیم، زندانیان سیاسی و مهمتر از آن حقوق بشر فراموش شود. از این پس هر یک از این دو نفر رییس جمهور شوند باید فعالتر و با همدلی بیشتر مطالبه حقوق بشر و زندانیان سیاسی شود.

در ظاهر شاید این نوشته تناسبی با انتخابات ندارد ولی در واقع ضروری ترین نیازی است که همین امروز باید به آن اشاره کرد.

 

۰۲ تير ۱۳۸۴
تأثیر ا نتخابات بر فضای سیاسی کشور

 

در خبرهاي اين يکي دو روز خوانديم که جمعي به بيت و شخصيت آيت الله جوادي آملي به دليل اينکه ايشان از آقاي هاشمي رفسنجاني حمايت کرده تعرض کرده اند. آيت الله جوادي آملي که در انتخابات 76 از آقاي ناطق نوري حمايت کرده بود گفته است: با آن که کانديداي مورد نظر من در آن انتخابات 7 ميليون رأي آورد و طرف مقابل 20 ميليون، اما در اين 8 سال حتي يکبار  مورد تعرض آن جمعيت 20 ميليوني قرار نگرفتم.

در سخنان تلويزيوني آقاي احمدي نژاد هم شنيدم که مي گفت بعد از پيروزي مرحله اول، جمعي با بستن چفيه و موتور سوار با عکس ايشان به مردم حمله مي کنند و البته وي انتساب آنان به خود را تکذيب  مي کرد.

تحليل واقعي مسئله اين است که چه کانديداي پيروز بخواهد يا نخواهد و چه خود دستور دهد يا منع کند، فضاي جامعه تحت تأثير مبنا و روش انتخاب شونده قرار مي گيرد.

به صورت طبيعي وقتي آقاي احمدي نژاد به دور دوم رسيده است، لباس شخصي ها، حمله کنندگان به مردم ، احساس موفقيت کرده اند و بعد از اين احساس حتي اگر آقاي احمدي نژاد نخواهد و يا حتي اگر اعلام مخالفت با اين روش ها کند، نمي تواند جلوی گروهي را  که گمان مي برند با تلاش آن ها و بخاطر داشتن طرز تفکر همراه با آنان ايشان به مرحله دوم رسيده را بگيرد.

اين جدي ترين خطري است که کشور را تهديد مي کند.

هم چنان که وقتي آقاي خاتمي پيروز شد، طبيعي بود که هيچ کس فکر تعرض به ديگري را نداشت و عکس العمل طبيعي آن 20 ميليون نفر اين بود که نه به آيت الله جوادي آملي و نه به هيچ کس ديگر تعرضي نداشته باشند.

تبديل فضاي کشور به فضاي خشونت ارتباطي به سخنان و موضعگيري هاي آقاي احمدي نژاد ندارد، اين عکس العمل طبيعي اين انتخاب است که در همه سطوحِ جناح هاي افراطي مخالفان آزادي و طرفداران برخوردهاي خشن در مسائل داخلي و کشاندن کشور به صحنه روياروئي با جهان در سياست خارجي فعال خواهند شد و حتي آقاي احمدي نژاد هم اگر بخواهند، نمي تواند جلوي اين موج را بگريد.

درک اين خطراست که اکثر فرهيختگان را به رأي دادن به آقاي هاشمي رفسنجاني وا داشته است.

 

8   4       ۱    ۲    ۳   ۴       3  7
© Copyright 2003-2019, Webneveshteha.com. All rights reserved.