۲۴ خرداد ۱۳۹۱
به من دروغ نگو
یکی از کتابهای خواندنی که امسال دیدم و آن را خواندم، کتاب به من دروغ نگو بود. این کتاب را به خصوص به خبرنگاران توصیه میکنم. کتاب به من دروغ نگو به کوشش جان پیلجر روزنامه نگار کاوش گر آمریکایی آماده شده است که در آن ۱۱ مقاله مهم از روزنامه نگاران مشهور جهان انتخاب شده وهرکدام از مقالات با مقدمه ای در معرفی شخصیت نویسنده از سوی جان پیلجر ارائه شده است. اولین مقاله از مارتاگلهورن است که خاطراتش را از اسرای جنگ آمریکایی در آلمان نوشته. مقاله قشنگ دوم نوشته ویلفرد برجت است که در سال ۱۹۴۵ اولین فردی بوده که خودش را به هیروشیما رسانده و خاطرات تکان دهنده اش را نوشته.مقاله سوم از سیمورهرش است که قتل عام می لای را در ویتنام تا آخر دنبال کرده است.برایان توهی و دوستش مقاله ای در مورد افشای اسناد حملات استرالیا به تیمور شرقی را آورده. مقاله بعدی از رابرت فیسک است که قتل عام صبرا و شتیلا را از نزدیک گزارش داده است.خانم عمیره هص که اسرائیلی است، جنایات اسرائیلی ها علیه غزه را از درون غزه گزارش داده است.ادواردو گالئانو مقاله تحلیلی همراه با آمار، از زندگی وارونه دنیای فعلی داده است ونگاهی به نقاط مختلف دنیا انداخته است. مطلبی درموردبلایی که غذای آمریکا بر سرجهان می آورد را اریک اشلوسر در سال ۲۰۰۱ نوشته است.آقای دیوید آرمسترانگ هم مقاله خوبی در مورد طرح آمریکابرای سلطه جهانی نوشته است.گزارش مفصل و آماری هم خانم دکتر جوی گوردون در سال ۲۰۰۲ در مورد اثرات تحریم های اقتصادی بر مردم مناطق عراق آورده است.و نهایتا مقاله خوبی از ادوارد سعید با عنوان پوشش رسانه ای اسلام و تروریست در این کتاب ترجمه شده است. این کتاب توسط نشر آمه و ترجمه مهرداد(خلیل)شهابی و میر محمود نبوی در سال ۹۰ انتشار یافته است. واقعا اطلاعات خواندنی داشت.

۲۱ خرداد ۱۳۹۱
برای دهسالگی مجله چلچراغ
چلچراغ در طول دهساله عمرش در حوزه های مختلف یک مجله تاثیر گزار بوده است. تاثیرات متفاوت و گوناگون. یکی از دلایل تاثیر گزاری اش، پرورش و صادرات نیروهای فراوان به سایر رسانه ها بوده است. شاید در تاریخ مطبوعات، کمتر مجله ای وجود داشته باشد که خبرنگاران و نویسندگانش به این گستردگی توانسته باشند در رسانه های بزرگ و معروف داخلی و خارجی رد پا داشته باشد. همین عقبه ای که چلچراغ برای خودش به وجود آورده است کار بزرگی در حوزه رسانه ای است و بنوعی مجله چلچراغ یک دانشکده کوچک رسانه شده است. تاثیر دیگر چلچراغ بر جامعه جوان کشور، آموزش آرام بودن و جو گیر نشدن است. مجله ای برای نسل جوان کشور که معمولا جوگیر شدن از خصلتهای بارز آن است، وقتی چنان پر آرامش و باهدف آهستگی و پیوستگی پیش میرود که میتواند از همه این پیچ وخم های سیاست و فرهنگ عبور کند، به صورت طبیعی به مخاطبانش نیز یاد میدهد که به جای جوگیری و تب های داغ لحظه ای، به افق دوردست تری هم چشم داشته باشند. این آرامش را بیشتر در حوزه سیاسی میتوان پیگیری کرد. چلچراغ وقتی دهسال پیش کارش را شروع کرد، تنها منفذی بود که جوانان کشور میتوانستند بخش زیادی از وجود خود را درآن ببینند. در آن سالها اگر چه وجود چلچراغ جسارت بزرگی بود اما کار دشواری مثل امروز نبود. در این سال ها به دلیل وجود رسانه های مجازی و فراوانی و سهل الوصول بودن ان و مهمتر، نبودن هیچ محدودیتی در آن رسانه ها انتشار مجله کاغذی وبرای نسل جوان، که بتواند همچنان مخاطب خود را حفظ نماید کاری شبیه معجزه است. این دهسال تلاش را به مدیرمسئول فاضل آن وهمه کسانی که در این مدت به چلچراغ آمدند و رفتند و چراغ این مجله را به این پر فروغی روشن نگه داشتند باید تشکر کرد.

۰۷ خرداد ۱۳۹۱
تاریخ رابطه امام با اصلاح طلبان و اصولگرایان
رابطه اصلاح طلبان با امام خمینی یکی از نکاتی است که تبیین تاریخ آن برای نسل معاصر مفید است. در سیر تاریخی باید به این نکته توجه داشت که در دوران امام خمینی مجموعه سیاسی ای با تابلوی اصلاحات وجود نداشت. اساسا" این تعبیر مصطلح نبود. اما در آن دوران عمدتا" دو جریان وجود داشت که یکی با عنوان جریان چپ شناخته می شد و دیگری جناح راست نام داشت. جریان چپ در سیاست خارجی مواضع ضد استکباری تندتری داشت. نمونه بارز آن تسخیر سفارت آمریکا در ایران بود که یکی از بارزترین نمونه های عملکرد جریان چپ بود. در سیاستهای داخلی جریان چپ، به اقتصاد دولتی که به تعبیری عدالت محورتر بود پایبند بود و در حکومت داری عرفی تر می اندیشید و در آزادیهای فردی نسبتا" مواضع معتدلتری داشت. جریان راست، مواضع ضد چپ جهانی و کمونیستی را جدی تر می گرفت و با سیاستهای اتحاد جماهیر شوروی بیشتر از سیاستهای آمریکایی مخالفت داشت. در سیاستهای اقتصادی هم بنا به همین مبانی به تجارت آزادتر و دوری جستن از تقسیم کوپنی در ایام جنگ و بنوعی باورهای لیبرالی اقتصادی را بیشتر می پسندید. در امر حکومت داری، نگاه فقه محور داشتند و کمتر سیاست را عرفی می دیدند. این البته در شرایطی است که دنیا در تب روشنفکری چپ بود و آمریکا در افکار عمومی ایران و در بین احزاب و گروههای سیاسی ایران هم مورد نفرت فراوانی بود. به همین دلیل کسی نمیتواند در حمایت اکثریت جدی افکار عمومی از مبارزه با آمریکا در آن ایام تردید کند و به همین دلیل وقتی امام خمینی بحث اسلام ناب محمدی و اسلام آمریکایی را مطرح کردند، به نفع جناح چپ تلقی شد و با همین شعار به دلیل حمایت مردم از شعارهای ضد آمریکایی با تبلیغات جناح چپ، مصداق اسلام آمریکایی در افکار عمومی جناح راست شناخته شد و امکان ورود به مجلس را پیدا نکردند. البته هر دو جناح خود را تابع امام خمینی میدانستند و اگر چه هر دو جناح مورد لطف امام بودند اما لااقل افکار عمومی نمیتوانست این را نفهمد که جناح چپ آن روز مورد علاقه و احترام بیشتر امام هستند. بیشتر مسئولان منتخب امام از جناح چپ بودند. قدرت اصلی در اختیار آنان بود. نخست وزیری که کارهای اجرایی را در دست داشت، قائم مقام رهبری، اکثریت بیت امام، بیشتر نمایندگان و مسئولان قضایی همه از جناح چپ بودند. البته بعد از امام خمینی این معادله قدرت بیشتر به نفع جناح راست تغییر کرد. شرایط جهانی هم به هم ریخت. دوری از قدرت و تفاوت نسبی ذائقه عمومی تحت تاثیر فضای دوران سازندگی، چرخش رئیس جمهور وقت به طرف راست، منظومه ذهنی جریان چپ دوران امام را دچار دگرگونی کرد و اگر چه آن مجموعه به صورت متمرکزی به عنوان دوست و همکار در کنار هم مانده بودند، اما اکثریت آنان را نمی شد در تعاریف مصطلح جزء جریان چپ به حساب آورد. در انتخابات ریاست جمهوری ۷۶ که منجر به برگزیده شدن آقای خاتمی شد و سپس آن مجموعه به جریان اصلاحات اشتهار یافت، تلاقی دو جریان اصلی در کشور بود. جمعی از هواداران آقای خاتمی همان مجموعه چپ دوران امام بودند که به صورت طبیعی به دلیل حاکمیت جناح راست دیروز و تابلوی راستی داشتن رقیب آقای خاتمی، به ستاد آقای خاتمی پیوستند و انصافا" هم تلاش خستگی ناپذیری انجام دادند. نیروهای انقلاب که از دوران امام با این مجموعه همراهی داشتند و تعدادشان فراوان بود نیز در زیر همین خیمه و با هدایت این مجموعه چپ که خود آقای خاتمی هم در دوران امام یکی از آنان شناخته می شد قرار گرفتند. جریان دیگری که به این مجموعه و به عنوان بدنه جدی رای دهندگان به آقای خاتمی در صحنه حضور پیدا کردند، هیچ نسبتی با مبانی چپ نداشتند. آنها بیشتر براساس گفته ها و عملکرد شخص آقای خاتمی که از جامعه مدنی، اسلام سازگار با دموکراسی، و حمایت از کرامت انسان و آزادیهای فردی صحبت میکرد و نیز به دلیل عدم حمایت از رقیب، که حمایت بخش رسمی حاکمیت را در پرونده انتخاباتی اش داشت به این اردوگاه پیوستند. با این سیر تاریخی نمی توان از نوع رابطه امام با اصلاح طلبی ادعای موافقت و یا مخالفتی برداشت کرد. در دوران امام این بستر و این اصطلاح و حتی مفهوم این اصطلاح مطرح نشده بود. اما این مشخص بود که اکثریت اصلاح طلبان - ونه مفهوم اصلاح طلبی- از کسانی بودند که در دوران امام به خاطر چپ بودنشان از نزدیکان و حامیان امام بودند و ارتباط امام با آنان بیشتر از جناح راست صمیمی بود و نگاه امام به آنان برای اداره حکومت مثبت تر بود. با این نگاه نمی توان تردید کرد که از نظر شخصی حداقل یک بخش جدی از دو مجموعه پدیدآورندگان اصلاحات و دوم خرداد، از نزدیکان امام و مقربین ایشان بودند. به این دلیل اصلاح طلبان ادعای قرابت بیشتری با امام دارند. اما واقعا" بررسی تحلیلی در این مورد انجام نشده است که از نظر مبانی، اصلاح طلبی با هر قرائتی چقدر به اصول و مبانی اصلی امام خمینی قرابت دارد. آن چه که دو طرف اصولگرا و اصلاح طلب در شرایط فعلی برای پیروی از خط امام برای خود استناد می آورند، اولا" بیشتر به رفتارهای موردی امام استناد می شود و نه مبانی امام و ثانیا" در اکثر موارد، مورد نقض هم دارد. اگر واقعا" برای اصولگرایان فعلی و اصلاح طلبان کنونی، مبانی روشنی ارائه شود و آنها به اصول و مبانی امام عرضه شود، میشود فهمید که رابطه امام با اصولگرایی و اصلاح طلبی چیست. در شرایط فعلی با نگاه تاریخی بیشتر می توان رابطه امام با اصولگرایان و اصلاح طلبان و یا راست و چپ دیروز و نه اصولگرایی و اصلاح طلبی را تبیین کرد. اگر چه به این اصل مهم هم باید توجه داشت که یکی از بزرگترین خصوصیات امام این بود که شرایط زمان و مکان را در فقهش بیش از دیگران مورد توجه قرار می داد و همین روشن بینی او را رهبر انقلاب اسلامی کرد.

۰۴ خرداد ۱۳۹۱
امام علی النقی، الگوی مقاومت و مظلومیت
فردا مصادف با سالگرد شهادت دهمین امام شیعیان، حضرت امام علی النقی علیه السلام است. شیعیان در طول تاریخ، از گذشته تا آینده همواره با افتخار نام و یاد امامان معصوم را به عنوان بزرگترین سرمایه بقای دینی ومذهبی‪، گرامی داشته وخواهند داشت. دوازده امام شیعیان که بنا به نصوص مذهبی همگی نور واحدی هستند و در یک سطح وشان هستند، از مقدسات اصیل شیعه هستند که در هیچ شرایطی در طول تاریخ ارج واهمیتشان کاسته نشده است و همیشه هویت آنان بوده است. البته این نکته را نمیتوان نادیده گرفت که متاسفانه علیرغم آن که شیعیان میزان ارادتشان به همه ائمه در یک سطح بوده است، اما بعضی از معصومان مثل امام نقی (ع) کمتر مورد توجه سخنگویان و واعظان بوده است و از زندگی آنان اطلاع کمتری در اختیار مردم قرار گرفته است. کسانی که با نهاد دینی اسلام و شیعه مخالف بوده اند، در طول تاریخ تلاش داشته اند که دین را از فرهنگ جامعه اسلامی وایرانی حذف کنند و هرچه زمان گذشته است این نهاد عمیق تر شده است. گاهی از بعضی عملکردها بنام دین، دلزدگی هایی وجود داشته است اما هروقت اصل نهاد دین و مذهب وامامان و سایر مقدسات از سوی لایه های پیچیده مخالفان اعتقادی مردم مورد هجوم قرار گرفته است، توجه پنهان جامعه به این مقدسات آشکارتر و راسخ تر شده است. امام دهم شیعیان زندگی پر حادثه ای داشته است. در نوجوانی امامت به ایشان منتقل شد. امام جوان شیعیان در مدینه زندگی میکرد. و فعالانه به عنوان مرجع اعتقادی به سئوالات وشبهات شیعیان پاسخ می داد. حاکمیت غاصب عباسی که بنام اسلام حکومت میکردند، همواره امامان را خطر اصلی در برابر خود می دیدند. در دوران امام هادی مرکزیت حکومت عباسی به جنوب عراق در حوالی شهر سامره امروزی منتقل شده بود. فاصله مدینه و جنوب عراق زیاد بود. گزارشهای مداوم از مدینه به مرکز حکومت میرسید که امام علی النقی، محور فکری جامعه شده است. عباسیان که به شدت از هر نوع سخن متفاوتی با خط مشی خود، در هراس بودند، به این جمع بندی رسیدند که حضرت امام نقی را نباید آرام بگذارند و از فاصله دور هم نمی شد امامی را که مردم باور به عصمت او داشتند، کنترل کنند. شدت مکاتبات و مراجعات مردم به امام هادی خیلی اوج گرفته بود. بریحه العباسی، نماینده متوکل وقتی احساس خطر کرد طی نامه ای به متوکل نوشت اگر میخواهی همچنان مکه ومدینه را جزئی از حکومتت بشناسی باید فکر سریعی برای امام هادی داشته باشی. بعد از این نامه متوکل لشکر سیصد نفری به سرکردگی یحیی ابن هرثمه را به مدینه فرستاد و دستور داد که قبل از هرچیز باید منزل امام هادی مورد تفتیش دقیق قرار گیرد. گزارشهایی از جمع آوری اسلحه به پایتخت ارسال شده بود. وقتی این مجموعه وارد مدینه شدند، مردم چنان ارادتی به امام نقی داشتند که بنا به نقل مسعودی وابن جوزی، شهر یک پارچه مقاومت و شیون وفریاد شد. اما هیئت اعزامی بی توجه به افکار عمومی وارد منزل امام شدند و پس از تفتیش وقتی خواستند امام را به تبعیدگاه ببرند، در برابر مقاومت مردم، ابن هرثمه توضیح داد و به مردم اطمینان داد که متوکل هیچ قصد سوئی ندارد و میخواهد از وجود ایشان در کنار خودش بهره ببرد. وقتی امام علی النقی را با این ترفند حرکت دادند و به نزدیک سامرا رسیدند، از ترس اطلاع مردم، یک روز ایشان را در نزدیکی سامرا نگه داشتند تا پس از آن مخفیانه آن امام همام را به منزلی در حصر و تبعید ببرند و تمهیداتی بیاندیشند که کسی از وجود ایشان مطلع نشود.اما علیرغم همه این احتیاطات امنیتی، در طول هفت سالی که امام درمرکز حکومت در حصر بود، بارها به حاکم گزارش می دادند که امام هادی در منزل خود به جمع آوری سلاح وایجاد ارتباط مشغول است. حکام عباسی هم که به دلیل عدم پشتوانه مردمی هر لحظه خود را درمعرض خطر می دیدند، چندین بار به دستور خلیفه به صورت ناگهانی به محل حصر امام هجوم می بردند و امام را در هر حالی که بود پیش حاکم می بردند. اما هردفعه تیرشان به سنگ میخورد. معنویت امام هادی حتی در دوران حصر به اندازه ای در داخل شهر نفوذ کرده بود، که یکبار وقتی جاسوسان گزارش دادند که در منزل امام مقدار معتنابهی پول وجود دارد و ماموران یورش بردند و پول را با امام به پیش خلیفه بردند، دیدند که پول دست نخورده است و روی پاکت پول مهر امضای مادر متوکل قرار دارد. وقتی از مادرش ماجرا را پرسید، معلوم شد که مادر خلیفه، برای سلامتی خلیفه پول نذر امام هادی کرده است. به همین دلیل وقتی بنا به روایاتی به امام سم خوراندند، جنازه امام را که بر دوش امام عسکری از منزل خارج نمودند، کل شهر سامرا که لابد خلیفه گمان میکرد که کسی از وجود امام اطلاع ندارد، به ضجه وناله در آمد. شهادت امام دهم بر همه شیعیان تسلیت باد که همیشه امام معصوم ومحترم در دل ها باقی خواهد ماند.‬‬

8 4        ۱      3 7
© Copyright 2003-2017, Webneveshteha.com. All rights reserved.