۱۶ خرداد ۱۳۸۸
هفته آخر، سرنوشت ساز و امیدبخش و خطرناک

 

دیروز مدتی را ناشناس در خیابان­ها و در میان کارناوال­های متفاوتی گذراندم که از کاندیداهای مختلف حمایت می­کردند. فضای انتخاباتی زیبایی است. در اردوگاه احمدی­نژاد و موسوی جنگ بین "بگم، می­گم" بود که از یک سو هواداران آقای موسوی سر می­دادند و روی کاغذ چاپ کرده بودند؛ و "چیز چیز" گفتن طرفداران آقای احمدی­نژاد. گروه وسیعی هم از میدان ونک به سمت تجریش راه افتاده بودند با شعار حمایت از آقای کروبی. گرچه بیشتر این خیابان­گردی­ها جشن و شادی جوانانه است ولی این حساسیت در مورد سرنوشت آینده کشور حتی در قالب این جشن و شادمانی که بیشتر به "بهانه" انتخابات است قابل توجه بود. فقط خدا کند این­ها به رأی تبدیل شود. توقعات و خواست­های متفاوتی را هم طلب می­کنند که امیدوارم کاندیدایی که به ریاست جمهوری می­رسد بتواند این توقعات نسلی که تغییر می­خواهد را عملی کند. از بعد از مناظره­ی آقای موسوی و آقای احمدی­نژاد، در همه شهرستان­ها و در خود تهران تحرکات سازمان یافته­ی گسترده­ای به نفع آقای احمدی­نژاد شکل گرفته است. هفته­ی آخر را گویا قرار است جور دیگری رقم بزنند؛ مثل هفته­ی آخر انتخابات گذشته. خیلی از اصلاح طلبان نگران این اتفاق جدید هستند. از صبح دیدارها و تلفن­های زیادی داشته­ام. اگر جریان احساسی حامیان اصلاح طلب از این ارعابی که احتمال داده می­شود در این هفته اوج بگیرد، جا نزنند و مقاومت و اصرار بیشتری بر خواسته­ی ملی­شان داشته باشند، می­توانند بازی انتخاباتی را که هواداران قدرتمند سیاسی احمدی­نژاد می­خواهند آن را یک مرحله­ای، به هر قیمتی و با هر هزینه­ای به نفع او تمام کنند به هم بزنند. در هر حال هفته دشواری در پیش است. این دو روز، من و دوستان اصلی حامی آقای کروبی پرتلفن­ترین روزها را داشته­ایم؛ به خصوص از سوی نخبگان حوزه سیاسی. هر کس پیشنهادی برای مناظره­ی سرنوشت­ساز امشب آقای کروبی می­داد. به خصوص با توجه به شرایط جدیدی که در عرصه­ی سیاسی شکل گرفته است، مناظره امشب می­تواند خیلی تعیین کننده باشد. شیخ اصلاحات است و سابقه­ی مناظره تلخ اولین مناظره­ی رییس جمهور که همه چیز در آن فدا شد. از دیشب چند باری با آقای کروبی صحبت کردم. خدا قوتش دهد. حتماً امشب می­تواند به اصلاحات کمک تاریخی کند.

 

۱۴ خرداد ۱۳۸۸
مناظره موسوی و احمدی‌نژاد،شب مرگ اخلاق


دیشب یکی از شب‌های تلخ سیاسی تاریخی ایران معاصر بود. شب مرگ اخلاق بود. آقای احمدی‌نژاد مثل همیشه چشمش را بر همه چیز بسته بود و فقط مخاطبان خود را می­دید که از آنان رأی می‌خواست و در این راه هیچ مرز دینی و اخلاقی برای رسیدن به هدف رأی­آوری نمی­شناخت. آقای احمدی­نژاد به قیمت نابود کردن همه دستاوردهای نظام 30 ساله به فکر انسجام هوادارانش بود و علی‌رغم بهره‌برداری ناعادلانه از همه امکانات کشور، سعی داشت خودش را مظلوم انتخابات نشان دهد و اعلام کند که همه مقامات در برابر او هستند. آقای موسوی نتوانست در برابر این فضای بی­اخلاقی پاسخ ارائه کند. هم‌چنان‌که هر کسی که کوچک‌ترین بهره­ای از حرمت و اخلاق داشته باشد نمی‌تواند در برابر این بی‌اخلاقی پاسخ دهد. احمدی­نژاد می­‌خواست بر موج تبعیض و فقر و نابرابری که شعار رقبای ایشان بود و او باید پاسخگو باشد، سوار شود و دیگران را که نبودند متهم کرد و توانست هوادارانش را در کشور منسجم کند. من دیشب در حرم امام بودم و با جمع فراوانی از بزرگان کشور این مناظره را می‌دیدم. در نیمه‌شب که برمی‌­گشتم، در میدان تجریش هواداران فراوان آقای احمدی‌نژاد را دیدم که جلو ماشین‌ها را می‌گرفتند و عکس رییس‌جمهور در دستشان بود و داد می‌زدند دزدگیر 88. بی‌توجه به اینکه همه‌ی این‌ها در دورانی صورت گرفته که رهبری ایران در اختیار امام و یا آیت‌الله خامنه‌ای بوده است. تلویزیون هم تجربه بدی از خود در این مناظره­ها در خاطره­ها ایجاد کرد. مجری در مناظره کروبی و رضائی ده‌بار تذکر می‌داد که اسامی غائبان برده نشود در حالی که ماه‌ها است تمام صدا و سیما و امکانات کشور در اختیار ستاد انتخاباتی رقیب بود.  ولی در مناظره موسوی و احمدی­نژاد، مجری چیزی در مایه شیربرنج در برابر اتهام‌های فراوان به افراد غائب فقط نقش کرنومتر را بازی می­‌کرد و احمدی‌­نژاد فقط به غائبان از صحنه مناظره در رفتاری غیردینی و غیراخلاقی و غیرحقوقی تهمت می‌زد و مجری هم سر تکان می‌داد. همه متوقعند شاید کروبی بتواند در مناظره کاری کند. از دیشب خیلی از افراد از سطوح مختلف در این مورد با من صحبت کرده‌اند. آقای کروبی هم لابد خودش را دارد آماده می‌کند. امروز با جمعی از دوستان آقای کروبی را دیدم. خوشبختانه مناظره را در فرودگاه در بازگشت از گیلان دیده بود. درد دل داشت. به جای اینکه فرصت کند در این ماراتن سخت روحیه داشته باشد، ظاهراً در جلسات سخنرانی‌اش طرفداران احمدی‌نژاد از یک سو و کسانی به نام حامیان آقای موسوی خیلی مزاحمت ایجاد می‌کنند. مرتب بر گردنش پارچه سبز می‌اندازند و در خیابان‌گردی‌های انتخاباتی به نام اینکه باید به نفع آقای موسوی کنار برود، حتی جلو منزلش چند شبی است تظاهرات می‌کنند و شعار انصراف می‌دهند. این در حالی است که به خصوص با گارد آقای احمدی‌نژاد در شب گذشته، بهترین خدمت به احمدی‌نژاد کناره‌گیری کروبی یا موسوی است. در هر حال دیشب شب تلخ ضد اخلاق در ایران ثبت شد. خدا کند انتخابات به تغییر بیانجامد. در شرایط فعلی واقع‌بینی حکم می‌­کند که رقیب را جدی‌تر از همیشه بگیریم. در مصاف اخلاق و بی­اخلاقی، در نزد نخبگان اخلاق پیروز است ولی معلوم نیست در توده عمومی مردم این حرف­های غیراخلاقی احمدی­نژاد به بی‌اخلاقی ترجمه شود و باعث انسجام نگردد. کار دیشب آقای احمدی‌نژاد مثل سخنرانی پالیزدار بود، آیا با او مثل پالیزدار رفتار خواهند کرد؟

 

۱۳ خرداد ۱۳۸۸
امام خمینی و سه کاندیدای همراهش

 

در ایران مثل هر سال فردا در ۱۴ خرداد مراسم عزاداری ارتحال امام خمینی برگزار می­شود. امام خمینی برای نسل ما، همیشه بزرگ و نام­آورترین شخصیت شناخته می­شود. هدایت و رهبری جامعه­ی ایرانی به دور از هر خشونتی از آغاز مبارزه تا پیروزی انقلاب اسلامی، و ساقط کردن رژیمی که در ایام جنگ سرد به عنوان پل ارتباطی آمریکا در منطقه بود، از چشم هر انسان منصفی کار ستودنی و بزرگی بود. امسال بزرگداشت سالگرد ارتحال امام، پس از بیست سال از آن اتفاق جانسوز در شرایط پرالتهاب انتخابات برگزار می­شود. سه نفر از چهار کاندیدای فعلی از نزدیکان امام بودند. مهندس موسوی نخست وزیری بود که بیش از آن که منتخب رییس جمهور وقت باشد، منتخب امام بود. آقای کروبی از نزدیک­ترین اعضای پرسابقه همراه امام بود که آخرین روزها تنها او در حضور امام سخنرانی می­کرد و خانواده شهدا را به دیدار امام می­برد. محسن رضایی فرمانده دفاع مقدس بود که زیر فرماندهی امام خمینی عمل می­کرد و همیشه مورد حمایت امام در برابر اختلاف نظرهای آن روزها بود. این که سه تن از چهار کاندیدای موجود که بیشترین مقبولیت را در نظر مردم دارند همه از نزدیکان امام هستند و همه روایت شیرینی از امام دارند و همراهی با امام را بزرگ­ترین سرمایه خود می­دانند و همیشه از آن یاد می­کنند و در عین حال حمایت غیرقابل باوری از نسل فعلی را هم جذب کرده­اند، نشانه­ی آن است که امام خمینی یک حقیقت همیشه زنده در جامعه­ی ما است.

 

۱۲ خرداد ۱۳۸۸
چرا کروبی به خاطر آخوند بودنش ترجیح دارد


شاید کسانی حتی به زبان نیاورند اما به دلایل مختلف آخوند بودن را یک دلیل جدی برای رای ندادن به آقای کروبی بدانند. من البته اگرچه خود آخوندم ولی رزومه کاری و دیدگاه‌هایم نشان می‌دهد که مبنای نظراتم هیچگاه صنفی نبوده است. شاید تعجب کنید، اما لازم می‌دانم این توضیح را بدهم که در شرایط فعلی این که آقای کروبی یک روحانی است، می‌تواند یکی از دلایل مهم برای انتخاب آقای کروبی باشد. دلایلم اینها است: اولا روحانیونی که در پست ریاست‌جمهوری بوده‌اند دارای سابقه بهتری در اداره کشور هستند. اولین روحانی رئیس‌جمهور آیه‌الله خامنه‌ای بود که به دلبل داشتن نخست وزیر شرایط ویژه‌ای داشتند. آقایان هاشمی رفسنجانی و خاتمی دو روحانی رئیس‌جمهور دیگر هم در اداره کشور موفق بودند. هیچیک از این سه روحانی رئیس‌جمهور در دوران ریاست‌جمهوری‌شان اجازه رشد تحجر و واپسگرائی را به‌نام دین ندادند. دلیل اصلی آن هم این بود که چون از درون خصوصیات روحانیون را می‌شناختند، نگران ایستادگی در برابر جریان متحجر دینی نبودند. آن مجموعه روحانیون سنتی هم به خود اجازه دفاع علنی از نظریات متحجرانه‌شان را نمی‌دادند و اگر هم تلاشی می‌کردند نمی‌توانستند نظرات خود را به متن جریانات اجرائی منتقل کنند و سخت‌گیری‌هایی به‌نام دین کمتر به متن جامعه منتقل می‌شد و خود این روحانیون رئیس‌جمهور از موضع دینی مدافع اندیشه‌های مترقی دینی بودند و مراقبت می‌کردند تا به‌نام دین آسیب کمتری به زندگی اجتماعی بخورد. اما در دوران آقای احمدی‌نژاد که در کسوت روحانی نبود و عنوان مهندسی را داشت، بیشتر از همه دوران‌های تاریخی مسائلی متحجرانه به‌نام دین در جامعه رواج پیدا کرد و تئوریسین‌های دینی مدافع اندیشه واپسگرائی جایگاه پیدا کردند و خود رئیس‌جمهور بیش از دیگران سعی داشت از این عناوین دینی و شعارهای دینی و حتی خرافه‌ها استفاده کند و آن قدر در این دینی نشان دادن خود مبالغه کند که بسیاری از روحانیون سنتی را به عکس‌العمل وادارد. در شرایط فعلی و بعد از این تظاهر فراگیر به‌نام دین که در بدنه اجرائی کشور عمق پیدا کرده است، آقای کروبی به عنوان یک روحانی در کشوری که به جریانات متحجر روحانی این قدر پروبال داده‌اند، بیش از دیگران می‌تواند برای حل مشکلات کشور، با تعامل صحیح با جریان قدرتمند روحانی در کشور ضمن حرمت‌گذاری به آنان از وجود جریانات مترقی دینی که امام‌خمینی پایه‌گذاران بود بهره بگیرد و راه را بر تحجر ببندد و با کمک بزرگان فقه و عالمان دینی مسائلی را که تصور می‌رود دارای موانع مذهبی است به نفع مردم حل کند. نکته‌ی مهم دیگر اینکه رئیس‌جمهور باید بتواند مشکلات زندگی مردم را حل کند. چه بپسندیم و چه نپسندیم، در قانون اساسی ایران بخش‌های قدرتمندی از کشور در اختیار روحانیون است. رهبری انقلاب به عنوان فرد اول قدرتمند نظام در جایگاه ولی‌فقیه روحانی است. رئیس قوه‌قضائیه محتهدی است که از میان روحانیون انتخاب می‌شود. بخش قدرتمند شورای نگهبان بر اساس قانون اساسی روحانی هستند. مجلس خبرگان به صورت جمعی از میان روحانیون انتخاب می‌شوند. علاوه بر این شخصیت‌های قانونا روحانی در این سالها، غیر روحانیون فراوانی در مجلس و مراکز قدرت دیگر جا گرفته‌اند که از روحانیون سنتی هم دارای افکار متمایل به روحانیت عمدتا سنتی هستند. اینها واقعیت‌های کشور ما است. باز هم تکرار می‌کنم که ممکن است این را نپسندیم اما نمی‌شود چشم بر واقعیت بست. در این شرایط آقای کروبی که آخوند است و دارای ریشه طولانی در حوزه روحانیت است و بافت قدرت را در حاکمیت روحانی را می‌شتاسد، می‌تواند از همین واقعیت با تعامل با آنان و یا جلوگیری از بسط تحجر بسیاری از مشکلات کشور را یهتر حل کند. حل مشکل اقلیت‌های دینی و قومیتی در برابر نظرات روحانیون سنتی کاری است که شاید از هیچ فرد غیر روحانی بر نیاید. این خصوصیت کروبی اگر به خصلت مشهور شجاعت او اضافه شود راه‌حل بهتری برای حل مشکلات مردم ورق می‌خورد. سابقه رفتارهای شجاعانه وی در برابر نظرات شخصیت‌های قدرتمند روحانی و بیانیه‌های جسورانه وی در برابر نظرات آنان که عمدتا به عقب‌نشینی آنها منجر شد دلیل این واقعیت است که ضمن احترام به سایر کاندیداها لااقل در شرایط فعلی حضور یک روحانی شجاع با کادر قدرتمند اجرائی همراهش می‌تواند بهترین انتخاب باشد. این  یکی از دلایل مهم برای انتخاب کروبی به عنوان رئیس‌جمهور سال جاری است. و می‌تواند به عنوان یک رئیس‌جمهور مشکلات مردمی را که از این همه مشکل رنج می‌برند حل کند. این چیزی است که از رئیس‌جمهور انتظار می‌رود.

 

۱۱ خرداد ۱۳۸۸
رای به اعتقاد یا رای به کسی که فکر می‌کنیم بیشتر رای دارد؟


این روزها افراد مختلفی می‌گویند که ما می‌خواهیم به کروبی رای بدهیم ولی چون فکر می‌کنیم رای آقای موسوی بیشتر است به ایشان رای می‌دهیم. من البته با رای‌ دادن به آقای موسوی مخالف نیستم. هر کس آراء و عقاید ایشان را در میان اصلاح‌طلبان بیشتر می‌پسندد حتماً باید به خاطر نظر و دیدگاهش کاندیدایش را انتخاب کند. اما اولاً به دلایل مختلف که نمی‌خواهم اینجا اشاره کنم معلوم نیست که رای کدامیک از این دو کاندیدا بیشتر است. در فرضی هم که کسی یقین داشته باشد رای یکی از این دو کاندیدا بیشتر است به دلیل اینکه تقریبا برای همه قطعی است که انتخابات به مرحله دوم می‌رود، در کل جریان اصلاح‌طلبی تنها رای ندادن می‌تواند به ضرر اصلاحات و به نفع احمدی‌نژاد باشد. ولی رای دادن به کسی که حتی احتمال رای کمتر دارد ولی از نظر اعتقادی برایتان قابل دفاعتر است و نظراتش را بیشتر می‌پسندید باز هم دقیقاً همان هدف موفقیت اصلاحات و به مرحله دوم رسیدن احمدی‌نژاد را محقق می کند و به عنوان یک انسان هدف‌دار نیز می‌توانید از انتخاب خود دفاع کنید. اینکه بعضی‌ها می‌گویند دیدگاههای کروبی را بیشتر می‌پسندند ولی به خاطر اینکه احتمال می‌دهیم موسوی بیشتر رای دارد و یا حتی برعکس، یک مغالطه سیاسی است. به هر یک از اصلاح‌طلبانی که دیدگاههایشان را بیشتر می‌پسندید رای دهید کمکی به مرحله دوم رفتن رقیب می‌کند و تقویت اصلاحات است. خیلی‌ها این واقعیت را نمی‌دانند و می‌پرسند و باید برای آنان توضیح می‌دادم ولی خیلی‌ها می‌دانند و از این عنوان برای پیروزی کاندیدای مورد نظرشان می‌خواهند بهره‌برداری کنند. باید واقع‌بین بود و باید در شرایط فعلی به کاندیدایی که بتوان فردا از مواضعش دفاع کرد رای داد. اصلاً هم از نظر تقویت جریان اصلاح‌طلبی و حذف رقیب، رای دادن به هر یک از دو کاندیدا فرقی نمی‌کند چون در هر صورت جمع رای دو کاندیدای اصلاح‌طلب است که می‌تواند احمدی‌نژاد را به دور دوم بیاورد. کسی که فقط کاندیدای اصلاح‌طلبی که نظرش را قبول ندارد و تنها احتمال می‌دهد رای بیشتری دارد را انتخاب می‌کند، تنها یک رای می‌دهد ولی کسی که به کاندیدای اصلاح‌طلبی رای می‌دهد که نظرش را قبول دارد هم به رشد جریان فکری مورد قبولش کمک می‌کند هم رای می‌دهد. طبعا در مرحله دوم همه به کاندیدای به مرحله دوم رسیده اصلاحات رای خواهیم داد.

 

۱۰ خرداد ۱۳۸۸
مطالبات زنان در انتخابات امسال

 

دیروز عصر با آقای کروبی رفتم در یک استودیوئی که خانم رخشان بنی­اعتماد در آن فیلمی را که در مورد مطالبات زنان ساخته نشان دهد تا از رؤسای جمهور بخواهد که آن را ببینند و اظهارنظر کنند. کار قشنگی بود. افراد گوناگون فعال جامعه زنان نظراتشان را مطرح کرده بودند. در این فیلم زنان فعال سیاسی با دیدگاه­های کاملاً متفاوت، اصول­گرا، اصلاح­طلب، سکولار، سنتی، همه بودند و دور یکدیگر جمع شده بودند. خود این کار یک گام بزرگی است برای جامعه زنان که هنوز این بلوغ در جامعه مردانه کشور دیده نمی­شود. لیست خواست­های جامعه زنان را ارائه می­کردند. آقای رضایی با همسرشان رفته بودند و قرار بود بعد از آقای کروبی همان دیشب مهندس موسوی با همسرشان بیایند. خانم کدیور مشاور آقای کروبی نبود و خانم کروبی هم سفر بود. از من خواستند بروم. به این دلیل پذیرفتم که تأکید کنم مسایل حقوق زنان را فقط نباید جامعه زنان پی­گیری کند. مردان برای تحقق جامعه بهتر در ایران باید پیشقدم پی­گیری حقوق زنان باشند. محور خواست­هایشان عمدتاً در مورد مسایل اقتصادی، زنان، وضعیت زنان بی­سرپرست و یا بدسرپرست، استقلال اقتصادی زنان، مباحث حقوقی و الحاق به کنوانسیون زنان و حضور زنان در مقام­های اجرایی جدی سطح بالا بود. من در ابتدای گفت­وگو به این نکته اشاره کردم که در این انتخابات مطالبات زنان بسیار پرحجم و پراهمیت شده است. دلیل آن را تلاشی می­دانم که زنان در این سال­ها انجام داده­اند و رنج­های فراوانی که کشیده­اند و مقاومت جانانه­ای است که نشان داده­اند. هم­چنان­که نگاه مردسالارانه و زن­ذلیلانه­ای که این سال­ها در دولت وجود داشته می­تواند عامل رشد جنبش زنان باشد. محدودیت جنسیتی در رشته­های دانشگاهی، توهین به زنان در کوچه و خیابان به بهانه­ی ارشاد آنان، عدم باور به توانایی زنان در حوزه­های مدیریتی و تأکیدات بی­دلیل دینی از خواستگاه اندیشه متحجر دینی به مسایل زنان جزیی از نگاه مشکل آفرین مجموعه حاکم فعلی به زنان است.

من در آن میزگرد از آقای کروبی خواستم که به جای این که از ابتدا مسایل زنان را بخواهند بررسی کنند و برای آن برنامه­ریزی کنند، همین خواسته­های تنظیم شده جامعه زنان که خانم بنی­اعتماد در این فیلم جمع بندی کرده است را بنای کار چهار سال ریاست جمهوری­اش قرار دهد. آقای کروبی در آن مصاحبه قول­های خوب و قابل توجهی داد که چون کپی­رایت آن مربوط به خانم بنی­اعتماد است آن را مطرح نمی­کنم که در آن فیلم دیده شود. بعد از جلسه باران کوثری، هنرمند سرشناس کشورمان علاقه­مند بود که آقای کروبی بماند تا مهندس موسوی هم برسد و عکس مشترکی بگیرند. متأسفانه زمان هماهنگ نشد. کار قشنگی بود اگر می­شد. محمد بهشتی به عنوان همراه آقای مهندس موسوی زودتر آمده بود. کلی در مورد هماهنگی دو ستاد با هم صحبت کردیم.

 

۰۹ خرداد ۱۳۸۸
تحریمی‌های دوره قبل، فعالان دعوت مردم به انتخابات

 

یکی از اتفاقات مهم سیاسی این دوره انتخابات ریاست‌جمهوری فروکش کردن تب تحریم انتخابات است. نتیجه‌ی تحریم گسترده در دوران انتخابات پیشین، سبب ایجاد مشکلات چهارسال گذشته شد و در نتیجه هدیه غیرقابل باوری به رئیس‌جمهو فعلی تقدیم شد. چند روز پیش جمعی از دانشجویان تحریمی‌ فعال گذشته را دیدم که دفعه قبل با اسم و رسم حدود ۵۰۰ امضاء برای تحریم انتخابات بیانیه داده بودند. اکثر آنان الان در دعوت مردم به انتخابات فعال هستند. حتی یک نفر از فعالان آنها تازه از زندان آمده بودند و قضایای دردآوری از زندان تعریف می‌کرد. برای آقایان مسعود دهقان، مهدی مشایخی و عباس حکیم که هنوز در زندانند خیلی نگران بودند. تلاش فعالان سیاسی و مدنی برای آزادی آنان از جدی‌ترین کارهایی است که همه باید در این جهت اقدام کنند. به‌خصوص کاندیداهای ریاست‌جمهوری. متاسفانه فشارهای جسمی و روحی بر دانشجویان دربند در گیرودار انتخابات فراموش شده است. اینها همه در انتخابات فعال شده‌اند. البته این مجموعه اکثراً از آقای کروبی حمایت می‌کردند چون شعارهای حقوق بشری در گفته‌هایش پررنگ‌تر از همه است. بسیاری از زنان فعال سیاسی هم که اکثر آنان در کمپین یک‌میلیون امضا هستند از فعالان دعوت مردم به شرکت در انتخابات شده‌اند. حتی رسانه‌های خارجی هم در مقابل این موج خواست عمومی برای تغییر، از تحریم کمتر صحبت می‌کنند. این یک فرصت مغتنم است. وجود دو کاندیدای مطرح اصلاح‌طلب با تفاوت مواضع خود، یکی از دلایلی است که می‌تواند به افراد گوناگون با مواضع مختلف انگیزه‌ی شرکت در انتخابات بدهد تا به دنبال تحریم نروند و اجازه ندهند که آقای احمدی‌نژاد طعم برنده شدن در دور اول را بچشد. از سوی دیگر کم‌کم به خوبی می‌شود در سراسر ایران موج جدی شدن در انتخابات برای تغییر را دید. حتی به خوبی می‌توان نگرانی و وحشت طرفداران آقای احمدی‌نژاد را دید. حملات فیزیکی و رسانه‌ای شدید هواداران دولت به مجالس تبلیغات اصلاح‌طلبان، که تنها راهی است که محافظه‌کاران همیشه وقتی در انزوا قرار گرفته‌اند بلد بوده‌اند نشانه‌ی همان وحشت است. دیگر تقریباً همه‌ی مردم می‌توانند امیدوار باشند که چهار سال دیگر را با رئیس‌جمهور جدیدی تجربه کنیم.

 

۰۸ خرداد ۱۳۸۸
فاجعه انفجار زاهدان و مسائل سنی و شیعه در ایران


انفجار دیشب مسجد زاهدان در آستانه انتخابات سرنوشت‌ساز کشورمان با کشته و مجروح شدن تعداد زیادی از هموطنانمان خبر دردناک کشورمان بود. بی‌شک به دلیل موقعیت خاص سیستان و بلوچستان که در آن شیعه و سنی زندگی می‌کنند و در مرز پاکستان قرار دارد، حتی اگر هیچ گزارش رسمی و غیررسمی منتشر نمی‌شد، معلوم بود که این اتفاق تلخ به بالا گرفتن اختلافات شیعه و سنی بر می‌گردد. متاسفانه در ابن چند سالی که مسائل مذهبی و عقیدتی دستمایه سیاست شده است و اقلیت‌های مذهبی و قومی تهدید تلفی می‌شوند، و در سطح منطقه‌ای نیز در عراق و لبنان قدرت شیعه بک اتفاق جدید بین‌المللی شده است، فرصتی پیش آمده که قدرت‌های منطقه‌ای و به خصوص بعضی کشورهای عربی، از این زمینه فشارهای اجتماعی استفاده کنند و گروه‌های تروریستی را در سیستان و بلوچستان حمایت کنند تا از باورهای مذهبی آسیب دیده مردم سنی بهره بگیرند و فجایع خشونت‌باری را در آن منطقه شکل دهند. رهبران سنی خوشبختانه علیرغم محدودیت‌هائی که دارند با هوشیاری این روش‌ها را سریعا محکوم کرده‌اند. بسیاری از رهبران شیعه هم می‌دانند که درگیری سنی و شیعه در داخل ایران چقدر برای مردم و ایران خطرناک است. متاسفانه غیر از رشد تروریستهای وهابی در جهان اسلام، در درون حوزه‌ی دینی شبعه نیز جریان تند و متعصب ضد سنی این سال‌ها در حال رشد بوده است. خبرهای غیررسمی حاکی است که حتی پس از سخنان وحدت‌آفرین رهبری انقلاب در کردستان و اجازه پخش اذان به روایت سنی‌ها در رادیو محلی، مخالفت‌های زیادی با این کار در قم شکل گرفته بود. این متعصبان شیعی، با متعصبان وهابی سنی که هردو ابزار ناخواسته قدرتهای سیاسی جهانی و منطقه‌ای شده‌اند پیوند نامیمون و ناشناخته‌ای پیدا کرده‌اند که نتیجه آن باز کردن فضای خشونت‌آمیزی است که دیشب عده‌ای از هوطنانمان قربانی این جنایت شدند. راه همدلی و به رسمیت شناختن حقوق اقلیت‌ها و باز کردن فضای همکاری با آنان و جلوگیری از تعصب و اهانت به مقدسات دوطرف به خصوص در رسانه‌ها و با حمایت دولتها، تنها راهی است که می‌تواند مردم شیعه و سنی را به سربازان صف مقدم مبارزه با تروریستهای مذهبی و جنایتکاران مسلح تبدیل کند. برای اینکه ایران و به خصوص مناطق سنی‌نشین وارد مسابقه جنایت و خونریزی نشود باید بزرگان کشور تصمیمات جدی‌تری برای زندگی همراه با احترام سنی و شیعه بیندیشند و افراطی‌های دو طرف را مهار کنند تا مردم مظلوم و بی‌گناه کشورمان قربانیان این نوع خشونت‌های مذهبی که تاکنون کم‌سابقه بوده نشوند. با خانواده قربانبان این فاجعه جانگداز همدردی می‌کنیم و امیدواریم این آخرین جنایت مذهبی در ایران باشد.

 

۰۷ خرداد ۱۳۸۸
سفر رشت و سخنرانی‌های انتخاباتی


امروز ظهر رفتم موزه قرآن که هر ساله دوست خوبم احمد مسجد جامعی به مناسبت شهادت حضرت زهرا با حضور هنرمندان و آقای خاتمی مجلس سوگی برگزار می‌کند. آقای خاتمی سخنرانی قشنگی در مورد حضرت زهرا کرد. سراج خواننده حوب کشورمان هم نوای سوزناکی را تقدیم کرد. دیروز هم به دعوت ستاد آقای کروبی رشت بودم. یک مصاحبه مطبوعاتی داشتم و یک سخنرانی در جمع عمومی. در مسیر راه با آقای مهندس توسلی که برای جلسه مربوط به هواداران آقای مهندس موسوی عازم رشت بود هم‌صحبت بودیم. گفت نهضت آزادی از کاندیداهای اصلاح‌طلب به صورت عمومی حمایت کرده است. به شوخی،جدی گفتم تهضت آزادی به دلائل عاطفی و سیاسی باید از آقای کروبی حمایت می‌کردند. خلاصه صحبتشان این بود که رعایت جنبه احتیاط را کردیم. گفتم دیگران هم لابد از شما که قدیمی‌ترین تشکیلات سیاسی هستید، یاد گرفته‌اند که وقتی برای شما مشکلی پیش می‌آمد رعایت جنبه احتیاط را می‌کردند و از نهضت ازادی یا حمایت نمی‌کردند و یا دوپهلو حمایت می‌کردند. در جلسه عمومی رشت بعد از یاد حضرت زهرا و آیه‌الله بهجت به عنوان مرجع فقید گیلانیُ، در مورد ضرورت تغییر و اینکه باید تلاش کرد با حضور کاندیداهای مختلف اصلاح‌طلب در این مرحله نگذاشت که رقیب در دور اول رئیس‌جمهور شود حرف زدم. دیروز صبح هم قبل از رفتن به رشت در جمع بزرگ دانشجوئی آقای کروبی در دانشگاه رسول اکرم شهرک غرب رفتم و سخنرانی کوتاهی کردم. در جلسه رشت کمی هم توصیه‌های همیشگی را کردم که نباید در درون جبهه اصلاحات اختلاف و تخریبی صورت گیرد. بعضی‌ها می‌گفتند چه خوب وبود مهربانی هر دو سر بود. در بخش پرسش و پاسخ غیر از بحث‌های جدی، یکی دو نفر از هواداران دولت در مورد اینکه سیاست خارجی این 4 ساله عزتمند بوده صحبت کردند. از نهج‌البلاغه هم استدلال آوردند. پاسخ دادم که سیاست خارحی یک دولت را نمی‌توان به مقدساتی مثل نهج‌البلاغه مستند کرد. یکی از دوستان و هواداران آقای موسوی هم با دستبند سبز که خیلی با احترام حرف می‌زد خیلی اصرار داشت دلایل عدم حمایتم را از آقای موسوی واکاوی کند. گفتم هرچه اصرار کنید در شرایط فعلی حتی نقد آقای موسوی را هم جایز نمی‌دانم و در این مورد حرفی نمی‌زنم. فقط استدلال‌هایم در مورد حمایت از آقای کروبی را توضیح دادم. نشاط انتخاباتی خوبی در شهرستانها به چشم می‌خورد. خیلی باعث امیدواری است. دوستان ستاد آقای کروبی و جوانان فراوانی که در جلسه بودند روی مبنای اصلاح‌طلبی خیلی تاکید داشتند و پرانگیزه بودند. پرواز برگشتم کنسل شده بود. مجبور شدم با ماشین برگردم.

۰۶ خرداد ۱۳۸۸
فاطمه بود و همه چیز بود


فردا شهادت دختر بزرگوار پیامبر اسلام، حضرت زهرا سلام الله علیها است و در ایران عزا و تعطیل عمومی است. عمر  پر برکت و پرنشاط سیاسی آن حضرت الگوی خوبی برای جامعه شیعه است. ارادت دیرین و عمیق شیعیان به وجود مطهر حضرت زهرا جزئی از هویت شیعه است. فاطمه مادر امامان ما است. فاطمه خلاصه امامت در شیعه است. فاطمه ادامه پیامبر است. فاطمه نمونه احترام و افتخار اسلام به جایگاه زن است. فاطمه همسر علی است که علی با آن همه عظمت افتخار می کرد همسر اوست. فاطمه خطبه می خواند. در متن سیاست دوران خودش حضور فعال و موثری داشت. برای شخص من امسال در اولین سالی که مادرم نیست، روز شهادت حضرت زهرا معتای دیگری دارد. خیلی مادرم به آن حضرت ارادت داشت و همیشه صبح شهادت به او زنگ می زدیم و صدای بغض آلودش به گریه ام می انداخت. سخت دلم برای مادرم هم در این اولین سال بی مادری تنگ شده است. به همه شیعیان و علاقمندان به حضرتش تسلیت میگویم.

 

8   4       ۱    ۲   ۳       3  7
© Copyright 2003-2017, Webneveshteha.com. All rights reserved.