۲۶ خرداد ۱۳۸۸
دستگیری ابطحی

سید محمد علی ابطحی معاون سابق آقای خاتمی و مشاور مهدی کروبی صبح امروز (سه شنبه) دستگیر شد. به محض آزادی، ایشان  مطلب جدید خود را  بر روی سایت قرار می دهند. ..

۲۵ خرداد ۱۳۸۸
امروز همه آمده بودند

 

امروز در ایران روز حماسه شکوه بود. وقتی نیمی از این جمعیت در خیابان­های تهران شرکت می­کند، مارش می­زنند و آن را جمعیت میلیونی اعلام می­کنند ولی فکر می­کنم اصلاً به جمعیت امروز اشاره­ای نکنند. از صبح آن قدر تهدیدهای جدی فراوانی بود که یک بار آقای موسوی و یک بار آقای خاتمی بیانیه دادند و از مردم تشکر کردند. می­ترسیدند تهدیدها عملی شود و مردم قربانی شوند. کلی بحث شد که امکان اطلاع رسانی به مردم وجود ندارد، مردم می­آیند و وقتی رهبران نروند با مردم خیلی برخورد جدی می­کنند و آن­ها بیشتر آسیب می­بینند. آقای موسوی و آقای کروبی تلفنی صحبت کرده بودند. قرار شده بود اگر راه­ها را هم بسته بودند، و یک نفر هم بود به احترام آن­ها شرکت کنند و حداقل به آن­ها اعلام کنند که مجوز داده نشده و راهپیمایی نکنند. واقعاً همه­مان از مردم عقب­تریم. هیچ کداممان گمان نمی­کردیم که این جمعیت خواهد آمد. رفتم دیدن آقای کروبی. چند تا تلفن شد همان جا که جلوی رفتن آقای کروبی را بگیرند. سه چهار نفر هم از اعضای برجسته حزب اعتماد ملی آمده بودند که جلو رفتن آقای کروبی را بگیرند. کروبی هم همه­ی آن ها را رد کرد و گفت اگر آقایان خاتمی و موسوی هم نمی­رفتند، من می­رفتم. من و کرباسچی همراه آقای کروبی سوار شدیم. آقای مهندس موسوی و آقای خاتمی هم قرار بود از دفترهایشان حرکت کنند و ساعت 5 همه جلو خیابان آذربایجان باشند که سخنرانی کنند. آقای کروبی گفت آن قدر رای ها مهندسی شده بود که اگر ننه جون من هم کاندیدا بود از این بیشتر برایش رای می خواندند. ما از بزرگراه یادگار امام رفتیم. نزدیک خیابان انقلاب معلوم بود خیلی بیشتر از 22 بهمن امده اند. راه بسته بود. پیاده شدیم. به خیابان آزادی رسیدیم. نتوانستیم طرف محل قرار بریم. آقای کروبی یک طرف، آقای کرباسچی یک طرف، من یک طرف رفتیم. من جلوتر بودم. از سر یادگار تا میدان آزادی به عنوان اولین نفری که از این مسیر آمده بودم مورد تشویق عجیبی قرار گرفته بودم. هزاران نفر جمعیت برای من داد می­زدند و حمایت می­کردند. شعار یک درصد، دو درصد، نه پنجاه و سه درصد و یا شعار ما خار و خاشاک نیستیم و یا این که تا فلانی هست اوضاع همین است، تمام خیابان را فراگرفته بود. آقای موسوی و خاتمی هم نتوانسته بودند یکدیگر را پیدا کنند. آن قدر جمعیت فراوان بود که دیگر به مجوز نیاز نداشت. اصلا قابل مقایسه با جمعیت دیروز نبود. که شبکه رادیو تلویزیون ایران آن همه روی آن کار کرد. دردناک است که این جمعیت کم­نظیر در رسانه ملی ایران دیده نمی­شود. باور نمی­کردند که مردم این قدر با جسارت خواهند آمد. روز حماسی عجیبی بود. همه می­گفتند که تو رو خدا کم نیارید، ما کم نمی­آوریم. خیلی روز بدی شروع شد و تا این جا پایان خوب و ماندگاری داشت. واقعاً آیا ممکن است این همه دیده نشوند؟ در میدان آزادی همه نشستند و من هم سخنرانی کردم. یک بلندگو هم نه برای موسوی و نه برای خاتمی و نه برای کروبی نبود. فرق یک تظاهرات دولتی و مردمی کاملاً مشهود بود. واقعاً مردم خسته نباشند.

 

۲۴ خرداد ۱۳۸۸
دستگیری‌های دیشب، بیانیه‌ها و راهکارها در راه است

 

دیشب خیلی از خیابانهای تهران درگیر تظاهرات و زد و خورد بود. مردم احساس کرده‌اند که به شعورشان توهین شده. دیشب مجمع روحانیون مبارز جلسه فوق‌العاده داشت. در آنجا اخبار متفرقه درگیری‌های خیابانی و زد و خوردها هم مطرح شد. مهمترین دستورش بیانیه‌ای بود که منتشر شد. آقای خاتمی از جلسه‌ای به مجمع آمده بود که در آن آقای مهندس موسوی و تعدادی از بزرگان بودند. این بیانیه مجمع که خواستار تجدید انتخابات است، پس از شنیدن گزارشهای زیادی صادر شد که آقای محتشمی و دیگران ارائه کردند. همچنان که به خوبی می‌شود فهمید وجدان عمومی جامعه این نتیجه را نپذیرفته است. به همین دلیل مهندس موسوی فردا ساعت 4 بعد از ظهر در مسیر میدان انقلاب تا میدان آزادی درخواست مجوز برای راهپیمایی کرده که امیدواریم همه شرکت کنیم. وقتی برمی‌گشتم در چند منطقه جوانان به صورت مدنی ایستاده بودند و شعار می‌دادند موسوی رای مارو پس بگیر. در بین راه متوجه شدم که موبایل‌ها قطع شده است. نگران شدم. در ماجرای 18 تیر هم این اتفاق افتاده بود. در منزل لپ‌تاپم را باز کردم دیدم فیس‌بوک هم مثل ده‌ها سایت دیگر فیلتر شده است. سایت خودم هم کلی مشکل دارد. به هر زوری هست فعلا آن را بالا نگه داشته‌ام. بی‌آنکه بتوانم پرسش و پاسخ‌ها را up کنم. یکی pm داد که محسن میردامادی را گرفته‌اند. باور نکردم. زنگ زدم منزل رضا خاتمی. توضیح داد که محسن و رمضان‌زاده و سعید شریعتی و صفائی‌فراهانی و خانم آغاجری را هم گرفته‌اند. کلی جا خوردم. بعد یکی دیگه از دوستان خبر داد که بهزاد نبوی را هم گرفته‌اند. این بار باز هم به منزل رضا خاتمی زنگ زدم. خانم زهرا اشراقی، همسرش گوشی را برداشت و گفت یک ربع پیش آمده‌اند دم منزل و رضا خاتمی را هم برده‌اند. گفت صد نفری در لیست هستند. از ‌خیابان‌ها هم صدای تظاهرات و الله‌اکبر می‌آمد. به آقای کروبی زنگ زدم. بعد از  نیمه شب بود. گفت که سری به منزلش بزنم. رفتم. با شادابی توضیح می‌داد که سر شبی با کرباسچی رفته‌اند در میان شلوغی‌های خیابان ولی‌عصر و در میان تظاهرکنندگان. با آنها حرف زده و مورد تقدیر قرار گرفته است. توضیح داد که بیانیه دومی هم صادر کرده است. در آن گفته آقای احمدی‌نژاد را رئیس‌جمهور نمی‌دانم. ولی به روزنامه‌اش گفته‌اند که نباید بیانیه را چاپ کند و از لغت تقلب هم برای انتخابات استفاده نکنند و از درگیری‌ها هم چیزی ننویسند. امروز هم به جای بیانیه بخشی از صفحه را سفید چاپ کرده‌اند. صبح امروز هم رفتم پیش آقای خاتمی. دوستان نزدیک میرحسین موسوی هم بودند. از مواضع محکم و آشتی‌ناپذیر موسوی صحبت می‌کردند که همچنان روی نپذیرفتن نتیجه انتخابات ایستاده است و احتمالا قصد دارد مردم را به یک تجمع و یا راهپیمائی قانونی با هدف تجدید انتخابات دعوت کند. آقای خاتمی هم خیلی تاکید داشت که مهندس موسوی را که چنین با استقامت ایستاده نباید تنها گذاشت و دنبال این بود که همه تاثیرگذاران در کشور همراه این موج عمومی با موسوی برای این شعار تجدید انتخابات همراهی کنند. در همان جلسه بودیم که گفتند رضا خاتمی و عده‌ای از دوستان دیگر آزاد شدند. تلاش و لابی زیادی شده بود. اما مصطفی دوست خیلی خوب و پرصفامان که عضو جلسه هم بود، به اتفاق رمضان‌زاده و احتمالا خیلی‌های دیگر هنوز آزاد نشده‌اند. امیدوارم کارهای مهندس موسوی زودتر اعلام شود تا مردم سریعتر بتوانند بفهمند چه باید بکنند.

 

۲۳ خرداد ۱۳۸۸
گونی‌ای که به جای کلاه بر سرمان رفت

  

دیروز و دیشب خیلی با هم فرق داشت. دیروز ایران شادمان بود که دارد سرنوشت خود را با تغییر شکل می‌دهد. همه هم آمده بودند. دیشب اما شب تلخ شوک‌آوری شد. خبرها، مثل چهار سال پیش با اعلام زودرس خبرگزاری فارس و کیهان شکل گرفت. اول باور کردنی نبود. کم‌کم که خبرها جلو رفت خبرها داشت مثل یک کوه سنگین در  برابر چشم کسانی که دیده بودند واقعیت این نیست، رسمی می‌شد. مهندس موسوی هم همزمان اعلام رسمی کرد که پیروز انتخابات است. اما اطلاعات رسمی بود که همچنان در دنیا مطرح بود و بدجوری روی اعصاب ملت لیز می‌خورد. اینبار مسئله خیلی مهمتر از تقلب بود. خیلی‌ها اسم آن را کودتای سفید می‌گذارند. با ستادهای مختلف در تماس بودم. مگر می‌شد خوابید؟ دوبار رفتم پیش آقای کروبی یکبارش ساعت 2 بامداد بود. با دوستان مختلف در ستاد آقای موسوی صحبت میکردم. همه شوک بودند. هروقت فرصت می‌کردم به فیس بوک و فرند‌های نگران آنجا سر می‌زدم. دوستانی که این بار انتخاب کرده بودند و نتایج را می‌دیدند و داشتند دق‌میکردند، می‌خواستند حرف‌های امیدوارکننده بزنم. من هم از این خبرها نداشتم. شرایط سختی بود. یاوران آقای احمدی‌نژاد علیرغم ممنوعیت تظاهرات، شهر را تسخیر کرده بودند. دوسه ساعتی خوابیدم. صبحی به دفتر آقای خاتمی رفتم. از جلسه‌ای آمده بود و در حال رفتن به جلسه مهم دیگری بود. بیانیه آقای موسوی را دیدم. خیلی صریح بود. بعد از آن به دفتر آقای کروبی رفتم. ایشان هم در حال نوشتن این بیانیه بود. با بی‌بی‌سی فارسی هم گفتگوئی کردم. تحلیل این تقلب واضح را کردم. یکی از دوستان میگفت در خیابان فردی را دیده که گفته این بار به جای کلاه گونی بود که به سرمان رفت، مهندسی این انتخابات خیلی هوشمندانه بود. از یک سو رکورد رای دادن در تاریخ انتخابات شکست. اینکه همیشه می‌گفتند خاتمی در دور دوم بیشتر رای آورد هم باید درهم می‌ریخت و احمدی‌نژاد در این مهندسی باید رای بیشتری از خاتمی به دست می‌آورد. مهندس موسوی و همه کسانی که همراهش بودند را هم می‌خواستند، به پایان خط ببرند. ماجرای رای سیصد هزار نفری آقای کروبی هم بخش مهم این سناریو بود. با اینکه آقای کروبی بیشترین کسی بود که یک مجموعه‌های ثابت رای داشت. اما به دلیل اینکه دیگر کسی از این شعارهای تند و مردم‌محورانه ندهد و اعلام کنند همه مخالفان و ناراضیان در کشور عددی نیستند، سقف سیصد هزار نفری را برایش در نظر گرفتند. این در حالی است که اخبار رسیده از همه صندوقهای شهرستانها حداقل تساوی آقایان موسوی و احمدی‌نژاد بود. این بار اگر دوباره فراموش نکنیم، جریان غیر دولتی و اصلاح‌طلب را باید به این نتیجه رسانده باشد که دیگر از طریق صندوق‌های رای نمی‌شود، به فکر اصلاح بود. انتظار می‌رود کاندیداها و به خصوص مهندس موسوی که خود را کاندیدای پیروز اعلام کرده است و حرف بیجائی هم نزده است، تلاش‌هائی را که آغاز کرده‌اند به نتیجه برسد. ظاهرا می‌خواهند تقاضای تجدید انتخابات کنند. اما نمی‌دانم آیا امکان پذیر هست یا نه؟ در هر حال این شوک و بهت غیر قابل توصیف جامعه ما را گرفته است. نسل جوانی که می‌خواست خودش را در این نظام تعریف کند دچار یاس تلخی شده است. موج مهاجرت در ذهن جوانان دوباره جدی می‌شود و هزاران "چیز" دیگر. اما در عین حال دنیا با این اتفاقات پایان نمی‌پذیرد. سعی کنید زمین نخوریم.

۲۲ خرداد ۱۳۸۸
برای فردای تغییر

 

امروز ایران صحنه­ی کاملاً متفاوتی است. رأی دادن بخشی از کاری است که مردم انجام می­دهند. بیش از آن و پیش از آن دارند اعلام کنند که ایران در آستانه­ی تغییر ایستاده است. نگرانی­ها هم هر لحظه افزایش می­یابد. قطع کردن اس­ام­اس­ها و تعطیلی و توقیف سایت­ها برای امشب که باید رأی­ها شمارش شود، باعث نگرانی خیلی­ها است.  امیدوارم فردا اولین وبلاگم را در دوران تغییر و در تحلیل این تغییر و کارهایی که باید بکنیم بنویسم. یعنی ممکن است؟ تا به حال که خواست مردم از هر اراده­ای برتر بوده است. این بار هم این رأی پرمعنا و پرحجم می­تواند قدرت اراده­ی مردم را در تعیین سرنوشتشان به جهان نشان دهد.

 

۲۱ خرداد ۱۳۸۸
نیم ساعتی که دنیا و تاریخ ایران منتظر آن هستند

 

در زندگی هر انسانی ساعت­هایی هست که سرنوشت ملتی بسته به آن ساعت­ها است. روز جمعه ۲۲ خرداد یکی از مهم­ترین روزهای تاریخ ایران است که اگر نیم ساعت وقت برای رأی دادن بگذاریم، می­توانیم تاریخ و سرنوشت ایران را چنان­چه می­خواهیم رقم بزنیم. نیم ساعت وقتی که برای رأی دادن می­گذاریم، وقتی است که برای خود و نسل آینده ایرانی می­گذاریم. دست هر کس را که می­توانیم بگیریم و به پای صندوق رأی ببریم تا آن قدر رأی­دهنده فراوان باشد که کسی نتواند رأی دیگری غیر از خواست مردم را بر مردم تحمیل کند. در زندگی هر فردی تعداد محدودی نیم ساعت وجود دارد که تاریخ و سرنوشت می­سازد. ما می­توانیم ۲۲ خرداد را یک حماسه­ی ماندگار نمائیم. هم­چنان که ۲ خرداد را حماسه کردیم. اگر در انتخابات شرکت نکنیم، افسوس و عذاب وجدان همیشه در زندگی همراهمان خواهد بود. به هرکس که می­خواهید رأی بدهید ولی آن قدر رأی دهید تا آن­ها را که می­شناسید و می­دانید که چه می­خواهند بکنند از رو ببرید قبل از آن که "آنها" روی ما را کم کنند.

 

۲۰ خرداد ۱۳۸۸
جمعه فقط روز اعلام رسمی تغییر است


این روزها هر کسی که در ایران باشد می‌فهمد که تغییر در ایران انجام شدنی است. فقط روز جمعه در انتخابات آغاز این تغییر باید  اعلام رسمی شود. این روزها خبرنگاران فراوانی به ایران آمده‌اند. در این هفته هر روز چند تا مصاحبه داشته‌ام. آنها هم شاهد این پیروزی زودرس هستند. اتفاقات این روزها واقعاً بی‌نظیر است. دیروز از شمال تهران رفتم تا پارک شهر. در جنوب تهران اجتماع بزرگی از هواداران آقای کروبی بودند که خیلی از آن‌ها را دانشجویان وابسته به تحکیم وحدت تشکیل می‌دادند. آقای کروبی هم آمده بود. مجلس جشنی بود. شعارها خیلی جدی بود. در میان آنها شعار «کروبی با غیرت برس به داد ملت» خیلی شعار فراگیری بود. عکس افراد نامداری مثل دکتر سروش، عطاا... مهاجرانی، کرباسچی، دکتر نجفی، عماد باقی، جمیله کدیور و سایر افرادی که از آقای کروبی حمایت کرده‌اند دست مردم بود. فضای هواداران آقای کروبی فضای رای دادن به کسی بود که به دلائل شعارهایش او را انتخاب کرده‌اند. مجموعه صوفی‌ها که در این سالها بی‌دلیل مورد تهاجم و فشار قرار گرفته‌اند به دلیل آنکه از کاندیداتوری آقای کروبی حمایت کرده‌اند، در جلسه همایش دیروز خیلی فعال بودند. در بین راه رفت و برگشت به پارک شهر تهران، کاملاً در سراسر شهر می‌شد فهمید که نهضت تغییر شمال و جنوب تهران نمی‌شناسد. حال و هوای تهران، کاملاً این روزها متفاوت است. شادمانی و انتظار  را برای اینکه جمعه زودتر برسد تا صدای مانده در دلها علنی شود، می‌شود شنید. این روزهاست که از دست دادن قدرت برای مجموعه اجرائی کشور که تقریباً قطعی است. امید همراه با نگرانی و ترس هم در ورای این واقعیت وجود دارد. نامه آقای هاشمی رفسنجانی از یکسو و مقاله تهدید و وحشت‌آفرین کیهان از سوی دیگر نشانه‌هایی بر این نگرانی است که مدیریت اجرائی فعلی کشور دوست ندارد به این راحتی قدرت را تحویل دهد. اگر همه تصمیم بگیریم پای صندوق رای حاضر شویم،  می‌توانیم هم خطر دور دوم ریاست‌جمهوری فعلی را و هم خطرهای روزهای آینده را اندک کنیم.

 

۱۹ خرداد ۱۳۸۸
روزهای امید و ابهام

 

این روزها خیلی پرماجراست؛ انتخاباتی با حضور چهار ستاره سرشناس و جدی؛ و در حالی که یکی از رقیبان هم چنان رییس جمهور است. دیروز در خیابان­های تهران، مثل همه مردم چند نوبت به جمع هواداران کاندیداها برخورد کردم. دیوار سبز انسانی در بخش­هایی از خیابان ولی عصر از ابتکارات قشنگ ستاد آقای موسوی بود. فرصتی بود که سری به ستاد مرکزی آقای کروبی زدم. ماشین­های زیادی آمده بودند تا عکس و پوستر نصب و خیابان گردی کنند. دیروز هم­زمان با خبر رشد غیرمنتظره آرای آقای کروبی، خبر انصراف ایشان هم قدرت گرفت. خیلی­ها باور کرده بودند. از سوی دیگر چند تا sms آمد که آقای موسوی در حال انصراف است. این جنگ روانی را حتماً کسانی برنامه ریزی می­کنند که می­دانند با تمهیداتی که در حال انجام هست، به شدت از وجود دو کاندیدای قدرتمند در انتخابات نگرانند که هر کدام آرای فراوانی را به صندوق­ها می­آورند و می­توانند مانع این شوند که آقای احمدی نژاد دور اول رییس جمهور شود. دیروز خیلی از دوستان اصلاح طلب را دیدم که نگران تمهیدات این روزها که برای پیروزی آقای احمدی نژاد صورت می­گیرد بودند. وقتی برمی­گشتم در ترافیک سخت انتخاباتی دیروز، به دو تا اتوبوس شرکت واحد برخورد کردم که پر از عکس­های آقای رییس جمهور بود و همه سرشان را از پنجره بیرون آورده بودند و داد می­زدند موسوی دروغ­گو. بر اساس اخبار رسیده قصد ارعاب هواداران اصلاح طلب را دارند؛ اما گمانم بر این است که در این مرحله موفق نشدند. مردم تصمیم خود را گرفته­اند. هر روز که می­گذرد اجرای "تمهیدات" مورد نظر فراگیرتر می­شود. دیشب مناظره آقای محسن رضایی و احمدی نژاد را هم دیدم. آخرین مناظره بود. آقای احمدی نژاد قصد داشت که مناظره را تخصصی کند و رضایی را در پشت شعارهایش متوقف کند. آقای رضایی هم گمان می­برد که می­تواند خیلی دوستانه و مؤدبانه با کسی که از نظر کلی با هم در یک جبهه اصول­گرایی قرار دارند حرف بزند. ولی در آخر مصاحبه به همان نتیجه رسید که قبلاً کروبی و موسوی رسیده بودند. نمی­شد در برابر دروغ آشکار خیلی مؤدب حرف زد. نام آقای احمدی نژاد در تاریخ ایران به عنوان فردی که راست نمی­گوید ثبت شد؛ اما این که بعد از آن همه اتهام و تهمت به دیگران در غیابشان و این همه استفاده­های تبلیغاتی از صدا و سیما باز هم اصرار دارد وقت اضافی هم بگیرد، می­تواند با عناوین دیگری هم نام ایشان را در تاریخ ایران ثبت کرد. صبح امروز هم به همراه آقایان کروبی، کرباسچی، الویری و خانم کدیور در یک مصاحبه مطبوعاتی داخلی و خارجی شرکت داشتم. ابهام پرمعنایی بر همه حاکم است. خدا کند نتیجه آن شود که مردم می­خواهند!!

 

۱۸ خرداد ۱۳۸۸
دریغ است از ایران که دروغ انتخاب شود


اس‌ام‌اس‌های این روزها را کاش کسی بتواند جمع کند. از بعد از مناظره‌های تعیین‌کننده و به‌خصوص آنها که آقای احمدی‌نژاد در آن بود، مضمون همه حکایت از دروغگوئی صریح کسی دارد که قصد دارد چهار سال دیگر رئیس‌جمهور ایران باشد. حتی اشاره به دروغهایی که این روزها چه در مورد آمار و چه در مورد افراد در پیشگاه مردم ارائه شده آن‌قدر زیاد است که در ظرفیت روزنوشت نمی‌گنجد. در نزدیکی انتخابات هیاهوها و سر و صداها آنقدر زیاد می‌شود که معمولاً صدایی شنیده نمی‌شود. اما در این هیاهوها آنقدر صدای دروغ بلند بود که همه شنیدند و مهمتر از آن اینکه باز در این هیاهو تنها صدایی که از مناظره‌ها، به‌خصوص مناظره فوق‌العاده جذاب و متین آقایان کروبی و موسوی شنیده شد این بود که اکثر آمارها و حرفهایی که در مورد افراد از سوی رئیس‌جمهور کشور زده شد، دروغ است. انتخاب دوباره یک نفر که مردم به این باور رسیده‌اند که دروغ می‌گوید، پایان همه ارزشهای اخلاقی است که اگرچه در عمل بسیاری از آنها زیرپا گذاشته شده بود ولی این‌بار رسماً می‌تواند دروغ‌گوئی را در کشور نهادینه کند. در همه‌ی‌دنیا دروغ رسمی عامل سقوط حکومت‌هاست. اگر در کشور پرافتخار ما دروغ عامل رای آوردن یک فرد شود، آیندگان چه قضاوتی در مورد ما خواهند داشت. مردم تصمیم به تغییر گرفته‌اند ولی آنهائی که بنا به اطلاعات رسیده در این چند روزه می‌خواهند این خواست مردم را از راههائی که خوب بلدند تغییر دهند چه ظلمی به ایران و ایرانی می‌کنند.

 

۱۷ خرداد ۱۳۸۸
مناظره کروبی و احمدی‌نژاد و نکاتی که تاکنون گفته نشده بود


مناظره دیشب آقای کروبی و آقای احمدی‌نژاد قطعاً یکی از پربیننده‌ترین برنامه‌های تلویزیون بود. بعد از مناظره آقای موسوی و احمدی‌نژاد که در آن هر کسی که مقداری ادب داشت و پای‌بند به اصول اخلاقی بود شوکه شد، همه منتظر دومین مناظره آقای احمدی‌نژاد بودند که این‌بار با کروبی انجام می‌شد. شخصیت کروبی به جسارت و شجاعت معروف است. در حوزه‌های سیاسی رودربایستی ندارد. هر چه را که دیگران جرات نمی‌کنند مطرح کنند، مطرح می‌کند. پشتوانه سیاسی قابل دفاعی دارد. همه اینها باعث شده بود تا وقتی او در برابر احمدی‌نژاد قرار می‌گیرد که در مناظره قبلی نشان داده بود که پروایی از هیچ‌چیز ندارد. از مرزهای اخلاقی می‌گذرد، انتظار برود که آن را تبدیل به یک مناظره پرجاذبه و موفق کند. همین هم شد. احمدی‌نژاد هم این نکته را فهمیده بود که با کروبی در حوزه‌های چالشی شخصی وارد نشود و تصمیم گرفته بود فقط آمار و ارقام ارائه کند. اولین موفقیت کروبی را در مناظره با احمدی‌نژاد در این می‌دانم که در بیشتر فرصت مصاحبه، مسیر مناظره را آن‌طور که خودش می‌خواست تعریف کرد. آقای کروبی یک سری معیار برای شناخت آقای احمدی‌نژاد ارائه کرد که در همه‌جا کاربرد دارد. مهمترینش ارائه آمار دروغ است. بازی اصلی احمدی‌نژاد در این انتخابات این است که همه‌ی رهبران کشور را فاسد اعلام کند و خودش را آدم منزه و پاکیزه‌ی اقتصادی اعلام کند و با مظلوم‌نمائی بر موج فقرستیزی عمومی جامعه سوار شود تا رای بیاورد. . در این راه همه‌ی مخالفانش به اتفاق نظام جمهوری‌اسلامی هم اگر فدا شوند، عملاً برایش مهم نیست. کروبی در مناظره دیشب با طرح مسائل جدی انتقادی  مثل مساله نفت در اردبیل، ماجرای گم شدن پولها و وام‌گرفتن‌های از بانک‌ها برای دوستان و نزدیکانش و دهها عنوان دیگری که سریع و صریح در برابر احمدی‌نژاد قرار داد. کاری که تاکنون نشده بود.  این‌که همه فهمیده‌اند دروغگوئی امری ساده شده، خیلی دردناک است. گویا آقای احمدی‌نژاد بازی با آبروی مردم و مسئولان نظام را فقط ابزاری برای رای آوردن می‌داند. نکته‌ی دیگر موفقیت کروبی در این مناظره اعلام آن بود که کلیت مبنای فکری و عقیدتی احمدی‌نژاد کاملاً متفاوت با مکتب و اندیشه امام و رهبری است. ذکر نام مصباح یزدی از سوی کروبی، به عنوان ایدئولوژیک فکری احمدی‌نژاد نیز از عناوینی بود که تاکنون در تلویزیون در برابر افکار عمومی مطرح نشده بود. این نگرانی که آقای احمدی‌نژاد به فکر جایگزینی دراز مدت اندیشه فرقه مصباحیه به جای نظرات امام و رهبری باشد، ذهن خیلی از دلسوزان نظام و اندیشه شرقی اسلامی را به خود مشغول کرده است. آقای کروبی با تاکید روی این نکته با اضافه کردن نام شریعتمداری و جنتی توانست فضای متفاوتی در حوزه اندیشه از احمدی‌نژاد به جامعه منتقل کند. اما نگرانی‌های اقتصادی و افشاگریهای احمدی‌نژاد همان‌ها بود که بارها گفته بود و همیشه در ایام انتخابات تکرار می‌کنند و پاسخ آن را هم بارها شنیده‌اند. همراه دیرین ایشان آقای پالیزدار قبلا در یک سخنرانی افشاگرانه اعلام کرده بود که لیستی از مفسدان در اختیار دارد. در آن سخنرانی علاوه بر هاشمی و ناطق که در این انتخابات حامی آقای احمدی‌نژاد نیستند، نام چند نفر از بزرگانی را هم که حامی احمدی‌نژاد هستند، به عنوان مفسد اقتصادی گفته بود. آقای احمدی‌نژاد از آنها یاد نکرد چون اصلاً تنها مصرف این حرفها انتخابات است و همه چیز فدای آن می‌شود. من در افکار عمومی مناظره کروبی و احمدی‌نژاد را بسیار مثبت ارزیابی می‌کنم ولی البته مناظره موسوی و کروبی در برابر احمدی‌نژاد از این لحاظ ناموفق بود که هیچکدام نمی‌توانستند پا به پای رفتار غیراخلاقی وی پاسخ بگویند و او توانست مخاطبان متوسط به پایین جامعه مخاطب خود را همچنان منسجم‌تر کند.

 

8 4        ۱   ۲    ۳       3  7
© Copyright 2003-2017, Webneveshteha.com. All rights reserved.