۲۱ خرداد ۱۳۸۵
کشته شدن زرقاوی، شادی اسلام و انسانیت

 

زرقاوی، تروریستی که هر روز به دستور او تعدادی از مردم عراق، بی گناه کشته می شدند، به هلاکت رسید. این خبر برای هر کسی که دلش برای انسانیت و اسلام می تپید، به دلائل گوناگون خبر خوشحال کننده ای بود:

۱. زرقاوی به عنوان یک قاتل دستور کشتن هزاران نفر را داده است. بعضی از این ها کارگرانی بوده اند که در صف جستجوی کار بودند، بعضی در صف نانوایی برای خرید نان آمده بودند، در اردن مجلس عروسی را منفجر کردند، بعضی هم چهره های سیاسی کارآمدی بوده اند که می توانستند برای آرامش عراق تأثیرگذار باشند مثل آیت الله حکیم و ده ها نفر از زائران که به همراه او به شهادت رسیدند.

۲. زرقاوی اصلی ترین عامل تفرقه بین شیعه و سنی بود. انفجار وحشتناک حرم عسکریین در سامرا و کشتار آشکار و غیر آشکار شیعیان در عراق و حملات متفرقه و متقابل شیعیان به سنی ها که با فتوای آیت الله سیستانی مهار شد، بذر تفرقه و کینه را در سراسر جهان بین شیعه و سنی پاشید. این مسأله دارای آسیب های بدی برای دنیای اسلام بود.

۳. زرقاوی بهترین یار آمریکا بود. هیچ کس بهتر از او نمی توانست حضور آمریکا را در عراق توجیه کند، اگر چه به نام سرسخت ترین دشمن آمریکا جلوه می کرد. آمریکا نیاز داشت که به دنیا ثابت کند حضورش در عراق ضروری است والا جنگ داخلی عراق را از پا در می آورد. به همین دلیل هم هیچ یک از رهبران عراق، تا به حال از آمریکا نخواستند که عراق را ترک کند. خیلی از کسانی که در سراسر دنیا گمان می برند دشمن آمریکا هستند، در حقیقت بهترین سرمایه های آمریکا هستند.

۴. از همه مهمتر: زرقاوی از مسلمانان بدترین چهره را در افکار عمومی دنیا و تاریخ به نمایش گذاشت. این جرم، خیانت به یک میلیارد مردم جهان، و خیانت به یک تاریخ، و خیانت به اسلامی است که پیامبرش رحمةٌ للعالمین بود.

در خبرها بود که حماس از کشته شدن زرقاوی ابراز تأسف کرده است. خدا کند خبر درست نباشد؛ اگر نه، حماس بزرگ ترین ضربه را به خود و جریانات اسلامی زده است. وزیر خارجه ی حماس در ایران است. به خاطر قتل انسانها، به خاطر ایجاد اختلاف بین شیعه و سنی و انفجار حرم سامرا و نابود کردن چهره ی اسلام در دنیا، حق بود وزیر خارجه ی کشورمان از وزیر خارجه ی فلسطین سؤال انتقادی می کرد و نتیجه را اعلام می کرد؛ کاری که وزیر خارجه ی ایران نکرد.

 

۲۰ خرداد ۱۳۸۵
جام جهانی

 

هیچ مسأله ای در زندگی بشری مثل فوتبال فراگیر نیست. دیروز آغاز جام جهانی بود. مردم دنیا در همه ی قاره های آن این خبر را شنیدند و اخبار آن را دنبال می کنند.

فردا هم اولین مسابقه ی ایران است. آرزوی قلبی ملت ایران، موفقیت تیم فوتبال ایران است. هر کس، با هر عقیده ای و با هر دینی و در هر سنی و با هر جنسیتی این آرزو را دارد. این هم از معجزات فوتبال است که مرزهای عقیدتی و سنی و جنسیتی را درمی نوردد. واقعاً معجزه ی دنیای فعلی است.

برای پیروزی و سربلندی تیم ملی فوتبال کشور دعا کنیم.

 

۱۹ خرداد ۱۳۸۵
دست خارجی ها!

 

اخیراً در پی هر حادثه ی داخلی به صورت کلی از سوی مسئولان رسمی اعلام می شود خارجی ها و به خصوص آمریکا پشت سر این حوادث هستند. در مورد مسائل دانشجویی اخیر و یا حوادث مناطق ترک نشین و قبل از آن در مسائل سیستان و بلوچستان و خوزستان این حرف تکرار شده است. شاید هر کسی وقتی در مقام تحلیل گر بخواهد اظهار نظر کند بتواند حدس بزند خیلی ها در خارج از کشور با ثبات ایران مخالف هستند و کارهایی هم انجام می دهند؛ اما این کلیات را فقط یک تحلیل گر می تواند بگوید. وقتی مسئولی که اطلاعات مختلف را دارد و از جایگاه مسئول سیاسی و یا امنیتی حرف می زند باید مستند به مردم آمار و ارقام و اطلاعات خود را از دخالت های خارجی اعلام و بلافاصله کارهای اعتراض رسمی خود که وظیفه ی هر دولتی است را هم به مردم بگوید به نحوی که آن کشورها اگر دخالت مستندی دارند هزینه ی آن را هم در افکار عمومی داخلی و خارجی بپردازند. وگرنه، اساسی ترین ضرر این نوع موضع گیری های تحلیلی و شعاری این خواهد بود که اگر خارجی ها طمعی به دخالت در مسائل ایران داشته باشند، و ثابت هم شود، در مردم ایجاد باور نخواهد شد. این چیزی است که دشمنان ایران آن را می خواهند. ضمن آن که در بسیاری از موارد انتساب بدون استناد مسائل داخل به خارج که گمان می رود ساده ترین راه حل است حمل بر اهانت به اقوام و لهجه ها و مردمی شود که علاقه مندند مسائل خود را در چارچوب خانواده ایران مستقل پی گیری کنند.

 

۱۸ خرداد ۱۳۸۵
حفظ نظام و انرژی هسته ای

 

من البته که اهل پیشگویی نیستم ولی در مورد چالش هسته ای ایران، نمی دانم چرا نسبت به آینده خیلی بدبین نیستم. اعتقاد دارم دست اندرکاران کشور اگر قرار باشد در نهایت در جدال بین ماندن در قدرت و انرژی هسته ای یکی را انتخاب کنند، حتماً حفظ نظام را بر می گزینند و همین کشور را از بسیاری از مشکلات دور می کند.

 

۱۷ خرداد ۱۳۸۵
برنامه های مذهبی صدا و سیما

 

در روزهای ویژه، به خصوص در روزهای ویژه ی مذهبی، برنامه سازی در صدا و سیما کار بسیار دشواری است. معمولاً در این مناسبت ها حجم بالای برنامه سازی صورت می پذیرد که بیشترین کاربرد آن در ارائه ی گزارش کار برنامه های صدا و سیما، برای مسئولان مربوطه تجلی می یابد. خود برنامه سازان، معمولاً می دانند این حجم تولید، برای تأثیرگذاری در مخاطبان نه تنها مفید نیست، بلکه اثر منفی نیز دارد.

در دو سه روزی که صدا و سیما برای سالگرد ارتحال امام و پانزده خرداد برنامه داشت، شاهد برنامه سازی پر حجم و کم فایده و تأثیری بودیم. همه ی شبکه ها از امام و 15 خرداد حرف می زدند. البته تولید این برنامه ی پر حجم کار دشواری بود ولی اگر به جای خاطرات عادی و سینه زنی ها و عزاداری های تکراری در روزهای تعطیل که روز تلویزیون دیدن مردم است، به چند برنامه ی تحلیلی و تحقیقی در مورد این مناسبت اکتفا می شد و بقیه ی آن فیلم ها و برنامه های زیبا و مخاطب پسند می بود، اثر بیشتری داشت و مردم از روزهای تعطیلی که به مناسبتهای مذهبی و عزاداری است خاطره ی تلخ و سنگین در یاد نگه نمی داشتند.

دوست فاضل و خوش فکرم، آقای مهدی ارگانی که هر کجا هست خدایا به سلامت دارش، قبل از من مدیر رادیو بود. در اولین جلسه ای که با هم صحبت می کردیم، می گفت حتی روز عاشورا هم برنامه ی کودک را قطع نکنید. توصیه بسیار خوبی بود. استدلالش این بود که اگر کودک در روز عاشورا به عادت هر روزش رادیو را باز کند و برنامه اش پخش نشود، همان ابراز ناراحتی از قطع برنامه ی مورد علاقه اش باعث می شود که از عاشورا خاطره ی بدی در ذهن نگه دارد.

برنامه های مذهبی صدا و سیما، متأسفانه مخاطبان را به دین نزدیک نمی کند که بسیاری از آنان باعث دلزدگی جامعه از دین و دیانت می شود.

 

۱۶ خرداد ۱۳۸۵
حادثه ی "مهم" تشنج در سخنرانی هاشمی رفسنجانی

 

دیروز در قم هم همان جمع معلوم و محدود و پر قدرت که یک روز با شعار "مخالف هاشمی دشمن پیغمبر است" به هر کس و هر جا حمله می بردند، به مراسم سخنرانی هاشمی رفسنجانی حمله بردند و مراسم را به هم زدند. این جمع البته کار تازه ای نکرده اند؛ چند هفته پیش در قم، در حرم حضرت معصومه (س) به خاتمی حمله بردند و بدترین فحاشی را به او، که دین خدا را نابود کرده ای. ده ها راه پیمایی کفن پوش کردند که مصاحبه ی خاتمی با CNN سازشکاری است و چراغ سبز به آمریکا؛ به سید فاضل و اندیشمندی مثل مهاجرانی و شیخ پاک و تیزهوشی مثل عبد الله نوری، که هر دو عضو کابینه ی جمهوری اسلامی ایران بودند در نماز جمعه به قصد کشت حمله کردند؛ در کوی دانشگاه حاضر بودند و در ضرب و شتم دانشجویان شریک؛ و....

تبار این جریان، به عنوان بازوی قدرتمند بخشی از مدیریت کشور برای مردم آشنا بود. تنها اتفاق جدید این بود که این بار هاشمی رفسنجانی هم در این محدوده قرار گرفته است.

امروز یکی از دوستان از قم زنگ می زد که مردم قم فهمیده اند که بانیان حوادث دیروز در به هم ریختن مراسم سخنرانی هاشمی وابسته به کدام مدرس حوزه بوده اند و در چه مؤسسه ای. چند ساعتی هم دستگیرشان کرده اند. یاد پرونده های فراوانی افتادم که در آن ۸ سال با جزئیات کامل آماده می شد و با مهر "کس نبیند" که می گویند برادران افغانی ما با لهجه ی شیرین فارسی دری از این عنوان به جای کلمه ی محرمانه استفاده می کنند، به بایگانی سپرده می شد.

این نوع برخوردهای زور مدارانه به نفع هیچ قدرتی نیست. خیلی از رهبران سابق این حرکت ها و این نوع حمله ها، روشهای دیگری را برگزیدند و لااقل به سمت فیلم و روزنامه و تبلیغات و یا سازماندهی تشکیلاتی و انتخاباتی روی آورده اند؛ ولی باز هم این روش ها پایان نیافته است. این نوع رفتار در مورد هر کسی محکوم است و باید همه با آن مقابله کنیم.

با توجه به قدرت و سابقه ی هاشمی رفسنجانی در معماری انقلاب و پشتوانه ی حوزوی و حمایت بی دریغی که مراجع تقلید و علمای شهرستان ها از ایشان دارند، این حادثه در حوزه ی سیاست ایران "مهم" تلقی می شود و به همین دلیل شاید، فقط شاید در آینده این اتفاقات اگر پایان نمی یابد، لااقل محکوم شود.

 

۱۵ خرداد ۱۳۸۵
مراسم دیشب سالگرد امام

 

دیشب تنها وقتی بود که من و خیلی از دوستان دیگر، توانستیم در مراسم امام شرکت کنیم. آقای هاشمی رفسنجانی سخنران مراسم بود. مهدی، پسر آقای هاشمی همراه پدرش بود. اگر چه با ماها خوب نیست ولی آدم باظرفیتی است در شوخی کردن. صورتش از نظر ریش مثل پدرش هست. قبلاً ریشش را کوتاه می کرد و خیلی توی ذوق نمی خورد. دیشب دیدم خیلی ریش گذاشته و لذا کمی سیاهی مختصر به چشم می خورد. آقای دعائی می گفت ریش مهدی در مقایسه با پدرش، مثل ریش فتحعلیشاه است. این حرف جلال رفیع برای مقایسه خودش که ریش ندارد با هاشمی بود. اطاق کوچکی در کنار درب ورودی حرم هست که در شبهای مراسم مسئولان و دوستان در آن جمع می شوند. اطاق با اینکه کوچک است اما گویا برکت دارد! هر کس از بزرگان که وارد می شوند برایشان جا باز می شود. وقتی رضا خاتمی آمد فکر کرد که دیگر جا نیست. حاج حسن آقا این قاعده را که یادش داد وارد و جا هم برایش پیدا شد. آقای هاشمی رفسنجانی در فرصتی که در این اطاق کوچک نشسته بودیم، هوس کرده بود از بعضی بزرگانی که نمی دانست خودش بزرگتر است یا آنها سنشان را بپرسد. در حاشیه ی این جلسات، معمولاً گعده های مختلف انجام می شود. آیت الله فاضل و صافی گلپایگانی فرزندانشان را به نمایندگی از خود به جلسه فرستاده بودند. حرم امام هم طبق عهد موعود این ۱۷ سال همچنان نیمه تمام است. گویا برای پایان نیافتن با آستان قدس رضوی در مشهد مسابقه گذاشته اند. وقتی به حرم رفتیم حاج حسن آقا بر خلاف رویه پشت تریبون رفت، تا از آقای هاشمی تجلیل کند. حوادث کشور به سمتی رفته است که همه علاقمندند تاریخ سیاسی هاشمی را مورد توجه قرار دهند و بی مهری های رایج را جبران کنند. من داشتم در وسط سخنرانی هاشمی با بغل دستی ام حرف می زدم که یکی از بزگان به بغلم زد که این قسمت حرف هاشمی را گوش کن. داشت می گفت با یک دیپلماسی قوی و با حرفهائی که در دنیا مقبول بیفتد باید حرف سیاسی زد و کار را پیش برد. ما هم گوش دادیم و حدس هایی زدم که چرا این قسمت مورد توجه قرار گرفت. یکی از نوه های امام که وبلاگ خوان بود، می گفت چرا اینقدر با احتیاط و محافظه کارانه مینویسی! جواب درستی نداشتم، فقط گفتم من تنها مانده ام و دیگران کمتر می نویسند و می گویند. در هر حال دیشب پایان مراسم سالگرد امام بود. جدای از این حاشیه ها، امام هویت نسل ما بود و وظیفه داشتم که به بازمانده ی پر لیاقتش، حاج حسن آقای خمینی، روحانی اندیشمند و آزاده ای که شخصیت والای خودش در سایه ی انتسابات خانوادگی اش ناشناخته مانده تسلیت بگویم.

 

۱۴ خرداد ۱۳۸۵
ارتباط اینترنتی با مسئولان

 

بخش نظرات سایتم را تعدادی از مراجعه کنندگان می بینند و بعضی هم کامنت می گذارند. از همه ی آنها که آنجا را به اطاق گفتگو تبدیل کرده اند ممنونم. خیلی از کسانی که مطلب مینویسند با نظام و مسئولان حرف می زنند و من تنها به دلیل اینکه روزی مسئول حکومتی بوده ام و البته آن روز هم این سایتم شخصی بود و ربطی به حکومت نداشت و فقط غر و لند حکومتی ها را می شنیدم، باید پاسخگو باشم. من این را بهانه کردم برای اینکه: تقریبا همه ی دستگاههای اجرائی و مسئولان آن دارای سایت هستند. از سایت رهبری تا رئیس جمهور و تا همه وزارتخانه ها و حتی ادارات استانی و استانداری ها. اما کمتر سایتی تبدیل به وسیله ی ارتباطی شده است. بیشتر، این سایتها جنبه ی تبلیغی دارد و جزئی از پز اداره و سازمان مربوطه است و اگر هم اطلاع رسانی به روز داشته باشند، در پاسخگوئی ایمیل و کامنت کمتر پاسخگوئی وجود دارد. این مطلب باعث شده تا مردم نتوانند از طریق وسیله ی راحت اینترنت با مسئولان رابطه داشته باشند. حتی اگر مسئولان عالی رتبه خود اهل استفاده ی مستقیم از اینترنت نیستند به خاطر احترام به مردم می توانند فردی را مسئول پاسخگوئی و پیگیری نظرات مردم نمایند تا اینترنت از وسایل لوکس اداری بیرون بیاید و وسیله ی کار شود. ضمناً من هم می توانم مخاطبان وب نوشت را به آن سایتها ارجاع دهم. گرچه اینها که شما اینجا می نویسید و خیلی هایش را هم نمی توانم منتشر کنم را اگر در آنجا بنویسید، قبل از پرینت، دیلیت می شود تا برای مسئول مربوطه پرینت دردسرساز نباشد. و این مشکل مسئولان و کارمندان ما در تاریخ ایران بوده است و خواهد بود. در هر حال باید تلاش کنیم که ارتباط با مدیریت کشور از طریق اینترنت و از راه ایمیل و کامنت بیشتر شود.

 

۱۳ خرداد ۱۳۸۵
سالگرد ارتحال امام

 

بعد از گذشت ۲۸ سال از پیروزی انقلاب، شاید نسل کنونی نتوانند بفهمند چرا نسل ما به امام خمینی علاقه مند شد و با وی تا سقوط کامل رژیم پهلوی همراهی کرد. من اصلی ترین دلیل آن را در این نکات می دانم:

۱. مردم ایران تحقیر شده بودند. رفتار متکبرانه ی سران رژیم گذشته، تأثیر خارجی ها در تصمیم گیری های کلان کشور و حضور گسترده ی آنان در کشور از عوامل تحقیر ملی بود. مردم امام را مظهر عزت خود یافتند.

۲. در اداره ی کشور، کمترین نقش بر عهده ی مردم بود. شعارها و سخنان امام در مقابل، همه بر نقش مردم تکیه داشت؛ مرتب از انتخابات آزاد و توجه به آراء مستقیم مردم سخن می گفتند؛ حتی در اوج مبارزات، پیشنهاد حرکت مسلحانه ی گروه ها را رد کردند و راه حل گل در برابر گلوله را پیشنهاد دادند. اصرار امام به تدوین سریع قانون اساسی که در آن اختیارات خودش را هم محدود می کرد، از زیباترین جلوه های توجه نهادینه به مردم بود.

۳. برداشت های غلط از دین یکی از عوامل عقب ماندگی مردم ایران در طول تاریخ بود. مردم ایران، امام را در دریدن پرده های ارتجاع و واپسگرائی شجاع دیدند. این مهم از مرجع تقلید مسلمی که همه او را یا اعلم می دانستند و یا تقریباً در ردیف کسی که او را اعلم می شناختند بسیار پراثرتر بود.

۴. صداقت همراه با شجاعت امام باعث شد تا مردم نسل ما شیفته ی او و افکارش شوند و به ایشان اعتماد نمایند. این اعتماد مردم سرمایه ی اصلی حرکت امام بود.

اکنون در سالگشت رحلت امام می توان فهمید چرا مردم ایران مثل روزی که امام را استقبال کردند، بدرقه نمودند. 

 

۱۲ خرداد ۱۳۸۵
پرتقال فروش نامه خانم رایس

 

 

خبر نامه خانم رایس واعلام آمادگی آمریکا برای مذاکره با ایران همراه با پیش شرط تعلیق غنی سازی اورانیوم واعلام آمادگی رسمی ایران برای گفتگو ورد پیش شرط آمریکا در رسانه های دنیا بازتاب وسیعی داشت. در حالیکه به اعتقاد من همه چیز طبیعی بود واتفاق جدیدی نبود. آمریکا که همیشه تعلیق غنی سازی را میخواست و هیچوقت هم نگفته بود حاضر به گفتگونیست.  خواجه حافظ شیرازی هم از حرفها وگفتگو های سیاستمداران ایران و نامه رئیس جمهورش میتوانست حدس بزند که ایرانی ها علاقمند به مذاکره مستقیم با آمریکا هستند. همچنانکه خواجه حافظ آمریکائی ها هم میدانست در شرایط فعلی و با توجه به ساختار سیاسی ایران کسی بر علیه مذاکره با آمریکا شعار نخواهد داد ومقاله نخواهد نوشت ، بلکه از آن به عنوان عزت وقدرت یاد خواهند کرد. رد وبدل شدن پیام بین ایران و آمریکا توسط سفارت سویس  هم که پر سابقه بود. گفتگوی چند جانبه با حضور ایران و آمریکا در مورد افغانستان در ژنو هم که قبلا  اعلام شده بود و این نوع گفتگو هم چیز جدیدی نبود. پرتقال فروش ماجرا همراه شدن روسیه وچین با آمریکا بود که دیشب صورت پذیرفت. فرصت جدید، موقعیتی است که لابد  سیاستمداران و دست اندرکاران پرونده هسته ای کشورمان اهمیت آن را برای دور کردن ایران از خطرات تحریم و عقوبتهای شورای امنیت درک میکنند. خدا کند.

8   4       ۱    ۲   ۳    ۴       3  7
© Copyright 2003-2020, Webneveshteha.com. All rights reserved.