۳۱ خرداد ۱۳۸۳
گزينش

 

گزينش در ابتداي انقلاب امري قابل توجيه بود. انقلابي شده بود و کارمندان طاغوتي آن روز پس از انقلاب مي بايست تغيير نمايند. ولي بعد از تغيير نسل اوليه انقلاب، گزينش همچنان باقي مانده است. براي يافتن توجيه آن خيلي جستجو کردم اما جوابي نيافتم. شايد تنها جواب مورد قبول براي آن، توجه به تخصص افراد باشد. البته براي شغلي که به اطلاعات علمي در يک رشته خاص نياز هست بايد کسي به کار گمارده شود که به آن رشته از نظر تخصص علمي آشنا باشد. ولي گزينش تنها کاري که نمي کند همين است. چندي پيش همين حرفها را با مسئول گزينش مي زدم. خاطرات شيريني در اين باب وجود دارد، طبيعي هم هست. وقتي سئوال خارج از حيطه تخصص افراد باشد نبايد هم بلد باشند. يکي از گزينش گران مي گفت از کسي که قصد داشت براي کار فني استخدام شود پرسيده بود کتاب عدل الهي را چه کسي نوشته است، جواب داده بود شهيد مطهري، تخت طاووس سابق!

اگر او هم از گزينش کننده يک سئوال تخصصي حوزه فني خودش را مي پرسيد همين جوري ها جواب مي شنيد.

خدا وکيلي استعدادها پشت گزينش ماندند و استعدادهايشان بجاي آنکه در اختيار کشور قرار گيرد، در اختيار ديگران قرار گرفت و خيلي ها هم راه مقبوليت در گزينش را يافتند و جاي اهل فکر و انديشه را گرفتند.

۳۰ خرداد ۱۳۸۳
لايحه حريم خصوصي

 

لايحه حريم خصوصي را مدتهاست که همکاران ما در معاونت حقوقي آماده کرده اند و به دولت ارائه نموده اند. در اين لايحه بيشترين مسأله قابل توجه اين است که انسانها، داراي حريمي هستند که مربوط به خودشان مي شود. شايد از يک ديدگاه اينکه رعايت حريم خصوصي  به قانون احتياج داشته باشد کمي عجيب به نظر مي رسد. چون طبيعي است که اساساً خصوصيت انسانهاست که براي خود حريم خصوصي داشته باشند، اما واقعيت اين است که حريم خصوصي همواره مورد تجاوز قرار گرفته است و يکي از دلايل آن نبود قانون بوده است. گرچه علاقمند بوديم اين لايحه در مجلس ششم مطرح شود، اما نگران رد شدن آن در مراحل بعدي بوديم.

اکنون دولت آن را به صورت لايحه آماده ارائه به مجلس مي کند. اگر مجلس هفتم آن را تصويب نمايد و شوراي نگهبان بپذيرد و در مقام عمل هم رعايت شود، حقوق اوليه انسانيِ انسانها رعايت خواهد شد.

بدترين اهانت اين است که کسي احساس کند حريم خصوصي اش مورد تجاوز قرار گرفته است.

۲۹ خرداد ۱۳۸۳
پيرمرد و ديدزني به کوچه

 

چندي پيش رفته بودم منزل يکي از خويشانم در جنوب تهران. از کوچه خلوت و متوسطي عبور مي کردم، ديدم پيرمردِ باحالي صندلي اي گذاشته کنار درب منزلش و با ديدن خيابان و کوچه صفا مي کند. ماشينم را پارک کردم. رفتم و سلام و عليکي کردم. مي گفت که چند سالي است که فرزندانش عروس و داماد شده اند و خودش مانده و زنش و هرروز 3-4 ساعتي با خيابان حال مي کند، و از ديدن مردم خيلي لذت مي برد.

 

 

دعوت کرد، رفتيم داخل منزل. خانه اش يک موزه بود. با ذوق فراواني اشياء قديمي را به در و ديوار آويزان کرده بود. با لهجه غليظ تهروني حرف مي زدند، خيلي با زنش مهربان بود.

 

 

با هم که بيشتر گپ زديم، معلوم شد که انگشترساز است و علاقه ويژه اي به انگشتر و نگين دارد. کلي هم نگين مختلف داخل خانه داشت. حالا ديگر فرزندش کار مي کرد. اسمش را روي کاغذي نوشته بودم. گمش کردم متأسفانه.

 

 

از فرزندش پرسيدم، گفت امروز روز شرف شمس است و او در مغازه مشغول است. خواستم راجع به روز شرف شمس توضيح بيشتري بدهد. مي گفت در آن روز  ويژه بايد از ظهر تا شب روي نگين ذکر مخصوصي بنويسند، فقط در همان روز. من شخصاً دلايل و سوابق اين کار را نمي دانم ولي حاجي نقل مي کرد که اين مسأله طرفداران زيادي دارد و مشتريان فراوان.

منزل کوچک ولي خوش دکور و روحيه گرم و پر صميميت اين پيرمرد و پيرزن خيلي زيبا بود. شايد به همين دليل همين ذوق و سليقه بود که پيرمرد عصرها بجاي نشستن در منزل و غصه خوردن، کنار کوچه مي نشيند و به ديدزني خيابان مشغول است!

چندتايي هم براي وب نوشت عکس گرفتم.  باور نمي کرد همان لحظه عکسش روي مونيتور موبايل ديده شود. قول دادم برايش پرينت بگيرم و بفرستم. خيلي به اين زندگي پرصفا افسوس خوردم.

 

۲۸ خرداد ۱۳۸۳
دکتر شريعتي، نياز هميشگي

 

در اوائل نوجواني با نام دکتر شريعتي آشنا شدم. دشمنان آن روزش که تقريباً بخشِ اعظم روحانيت بودند او را به ما شناساندند. جوانان پرشورِ عدالت خواه ديني ايرانِ آن روز که نمي خواستند به تنها مکتب مطرح، کمونيزم يکي تاز، دل ببندند، شور عدالت خواهي و آرمانگرايي ديني خود را در مکتب شريعتي يافتند. او حماسه انقلابي گري را از لابلاي تاريخ اسلام بيرون مي آورد و به جامعه جوان عرضه مي کرد.

مثل همه انقلابيون از دو سو مورد تهاجم قرار گرفت، از يکسو بي دينان ايراني، اعم از کمونيست و روشنفکر ضد دين او را به باد انتقاد گرفتند و از سوي ديگر با صدايي بلندتر ارتجاع متحجر ديني و متوليان سنتي دين به او حمله آغاز کردند و سخت هم از همه ابزارهاي تحريک احساسات بهره بردند. چه روضه ها خواندند و چه منبرها رفتند و چه کتابها عليه او قلمي کردند.

دکتر شريعتي اينقدر به راه برتر خود اعتقاد داشت که نگذاشت در اين ميانه دو لبه تيز قيچي بي دينان و متحجران نابود شود و در تاريخ ايران به عنوان فکر ماندگار، هميشه جاويد است و خواهد ماند.

******

چهلم دکتر شريعتي را در مسجد ملا هاشم مشهد برگزار کردند. به خوبي به ياد دارم همراه شهيد هاشمي نژاد به مراسم رفتم. آخر مجلس بود. آقاي هاشمي نژاد برگشت. من به داخل مسجد رفتم. آقاي خامنه اي آن روز و مقام معظم رهبري امروز در مسجد بودند، کنار استاد محمد تقي شريعتي. صداي لرزان پدر که در مرگ فرزندش صحبت مي کرد هنوز در گوشم طنين انداز است.

******

چند سال پيش يکبار تحقيق تاريخي!!! کردند و کتاب نوشتند که شريعتي عامل ساواک بوده است. در همان سالها در يک سخنراني در دانشگاه تهران گفتم با اين ادعاهاي واهي سعي نکنيد ساواک را براي نسل بعد از انقلاب تبرئه کنيد. شريعتي آنقدر بزرگ بود که اگر با جايي همکاري مي کرد آنها تبرئه مي شدند. جنايات ساواک را با اين تحقيقات!! کم رنگ نکنيد.

*******

شريعتي همچنان نياز امروز ماست. اگرچه دوران انقلابي گري تقريباً سپري شده است ولي نگاه مترقي به دين، امروز بيش از هرزمان ديگر نياز ما و دنياي ماست. چيزي که متحجران هنوز هم از آن سخت واهمه دارند. شريعتي سمبل اسلام مترقي بود. ياد و نامش پاينده باد.

۲۷ خرداد ۱۳۸۳
فرزندان محمد خاني

 

يکي از جنجالي ترين محاکمه هاي سالهاي اخير، موضوع قتل همسر آقاي محمد خاني و اظهارات متفاوت خانم شهلا جاهد است. به اندازه کافي در اين مورد در رسانه ها مطلب آمده است. اما نگاه من از بعدي ديگر به اين دادگاه است و آن حضور فرزندان آقاي محمد خاني در دادگاه وشنيدن جزييات قتل مادرشان است. اين کار از نظر عاطفي تأثير وحشتناکي بر کودکان دارد. چند نفري فاجعه اي آفريده اند، بي گناه ترين ها، فرزندان محمد خاني هستند. حقوق فرزندان حوادث جنائي از مهمترين نکته هايي است که بايد در دادگاهها و دستگاههاي قضايي مورد توجه قرار گيرد. اين يک اصل انساني است. در بسياري از نقاط دنيا، کودکان را حتي از ورود به مراکز درماني که مظاهر خشن  جراحي در آن وجود دارد، منع مي کنند. حتي فيلمهايي که صحنه هاي خشن دارد، قبلاً توجه و تذکر داده مي شود که کودکان آن را نبينند. اميدوارم اين نکات عاطفي مورد توجه دست اندرکاران قضايي و امنيتي و انتظامي قرار گيرد.

همه چيز قابل تأمل و بازسازي است، غير از عواطف.

۲۶ خرداد ۱۳۸۳
از همه جا!

 

اين شبها ديدن فوتبال اروپا، از وبلاگ نويسي و وبلاگ خواني جذابيت بيشتري دارد ولي در عين حال به هر سايت و وبلاگي سرزده ام کارشان را ادامه مي دهند. فوتبال و اينترنت هردو اعتياد آورند و خدا کند تا باشد از اين نوع اعتياد ها باشد.

*****

اولين روزهايي که orkut راه اندازي شده بود، برادري دعوتمان کرد و عضو شديم. خيلي ها خواستند که در جمع دوستان باشند. من هم اخلاقاً مجبور بودم همه آنها را add کنم و کردم، بي استثنا و بي آنکه بعضي هاشان را بشناسم.

ولي اين ازدحام باعث شد که orkut پروفايل مرا غيرفعال کند. بعضي ها هم راپورت داده اند که اين من نيستم و کسي قلابي به اسم من عضو شده !!

******

مسأله تعطيلي جديد بعضي از سايتها نگران کننده است. دو سه روزي است که در مذاکره با وزير فناوري اطلاعات و ارتباطات و ساير دست اندرکاران دنبال اين هستيم که بفهميم چرا؟ وزير ارتباطات مي گويد من مقصر نيستم. کي بودکي بودِ بدي راه افتاده است. خدا کند که بشود جلوي اين موج جديد فيلترينگ سد شود. آقاي جواد لاريجاني هم از قوه قضاييه زنگ زده بود، که او هم در آن قوه دارد تلاش مي کند که فيلترينگ قانونمند شود.

******

از سئوالاتي که براي مهمانان سايت فرستاديد و استقبالي که کرديد ممنونم. به زودي مهمانهاي جديدي هم به سايت وبنوشت خواهند آمد.

۲۵ خرداد ۱۳۸۳
خدارا به مقدسات مردم رحم کنيد

انتظار منجي براي پايان دنيا يک مسأله عقيدتي است که همه اديان الهي به آن اعتقاد دارند. شيعيان هم منتظر ظهور حضرت مهدي(ع) هستند. اين يکي از امور مقدس و خدشه ناپذير است. متأسفانه اخيراً به شکل دردناکي با اين اعتقاد مقدس بازي مي شود. در جمعه پيشين در نماز جمعه هاي بسياري از شهرها، افرادي برخاسته اند که سيدي در عراق آمده که سيد يماني است و امام زمان دارد ظهور مي کند، به ياري بشتابيد.

از آن تعجب برانگيزتر آنکه آيت الله مشکيني در نماز جمعه قم که در رسانه ها نيز بازتاب داشت فرموده بودند که شب قدري بود که ليست نمايندگان مجلس هفتم به خدمت حضرت مهدي ارائه شده و تأييد فرموده اند.

اين رفتارها چه تأثيري جز آسيب رساندن به باور مردم به حضرت مهدي(ع) دارد. ما صدها راه داريم که نمايندگان مجلس هفتم را حمايت کنيم. همچنانکه هزارها راه براي خراب کردن و حمله کردن به نمایندگان مجلس ششم وجود داشت. چرا با مقدسات مردم بازي مي کنيم؟

 

*****

از شخصيتهاي داخلي آقاي مهرعليزاده، معاون رئيس جمهور و رئيس سازمان تربيت بدني مهمان سايت من خواهند بود، اگر از ايشان سوالي داريد لطفاً تا آخر هفته به ايميل webnevesht@hotmail.com بفرستيد تا بعد از جمع بندي براي ايشان بفرستم.

 

۲۴ خرداد ۱۳۸۳
گفتگوي تمدنها در قرقيزستان

 

خيلي دردناکه، هرچندوقت يکبار سميناري در جهان براي گفتگوي تمدنها برگزار مي شود و همه در ابتدا از معمار اين نظريه، آقاي خاتمي ياد مي کنند و بعد کلي شخصيتهاي جهاني درباره اين نظريه حرف مي زنند و راه حل هاي مشکلات مختلف جهان را از اين نظريه جستجو مي کنند. اما در ايران خودمان، عملاً اسم آن قاچاق است. يک عده اي آن را سازش در مقابل امپرياليسم مي دانند، يک عده اي ديگر هم آن را کار رژيم مي دانند که اين سر و ته يک کرباسها مي خواهند با اين بازي ها آبروي رژيم را برگردانند.

حالا چه در ايران مطرح شود و چه نشود ايران در دنيا با طرح اين نظريه آبروي ويژه اي پيدا کرده است.

پنجشنبه گذشته، آخرين سمينار بين المللي گفتگوي تمدنها تحت عنوان گفتگوي اروپا آسيايي تمدنها در قرقيزستان برگزار شد، با رياست عسگر آقايف، رئيس جمهور و همکاري يونسکو و حضور مديرکل  يونسکو، آقاي ماتسورا. آقاي رحمانف رئيس جمهور تاجيکستان و دو نفر از معاونان مدير کل سازمان ملل و وزراي فرهنگ و يا خارجه 15 کشور جهان.

 از رئيس جمهور قرقيزستان و تاجيکستان و مدير کل يونسکو و ساير اعضاء، همه از آقاي خاتمي براي طرح اين ايده تقدير کردند. من هم به عنوان نماينده جمهوري اسلامي ايران در اين جلسه بودم. چهارشنبه با يک پرواز 9 نفره با 2 بار بنزين گيري در مشهد و بيشکک به شهر قشنگ ايسيکول رسيديم و در جلسه روز اول، بعد از سخنراني کوتاهي که کردم، از جلسه خواستم که به پيام تصويري ضبط شده آقاي خاتمي و به اين سمينار توجه کنند. پيام از ويدئو پخش شد و همه مثل آنکه آقاي خاتمي باشد، گوش دادند و دست زدند.

من بي توجه به آنکه رفيق آقاي خاتمي باشم، از اينکه رئيس جمهور کشورم با طرح يک نظريه اينقدر کشورم را در جهان مطرح کرده است لذت بردم. ايکاش بشود روزي، روزگاري سميناري درباره نظريه شخصي بنام محمد خاتمي در ايران هم برگزار شود و مهمتر آنکه گفتگو، در ايران جاي حرفهاي يک طرفه و اعمال خشونت آميز يک طرفه را بگيرد.

حالا يک جمله وبلاگي: در ابتداي جلسه علني که همه دور ميز بودند خانمي با يک چيزي شبيه عمامه آمد و يک مقداري سبزي همراهش بود، احتمالاً رسم بود من از آقاي رحمانف رئيس جمهور تاجيکستان که تنها کسي بود که فارسي حرف مي زد به شوخي پرسيدم اين خانم آخوند است؟ خيلي خنديد و گفت نه آخوندهاي ما در قفا نشسته اند. منظورش اين رهبران روحاني قرقيزستان بود که در رديف آخر نشسته بودند.

 

۲۳ خرداد ۱۳۸۳
فستيوال وبلاگ نويسان

 

مي خواستم در مراسم اختتاميه فستيوال وبلاگ نويسان  روز پنجشنبه شرکت کنم که بعداً معلوم شد بايد در اجلاس گفتگوي تمدنها به نمايندگي از آقاي رئيس جمهور در قرقيزستان باشم. با برگزارکنندگان تماس گرفتم، سخنراني مرا در مراسم افتتاحيه گذاشتند. ديدن اين نوع همکاران وبلاگ نويس البته از ديدن ساير همکارانم دلنشين تر بود. به دعوت کنندگان گفتم اينجا ديگر به عنوان شخصيت حقوقي حاضرم سخنراني کنم والّا خيلي از اين بچه هايي که اينجا نشسته اند از من هم بهتر و هم صريحتر و هم پرکارتر وبلاگ مي نويسند.

اين ابتکار به عقيده من بسيار خوب بود. از اولين ديدارم در کمتر از دوسال پيش با بچه هاي پرشين بلاگ ياد کردم که حاضر نبودند مسئوليت اين کار را بپذيرند و بعد چگونه و با چه سرعتي در يک حرکت مدني خود را بر حاکميت تحميل کردند.

پيشنهاد اتاق فکر و سوژه را هم دادم. اينکه خود بچه ها، و يا هرکس که اهل فکر و انديشه است اگر سوژه هايي که خودش نمي تواند و يا نمي خواهد و يا فرصت ندارد بنويسد را در پرشين بلاگ بنويسد تا ديگران امکان بسط آن انديشه ها را داشته باشند، کار مناسبي مي دانم.

از بچه ها اجازه گرفتم که يک عکس رسمي از آنها بگيرم که يک کاپوچينو خور کاملاً لوس اجازه نداد. گفتم خوب از اين طرف مي گيرم. ماشاءالله همه هم دوربين ديجيتالي داشتند و مي خواستند توصيه حسين درخشان را عملي کنند و ثبت وقايع اتفاقيه مي کردند. لابد خيلي ها هم نوشته اند و مي نويسند.

مهم اين جلسه نبود، مهم اين بود که امروز وبلاگ نويسان کشور توانسته اند خود را بشناسانند و واقعيت خود را به گوش آنها که نمي خواستند باور کنند برسانند.

 اتفاقاً  بعد از جلسه آمدم به دفتر رئيس جمهور که به همراه ايشان به ديدن آيت الله آيت اللهي امام جمعه محترم و مورد قبول لار که در بيمارستان بستري بود برويم. در مسير رفت و برگشت در اتومبيل توضيح مفصلي از جشنواره و کار وبلاگ نويسها به ايشان دادم. خيلي نقد و تازه. وقتي به منزل آقاي خاتمي رسيديم، و من پياده شدم ديدم آقاي خاتمي که هنوز پياده نشده بود، صدايم مي زند. آمدم ديدم که مي گويد موبايلت را در ماشين جا گذاشتي و برش دار که ابزار دست توست. بعد پرسيد در بيمارستان عکس گرفتي؟ گفتم اتفاقاً چرا، و نشانش دادم. پرسيد آخه چي جوري مي گيري که کسي نمي بيند؟ و ادامه داد امشب مي گذاري روي سايتت، ما هم کلاس گذاشتيم که نه بايد برود در نوبت!

در هر حال به همه وبلاگ نويسان ايراني به مناسبت اين فستيوال تبريک  مي گويم. و توفيق برايشان از خداوند آرزو دارم.

۲۲ خرداد ۱۳۸۳
روز 11 سپتامبر و مأموريت ويژه

بهترين چيزی که دوست عزیزم، کيومرث صابری دوست داشت، لبخندی بر روی لب مردم ايران بود، طنز امروز را به ياد او روزنوشت امروزم مي کنم.

 

آقاي عمران صلاحي يکي از طنز پردازان خوب و آرام کشورمان است. کتابهاي طنزش شيوه مخصوصي دارد که منحصر به فرد است. نوروز امسال آخرين کتابش با عنوان عمليات عمراني را با اين جمله: تقديم به جناب آقاي سيد محمد علي ابطحي دامت برکاته و حرکاته براي من فرستاد. انصافاً خواندن آن نوروز را برايم شيرين تر کرد. شما هم بخوانيد. به پاس قدرداني از ايشان يک قطعه از کتاب را براي مطالعه و عبرت گيري! نقل مي کنم:

 

«پريروز روي اينترنت خبري خواندم: به دنبال حادثه 11 سپتامبر به درخواست زني اولين حکم طلاق صادر شد. ماجرا از اين قرار است: آقاي تقريباً محترمي محل کارش در برج تجارت جهاني بوده، اما به بهانه کار مي رفته به خانه طرف مربوطه. روز حادثه هم در خانه طرف مربوطه بوده. در خانه ياد شده، هم تلويزيون خاموش بوده و هم موبايل. وقتي موبايل دوباره روشن مي شود، زن آقاي تقريباً محترم سراسيمه زنگ مي زند و مي پرسد: عزيزم تو خوبي؟ سالمي؟ زير آوار نمانده اي؟

آقاي تقريباً محترم جواب مي دهد: چه حرفهايي مي زني، معلوم است که حالم خوب است. حالا هم نشسته ام پشت ميز کارم و دارم کارم را انجام مي دهم.

بقيه داستان را خودتان سپيد خواني کنيد.

ما از اين داستان سه نتيجه غير اخلاقي مي گيريم:

1- وقتي به بعضي از اماکن خصوصي مي رويد، تا به سرکارتان برنگشته ايد، موبايل را روشن نکنيد. زيرا دروغ گفتن کار بسيار بدي است.

2- داشتن طرف مربوطه گاهي انسان را از مرگ حتمي نجات مي دهد.

3- آن آقاي تقريباً محترم در يک روز دو سعادت نصيبش شده است، هم در برج نبوده، هم زنش از او طلاق گرفته است.»

8 4        ۱   ۲    ۳    ۴       3  7
© Copyright 2003-2017, Webneveshteha.com. All rights reserved.