۲۱ ارديبهشت ۱۳۸۸
دو مصاحبه و نصفی جالب

 

ایام انتخابات فرصتی است که حرف­های خوبی بشنویم. یکی از مصاحبه­هایی که امروز خواندم، خواندنی بود؛ مصاحبه­ی آیت الله موسوی خوئینی. نسل امروز شاید آقای موسوی خوئینی را نشناسد؛ اما هم نسلان من و یا کسانی که از ابتدای انقلاب خط مترقی دینی را دنبال می­کرده­اند، همیشه موسوی خوئینی را به عنوان سیاست­مدار هوشمند و شجاع و قابل اتکایی می­شناسند. خیلی از بزرگان و صاحب­نظران جبهه­ی اصلاحات را می­شناسم که وقتی با آقای موسوی خوئینی حرف می­زنند و سخن او را می­شنوند، آن را فصل الخطاب سیاسی می­دانند. معمولاً خیلی کم حرف می­زند و مصاحبه می­کند. این روزها مصاحبه خواندنی و شجاعانه­ای کرده است. توصیه می­کنم حتماً آن را اینجا بخوانید.

                            ************

دیروز و امروز مصاحبه دکتر سروش در مورد انتخابات سر و صدای فراوانی کرده است. بیشتر نگاه­ها به مسأله­ی حمایت از آقای کروبی و یا نقد آقای موسوی بود. به عقیده­ی من بهترین قسمتش سخنی است که با تحریمی­ها دارد. مثال تأمل برانگیزی می­زند: "من در ایران با دوستانی روبه­رو بودم که معتقد بودند در انتخابات نباید شرکت کرد. من با دلایل آن­ها حقیقتاً قانع نشدم. می­دانم که چه می­گویند و از چه زاویه­ای به مسایل نگاه می­کنند. زاویه دید آن­ها این است که انتخابات به هر حال بساطی است که حکومت برپا می­کند و بازی کردن در این بساط، نهایتاً سودش به نظام می­رسد. منتها وقتی از آن­ها می­پرسیدم پس باید چه کار کرد، جوابی نداشتند؛ یعنی راه دیگری نمی­ماند، لابد باید انقلاب کرد، کارهای براندازی کرد... در این­جا من به آن­ها قصه چاه کنی را گفتم که چاهی کنده بود و نمی­دانست خاک آن را کجا بریزد. "دخو" به او گفت یک چاه دیگر بکن، این خاک­ها را در آن بریز. بقیه داستان معلوم است. این آدم تا آخر عمرش چاه می­کند. خاک اولی را می­ریخت در دومی، دومی را در سومی... گفتم ما یک انقلاب کردیم، یک عالم خاک از چاه جامعه آوردیم بیرون. حالا مانده­ایم که این خاک­ها را کجا بریزیم. شما می­گویید یک چاه دیگر بکنید؛ ولی باز همان سؤال مطرح می­شود. خاک چاه دوم را کجا بریزیم؟ ما نمی­توانیم عمری را به چاه کنی سپری کنیم. واقعش این است که ما باید وارد همین بازی شویم و این بازی را آن قدر تقویت کنیم که به جایی برسد که نتایج واقعی داشته باشد."

                              ***********

یک گفت­وگوی تصویری یهویی و بی­مقدمه هم یکی از خبرنگاران با من کرده است. تصویرش را روی سایت ایرانیان گذاشته­اند. بامزه شده. مثل این که هر کس بدون آمادگی حرف بزند جالب­تر می­شود. مثل اداراتی که وقتی مدیرشان به مأموریت می­رود کارها بهتر انجام می­شود. این مصاحبه را هم اینجا ببینید؛ گرچه با خط­های ارتباطی داخل ایران لود کردن تصویر کاری است کارستان!

 

۲۰ ارديبهشت ۱۳۸۸
تجربه اولین رییس جمهور یک دوره ای

 

دیشب رسماً موعد ثبت نام کاندیداتوری ریاست جمهوری پایان یافت. چهار چهره­ی سرشناس در بین کاندیداها هستند که انتخابات این دور را کاملاً متفاوت کرده است. محمود احمدی نژاد رییس جمهور فعلی، محسن رضایی فرمانده سپاه و جنگ، میرحسین موسوی نخست وزیر دوران دفاع مقدس و مهدی کروبی رییس دو دوره مجلس شورای اسلامی، رقابت جنگ ستارگان را در این انتخابات رقم زده­اند. این اولین باری است که در پایان چهار ساله­ی اول، رقابت کاملاً جدی با رییس جمهور صورت می­پذیرد. تاکنون در دوران ۳۰ ساله­ی جمهوری اسلامی ریاست جمهوری سرنوشت­های متفاوتی داشته است؛ رییس جمهور خلع شده، رییس جمهور شهید و رییس جمهورهای ۲ دوره­ای و رئیس جمهور انتخاب شده در مرحله دوم. یک تجربه­ی جدید و یک اولین تازه در حوزه­ی ریاست جمهوری تاکنون صورت نگرفته بود؛ رییس جمهور یک دوره­ای. به نظر می­رسد این بار این تجربه در حال اجراست. این انتخابات اولین­هاست. باور کنید این کار دشواری نیست. تجربه­ی نو و تازه­ای در تاریخ ریاست جمهوری است که می­تواند آینده­ی جمهوری و اسلام را در این کشور تضمین کند. مردم ایران در انجام تجربه­های متفاوت سیاسی در طول تاریخ همیشه پیشتاز بوده­اند.

 

۱۹ ارديبهشت ۱۳۸۸
همراهی با آقای کروبی برای ثبت‌نام

 

امروز، روز ثبت‌نام اصلاح‌طلبان بود. صبح امروز من و آقای کرباسچی و خانم جملیه کدیور و آقای عباس عبدی، آقای کروبی را برای ثبت‌نام همراهی کردیم. علت همراهی ما این بود که یکبار دیگر اعلام کنیم دلائل مهم و قابل توجهی برای انتخاب کروبی به عنوان کاندیدای اصلاح‌طلبی در شرایط فعلی داریم. کارگردان هنری فیلم‌های آقای کروبی اصرار داشت که خانم کروبی هم ایشان را همراهی کند. با توجه به اینکه خانم کروبی همیشه شخصیت مستقلی بوده و مستقلاً کارهای اجتماعی‌اش را انجام داده است، همراهی با همسر در موقع ثبت‌نام کار قشنگی نبود. به حرف کارگردان هنری گوش نکرد. من و خانم کدیور با اتومبیل آقای کروبی رفتیم. در بین راه آقای کروبی گزارشهای خوبی از اخبار حمایت‌های شهرستان می‌داد. اشکال خیلی‌ها در انتخابات قبلی به آقای کروبی این بود که دیگران را از میزان رای خودش مطلع نکرده بود و مثل اینبار، همه‌ی سیاسیون مرتب می‌گفتند که آقای کروبی رای ندارد. نتایج انتخابات چیز دیگری را نشان داد. روزنامه‌های امروز را در ماشین آقای کروبی گذاشته بودند. تیترها را نگاه می‌کردیم. روزنامه اعتماد ملی از قول آقای احمدی‌نژاد نوشته بود که من ستاد ندارم. به شوخی به آقای کروبی گفتم شما هم در مصاحبه بگوئید کاش ما هم ستادهامان در دولت و صداوسیما و اینها بود و نمی‌خواست ستاد داشته باشیم. تیتر صحبت‌های فرمانده سپاه پاسداران که بسیجیان را به دو قسمت نظامی و غیرنظامی تقسیم کرده بود، حساسیت آقای کروبی را برانگیخته بود. از صبح معلوم بود که می‌خواهد در این مورد موضع بگیرد. بعد از ثبت‌نام در جائی که برای مصاحبه مطبوعاتی پیش‌بینی کرده بودند، آقای کروبی به این نکته پرداخت و هشدارهای لازم را به سپاه و شورای نگهبان برای عدم دخالت در انتخابات داد. خبرنگار روزنامه جام‌جم حرفهای‌ آقای کروبی را توهین به سپاه تلقی کرده بود و وقتی نوبتش شد به این حرف‌های آقای کروبی اعتراض کرد. ۴ یا ۵ نفر در سالن که در جاهای مختلف نشسته بودندن برای خبرنگار جام‌جم کف زدند. آقای کروبی هم با زیرکی و سریع گفت که کار خوبی می‌کنید که دست می‌زنید ولی معلوم باشد که ۴ یا ۵ نفر هستید. این کف زدن را به اسم همه تمام نکنید. این باز کل سالن برای آقای کروبی دست زدند. مصاحبه‌‌ آقای کروبی را اینجا می‌توانید بخوانید. وقتی که به همراه آقای کروبی بیرون می‌آمدیم، آقای مهندس موسوی می‌خواست برای ثبت‌نام بیاید. جلو وزارت کشور تعدادی از افراد به شکل منظم عکس‌های بزرگ آقای مهندس موسوی و آقای خاتمی را به دست گرفته بودند و آقای موسوی هم برای ثبت‌نام می‌رفت. خدا کند که نتیجه‌اش بتواند شرایط کشور را از وضعیت موجود تغییر دهد.

 

۱۸ ارديبهشت ۱۳۸۸
حضور کاندیداهای متفاوت، راه جلوگیری از توطئه پیروزی یک مرحله‌ای احمدی‌نژاد


با تمهیدی که برای انتخاب آقای احمدی‌نژاد در مرحله اول در دست اجراست، باید همه تلاش کنیم که هر کس را که می‌شناسیم به شرکت در انتخابات دعوت کنیم. از آقایان کروبی و موسوی و حتی محسن رضائی هم باید به صورت جدی بخواهیم که تا آخر بمانند تا این امیدی که به ارسال آقای احمدی‌نژاد با کسب 50 در صد آرا به کاخ ریاست‌جمهوری تبلیغ می‌کنند، را از بین ببرند. به خصوص در شرائط فعلی که تقریبا اکثریت آراء آقایان کروبی و موسوی همپوشانی ندارند و افراد متفاوتی در درون جبهه هواداران تغییر را مخاطب قرار داده‌اند و نتوانسته‌ایم کاندیدائی مثل آقای خاتمی داشته باشیم که صدای تغییر را به درون بدنه جامعه به صورت متمرکز منتقل کند. مرحله دوم انتخابات هرچه برای هواداران آقای احمدی‌نژاد دوران تلخی است، برای اصلاح‌طلبان که هر یک از کاندیداهاشان به دور دوم رسیده باشند، مورد حمایت همه قرار می‌گیرد، دوران راحت و خوبی است. به دلائل فوق گفته، انصراف هریک از کاندیداها به دلیل نبود یک کاریزمای فراگیر و یا شعارهای قطبی، باعث جذب اکثر هوادارانشان به کاندیدای دیگر نخواهد شد و تنها می‌تواند تعداد کسانی را که ممکن است در انتخابات شرکت کنند کم کند و  شرائط را برای انتخاب مجدد آقای احمدی‌نژاد قراهم کند. درست است که با هر محاسبه‌ای و با نگاه به هر قشری و با هر نظر سنجی‌ای آقای احمدی‌نژاد نمی‌تواند بالای 50‌در صد آرا را بیاورد اما یادمان نرود که خانم فاطمه رجبی عنوان معجزه هزاره سوم را در مورد ایشان به کار می‌برند. یک وقت دیدید معجزه‌ها شد و این امر ظاهرا ناممکن، ممکن شد. ما قدرت داریم این معجزه را باطل کنیم. تنها راه‌حلش این است که آن‌قدر زیاد در انتخابات شرکت کنیم که این توطئه مرحله اولی را از بین ببیریم. وظیفه ملی ما است که طرفدار هر کسی که هستیم، دیگران را به شرکت در انتخابات دعوت کنیم. 

 

۱۷ ارديبهشت ۱۳۸۸
جنبش زنان و نیاز طرفداران آقای احمدی نژاد به تحریم

 

دیروز با جمعی از فعالین جنبش زنان که عضو کمپین یک میلیون امضا بودند به همراه جمع دیگری از افراد علاقه­مند به این جنبش ملاقات داشتم. تأکید داشتند که نماینده آنها نیستند و اصلاً این مجموعه رییس ندارند. از ۱۳ نفری که آمده بودند ۱۰ نفرشان خانم نبودند و آقایانی بودند که باور داشتند باید برای حقوق زنان تلاش کرد؛ این هم نکته مثبت و جالب توجهی بود. تلاش­هایی که در کشور برای حقوق زنان در این سال­ها صورت می­گیرد انصافاً قابل تقدیر است. رنج­ها و نامهربانی­های زیادی هم مجموعه مدافعان حقوق زنان تحمل کرده­اند و پایداری قابل تقدیری داشته­اند. بیشتر به خاطر اینکه مشاور آقای کروبی هستم، تقاضای دیدار داشتند و طبعاً بحث انتخابات محور گفت­وگوها بود. حرف­ها و نظرات قابل توجهی داشتند. از شنیدن نقطه نظراتشان خیلی استفاده کردم. منطقی و جدی بحث می­کردند. از دستگیری اخیر فعالان زنان در روز کارگر خیلی رنجیده خاطر و عصبانی بودند. این­ها صحبت از تحریم نکردند ولی قبلاً شنیده بودم که گروه­هایی به دلیل همین رنجیدگی خاطر زمزمه تحریم انتخابات را دارند. شاید به دلایل احساسی طبیعی باشد که به چنین نتیجه­ای برسند. همین موضوع به محور اصلی بحث تبدیل شد. توضیح دادم که طرفداران آقای احمدی­نژاد خیلی دوست دارند که در انتخابات تحریم­هایی صورت گیرد و جمعیت کمتری در انتخابات شرکت کنند تا با همان رأی سنتی دوباره آقای احمدی­نژاد انتخاب شود. چون آنها می­دانند رأی افرادی مثل فعالان جنبش زنان و یا هر گروهی که در فکر تحریم باشند، قطعاً به سبد رأی آنها نخواهد رفت و چه بهتر که شرکت نکنند. در دوره قبل هم بهترین کادوی انتخاباتی را آقای احمدی­نژاد از کسانی دریافت کرد که با رأی ندادن باعث شدند تا ایشان با رأی اندک به ریاست جمهوری برسد. توضیح دادم با این تحلیل، این دستگیری­ها و اساساً رفتارهایی که می­تواند مخاطبان جریان اصلاحات را عصبی و وازده کند می­تواند جزیی از پروژه­ای باشد که آنها را از شرکت در انتخابات منصرف کند. تحریم و رأی ندادن می­تواند پاسخ به همان نیازی باشد که بحران آفرینان می­خواهند. ما در این کشور زندگی می­کنیم و سرنوشت چهار سال آینده ما تا حدود زیادی در گرو فردی است که انتخاب می­شود. این را هم گفتم که تحقق بسیاری از خواست­های آنان در حدود اختیارات رئیس جمهور نیست ولی فضایی که با انتخاب یک کاندیدای اصلاح طلب به وجود خواهد آمد تنها راهی است که می­تواند فعالان جنبش مدنی را به اهدافشان برساند. اهمیت جریانات مدنی مثل جنبش دانشجویان و یا زنان هم در این است که غیر دولتی باقی بماند. فقط خواست طبیعی از دولت­ها این است که راه را برای حرکت­های قانونی مردمی باز نگهدارد تا آنان بتوانند فعالیت کنند؛ چیزی که در این سال­ها نبوده است. مهم­ترین نتیجه تحریم و انتخاب رئیس جمهوری که باور به رفتار مدنی ندارد این است که فعالان این جامعه از حقوق طبیعی حود منع می­شوند. ما در این روزها برای آینده ایران به جنبش همه جانبه­ای نیاز داریم که همه را به شرکت در انتخابات دعوت کنند تا با تغییر هدفمند کرامت انسانی و جایگاه واقعی مردم ایران احیا شود. اعلام می­کردند که آنها خشونت طلب نیستند و همیشه دنبال تلاش مسالمت آمیز بوده­اند ولی با آنها برخوردهای خشن شده است. خیلی هم نگران سرنوشت دستگیر شده­های اخیر بودند که البته در این رابطه من بی­تقصیر بودم و فقط مجبور بودم درد دل­هاشان را بشنوم.

 

۱۶ ارديبهشت ۱۳۸۸
سران خلیج فارس، نگران رابطه ایران و آمریکا

 

دیروز رهبران کشورهای خلیج فارس جلسه فوق العاده­ای داشتند که اصلی­ترین فراز اعلام شده­اش نگرانی این کشورها از رابطه­ی ایران با آمریکا بود. این سیاست همیشگی کشورهای خلیج فارس بوده که همیشه تلاش داشته­اند تا ایران و آمریکا رابطه نداشته باشند تا آن­ها بتوانند در سایه­ی این تنش، با آمریکا ارتباط جدی­تر برقرار کنند و با ترساندن آمریکا از رابطه با ایران از منافع سیاسی و اقتصادی آن بهره ببرند. اصلی­ترین چاش بعد از انتخابات ریاست جمهوری، به عقیده همه تحلیل­گران مسأله رابطه ایران و آمریکای اوباماست که هم می­تواند فرصت بسیار خوبی باشد و هم می­تواند تهدید بسیار جدی باشد. کشورهای خلیج فارس این بار بی­رودربایستی اعلام نگرانی از خوب شدن روابط ایران و آمریکا کرده­اند.

سیاست خارجی و به خصوص مسأله رابطه با آمریکا، مهم­ترین اتفاقی است که پیش روی رییس جمهور آینده قرار دارد. خارجی­ها در انتخابات ایران تأثیری ندارند ولی گرایش رییس جمهور آینده در سیاست خارجی خیلی در سرنوشت آینده­ی کشور ایران تأثیر دارد. جلسه دیروز رهبران خلیج فارس در این رابطه خیلی پرمعنا بود.

 

۱۵ ارديبهشت ۱۳۸۸
آمار با مزه سایت فدویان آقای رئیس جمهور و سفره تبلیغاتی صدا وسیما


یکی از سایتهای فدوی آقای احمدی‌نژاد با کلی زحمت و کمک از ستاد ریاست‌جمهوری و وقت و برنامه‌ریزی، به مطلب همین‌جوری من که نوشته بودم آقای خاتمی آخرین روزهای سال ۷۹ توصیه کرده بود که  نزدیکیهای انتخابات مرحله ی دوم بودهُ برنامه‌های خبری برای ایشان کمتر گذاشته شود پاسخ بامزه‌ای داده است. پاسخی که بهترین سند برای اثبات نوشته ی من است. ادعا کرده که بیشترین آمار سخنرانی‌های اقای خاتمی مربوط به سالهای ۷۹ و ۸۳ بوده است. بر فرض اینکه این آمار درست باشد، سال ۸۳ که آقای خاتمی دیگر امکان کاندیداتوری نداشته که بخواهد عدم استفاده از صدا وسیما را به خاطر اخلاق بکند. سال ۷۹ هم که البته سال پایانی نبوده. توصیه ایشان برای چند ماه قبل از انتخابات در سال ۸۰ بوده است که در آمار بامزه‌ی این سایت هم به خوبی نشان می‌دهد که هم کمترین سخنرانی را در آن سال آقای خاتمی داشته و هم تنها در مراسم مهم و غیرقابل اجتناب که رئیس‌جمهور لازم بوده شرکت کرده است. هیچ سندی برای واقعی بودن خاطره‌های همین‌جوری من بهتر از این یادداشت سایت هواداران آقای احمدی‌نژاد نمی‌توان پیدا کرد. سایت فدوی آقای رئیس‌جمهوری می‌خواسته با این نوشته توجیهی برای این امر غیر اخلاقی آقای احمدی نژاد پیدا کند که مورد اعتراض همه‌ی جناحهاقرار گرفته وآن اینکه: چرا در روزهای پایانی دوره اول ریاست جمهوری، بخش تبلیغات ستاد آقای احمدی‌نژاد در صدا و سیما مستقر است و حتی اگر استانی آماده سفر آقای رئیس‌جمهور نباشد به کرج سفرمی کنند و اگر کشوری آماده دیدار نباشد به سوریه سفری می روند تا اخبار آن هر روز منتشر شود. این فدویان یادشان رفته که اولا صدا و سیما در دوران آقای خاتمی ستاد مبارزه با اصلاحات و آقای خاتمی بود و ثانیا آقای خاتمی دارای چنان موقعیتی در جامعه بود که با آنکه  برای کاندیداتوری دیر تصمیم گرفت در دور دوم بیشتر از رای تاریخی دور اول رای آورد. با همه این حرف ها آقای احمدی‌نژادواطرافیان وفدویان را می‌شود درک کرد. وقتی در دوره اول برای اولین بار٬ ایشان در انتخابات دو مرحله‌ای به ریاست‌جمهوری رسیدند طبعا وضعیت ایشان در دومین دوره بسیار شکننده تراست و تقریبا هیچکس و هیچ نظرسنجی پیش‌بینی پیروزی ایشان را حد اقل برای دور اول را ندارد. و به نظر می‌رسد اگر با این امکانات وسیع دولتی وارد کارزار انتخابات نشوند حتما شکست قطعی در مرحله‌ی اول خواهند خورد. در این شرایط استفاده از صدا و سیما و سفر پشت سفر و خبرسازی‌های انتخاباتی حداقل کاری است که اگر خلاف اخلاق و مروت اولیه نبود برای آقای احمدی‌نژاد مجاز بود. سایت فدویان آقای احمدی‌نژاد هم صادقانه از همین موضع بنویسد بهتر از این است که این آمار  را ارائه کنند.اینجا حتما مطلب هواداران آقای احمدی نزاد را بخوانید

۱۴ ارديبهشت ۱۳۸۸
توطئه نظرسازی بالای ۵۰درصدی و دستپاچگی ستاد آقای رئیس‌جمهور

  

من اصلا طرفدار تئوری توطئه نیستم ولی گاهی توطئه آنقدر شفاف است که دیگر تئوری نیست، واقعیت است. امروز برای اولین‌بار طرفداران آقای احمدی‌نژاد نظرسنجی‌ای را منتشر کرده‌اند که ایشان بالای۵۰ درصد آراء را دارند. مدتی است در بین اهل سیاست معروف است که ستاد آقای احمدی‌نژاد به این نتیجه رسیده‌اند که اگر انتخابات به مرحله دوم برسد، حتماً اصلاح‌طلبان آقای احمدی‌نژاد را شکست خواهند داد به این دلیل از هم‌اکنون با زمینه‌سازی نظرسنجی‌های جعلی می‌خواهند دور اول را برای آقای احمدی‌نژاد قابل دسترسی بدانند. این درحالیست که حتی هواداران آقای احمدی‌نژاد هم بهترین شکل انتخابات را برای ایشان، ورود به مرحله دوم می‌دانند. این توطئه نظرسنجی را اگر بگذاریم کنار دستپاچگی تبلیغات رسانه‌ای آقای احمدی‌نژاد کاملا می‌تواند معنادار باشد. رئیس‌جمهور این روزهای نزدیک به انتخابات مثل سایر کاندیداها کمتر در دفترشان می‌نشیند و هر روز برنامه‌ریزی خبری می‌کنند. از ژنو تا فارس و کرج و سوریه و برزیل و جایزه و صحبت‌های انتخاباتی از تلویزیون جزئی از برنامه های ایشان است. در حقیقت بخش تبلیغات انتخاباتی یکی از این چند کاندیدایی که قرار است با هم رقابت کنند در تلویزیون قرار گرفته و بخش تدارکاتی آن در دولت و بخش مالی آن هم در جیب بیت‌المال. اینها همه نشانه‌ی دلشوره‌ی بدی است که می‌فهمند آقای احمدی‌نژاد اگر در دور اول رای نیاورد، در دور دوم اگر با موسوی یا کروبی رقابت کند حتما شکست خواهد خورد. در جلسات مختلفی که این روزها رفت و آمد کرده‌ام، گزارشهایی از وزارت کشور می‌رسد که بخش انتخاباتی وزارت کشور کاملا از اغیار خالی شده و همه نیروهای جدید در آن جایگزین شده‌اند. در این شرایط ویژه توطئه نظرسازی بالای ۵۰ درصدی آقای احمدی‌نژاد و این اتفاقات پیرامونی خبر از توطئه برنامه‌ریزی جدی برای باقی‌ماندن بار دیگر آقای احمدی‌نژاد به هر قیمت بر پست ریاست‌جمهوری می‌دهد تا این اجماعی که در بین نخبگان بر این تغییر شکل گرفته، در هم ریخته شود.

 

۱۳ ارديبهشت ۱۳۸۸
عروسی دختر بورقانی و پسر جلائی‌پور و تیکه‌پرانی‌های انتخاباتی

 

پریشب مراسم عروسی زهرا، دختر احمد آقای بورقانی مرحوم با پسر آقای جلائی‌پور بود. خیلی جای احمد خالی بود. احمد از آدم‌های کم‌نظیر روزگار بود. سعه‌صدر غیرقابل وصفی داشت. همه دوستش داشتند. جلائی‌پور هم در جامعه اصلاحات جایگاه محکمی دارد. هم خودش و هم دوست خوبم محمدرضا که کار کمپین دعوت و حمایتش از خاتمی و سپس از مهندس موسوی‌اش قابل تقدیر بود. در قسمت مردانه به دلیل اهمیت این دو تا پدر و به خاطر خود عروس و داماد، تقریبا همه‌ی اصلاح‌طلبان و سیاستمداران غیرمحافظه‌کار آمده بودند. فکر می‌کنم سر همه میزها بیشتر از هر چیزی بحث انتخابات بود. حتی وقتی داماد سر میزی می‌آمد اول یک عذرخواهی می‌کردند که حرفشان تمام شود، بعدا بلند می‌شدند داماد را ببوسند. بهزاد نبوی از آن طرف میز میوه تعارفم می‌کرد و تیکه انداخت که باید مشاور آقای کروبی را تحویل گرفت. مصطفی تاجزاده که با هم رفته بودیم هم با صدای معروفش می‌خندید. متقابلا تیکه انداختم که مصطفی تو چرا کت سبز نپوشیدی؟ حالا که به همه گفته‌اید سبز بپوشند، شماها هم باید اقلا کت سبز بپوشید. محسن میردامادی در مورد مخالفان آقای خاتمی دور و بر آقای کروبی متلک گفت. گفتم که من با هر کسی که آقای کروبی و یا آقای موسوی را بر آقای خاتمی در دورانی که کاندیدا بود، ترجیح می‌داد مخالف بودم. از دوستانی که در زمان کاندیداتوری آقای خاتمی، آقای موسوی را ترجیح می‌دادند هم یاد کردم. از محسن امین‌زاده پرسیدم که ستاد مستقل برای آقای موسوی راه انداخته‌اید؟ گفت: مشغول است. گفتم که تو رو خدا در شرایط فعلی اینقدر صحبت از فراجناحی بودن ستادهای آقای موسوی نکنید. اگر دل به جناح اصولگرا ببندید، حتما نه رای آنان را خواهد داشت و  هم رای واقعی جبهه اصلاح‌طلبی‌اش را هم از دست می‌دهد. ما باید یادمان نرود که هویت همه‌ی ما از گفتمان اصلاحات است این گفتمان را باید زنده نگه داریم. متاسفانه اصلاحات در این میان فراموش شده و اصلا کسی از حرفی از منشور اصلاحاتی که آقای خاتمی روی آن این همه وقت گذاشت و آنرا منتشر کرد نمی‌زند. قرار بود این منشور کاری، برای آینده اصلاحاتی باشد که آقای خاتمی آن را رهبری می‌کند. اکنون که بیشتر فضای فعلی انتخاباتی که در اختیار مهندس موسوی قرار گرفته، با مایه ‌گزاری از آقای خاتمی است، حداقل باید این منشور جدی‌تر گرفته شود.این تیکه‌پرانی‌ها البته شوخی بود.. در جبهه اصلاحات چه طرفداران آقای موسوی و چه طرفداران آقای کروبی می‌دانند که مهمترین نیاز فعلی کشور تغییر در مدیریت اجرائی کشور است. به خاطر ایران و به خاطر اسلام و به خاطر مردم و نسل‌های آینده. از همه مهمتر صمیمانه به زهرا خانم بورقانی و علیرضا جلائی‌پور ازدواجشان را تبریک می‌گویم.

 

۱۲ ارديبهشت ۱۳۸۸
کروبی به نمایندگی از اهالی فرهنگ و سیاست در برابر کیهان

 

در سال­های جوانی ما، در مشهد یکی از علما مورد ستم و تهمت قرار گرفته بود. رقبایش اذیتش می‌کردند. این عالم وارسته وقتی خیلی ناراحت می‌شد، می‌گفت اگر اینها «احتمال» می‌دادند که قیامتی هست، این کار را نمی‌کردند. از همان موقع این تعبیر که بعضی‌ها احتمال وجود روز قیامت را هم نمی‌دهند برای من جالب توجه بود. چند روز پیش با یکی از همشهری‌های آقای حسین شریعتمداری رییس معروف روزنامه کیهان که از دوستان قدیم ایشان بود، همین جوری حرف می‌زدیم. یاد حرف آن استاد وارسته افتادم. پرسیدم واقعاً اگر کیهانی‌ها احتمال وجود قیامت را بدهند، ممکن است که این­گونه بی‌پروا علیه این همه آدم در طول این سال­ها تهمت و افترا بزنند و این همه آبرو ببرند و حتی اگر یقین دارند که آن­قدر از مصونیت آهنین برخوردارند که کسی با آنها نمی­تواند از ابروی پشت چشم آنها حرف بزند باز هم ممکن است چنین کنند؟ آن دوست هم­فکر ما و همشهری آقای شریعتمداری می‌گفت توجیه‌شان این است که خود را قیم انقلاب می‌دانند و به این دلیل هر کسی که به زعم آنها از اصولشان منحرف شود، مستحق هر نوع اتهام و تهمتی می‌دانند.

در طول این سال­ها کیهان در حقیقت نقش کسی را داشته که وسط چهارراه شهر مطبوعات ایستاده است و هر کسی را که نمی‌پسندد مورد اهانت و فحاشی قرار می‌دهد. نمونه‌های آن در عالم غیر مطبوعاتی در شهر‌ها فراوان دیده می‌شوند و دارای تاریخ شناخته شده‌ای هستند. کار سختی البته نیست. وقتی نگرانی از تیراژ و مخاطب نداشتی و پول بیت‌المال هم بود و مطمئن هم بودی که از مصونیت آهنینی برخورداری که هیچ کس نمی‌تواند کاری کند، کافی است پای‌بندی اخلاقی شخصی هم نداشته باشی در آن صورت به راحتی می‌توان کیهان منتشر کرد. این بار کیهان در روال عادی فحاشی خود، به آقای کروبی بدترین اهانت و فحاشی را انجام داده است. معمولاً وقتی آدم‌ها برای اهداف کیهان خطرناک می‌شوند، سهمیه فحاشی پیدا می‌کنند. خاتمی تا کاندیدا بود این گونه بود. از این فحاشی‌های کیهان می‌شود فهمید که کروبی هم خطر جدی انتخابات آینده شده است. اما این بار آقای کروبی که به شهامت مشهور است، با ادبیات شجاعانه خود علیه آقای شریعتمداری در کیهان یادداشت تکان­دهنده‌ای نوشته است که می‌تواند به نمایندگی از همه‌ی آدمهایی باشد که آبرو و شخصیت‌شان در این سالها قربانی هتاکی‌های کیهان شده است. اینجا متن نامه آقای کروبی را بخوانید. واقعاً خواندنی است.

 

8   4       ۱    ۲   ۳    ۴       3  7
© Copyright 2003-2017, Webneveshteha.com. All rights reserved.