۳۱ ارديبهشت ۱۳۸۸
با شرکت هرچه بیشتر در انتخابات، می‌شود کادوی روبان بسته را از دست آقای احمدی‌نژاد بیرون کشید


دیروز اسامی آقایان احمدی‌نژاد، محسن رضائی، کروبی و میرحسین موسوی به عنوان  کاندیداهای ریاست‌جمهوری رسما از سوی شورای‌نگهبان و توسط وزارت‌کشور اعلام شد و انتخابات ایران وارد جدی‌ترین مرحله خود شد. گرچه اسم آقای اعلمی به عنوان یکی از رجال سیاسی شجاع ایران در آن نبود و جای تاسف دارد ولی تقریبا پیش‌بینی می‌شد که تنها نام این چهار نفر اعلام شود. از این مرحله به بعد تا روز انتخابات یکی از مهمترین ایام تاریخی مردم ایران آغاز شده است. رسالت تاریخی همه ما است که به خاطر ایران و به خاطر مردمی که در ایران زندگی می‌کنند و مشکلات مختلف را باید تحمل کنند و به خاطر نام پرآوازه ایرانی در هر جای دنیا که دوست دارند از کرامت تاریخی خود بهره‌مند باشند، هر چه توان داریم برای شرکت بیشتر مردم در انتخابات تلاش کنیم. تنها راه تغییر در شرایط فعلی شرکت فراوانتر مردم در انتخابات است که بتوانند تغییر تاریخی مورد خواست مردم ایران را تحقق ببخشند. هرنوع تحریم و یا عدم مشارکت، بهترین هدیه‌ای است که در این شرایط می‌شود به آقای رئیس‌جمهور فعلی تقدیم کرد. رئیس‌جمهوری که اگرچه از امروز دیگر یک کاندیدا است ولی حتی برای رعایت اصول اخلاقی حاضر نیست از امکانات تبلیغاتی و دولتی چشم‌پوشی نماید. همه کسانی که دستی در مسائل اجتماعی دارند و یا نظرسنجی کرده‌اند می‌دانند که سقف رای‌دهندگان به آقای احمدی‌نژاد بسته شده و به آن اضاقه نمی‌شود. شرکت دیگران در انتخابات به هر میزانی که اضافه شود می‌تواند امکان تغییر را فراهم کند. کسانی که با خیلی چیزها مشکل دارند و یا حتی علاقمند به تقویت نظام هم نیستند و فکر می‌کنند با شرکت در انتخابات تنها پایه‌های نظام تقویت می‌شود و به این دلیل یا قصد شرکت ندارند و یا دیگران را به عدم شرکت دعوت می‌کنند باید توجه کنند که این‌بار به جای تقویت نظام، سرنوشت ایران و مردم ایران بستگی به شرکت در انتخابات دارد. دیشب من با تلویزیون العربیه در مورد انتخابات مصاحبه مفصلی داشتم. شبکه‌های دیگر خبری را هم تعقیب می‌کردم. به مناسبت اعلام نام این چهار نفر همه از انتخابات ایران خبر می‌دادند. متاسفانه تقریبا همه با اطلاعات غلطی که احتمالا از داخل ایران و توسط مقامات رسمی داده شده است، جوری حرف می‌زدند که گویا آقای احمدی‌نژاد رئیس‌جمهور آینده است. من توضیح مفصلی دادم که این اطلاعات ناصحیح از داخل ایران است. آقایان کروبی و موسوی و رضائی اگر مردم شرکت تاریخی در انتخابات کنند می‌توانند حداقل در مرحله دوم تغییر را عملی کنند. چه کسانی که مثل من طرفدار آقای کروبی هستند و چه کسانی که طرفداران آقای موسوی و یا محسن رضائی هستند در این مرحله یک رسالت تاریخی داریم و آن اینکه با جاذبه‌های مختلفی که هر سه کاندیدا دارند تلاش کنیم که میزان شرکت‌کنندگان در انتخابات را فراوان‌تر کنیم. 

 

۳۰ ارديبهشت ۱۳۸۸
روزنامه‌های انتخاباتی


در یک اتفاق کم‌نظیر مطبوعاتی در این روزها در کمتر از یک ماه به انتخابات مهم ریاست‌جمهوری، قرار بود و هست که چندین روزنامه سیاسی انتشار ‌یابد. روزنامه اندیشه با گرایش حمایتی مستقیم از آقای مهندس موسوی، روزنامه کلمه که باید بیشتر سخنگوی رسمی آقای مهندس موسوی باشد، همچنین روزنامه فرهیختگان که قبلاً پشتیبانی فنی و تخصصی دانشگاه آزاد را برعهده داشت قرار است به عنوان یک روزنامه سراسری انتشار یابد که اگر چه در ظاهر احتمالاً بی‌طرف خواهد بود ولی به دلیل حمایت ضمنی آقای هاشمی‌رفسنجانی و دانشگاه آزاد از آقای مهندس موسوی، این روزنامه چتر حمایتی از ایشان را در انتخابات خواهد داشت. همچنین روزنامه یاس‌نو با گرایش اصلاح‌طلبی مشارکتی، قبل از دیگران اول این هفته یک نسخه خود را با گرایش موسوی، خاتمی منتشر کرد و شکفته نشده در عصر روز اول انتشار پرپر شد. در هر حال دلیل اصلی راه‌اندازی این روزنامه‌ها، نبود رسانه‌های فراگیر در کشور است. به عبارت دیگر شاید وقتی یکی از کاندیدا‌های این دوره در کسوت رئیس‌جمهوری بدون رودربایستی‌های اخلاقی از همه امکانات رسانه‌ای ملی و غیر‌ملی و مکتوب و مجازی برخوردار است، حداقل کاری که سایر رقبا می‌توانند انجام دهند این است که به هر شکل که شده رسانه مکتوبی دست و پا کنند تا بتوانند جامعه را از آرا و نظرات خود بهره‌مند سازند. همچنانکه خبر راه‌اندازی روزنامه ملت در این هفته قوت گرفته که بتواند دیدگاه‌های آقای محسن رضائی، کاندیدای دیگر این دوره را پوشش دهد. البته آقای کروبی هم به عنوان کاندیدای دیگر این انتخابات از چهار سال پیش روزنامه اعتمادملی را پایه‌گذاری کرد و از آن رسانه دیدگاه‌های خودش و دیگران را مطرح می‌نماید. راه‌اندازی این روزنامه‌ها در فضای فعلی کشور گام مثبت و بسیار مهمی است که جزئی از برکات عمومی است که قبل از انتخابات نصیب جامعه می‌شود. اما علیرغم همه این تلاش‌ها که با سرعت و دستپاچگی کامل، در فرصت کمتر از یک ماه به انتخابات صورت گرفته، بعید به نظر می‌رسد که این روزنامه‌ها بتوانند با وضعیت بد توزیع و امکانات کم مالی صدای کاندیداها را به درون جامعه بزرگ و پهناور ایران منتقل کنند. بخش‌هایی از قدرت که این روزها را پیش‌بینی می‌کردند با تدبیر و درایت هدفمندی در طول سالهای قبل به تعطیلی و یا محدودیت روزنامه و روزنامه‌نگاری روی آورده بودند. چون می‌دانستند وقتی شاهرگ ارتباطی رسانه‌ای در اختیار دولت باشد، ‌رقبای دولت امکان صدارسانی به بدنه جامعه را ندارند. البته بخشی از تقصیر هم به گردن خودی‌هایی بود که در جبهه مخالف دولت به رسانه اهمیت ندادند و به کار انتشار روزنامه اهتمام نکردند. نمونه تأسف‌بار آن روزنامه‌هایی بود که نه از سوی دولت بلکه به‌دلیل نداشتن پشتوانه اقتصادی تعطیل شدند. ظرفیت بالای روزنامه‌نگاری در کشور که انصافاً چهره‌های کم‌نظیر مطبوعاتی با استانداردهای جهانی در بین آنان از جناح‌های مختلف دیده می‌شوند، فرصت خوبی برای آینده سیاسی و فرهنگی کشور است و می‌تواند تضمین‌کننده توسعه سیاسی و مدنی باشد. اگر به قدرت مردم، تغییر در سیستم اجرایی کشور حاصل شود، از مهمترین وظایف رئیس‌جمهور آینده تلاش برای امکان رشد این نیرو‌های خلاق فرهنگی است. اگرچه هم‌اکنون که در میان نسل خبرنگار و روزنامه‌نگار به‌دلیل راه افتادن این نشریات، نشاط شیرینی دیده می‌شود، اما هیچکدام از آنان حتی قبل از تعطیلی یاس نو هم به‌دلیل تجربیات تعطیلی‌های مداوم روزنامه‌ها و مجلات در گذشته، به آینده دراز مدت برای کار خود خوشبین نیستند. در مقابل در طول ۴ سال گذشته، علاوه بر صدا و ‌سیما، رسانه‌های مکتوب بزرگی که با پشتوانه پول بی‌زبان بیت‌المال تغذیه می‌شوند، با حضور مدیران ناکارآمد و غیرکاردان و متملّق به جای بنگاه اطلاع‌رسانی به بولتن تبلیغاتی دولت تبدیل شدند و هم مخاطب خود را از دست دادند و هم اعتبار روزنامه و خبرگزاری‌شان را. در هر حال در مقطع تاریخی و سیاسی فعلی که مردم ایران و جهان انتظار تغییر در مدیریت اجرایی ایران را دارند و همه این رسانه‌های غیردولتی که برای بیان نظرات رقبای رئیس‌جمهور به وجود آمده‌اند و چه‌بسا عمر کوتاهی داشته باشند، گام بلند و مبارکی است که هم به مسئولان و دست‌اندرکاران آن باید برای این همت بلند تبریک گفت و هم باید آرزو کرد که این رسانه‌ها بتوانند در این فرصت کوتاه حداکثر برد تبلیغاتی را داشته باشند و هم در معرفی آنان به جامعه باید تلاش کنیم. در رقابت نابرابر همین کار‌ها کورسو‌های امید را زنده می‌کند که می‌تواند تبدیل به نور پرفروغ بازگشت امید تغییر به جامعه ایرانی باشد.

 

۲۹ ارديبهشت ۱۳۸۸
در انتخابات کار را با کار قاطی نمی‌کنند


یک اصطلاح فارسی می‌گوید: کار را با کار نباید قاطی کرد. خیلی جاهای خوب و بد، این ضرب‌المثل مورد استفاده قرار می‌گیرد. در انتخابات هم مدتها است که بعضی‌ها یاد گرفته‌اند کا را با کار قاطی نکنند. عده‌ای در کشور مشغول تبلیغات باشند و مردم را به شرکت دعوت نمایند و تنور انتخابات را گرم کنند و عده‌ای هم جمعی از کاندیداها را به خصوص در انتخابات مجلس ردصلاحیت کنند و حداقل وقت تبلیغات به کاندیداها بدهند و رسانه ملی و امکانات دولتی و پول ملت را به یک کاندیدای رقیب بسپارند. واقعا کار را با کار قاطی نمی‌کنند. تازشم اگر از نظر داخلی و خارجی، کارهای جانبدارانه بد باشد، دو سه ماهی انتقادات داخلی و خارجی را تحمل می‌کنند و مجلس و رئیس‌جمهوری مطلوب به کرسی می‌نشیند و بعد از دو سه ماه همه یادشان می‌رود. به خیر و خوشی. کی یادش هست که مجلس رفتگان دور هفتم و هشتم، چگونه نماینده شدند و چند نفر ردصلاحیت شدند و انتخابات نهم ریاست جمهوری چگونه انجام شد؟ معجزه ضرب‌المثل‌های ایرانی را می‌بینید؟ کار را با کار نباید قاطی کرد. هرچه خطر انتخاب شدن دیگری به جای رئیس‌جمهور جدی‌تر می‌شود رودربایستی‌ها کمتر می شود. اما در هر صورت تصمیم گرفته‌اند کار را با کار قاطی نکنند. تنها راه‌حلش هم این است که مردم هم تصمیم بگیرند کار را با کار قاطی نکنند. آن‌قدر وسیع شرکت کنند که همه این تمهیدات را درهم بریزند. یک ضرب‌المثل دیگر فارسی می‌گوید خواستن توانستن است.

۲۷ ارديبهشت ۱۳۸۸
پرپر شدن یاس نو کمکی به انتخاب مجدد رئیس جمهور نمی کند

 

هفته پیش در جلسه­ای که سال­هاست با بعضی دوستان اصلی جبهه اصلاحات داریم، محمد نعیمی­پور گزارشی از وضعیت انتشار روزنامه یاس نو داد. روزنامه یاس نو پنج سال قبل و در آستانه انتخابات مجلس هفتم توقیف شد و در طی مدت ۵ سال گذشته جلسات بازپرسی و دادگاه آن با تأخیر به انجام رسید تا در نهایت حکم قطعی آن در اواخر سال گذشته صادر گردید و پس از اجرای حکم که تنها در برگیرنده جریمه نقدی بود تمامی موانع حقوقی جهت انتشار روزنامه کنار رفت. برهمین اساس محمد نعیمی تصمیم گرفته بود با همت والایش در این واویلای بی­رسانه­ای و در آستانه انتخابات ریاست جمهوری آن را منتشر کند. خبر خوبی بود. در همان جلسه بعضی­هامان ابراز نگرانی کردیم که در کشور همه چیز بر اساس قانون شکل نمی­گیرد.  اولین شماره آن با همت والای تیم خبرنگاری و فنی عاشقی که سال­ها است از این روزنامه به آن روزنامه می­روند تا هدف اصلاح­طلبانه را غریبانه دنبال کنند، دیروز منتشر شد. به محمد نعیمی­پور زنگ زدم و از صمیم قلب به وی تبریک گفتم. اواخر دیشب بود که چند تا sms گرفتم که خبر تلخ پرپر شدن گل یاس را می­داد. آقای سعید مرتضوی، دادستان معروف و مشهور تهران درخواست اعاده دادرسی و تجدید نظرخواهی در پرونده روزنامه یاس نو را در همان دیروز انجام داد و موضوع به وزارت ارشاد منتقل شد و آقای ملکیان معاون مطبوعاتی وزارت ارشاد و دبیر هیأت نظارت و عضو سابق روزنامه کیهان با ارسال نامه­ای به محمد نعیمی­پور مدیرمسئول روزنامه یاس نو خواستار توقف انتشار روزنامه شد و به همین راحتی یاس نو توقیف شد. این اتفاق تلخ بیش از هر چیزی بوی انتخاباتی می­داد. کم بودن رسانه اصلاح­طلب پاشنه آشیل پیروزی جناح اصول­گرا تلقی می­شود. انتشار یاس نو که می­توانست پوشش خوبی برای اخبار جناح جدی اصلاح طلب باشد این بازی را تا حدودی به هم ریخت. این بار جناح اصول­گرا رودربایستی­ها را کنار گذاشته است. معمولاً همیشه در ماه­های قبل از انتخابات فضای بازتری تجربه می­شد. این بار ۴ سال است تلاش کرده­اند تا همه امکانات کشور را در دست گیرند و تصمیم دارند که به هر قیمتی آن را از دست ندهند؛ اما مثل همیشه اشتباه استراتژیک خود را تکرار می­کنند. تعطیلی روزنامه یاس نو بعد از یک روز انتشار کمکی به انتخاب دوباره رئیس جمهور نمی­کند که وزارت ارشاد دولت فخیمه این تصمیم را گرفته است. تأثیر پیام این تعطیلی کمتر از انتشار یاس نو در جامعه­ای که تصمیم گرفته است تغییر را سامان دهد نیست. آنها سعی می­کنند با این کارها مخاطبان اصلاح طلبان را از شرکت در انتخابات ناامید کنند. در حالی که این کارها امید تازه­ای می­تواند ایجاد کند که بیشتر در انتخابات شرکت شود. به همه­ی کسانی که دیروز یاس نو را به روی دکه فرستادند خسته نباشید می­گویم و می­دانم نامشان در تاریخ تلاش­های اصلاح طلبانه کشور ثبت خواهد شد.

 

۲۷ ارديبهشت ۱۳۸۸
آیه‌الله بهجت، و جایگاه سنتی مرجعیت


فوت آیه‌الله العظمی بهجت، خبر مهم دیروز و امروز ایران و جهان تشیع است. وی یکی از مراجع مسلم تقلید بود. مرجع تقلید، بنا به باور دینی شیعی به دلیل تسلطش، وظیفه دارد از منابع اصلی کتاب و سنت، حکم خداوند را بدون رودربایستی و ملاحظه هیچ فرد و جریانی استخراج کند و به مقلدینش به عنوان حکم خداوند ابلاغ نماید. قدیم‌ترها مراجع تقلید، واقعاً مرجع بودند و در جامعه نظرات آنان به دلیل آنکه نماینده بیان حکم خدا بودند و در حوزه‌های دیگری شرکت نمی‌کردند، همیشه حکم نافذی بود که در داخل و در خارج نگاه خشمگین و یا همراهانه‌ی او مورد توجه و دقت همگان قرار می‌گرفت. قدرت هم سعی می‌کرد همیشه تابعی از این نگاه باشد. میرزای شیرازی و یا آیه‌الله بروجردی و امام‌خمینی نمونه‌های این قدرت بزرگ مرجعیت تا دوران آغاز انقلاب اسلامی بودند. با دینی شدن حکومت و نشستن مرجع تقلید و مجتهد بر جایگاه ولایت فقیه و مبسوط ‌الید شدن فقیه، مرزهای حکومت و مرجعیت همپوشانی و معنای متفاوتی با قدرت سنتی مرجعیت پیدا کرد. در این میان البته کسانی همچنان فقط با نگاه به جایگاه سنتی مرجعیت جایگاه خود را مشخص کردند و تنها به عنوان مرجع دینی، شناخته می‌شدند. آیه‌الله العظمی بهجت یکی از نمونه‌های برجسته چنین مرجعیتی بود که در زندگی‌اش حافظ حیطه‌ی سنتی مرجعیت بود و به همین دلیل ارج فراوانی داشت و قدر بی‌پایانی. آیه‌الله بهجت علاوه بر دارا بودن جایگاه والای مرجعیت تقلید اشتهار ویژه‌ای به تقوا داشت. ده‌ها سال است که نمونه برجسته تقوا و دوری از خواست شخصی و هوای نفس، در وجود آیه‌الله بهجت شناخته می‌شود. افراد مختلف سیاسی به دلیل این جایگاه والای بهجت، همواره سعی می‌کرده‌اند خود را به او نزدیک کنند. اما هیچوقت، هیچکس نتوانست آیه‌الله بهجت را غیر از آن چه بود، ببیند. چنین مردان بزرگی وقتی می‌روند، به سختی در حوزه تقوا و مرجعیت امکان یافتن جایگزین پیدا می‌کنند. این مصیبت را به جهان فقه و تشیع و به خانواده‌اش و به‌خصوص به فرزند برومندش که سابقه دوستی‌مان به سالهای قبل از انقلاب برمی‌گردد تسلیت می‌گویم.

 

۲۶ ارديبهشت ۱۳۸۸
همه اصول گرایان در صف حامیان احمدی نژاد

 

امروز صبح اول وقت رفتم دفتر آقای خاتمی. دیروز از عربستان آمده بود. رسم است که معمولاً دیدن مکه­ای می­روند. کمی از سفر کوتاه چند روزه به عربستان صحبت کرد. مثل همیشه در میان مقامات شرکت­کننده در کنفرانس تعامل مورد استقبال ویژه­ای قرار گرفته بود. دیدار خصوصی و طولانی هم با ملک عبدالله، پادشاه عربستان سعودی داشته است. این شخصیت­های غیردولتی مورد احترام جهان، می­توانند در هر کشوری سرمایه بزرگی تلقی شوند. موقع روبوسی یادم بود باید تقبل الله بگویم. خدا رحمت کند آقای شیخ محمود صالحی را؛ واعظ بامزه­ای در تهران بود. می­گفت یک بار یکی رفته بود دیدن حاجی. وقتی حاجی را در آغوش کشیده بود هر چه فکر کرده بود که برای بازگشت از مکه چه باید بگویند یادش نیامد. دستپاچه شده بود و گفته بود عافیت باشید! کمی هم با آقای خاتمی در مورد انتخابات و شرایط فعلی حرف زدیم. موقع بیرون آمدن از دفتر آقای خاتمی، با گروهی از دختران با بازوبند و مانتوی سبز برخورد کردم. حامیان آقای موسوی بودند. کلی با هم حرف زدیم. طبق عادت اصرار داشتند که از آقای کروبی بخواهیم که منصرف شود. با این که آقای کروبی قبل از آقای موسوی کاندیدا شده بود، نمی­دانم چرا سؤال به صورت معکوس مطرح نمی­شود. استدلال کردم وجود هر دو کاندیدا ضروری است. تعدادی از آن­ها مطلب دیروز وب سایتم را خوانده بودند. فکر می­کنم خیلی­هایشان پذیرفتند. قرار شد مذاکرات بیشتری با هم داشته باشیم. مهم­ترین نیاز این است که فضای انتخابات را باید به درون جامعه ببریم. در محیط­های بسته که خودمان به خودمان ایمیل و sms می زنیم، مشکل حل نمی­شود. جالب است که نگرانی مشترک همه علاقه­مندان به سرنوشت کشور تلاش برای تغییر است. واقعیتی که اصول­گرایان هم آن را می­دانند ولی عملاً با معرفی نکردن کاندیدا، پشت سر احمدی نژاد قرار گرفته­اند تا مبادا کروبی یا میرحسین رأی بیاورند؛ ولی تاریخ و حافظه جامعه فراموش نمی­کند که انتقاد اصول­گرایان از آقای احمدی نژاد صوری بوده و آن­ها هم در ذهن جامعه هم­پرونده آقای احمدی نژاد تلقی می­شوند.

 

۲۵ ارديبهشت ۱۳۸۸
صدای قهقهه رقیب شنیده می‌شود


متاسفانه چند روزی است که در تبلیغات رسانه‌ای و در محیط رقابت‌های انتخاباتی به جای اینکه به رقیب نگاه شود، درگیری‌های متفرقه‌ای در درون جبهه اصلاحات به وقوع پیوسته است. اشاره دوباره به مصادیق آنها که در بین هواداران هردو کاندیدای اصلاح‌طلب به وجود آمده، می‌تواند خود به تشدید این فضای رقیب ساخته کمک کند که به آنها اشاره نمی‌کنم. واقعیت این است که ما در شرایط فعلی به حضور قوی و فعال هر دو کاندیدای اصلاح‌طلب نیاز فراوان داریم. با تمهیدی که در پیش گرفته شده، رقیب اصلاحات تلاش سختی را آغاز کرده که بی رودربایستی از همه امکانات قانونی و غیرقانونی استفاده کند تا آقای احمدی‌نژاد را در مرحله اول به کاخ ریاست‌جمهوری بفرستد. در این شرایط نابرابر و به‌خصوص به این دلیل که به دلائل مختلف رای اکثر مخاطبان هریک از این دو کاندیدا در صورت نبود دیگری به سبد کاندیدای اصلاح‌طلب باقیمانده نمی‌رود و اکثرا از شرکت در انتخابات منصرف می‌شوند و عملا 50 در صد آراء آقای احمدی‌نژاد سریعتر و آسان‌تر پر می‌شود. در این شرایط تاریحی هر اتفاقی که درگیری را به درون جبهه اصلاحات راهنمائی کند، بی‌شک تامین‌کننده اهداف رقیب است. من در این روزها با بسیاری از تاثیرگذاران کمپین انتخاباتی آقایان کروبی و موسوی گفت‌وگو کرده‌ام. تقریبا همه آنها معتقدند که در شرایط فعلی – نه به خاطر رای و انگیزه مردم- بلکه به دلیل اعمال نفوذ هواداران رئیس‌جمهور با قدرت دولتی که دارند و به دلیل عدم  تصمیم خیلی‌ها - تاکنون – برای شرکت در انتخابات، پیش‌بینی می‌شود که آقای احمدی‌نژاد و یکی از کاندیداهای اصلاح‌طلب به مرحله دوم بروند و البته پیروزی اصلاح‌طلبان در مرحله دوم کار بسیار ساده‌ای است. به این دلیل هر یک از کاندیداها، با هر تعداد رایی که جذب کنند، می‌توانند برنامه‌ریزی هواداران آقای احمدی‌نژاد برای پیروزی دور اول را سخت کنند. رسالت همه اصلاح‌طلبان و خواستاران تغییر در این است که هر چه می‌توانند تبلیغ کاندیدای مورد قبول خود را انجام دهند و از هر نوع تخریب درون اصلاح‌طلبی پرهیز کنند تا مجموعه آرا انتخابات را دومرحله‌ای کند و امکان این باشد که همه بتوانند در مرحله دوم از کاندیدای اصلاح‌طلب راه یافته به دور دوم حمایت همه جانبه نمایند. عملکرد بزرگان جبهه اصلاحات، به خصوص خود آقایان موسوی و کروبی و یا آقای خاتمی با جایگاه والایی که در جامعه دارد که همیشه از هر نوع تخریبی پرهیز می‌دهند باید الگوی همه ما باشد. شک نکنیم که اگر اختلاف و تخریب درون اصلاحاتی را رقبای ما برنامه‌ریزی نکرده باشند، حتما می‌شود صدای قهقهه آنها را شنید که این اختلاف را راه نشستن یک مرحله‌ای آقای احمدی‌نژاد بر کرسی ریاست‌جمهوری می‌دانند. نه کنار رفتن یک کاندیدای اصلاح‌طلب به نفع دیگری کمک به پیروزی اصلاح‌طلبان می کند و نه تخریب درونی. امیدوارم این بلوغ در همه ما وجود داشته باشد که ابزار ناخواسته رقبا نشویم و بتوانیم این تغییر تاریخی را به خاطر خودمان و ایران و نسلهای بعدی انجام دهیم.

 

۲۴ ارديبهشت ۱۳۸۸
دستگیری شاهزاده شکنجه‌گر اماراتی و یک نکته همین‌جوری


چندی پیش به کمک فراگیر و آسان شدن ارتباطات و تصویربرداری، فیلمی در دنیا منتشر شد که در آن یکی از فرزندان شیخ زائد، رهبر درگذشته‌ی کشور امارات متحده عربی که اگرچه در سیستم امارات کاره‌ای نبود ولی دارای عنوان شاهزاده بود که جایگاه رفیعی در این کشورها دارد، در حال شکنجه شریک افغانی خود دیده می‌شد. پیشترها این تصاویر نمی‌شد گرفته شود و اگر گرفته می‌شد منتشر نمی‌شد. پخش این فیلم در یکی از تلویزیون‌های آمریکا باعث تحرک بین‌المللی شد. این حساسیت افکار عمومی جهانی از نقض‌های حقوق بشر در سراسر دنیا، یکی از دستاوردهای مهم بشری است. آن قدر این موج فراگیر است که در موردی مثل افشای تصاویر شاهزاده اماراتی، دوستی صمیمی روابط امارات و آمریکا، نه باعث جلوگیری از انتشار این تصاویر شد و نه کسی توانست پس از انتشار، خشم عمومی را مهار کند. وقتی این موج فراگیر جهانی به وجود آمد، و نه قبل از آن، دولت امارات فهمید که در برابر افکار عمومی جهانی اگر مقاومت شود، به جای حفظ شاهزاده، اعتبار کشورش را از دست خواهد داد. به همین دلیل در یک کار کم‌نظیر در تاریخ کشورهای پادشاهی، دستور دستگیری شاهزاده را صادر کردند و او را به زندان روانه کردند. اینکه هر فردی با هر جای حکومتی، اگر خطاکار است، در درون خود آن کشور مورد بازخواست قرار گیرد، می‌تواند دارای این معنا باشد که اعتبار و اهمیت یک کشور از اعتبار یک فرد نزدیک به حکومت، پراهمیت‌تر است. متاسفانه خیلی وقت‌ها پوششی که در برابر افکار عمومی به خطاهای یک نفر به قیمت آبرو و ارزش یک کشور داده می‌شود باعث فدا شدن یک کشور و تاریخ و مردم آن در پای یک فرد خطاکار است. همین‌جوری از شنیدن ماجرای شاهزاده شکنجه‌گر اماراتی یاد این حرف‌ها افتادم.

 

۲۳ ارديبهشت ۱۳۸۸
آقای خاتمی و اصلاحات موفق ونهادینه شده


آقای محمد قوچانی روزنامه نگارسرشناس کشورمان به بهانه حمایت آقای سروش از آقای کروبی در انتخابات ریاست جمهوری آینده، مطلبی در روزنامه اعتماد ملی نوشته است که می خواهد ثابت کند جنس آقای خاتمی در مسائل اجتماعی و سیاسی، نظری است و عملاً کاربردی نداشته است ولی جنس آقای کروبی که ادعای روشنفکری ندارد، عمل‌گراست و می‌تواند مشکلات را حل کند. من کاملاً با این تحلیل مخالفم و بر نوشته ایشان نقد جدی دارم. این مقاله نه به عنوان دفاع از آقای کروبی مفید است و نه مطابق واقعیت های تاریخی است. آقای خاتمی در دوران اصلاحات علاوه بر ایجاد آرامش در اقتصاد و سیاست خارجی موفق، در عرصه مسائل داخلی با اولویت دادن به توسعه سیاسی بزرگترین گام تاریخی را برای تحقق دموکراسی و جامعه مدنی در کشور پایه‌گذاری و  ادبیات جامعه را به ادبیات مردم محور تبدیل کرد تا در سایه این نگاه  روشنفکران و دگراندیشان و آحاد جامعه بتوانند حقوق خود را بشناسند و مطالبه کنند.  طبعاً برای به دست آوردن مطالبات اجتماعی، اولین گام آشنا شدن با حقوق اولیه است. اگر آن دوران، با آن همه رنج و مشکلات نبود، هرگز ادبیات دموکراسی خواهانه و مدنی در جامعه شکل نمی گرفت تا امروز مورد مطالبه مردم باشد. دوران آقای خاتمی دوران طرح عملی نظریه عملگرایانه و نه روشنفکرانه جامعه مدنی بود. آقای قوچانی نوشته اند: برای روشنفكری كه در مسند قدرت قرار می‌گیرد بيش از عمل، نظر مهم است. مهم نيست كه چه تعداد روزنامه بسته می‌شود مهم اين است كه رئيس‌جمهور با بستن روزنامه‌ها مخالف است. مهم نيست كه چه تعداد استاد از تدريس محروم می‌شوند مهم اين است كه رئيس‌جمهور با منع تدريس اساتيد مخالف است. مهم نيست كه چند روشنفكر كشته می‌شوند مهم اين است كه رئيس‌جمهور با قتل روشنفكران مخالف است. مهم نيست كه چند دانشجو ستاره‌دار می‌شوند. مهم اين است كه رئيس‌جمهور با ستاره‌دار شدن دانشجويان مخالف است. مهم نيست كه چند كتاب سانسور می‌شود مهم اين است كه رئيس‌جمهور با سانسور مخالف است. نهايت كاری كه چنين رئيس‌جمهور روشنفكری انجام می‌دهد انتشار چند بيانيه و تشكيل چند كميته براي ثبت در تاريخ است تا آيندگان اسطوره خود را بستايند. این جملات عین جفا و بی‌انصافی تاریخی است. اتفاقاً چون مخالفان اصلاحات می فهمیدند نگاه ماندگاری که آقای خاتمی در جامعه ایرانی نهادینه می کند، چگونه هم می‌تواند سرنوشت کشور را و هم سرنوشت اقتدارگرایان را تغییر دهد، از هر ابزار خشونت بار قضائی و امنیتی و سیاسی استفاده کردندتا هر ۹ روز یک بحران بیافرینند تا اصلاحات یک حرکت ابتر شود و نتواند در درون جامعه  عمق ایجاد کند. هر رئیس جمهور دیگری هم اگر بخواهد دست به یک تغییرات عمیق ونهادینه بزند، در برابر چنیین موجی قرار می گیرد. و اگر اطرافیانش  آن را انکار کنند و یا ادعا کنند می توانند این مجموعه مقتدری را که بر اساس مبادی قانونی در هر صورت قدرت را در اختیار دارند نادیده بگیرند، قطعا نادرست گفته اند. اما مهم این است که کسی مثل آقای خاتمی آن قدر برای تحقق خواست مدنی جامعه مقاومت کرد که اصلاحات را به عنوان یک روند پذیرفته شده تاریخی علیرغم خواست مخالفانش به درون جامعه برد. من در انتخابات آینده طرفدار آقای کروبی هستم و علناً آن را اعلام کرده‌ام اما حتماً نه به دلیل اینکه دیگاه نظری آقای خاتمی مفید نبوده و دیدگاه عملگرای آقای کروبی مفید است. بلکه من طرفدار آقای کروبی هستم چون باور دارم شیخ اصلاحات است و با همه‌ی انتقادات به حق و در مواردی ناحق که از اصلاحات داشته است، اما از اینکه او را شیخ اصلاحات بدانند و از او مطالبه‌ی ادامه مسیر اصلاحات را داشته باشند، نگران نیست و از اصلاحات تبری نمی جوید. در حقیقت دفاع من از آقای کروبی به این دلیل است که وی را ادامه دهنده‌ی جریان اصیل اصلاحات می‌دانم که آقای خاتمی در دوران ریاست جمهوری اش آن همه رنج کشید تا آن را به حرکت تاریخی مردم ایران پیوند دهد و آن را گفتمان غالب کند. آقای کروبی به دلیل اینکه هم انسان شجاع و آزاده‌ای است و هم همواره اصلاحات را به رسمیت شناخته و از آن یاد کرده است و هم بافت قدرت را به خوبی می شناسد به عقیده‌ی من در شرایط فعلی کاندیدای ارجحی است که می تواند خواست اصلاحی جامعه ایرانی را تا حدود زیادی تحقق ببخشد.

 

۲۲ ارديبهشت ۱۳۸۸
آزادی رکسانا و کرامت انسانی و جدل های سیاسی

 

دیروز ظهر که خبر آزادی خانم رکسانا صابری را از یکی از خبرگزاری­ها شنیدم، خوشحال شدم و دوست داشتم به خود ایشان و خانواده­اش تبریک بگویم. دو بار قبلاً با ایشان مصاحبه کرده بودم ولی تلفنش را نداشتم. اصلاً گمان نمی­کردم که روزی این دختر خانم جوان و ساده  به برکت قوه قضائیه و سیاست و اوباما و انتخابات ایران این قدر چهره سرشناس بین المللی شود. ماجرای رکسانا از اتفاقات دردناک و در عین حال تأسف باری برای نظام جمهوری اسلامی بود. به تناسب مسائل جهانی و داخلی جرائم مختلفی برای او اعلام شد. از خرید و فروش مشروبات الکلی تا مصاحبه بدون مجوز و تا جاسوسی. این روش خوبی برای سیستم قضائی نبود. اعتمادی در جامعه برای این قوه که باید فصل الخطاب اعتماد بخش باشد، ایجاد نمی­کند و به حرمت قضاوت آسیب فراوان می­رساند. اساساً این غیراخلاقی­ترین شیوه است که جان و آزادی افراد در حوادث سیاسی و فراز و فرودهای بین المللی مورد خرید و فروش قرار گیرد. حرمت کرامت انسان­ها و حرمت قضاوت در این است که نموداری از اتفاقات سیاسی در آن مؤثر نباشد. در ماجرای رکسانا صابری برداشت جهان و برداشت افکار عمومی داخلی و بین المللی این شد که یک انسان به نام رکسانا مورد معامله قرار گرفت. کسی که تا چند روز پیش به 8 سال زندان محکوم شده بود، امروز آزاد شده است و باید زودتر به خارج از کشور هم خارج شود. یک بار هم چند سال پیش این اتفاق در مورد تفنگ­داران انگلبسی هم در ایران تجربه شد. تا صبح یک روز آنها متجاوزان به کشور معرفی می­شدند و عصر آن روز در کاخ ریاست جمهوری در آغوش رئیس جمهور کشور قرار داشتند و با مهرورزی تمام بدرقه شدند. مردم ایران از حالت خارجی خیلی رنج می­برند. خیلی­ها هم به هر دلیلی همواره مورد اتهام قرار می­گیرند که طرفدار خارجی­ها هستند و متهم به ترس و وادادگی در برابر خارجی هستند. بدترین شیوه عدم استقلال در هر کشوری این است که افراد در آن کشور، سرنوشت قضائی­شان دستخوش معاملات با خارجی­ها قرار گیرد. آزادی رکسانا کار خوبی بود ولی وارد کردن این پروسه قضائی در دالان معاملات سیاسی نشانه­ی بزرگی بر عدم استقلال و ترس از خارجی است. ولی احتمالاً در این موارد به قدرت برتر ایران تعبیر می­شود. این دوگانگی در معیارها باعث می­شود که حساسیت دخالت خارجی در جامعه به حداقل برسد. اینکه آقای احمدی نژاد که رئیس قوه مجریه است در آستانه سفر رئیس جمهور به ژنو برای شرکت در کنفرانس مشهور مبارزه با تبعیض نژادی از قوه مستقل قضائی می­خواهد که در این پرونده تجدید نظر نمایند و مورد پذیرش آن قوه هم قرار می­گیرد، آغاز ورود به معامله سیاسی در مورد آزادی و جان یک انسان بود؛ و اعلام 8 سال زندانی و جاسوسی و در مقابل مخالفت جدی رئیس جمهور آمریکا با این کار و سفر وزیر خارجه ژاپن به ایران و آزادی ایشان ادامه این معامله بر روی آزادی و کرامت انسانی بود. اگر مسائل داخلی ایران و به خصوص انتخابات هم در این معامله تأثیرگذار باشد تا به دنیا اعلام شود که رئیس جمهور در آینده اهل معامله است، فاجعه را عمیق­تر می­کند. در کنار این اتفاق، اینکه کسی به دلیل داشتن پاسپورت غیرایرانی و حمایت دولت­های خارجی مشکلات ادعائی­اش به این راحتی حل می­شود ولی صدای کسانی مثل دانشجویان و یا زنان و کارگران دستگیر شده اخیر که تنها شناسنامه ایرانی دارند، در جائی شنیده نمی­شود هم دردناک است و هم تحقیر آمیز. در ماجرای خانم صابری و قبل از آن در ماجرای خانم هاله اسفندیاری، علی­رغم محکومیت آنها، اجازه خروج از کشور که خیلی­ها از این حق محروم هستند، هم از نکات طنز آلوده­ای است که قابل توجه است.

 

8 4        ۱   ۲    ۳    ۴       3  7
© Copyright 2003-2017, Webneveshteha.com. All rights reserved.