۱۱ ارديبهشت ۱۳۸۶
آیت الله میلانی و نقش مردم در حکومت

 

آیت الله میلانی یکی از بزرگ ترین مراجع تقلید در دهه ی چهل و پنجاه شمسی بود. وی در مشهد زندگی می کرد. مقام رهبری هم یکی از شاگردان ایشان بوده اند. نظرات آیت الله میلانی برای فقها قابل توجه و احترام است. ایشان به عنوان یک فقیه بزرگ وقتی در سال ۱۳۴۲ از مشهد به تهران مهاجرت کرد درباره ی نقش مردم بیانیه ای صادر کرد که خیلی قابل توجه است. در آن بیانیه آمده است:

"... به تهران آمدم تا به دنیا اعلام کنم این قیام و نهضت به هیچ وجه صورت ارتجاعی ندارد، بلکه نهضتی است که ملتی مسلمان برای مقابله حکومت های جابرانه با پیشوایی مقامات عالیه روحانی تعقیب می کند. هدف ملت مسلمان این است که بیش از این به مصالح دنیایی و دینی آنان تجاوز نشود. باید حکومت مردم را به مردم سپرد و حق مردم را باید به خودشان واگذار کرد. قانون باید حکومت کند نه فرد و در هیچ آئینی افراد حق ندارند به میل خود قانون وضع کنند."

 

۱۰ ارديبهشت ۱۳۸۶
شوراهای جدید و عملکرد اصلاح طلبان

 

من شخصاً حداقل سه نفر از رهبران فعلی جهان را میشناسم که در دیدار هایی که با آقای خاتمی داشتند، گفته اند که این قدر دنبال دموکراسی نباشید. به خصوص خیلی ها در دنیا معتقدند که شعار دموکراسی را باید قبل از رسیدن به حکومت داد. اما اگر قرار باشد، در یک کشور دموکراسی نهادینه شود، باید مشکلات را حتی به قیمت کنار رفتن از کرسی قدرت پذیرفت. انتخابات شوراها بلندترین مصرع شعر اصلاح طلبی بود. از اول انقلاب قانون شوراها در قانون اساسی بود ولی کسی جرأت نمی کرد ۱۵۰ هزار نفر را در سراسر کشور وارد حکومت کند. برگزاری انتخابات اولین دوره ی شوراها برای هیچ کس باور کردنی نبود. به همین دلیل پیغام های گوناگونی، شخصیت های مختلف و در سطوح گوناگون میدادند که دولت آقای خاتمی بی خیال برگزاری انتخابات شوراها شود. اگر آقای موسوی لاری که خیلی صادقانه برای برگزاری این انتخابات تلاش کرد، خاطراتش را در این مورد بگوید، بسیار خواندنی خواهد بود. این در شوراها اما دوره ی مهمی است. در اولین انتخابات دولت جدید، مردم به مجموعه ای رأی دادند که خیلی معنای سیاسی داشت. باز کردن یخ های ناامیدی برای کسانی که به امر و تکلیف پای صندوق رأی نمی آیند، کار بسیار دشواری بود. خدا کند اصلاح طلبانی که با این پشتوانه به شوراها رفته اند، این مهم را درک کنند. انتخاب شهردار و اظهار نظرهایی که خواهند کرد در امیدبخشی و یا ناامید کردن جامعه در انتخابات مجلس و ریاست جمهوری تأثیرگذار است. من که از عملکردشان نمیدانم چرا، ولی نگرانم.

 

۰۹ ارديبهشت ۱۳۸۶
رضا شاه از نگاه تلگراف چی اش

 

اخیراً کتاب خاطرات محمد ارجمند، سرپرست تلگراف خانه ی مخصوص رضا شاه که همیشه در کنار وی بوده، منتشر شده است. قصه های جالبی دارد. اخیراً آن را خواندم. در یک قسمت آن آورده است:

رضا شاه در کارها خیلی عجول بود و به محض این که خبر غیر مترقبه ای به عرضش می رسید سخت عصبانی می شد و در همان حال عصبانیت دستورهایی صادر می کرد؛ ولی بعد تردید پیدا می کرد. اغلب مرا احضار می کرد و دستور صدور تلگرافی را می داد، و بعد از چند دقیقه از مضمون آن پشیمان می شد. مجدداً من احضار می شدم و مضمون دستور صادره را تغییر می داد. گاهی دو سه مرتبه در امری تردید پیدا می کرد و چون من به این نکته برخورده بودم، با این که موظف بودم اوامر صادره را فوراً اجرا نمایم، مخصوصاً یک ساعتی عقب می انداختم که از عدم تردید بعدی مطمئن شوم، و این عمل با احتیاط من گاهی خیلی موجب خرسندی رضا شاه می شد.

شاه در عین حال که دیکتاتوری به تمام معنا مقتدر بود، بزرگ ترین نقص اخلاقی اش سوءظن مفرط بود و خیال می کنم این سوءظن در مخیله اش بعد از رسیدن به سلطنت و مکنت سرشار بیشتر شده بود. مثل این که هنوز باور نمی کرد به سلطنت ایران رسیده است و به هیچ کس خوش بین نبود و از هر جا صدایی در می آمد، به هر کس سوءظن می برد، احتیاطاً با تمام قوا در خاموش کردن صدا و از بین بردن شخص مورد سوءظن اقدام می کرد، و شاید این بزرگ ترین بدبختی برای ملت ایران بود. اطرافیان شاه به هیچ وجه قدرت انتقاد و خرده گیری نداشتند و هر کس از ترس جان و مال خود اصل تملق و فروتنی را در روابط درباری برای خود اتخاذ کرده بود و خودش را حتی المقدور حفظ می نمود. بنابراین بسیاری از حقایق امور به عرض شاه نمی رسید و اشتباه کاری های عجیب گاهی موجب اضمحلال و فنای اشخاص و خانواده ها می شد.

شاه در امر نظافت بسیار دقیق و ایرادگیر بود. مستخدمان درباری همه روزه مورد ایراد واقع می شدند و اغلب بر اثر غفلت در ریزه کاری های نظافت فحش و کتک های فراوانی از دست مبارک شاه می خوردند. با این که خیلی دقت می کردند که همه جا ظاهراً پاک و تمیز باشد، گاهی بر اثر کوچک ترین غفلت دم چک می افتادند.

این هم جنبه خاطره رضاشاهی!

 

۰۸ ارديبهشت ۱۳۸۶
جلسه ی منزل آقای عبدالله نوری و حقوق بشر

 

آقای عبدالله نوری وزیر پرسابقه ی کشور و نماینده دوره های مختلف مجلس از وقتی از زندان آزاد شده شب های جمعه اول هر ماه مراسمی در منزلش برگزار میکند. عمر این جلسه از پنج سال میگذرد. پریروز هم جلسه بود و اعلام شد که امسال سخنرانان قرار است در مورد حقوق بشر صحبت کنند. اولین سخنران این موضوع، آقای دکتر کدیور بود که دیشب حرف زد. آقای کروبی قبل از ماها در جلسه حاضر بود. دعای کمیل را هم که قبل از سخنرانی انجام میشود احتمالاً شنیده بود. آقای کدیور بحث را با اعلامیه ی حقوق بشر شروع کرد و گفت که چون ایران هم آن را امضا کرده باید به آن ملتزم باشد. بعد به تفصیل مواردی از حقوق بشر را نقل کرد که به طور طبیعی نیازهای امروز جهان بشری است و در فقه مصطلح و سنتی نسبت به رعایت آنان ملاحظاتی وجود دارد؛ مثل حقوق زنان، اقلیتها، شکنجه، دیه و حدود شرعی. معتقد بود که این نارسائی در پاسخ به این مسائل ناشی از برداشت و فهم غلط از دین است که سنتی ها نمیتوانند با برداشتی که از دین دارند به آن پاسخ گویند. همچنانکه در دورانی منطق و فلسفه از کفریات بود و بعد جزئی از مباحث اسلامی شد، در مسئله ی حقوق بشر نیز پیامبر در دوران خودش مثلاً حقوق زنان را به نحو بسیار پیشرفته تری از وضعیت متداول آن روز مطرح کرد و چون هر چه اخلاقی تر باشد، پیشرفته تر است و پیامبر این روش را پذیرفته، سایر موارد نیز به تناسب رشد و پیشرفتی که میکند و اخلاقی میشود، باید مورد پذیرش دینی قرار گیرد. احساس من این بود که آقای کدیور در این بحث، مثل سایر مباحث خیلی هنوز عمیق نشده است. چون این شکل بحث، به قول طلبه ها ان قلت های فراوانی دارد. معلوم نیست چه مواردی از نظر دینی جزء ثوابت است و چه مواردی به تناسب پیشرفت اخلاقی بشری قابل تغییر است. مثلاً آقای کدیور در همین دیشب به کسانی که از ایران میروند و به سرعت در مسائل حقوق بشری به مسئله ی هم جنس بازی اشاره میکنند، حمله کرد و استدلال میکرد که در غرب هم این مسئله جزء حقوق بشر شناخته نمیشود. خب اگر یک روز در جهان این مسئله اخلاقی شد، که ظاهراً آن روز هم دیر نیست آیا باید جزء مظاهر پیشرفت اخلاقی حساب کرد و آن را شرعی تلقی کرد؟ اینکه باید حقوق بشر رعایت شود یک واقعیت انسانی است ولی راه پیدا کردن مبانی دینی آن که آن هم یک ضرورت است، نیار به کار جدی دارد و باید رهبران دینی در سراسر جهان به این مسأله بپردازند و راه آن را پیدا کنند. این وظیفه ی همه ادیان است. در ادیان دیگر نیز همین مسائل وجود دارد. بعد از پایان سخنرانی دوستان قدیمی که منزل آقای نوری را پاتوقی می پندارند با یکدیگر به گعده پرداختند. به آقای موسوی لاری، آقای مجتهد شبستری را نشان دادم که داوطلبانه لباس آخوندی را درآورده و روی صندلی نشسته بود. آقای یوسفی اشکوری هم  میگفت خدا به آقای خاتمی خیر دهد که در این فضایی که در دنیا از اسلام ایران حرف میزنند از اسلام صلح خواه در نقاط مختلف جهان سخن میگوید. همچنین به من پیغام داد که به آقای خاتمی بگویم جدای از کلیاتی که در مورد اسلام در دنیا مطرح میکند، در مورد جزئیات هم توضیح بیشتری بدهد.

 

۰۷ ارديبهشت ۱۳۸۶
جشن تولد بلاگ اسکای و چند نکته وبلاگی

 

دیشب مراسم جشن پنجمین سالگرد تولد بلاگ اسکای بود. تعدادی از بر و بچه های وبلاگ نویس که از بلاگ اسکای سرویس میگرفتند در سالن باشگاه وبلاگ نویسان جمع شده بودند. از من هم دعوت کرده بودند. هر جا اسم وبلاگ نویسی است و دعوت کنند، با علاقه شرکت میکنم. تبریک و گفتن خسته نباشید به اینها که سرزمینی مجانی برای نوشتن وبلاگ در اختیار ملت میگذارند، وظیفه ی وبلاگی است. برای نوشتن وبلاگ فارسی در ایران و خارج، سرویس های مختلفی قرار دارد که همه ی آنان نقش مهمی در رشد وبلاگ نویسی فارسی و نیز گسترش زبان فارسی در جهان برعهده دارند. دستشان درد نکند. سخنرانی کوتاهی هم من کردم. گفتم آفت وبلاگ نویسی عدم استمرار آن است. خیلی ها که معروف ترند، افتتاح وبلاگ را جزئی از پز کاری میدانند و تقریباً همه ی آنان بعد از مدتی، نوشتن را ادامه نمیدهند. غیر معروفها هم به همین آفت دچارند، تا کمی افسرده میشود یا با دوستشان قهر میکنند از وبلاگشان انتقام میگیرند و نمی نویسند. وبلاگهای فارسی به اعتقاد من به دوران بلوغ رسیده اند. به این دلیل باید حرفهای جدی تر و متقن تری را بنویسند. هم اکنون آنها که در روزنامه ها مینویسند، گویا باید بیشتر به اتقان نوشته هاشان توجه کنند ولی باز گویا بعضی از وبلاگ نویسان نباید در نوشته هاشان دقت لازم نمایند. اگر چه بسیاری از وبلاگها هم حرفهای جدی و مهم و پر دقتی را یادآوری میکنند. یکی از نقاط قوت که امتیاز وبلاگها در مقایسه با سایر رسانه هاست، حضور پررنگ مسائل حقوق بشری در وبلاگهاست که بی شک این به عنوان یک افتخار تاریخی برای وبلاگ نویس ها خواهدماند. در جشن تولد بلاگ اسکای گفتم که من با تشکلهای وبلاگی مخالفم. وبلاگ را حرف دل میدانم و دلها تشکل بردار نیستند. به وبلاگ نویسانی که بچه مایه دارند و یا مایه دارها را میشناسند، توصیه کردم که همه باید به سرویس دهندگان وبلاگ که تلاش میکنند بر و بچه های ایرانی بتوانند مجانی وبلاگ درست کنند، کمک کنیم. برایشان آگهی پیدا کنیم و نگذاریم فشارهای مالی آنان را از این خدمت مهم منصرف کند. آگهی به روزنامه ها دادن، که پدرها میخوانند سازمان یافته شده ولی آگهی به وبلاگها که مال فرزندان است، هنوز شکل نگرفته. در پایان صحبتهایم هم به دلیل اینکه در جریان اختلافات جزئی مسئولان این سرویسهای وبلاگی بودم، گفتم که خواست بچه ها این است که اختلافات را کنار بگذارید و اجازه ندهید دود این اختلافات به چشم وبلاگ نویس های مملکت برود. بعد از این حرف زدنها، یک گروه جوان چند قطعه موسیقی سنتی قشنگ اجرا کردند که البته از سخنرانی ها خیلی شیرین تر بود و مسئولان بلاگ اسکای کیک بریدند و کف زدیم و جشن با جوایزی با قید قرعه پایان یافت. خسته نباشند.

 

۰۶ ارديبهشت ۱۳۸۶
حرمت مردم در تاریخ مرجعیت

 

آسید ابوالحسن اصفهانی از معروف ترین و معتبرترین مراجع تقلید شیعه بود که در نجف اقامت داشت. در آن ایام منبری معروفی در نجف بود که بیشترین مخاطب و مستمع را داشت. یک بار وسط منبر او، آسید ابوالحسن از پای منبرش بلند شد و به عنوان اعتراض مجلس را ترک کرد. به دلیل اهمیت سید در نجف و کوفه، هیچکس از او برای منبر دعوت نکرد. یکبار یکی از اطرافیان سید او را می بیند. او میگوید دیشب من و خانواده به دلیل فقر، شام نتوانستیم تهیه کنیم. جمعی واسطه میشوند تا سید او را بپذیرد. اطرافیان می پرسند مگر این منبری چه گفت که مستحق چنین عقوبتی بود؟ معلوم میشود آن آقای منبری بالای منبر جمعی از مردم شهر را به گناهکار بودن متهم کرده. منبری از سید میپرسد خدا وکیلی مگر آنها که من گفتم فاسق و فاجر نبودند؟ آیت الله در پاسخ میگوید پیش از شما خداوند از فسق آنان خبردار بوده ولی آیا تا به حال دیده اید خداوند درنا دست بگیرد و اعلام کند که فلان بنده ی من گناه کرده است؟ شما هم خوی خدایی پیدا کنید. فوری بالای منبر آبروی مردم را نبرید. این اهتمام به حرمت مردم بوده که باعث می شده سید ابوالحسن اصفهانی این قدر پیش مردم حرمت پیدا کند.

 

۰۵ ارديبهشت ۱۳۸۶
رادیو

 

دیروز سالگرد رادیو بود. رادیو رسانه ویژه ای است. به نوعی رسانه خلوت آدم هاست که ارتباط آرامی با مخاطب برقرار می کند. من از سال ۶۲ تا ۶۷ مدیر رادیو ایران بودم. دفتر رادیو در میدان ارگ بود. آن جا نوار تولید و با اتومبیل نوارها به ساختمان پخش در جام جم منتقل می شد و آن جا پخش می کردند. فکس و اینترنت هم نبود. برنامه های جدیدی را در آن دوران جنگ راه انداری کردیم. یکی از آن ها "سلام صبح به خیر" بود. صدای زوزه ی آژیر زرد و قرمز با جمله ی "توجه توجه صدایی که هم اکنون می شنوید علامت خطر یا وضعیت قرمز است" را تقریباً هر روز پخش می کردیم؛ گاهی هم چند بار در روز. من خاطرات فراوانی از دوران رادیو دارم. رابطه ی خوبی با همکاران رادیو داشتم. وقتی من رفتم تضاد تندی بین جدیدی ها و قدیمی ها بود. در دوران های اخیر رادیو شبکه های فراوان و تخصصی پیدا کرده است. این اقدام پسندیده و مفیدی است. حضور نسبتاً طولانی مدت آقای خجسته به عنوان مدیر رادیو و خوش ذوقی ها و ابتکار عمل ها و مصونیت هایی که دارد خیلی به ایجاد این فضای متنوع کمک کرده است. دیروز در رادیو گفت و گو که از ابتکارات جالب دوران فعلی است، میزگردی در مورد روز رادیو گذاشته بودند. من هم تلفنی مهمانشان بودم. بحث گرمی شد. این که رادیو گفت و گو، که البته روزانه ۶ ساعت و فقط در استان تهران پخش می شود، فضا ی گفت و گو را کمی باز کرده و با ماها هم مصاحبه می کند، جای تقدیر دارد. یک بار دیگر هم مصاحبه طولانی ای با من کرده - شاید نزدیک به دو ساعت – و پخش کرد؛ آقای شهیدی فر که از سرمایه های صدا و سیماست مصاحبه کننده بود. به یاد آن ایام که در رادیو بودم برای همه ی همکاران آن روز خودم و همه ی کسانی که از افتتاح رادیو، این رسانه ی صمیمی تلاش کرده اند و زنده اند آرزوی توفیق دارم و برای آنان هم که رفته اند امید بخشش و رحمت الهی. رادیو رسانه ایست که همیشه ماندگار خواهد بود و رسانه های دیگر نمی توانند آن را حذف کنند.

 

۰۴ ارديبهشت ۱۳۸۶
بی حرمتی به جامعه

 

این روزها، بیشتر خیابان های تهران محلّ بازرسی خانم ها شده است. بدحجاب می گیرند. تقریباً هر ساله نزدیک تابستان این اتفاق می افتد. با حجم تبلیغاتی و عملیاتی گسترده تری این کار شروع شده است. در دانشگاه ها، خیابان ها، محیط های کار نگرانی های فراوانی – نه تنها برای بدحجاب ها – که برای بیشتر خانم ها به وجود آمده. خیلی معتقدند بر اساس ضرب المثل معروف، اول قطع می کنند، بعد می شمارند. به همه تذکر می دهند. خیلی ها از اهانت می ترسند. ابراز نگرانی امروز رئیس قوه قضائیه از این طرح نشان میدهد، اخبار این نگرانی عمومی به ایشان نیز رسیده است. خود این ایجاد ناامنی در خانواده ها، بی حرمتی به جامعه، که حرمتشان از واجبات است، رواج ریاکاری و دوروئی گناهانی بیشتر از بدحجابی است. حکومت وظیفه دینی دارد که در هر طرحی بیش از هر چیز حرمت مردم را پاس دارد. این کسانی که امروز در خیابان ها مورد تعقیب قرار می گیرند، عمدتاً متولدان بعد از انقلابند و همه آنان رشد یافتگان بعد از انقلاب. این همه سرمایه و امکانات این کشور که خرج مراکز دینی شده است، چه کاری برای ایجاد رابطه با این نسل و قانع کردن آنان به التزام به دستورات شرع انجام داده اند؟ آیا مصرف آن همه بیت المال و عدم توفیق در هنجار بخشی به جامعه گناه بزرگی نیست که مورد تعقیب قرار گیرد؟ با قوه قهریه و پلیس به خیابان ها ریختن که آسان ترین راه و در عین حال پرآزارترین امکان است. واقعاً این حرف آقای احمدی نژاد که وقتی در ایام تبلیغات انتخابات، می گفت مشکل جامعه ما لباس پوشیدن جوانان نیست درست است. مخاطبان باور کردند. اما حیف که ایام قبل از انتخابات طولانی نیست. زود رأی گیری می شود و مصرف شعارهای تبلیغاتی پایان می یابد. احترام به شخصیت انسان ها بنا به آموزه های دینی ما، مثل حرمت خون آنان است. البته که مواد مخدر و ناامنی های اجتماعی و فراوانی دروغ و چپاول بیت المال و ریاکاری و رشوه و تقلب هم از گناهان مسلم و بزرگی است که حتماً اگر فرصت پیش آید باید با آنها هم مبارزه شود.

 

۰۳ ارديبهشت ۱۳۸۶
سد سیوند و بگو مگوهایی با آقای بی طرف

 

چند روز پیش یک خبرنگار باذوق از من پرسید که اگر قرار باشد علیه فیلم ۳۰۰ بنویسی یا علیه آب گیری سیوند، کدام یک را انتخاب می کنی؟ بی تردید گفتم علیه آب گیری سد سیوند. در دانشگاه مشهد گفتند که سد در دوران آقای خاتمی ساخته شده، گفتم خود آقای خاتمی هم حتماً بر این باور است که ایران مهم تر از دولت خاتمی و احمدی نژاد است. بعد خاطراتم را از دولت گفتم که چه قدر آقای خاتمی وقتی صحبت ساخت این سد شد، در مورد مسأله ی آثار باستانی و پاسارگاد حساسیت نشان می داد که آقای بی طرف گزارش هایی از کارشناسان می داد که سد برای آثار باستانی پاسارگاد مشکلی ایجاد نمی کند. تظاهرات و مقاله نویسی و حساسیت نشان دادن به تاریخ ایران که در فضای رعب آور فعلی توسط جوانان و ایران دوستان شکل می گیرد، از مهم ترین قله های افتخار است که در تاریخ ایران می ماند. من نمی دانم واقعاً آیا آب گیری این سد به پاسارگاد لطمه می زند یا نه. می دانم اخیراً گروهی از یونسکو آمده بودند و کارشناسانه در این مورد بررسی کرده اند. باید اصرار کرد نظریه ی آنان منتشر شود.

صبح امروز آقای بی طرف وزیر سابق نیرو را دیدم. جمع دیگری از دوستان هم بودند. همه به نحوی بی رحمانه به او حمله کردیم که چرا امروز در کیهان مصاحبه کرده و گفته آب گیری سد سیوند اشکالی ندارد و نباید تسلیم جوسازی شد؟ وقتی سر و صداها خوابید آقا حبیب بی طرف گفت این ها سوء استفاده کرده اند، بخش های مهمی از مصاحبه را منتشر ننموده اند. می گفت توضیح داده ام که ما در آغاز عملیاتی کردن ساخت سد گروه بزرگی از کارشناسان را مأمور کردیم تا آنان نظر بدهند و نظر کارشناسی آن ها این بود که سد به پاسارگاد آسیب نمی رساند. ما شوخی کردیم که لابد از ترس آقای خاتمی بود. چون آن روزها خیلی آقای خاتمی در دولت و غیر دولت حساسیت نشان می داد. اتفاقاً آقای خاتمی هم در ادامه آمد. بحث سیوند شد. بی آن که در جریان صحبت های ما و مصاحبه ی بی طرف باشد، حرف ها و حساسیت های آن روزهایش در دولت را گفت. گزارشی از سایت ها، وبلاگ ها، خبرهای خبرگزاری ها و مهم تر تحرکات دانشجویی در حمایت از پاسارگاد که به نوعی حمایت از هویت فرهنگی ایرانیان است، دادم. همه و به خصوص آقای خاتمی از این ایران دوستی احساس غرور می کنیم. امروز هم به نظر می رسد که باید کارشناسان واقعی نظر بدهند. اگر سیوند به آثار باستانی پاسارگاد آسیب می رساند، باید آب گیری متوقف شود. سد را می توان همه جا زد ولی تاریخ و هویت کشور را نمی توان بازسازی کرد.

 

۰۲ ارديبهشت ۱۳۸۶
بیشترین کاربران اینترنتی خاورمیانه در ایران

 

چند روز پیش در اخبار شنیدم که می گفت ایران در خاورمیانه بیشترین کاربر اینترنتی را دارد. این خبر بسیار امیدوار کننده است. به عقیده ی من مسئولان برنامه ریز کشور باید به این خبر اهمیت بدهند. مفهوم این خبر این است که جامعه تأثیرگذار ایران در همه ابعاد، جزئی از جامعه جهانی شده است؛ مثل همه ی دنیا – در حدی که فیلتر بی رحم و سنگین اجازه دهد – فکر می کند و مثل همه ی دنیا راه حل عقلانی را برای زندگی اش برمی گزیند و نیازهایش هم جزئی از نیازهای جامعه ی جهانی شده است. نمی توان برای این جامعه با معیارهای گذشته برنامه ریزی کرد. در هر جائی هم که به مفهوم این خبر توجه نمی شود، برنامه ریزی ها پاسخ مناسب نمی دهد. اگر مدیران کشور فقط به مفهوم این واقعیت که مردم ایران بیشترین کاربران اینترنتی خاورمیانه هستند توجه می کردند، خیلی از تصمیمات را جور دیگری می گرفتند.

 

8   4       ۱    ۲    ۳   ۴       3  7
© Copyright 2003-2020, Webneveshteha.com. All rights reserved.