۲۱ ارديبهشت ۱۳۸۶
آزادی تظاهرات علیه آمریکا

 

یکی از همراهان آقای خاتمی در سفر قزاقستان می گفت وقتی بحث در مورد آزادی بود، یکی گفت که در آمریکا در مقابل کاخ سفید علیه بوش شعار می دهند. پریماکف رئیس شورای امنیت روسیه پاسخ داد البته وضع ما در روسیه هم همین طور است؛ در مسکو هم جلو کرملین هزاران نفر تظاهرات می کنند و مرگ بر آمریکا می گویند. چون این حرف را پریماکف گفته بود خیلی ها خندیده بودند. در میزگرد تلویزیونی رسانه و جهان عرب هم همین اتفاق افتاد. یکی گفت که ما گروهی هستیم از اعراب ضد اسرائیل و بارها جلو کاخ سفید علیه اسرائیل و آمریکا تظاهرات راه انداخته ایم. عماد ادیب گوینده ی معروف جهان عرب گفت در کشورهای عربی که آزادی بیشتر است؛ ما هم در سراسر کشورهای عربی هر روز علیه آمریکا تظاهرات می کنیم. معلوم شد این یک طنز فراگیر و عمومی است. این هم همین جوری دیگه!

 

۲۰ ارديبهشت ۱۳۸۶
باران دیروز و دانشگاه ها

 

دیروز در غیاب آقای خاتمی جلسه ماهانه ی باران برگزار شد. من هم رفتم. سفر های آقای خاتمی در عین حال که مفید است، ولی طولانی و زیاد شده. حوزه مسائل داخلی نیز به توجه سیاسی نیاز دارد. نبود آقای خاتمی در جلسه باران کاملاً مشهود بود. سخنران جلسه آقای توفیقی وزیر سابق علوم بود که به شکل منظمی از دانشگاهها در ۸ سال اصلاحات گزارش و تحلیل داد. البته فضای اعتدال و آرامش چنان جریانات امیدوار به قدرت را در مجموعه ی باران تسخیر کرده که در جلسه فقط از آقای توفیقی دعوت کرده بودند و از آقای دکتر معین که شش سال از ۸ سال اصلاحات را وزیر بوده، و آقای توفیقی هم معاونش بوده خبری نبود. وقتی در جلسه آقای دکتر توفیقی از دکتر عارف تشکر کرد، پرروئی کردم و گفتم: و آقای دکتر معین. از حق نگذریم آقای دکتر توفیقی هم با احترام از یادآوری من تشکر کرد. آقای دکتر توفیقی حذف اختیارات هیأت امنا و نگاه انقباضی به دانشگاهها و بی اعتنایی به پارکها و مراکز رشد علمی و مخالفت با آرامش در فضای ملی را اساسی ترین نکاتی میدانست که دولت جدید روند قبلی را برهم زده است. واقعیت  این است که نگاه امنیتی و انقباضی به دانشگاهها که هم اکنون توسعه یافته در دراز مدت اثرات نامطلوبی برای حکومت و نیز فرهنگ و سیاست کشور دارد. مدیریت دانشگاهها اگر نتوانند واقعیت دانشگاه ها را بشناسند، هم زحمت خود میدارند و هم دانشگاه ها را از هویت خود دور میکنند. آقایان دکتر نیلی و کریمی هم در حاشیه ی صحبتهای آقای وزیر سابق صحبتهای دلگرم کننده ای زدند. بیطرف وزیر سابق نیرو هم معتقد بود عکس گرفتن از افراد کار خوبی نیست و میخواست دوربینم را به شوخی بگیرد که من هم موبایل بغل دستی ام را گرفتم و به ایشان دادم. گمان کرد که موبایل خودم هست. آن آقا هم فکر میکرد که چرا آقای بیطرف اینقدر طولانی موبایل او را گرفته و به کسی هم تلفن نمی زند. جلسه بی شوخی که مزه ندارد. نه تورو خدا دارد؟

 

۱۹ ارديبهشت ۱۳۸۶
امام جمعه مشهد و حکومت ملوک الطوایفی

 

در مشهد معروف بود که امام جمعه اش با موسیقی مخالف است و چون چنین است دستور داده که آموزش موسیقی متوقف شود و در هر مراسمی که موسیقی باشد شرکت نمی کند و تمام توان و قدرت خود را برای مبارزه با موسیقی به کار می گیرد. چندی پیش در مشهد به جوانی که اتفاقاً فرزند یکی از مسئولان شهر هم بود برخوردم. از این که مجبور بوده نیمه کاره کار فراگیری موسیقی را رها کند خیلی نگران بود. اخیراً هم در خبرها بود که بالاخره موسیقی در آن شهر ممنوع شده است. این در حالی است که در وزارت ارشاد همین دولت، که اتفاقاً خیلی هم مورد تأیید امام جمعه ی مشهد است، در حالی که وزیر ارشادش سردبیر کیهان بوده، اداره کلی برای ترویج و آموزش موسیقی وجود دارد. این نوع اقدامات تداعی حکومت های ملوک الطوایفی را می کند. فرض کنید در هر شهری مردم مجبور باشند سلایق امام جمعه ها و نه سلیقه سراسری قانون و حکومت را بپذیرند. چیزی از حکومت مرکزی و سیاست های کلان باقی می ماند؟

 

۱۸ ارديبهشت ۱۳۸۶
سمینار رسانه ای و وبلاگی ابوظبی

 

هفته ی گذشته در ابوظبی سمینار رسانه ای بزرگی بود که شبکه های معروف عربی و شبکه های نامدار غربی مشکلات تبلیغات و خبررسانی در جهان عرب را بررسی می کردند. رضا خاتمی هم به عنوان مهمان جلسه بود که در روز اول از تجربیات اصلاحات در ایران سخن گفت. سی ان ان، العربیه، بی بی سی ورلد، الجزیره، فاکس نیوز، تلویزیون مصر، دویچه وله، تلویزیون ابوظبی، رویتر و ال بی سی رسانه هایی بودند که در این اجلاس شرکت داشتند. هر بخشی از جلسه هم توسط یکی از این رسانه ها پخش می شد و یکی از مجریان آن شبکه ها آن را اداره می کردند. افراد زیادی از علاقه مندان به مسأله ی رسانه ثبت نام و شرکت کرده بودند. از من هم به دلیل آشنایی با جهان عرب دعوت شده بود. این که رسیدن به واقعیت در خبر کدام رسانه عربی تأثیرگذارتر است؛ چه کسانی کانال های ماهواره را پشتیبانی می کنند؛ ماجرای دارفور سودان؛ راه عمیق تر شدن اخبار جهانی دموکراسی در کشورهای عربی و رابطه ی آن با وبلاگ ها، موضوعات اساسی این جلسات بود. در دو بخش هم من صحبت کردم؛ در مورد مسائل عراق، و عمیق شدن خبر. در رابطه با عمق خبر گفتم باید خبرها از کشورها توسط کسانی تهیه شود که فقط آن کشور را از روی نوشته نشناسند. اگر خبردهی با شناخت از فرهنگ و واقعیت های جوامع نباشد، نمی تواند عمیق و همه جانبه تلقی شود. بحث های کارشناسی رسانه ای و توجه به بحران و تفاوت خبررسانی بین رسانه های غربی و عربی نکته ی مثبت این سمینار بود؛ هم می توانست رسانه های غربی را تعدیل نماید و هم رسانه های عربی را از نظر تکنیک خبری تصحیح کند. در بخش وبلاگ نویسی عربی هم بحث مفصلی شد. بر اساس گزارشی که می دادند، رابطه ی مستقیمی بین نبود دموکراسی در کشورهای عربی و رشد وبلاگ وجود داشت. در مورد چالشی هم که رسانه های اینترنتی می توانند با تلویزیون در آینده ی نه چندان دور داشته باشند، بحث و گفت و گو شد. از چند نفر از خبرنگاران سرشناس رسانه ها که در جنگ های افغانستان و عراق آسیب دیده اند نیز تقدیر شد. از اطوار بهجت خبرنگار العربیه که در سامرا کشته شد نیز تکریم به عمل آمد. مسئولان تلویزیون فاکس نیوز که افراطی ترین شبکه ی آمریکائی ای است که از بوش حمایت می کند به طور مرتب از سوی گویندگان و مجریان مورد متلک قرار می گرفت. این که در کشورهای عربی به فکر اصلاح نوع اطلاع رسانی های خود افتاده اند کار مناسبی بود. بحث های خیلی مفیدی شد که شاید خیلی ها بخشی از آن ها را دیده باشند. اگر تلویزیون ایران هم بخش هایی از آن را ترجمه و منتشر کند برای جامعه علاقه مند به اطلاع رسانی کشور می تواند مفید باشد.

 

۱۷ ارديبهشت ۱۳۸۶
موضوع پرجاذبه زنان در حوزه سیاست ایرانی در هفته گذشته

 

حوزه سیاست ایران در هفته گذشته از سه زن تأثیر پذیرفت که خودشان نقشی در بحران ها نداشتند. یکی معلم کلاس اول آقای رئیس جمهور بود که به طور تصادفی(!) با ایشان دیدار کرد و رئیس جمهور هم در یک حرکت نمادین دست معلمش را بوسید. تصادفاً دست های معلم با دست کش پوشیده شده بود که احتمالاً انصار حزب الله به این تصادف که ناشی از هوشمندی دفتر رئیس جمهور بود بی توجه بودند و کلی سر و صدا راه انداختند که چرا احمدی نژاد دست معلم پیرزن خودش را بوسیده. بخش دیگری از طرفداران رئیس جمهور هم پاسخ دادند که سن معلم بالا بوده و این حرف ها چیست و خلاصه دفاع از رئیس جمهور که بغل کردن و بوسیدن دست معلم کار صوابی است.

خانم دوم، دانشجویی بود که در سر کلاس درس، با استادش بحث و مناظره پیدا کرده و استاد در یک کار خلاف عرف و اخلاق – چنان چه نوشته اند – موهای خانم دانشجو را از زیر روسری درآورده است. این کار غریب هم باعث شد تا فضای دانشگاهها و اطراف آن با صدور بیانیه ها و تجمعات مختلف تحت تأثیر قرار گیرد.

خانم سوم ویولن زن اکراینی بود که هر شب در سالن هتلی در شرم الشیخ ویولن می زده ولی یک شب که ویولن زده چون یک نفر پای شنیدن ویولن او ننشسته بوده، ناگهان سوژه خبری دنیا شده است. وزیر خارجه ی ایران، مهمترین واقعه تاریخ سیاسی اخیر را که رویارویی مستقیم با وزیر خارجه آمریکا بود، به خاطر لباس نامناسب ویولن زن اکراینی بر هم زد. در حالی که وزیر خارجه هم می توانست مثل معاون همین رئیس جمهور به راحتی بنشیند و ویولن را گوش دهد و به آن لباس نامناسب که حتماً در شهرک تفریحی کنار دریای شرم الشیخ لباس نامناسب تر هم وجود داشته، نگاه نکند؛ ولی در عوض گامی به سمت حل مشکلات ملتش بردارد. به همین راحتی لااقل در افکار عمومی روابط دو کشور ایران و آمریکا در این مرحله خطرناک و سرنوشت ساز به لباس نامناسب آن خانم اکراینی پیوند خورد.

این هم از نقش زنان این جوری زنان در سیاست!

 

۱۶ ارديبهشت ۱۳۸۶
رضا كيانيان و هنرهايش

 

چند روز پيش آقای رضا كيانيان آمده بود تا برای شركت در نمايشگاه چوب‌ساخته‌هايش دعوت كند. قبلاً هم تلفنی گفته بود. در آن جلسه ذهن‌هامان فلاش‌بک زد به قبل از انقلاب كه من نوجوان بودم و او جوان. در يک محل، سكونت داشتيم و دوست بوديم. خوب به ياد دارم كه رضا كيانيان از همان سال‌ها هنرمند بود. برادر بزرگترش داوود هم هنرمند بزرگی بود و هم بيشتر دوست خانوادگی ما. در آغاز انقلاب، او هم مثل خيلی از روشنفكران ديگر دچار مشكلات فراوانی شد. كمی در اين جلسه از دربدری‌های اول انقلابش حرف زديم. حالش بد شد. حق داشت، وقتی دوباره به حوزه اصلی‌اش، یعنی هنر برگشت، اوج زيادی گرفت. به نوعی در جامعه هنری سينمايی سرآمد شد، به جايی رسيد كه او بايد سينما را تعريف كند نه سينما او را! اما ابعاد هنری ديگرش ناشناخته بود. يادم هست در همان سال‌های قبل از انقلاب طراحی پشت جلد خيلی از كتاب‌ها را او انجام می‌داد. اين بار اما برای معرفی يكی ديگر از هنرهايش آمده بود. نمايشگاهش در خانه هنرمندان بود. در شلوغی بعد از ظهرهای خانه هنرمندان كه علاوه بر نمايشگاه رضا، نمايشگاه تئاتر نيز در آن جا برگزار می شد، رفتم از نمايشگاه رضا كيانيان ديدن كردم. عبور يک فروند آخوند از ميان آن همه جماعت هنرمند هنردوست، آن هم در اوج دوران مبارزه با بدحجابی خيلی سخت بود. موضوع نمايشگاه انصافاً منحصر به فرد بود. به قول خودش در طول سفرهای مختلفی كه برای بازيگری به نقاط گوناگون كشور كرده بود، چوب‌هايی را جمع‌آوری كرده بود كه با دست‌كاری‌های هنرمندانه هر يک به شكل يک موجودی در آمده بودند. كمی در مورد كارهايش توضيح داد و بروبچه‌های هوادارش خيلی دور و برش را گرفته بودند. علاقه مردم به هنرمندان از مسائل ارزشمند اجتماعی است. رضا كيانيان از افتخارات ملی دوران ماست كه هنر جزئی از وجود اوست. برپایی نمايشگاه و استقبال پرشور مردم مباركش باشد.

 

۱۵ ارديبهشت ۱۳۸۶
خاطرات ورود ماهواره به ایران

 

نیمه ی دوم سال ۱۳۶۰ بود که در صدا و سیما بودم. معروف شده بود که ماهواره روی فضای ایران برنامه های تلویزیون های کشورهای دیگر را پخش می کند. هر روز به صدا و سیما گزارشی می آمد که بعضی ها نیمه شب آنتن هایشان را دستکاری می کنند و شبح هایی روی گیرنده های خود می بینند. در جلسات شورای مدیران صدا و سیما، مسئولان فنی انکار می کردند. آقای محمد هاشمی آن روزها رئیس ما بود و رئیس صدا و سیما. تلویزیون در آن ایام دو شبکه داشت که از بعد از ظهرها شروع و آخر شب هم برنامه هایش تمام می شد. در همان سال ها به ارشاد رفتم. خیلی از مسئولان فرهنگی مسأله ی ورود ماهواره را جنگ روانی می دانستند ولی همه در این باره که اگر این پدیده به ایران بیاید چه خواهد شد صحبت می کردند؛ ولی معمولاً همه چشم هایشان را روی این واقعیت می بستند. سال ۱۳۶۷ بود؛ یک روز در خیابان جمهوری تهران در یک ساختمان بلندی که مربوط به مجله ی "العالم" بود جلسه داشتم. یکی از کارمندان آن جا من را به کنار پنجره برد، ده دوازده ساختمان را دیدم که دیش داشتند. آن جا برای اولین بار چشمم به دیش ماهواره در ایران روشن شد! چند سال بعد فراگیر شد؛ خیلی سریع. وقتی همه ی مسئولان احتمالاً در یک ساختمان چند طبقه آن را دیده بودند، دیگر در جلسات عالی رتبه ی فرهنگی که من هم معمولاً عضو آن بودم کسی در مورد ماهواره حرف نمی زد. ماهواره دیگر آمده بود. این خصوصیت تکنولوژی نوین است که بی اجازه و باسرعت وارد می شود. مقاومت اولیه به جای برنامه ریزی استفاده ی صحیح از آن هم خصوصیت ما و خیلی از کشورهاست. دیروز از جلو آن ساختمان در خیابان جمهوری اسلامی رد می شدم؛ یاد آن خاطرات افتادم.

 

۱۴ ارديبهشت ۱۳۸۶
نمایشگاه کتاب امسال و مصلی

 

نمایشگاه کتاب همیشه یک گردهمایی بزرگ و خودجوش فرهنگی بوده است. امسال احساس کردم کمی نمایشگاه بی روح شده. حضور نمایشگاه مطبوعات در کنار نمایشگاه کتاب در سالهای اخیر فضای نمایشگاه را سیاسی و با نشاط تر میکرد. امسال نمایشگاه مطبوعات را حذف کرده اند. دیروز رفته بودم نمایشگاه کتاب. امسال نمایشگاه در مصلی تهران برگزار میشود. البته ما که نفهمیدیم چرا بعد از نزدیک به بیست سال کار و آن همه مخارج هنوز ساختمان مصلا تمام نشده و نماز جمعه هم چنان در دانشگاه تهران اقامه میشود؟ محل مصلی جای خوبی برای نمایشگاه نیست. آقای احمدی نژاد از دوران شهرداری اصرار داشت که نمایشگاه از محل دائمی به جای دیگر منتقل شود. تنها باری که ایشان در دوران معاونت ریاست جمهوری به دفتر من آمدند برای حل اختلاف محل نمایشگاه بود. روز عجیبی بود. آخر هم با ناراحتی جلسه را ترک کرد و رفت. شاید یک روزی مفصل آن بحث ها را بنویسم و نظرات آقای شریعتمدار وزیر بازرگانی وقت را که طرف دیگر اختلاف بودند. همه ی ناشران در مصلی در محوطه ی کوچکی هستند. آنقدر جمعیت در این محل کوچک متراکم شده بود که به جای دیدن کتابها می شد آنجا را مرکز دیدار با جمعیت فشرده در سالنی کوچک نامگذاری کرد. چه اسم سینمایی ای شد! بعضی ناشران از وضعیت شدید سانسور در این سالها حرف میزدند. مثلاً در یک مورد ناشری می گفت دیکشنری هم امسال مورد ارزیابی قرار گرفته است. تخصص و توجه ویژه کیهان از دیر زمان حوزه ی کتاب بوده است و حساسیت های این چنینی در دوران وزارت سردبیر سابق کیهان خیلی غیرطبیعی نمی نمود. بعضی ها هم از عدم اعطای مجوز نشر کتاب حرف میزدند. گفتم نمونه ی باز آن خودم هستم که جلد سوم کتاب وبلاگم با نام "تا بعد" یک سال و نیم است که در انتظار مجوز است و هیچ پاسخی نمیدهند. با خانم پوران شریعت رضوی در غرفه ی کتابهای مرحوم شریعتی صحبت کردم. خیلی از اینکه کتابهای شریعتی را ناشران دیگر چاپ میکنند و حق التالیف نمی دهند گلایه داشت. آقایان چمران و خادم را هم دیدم. کمی خواستم در مورد وضع شورای شهر و انتخاب شهردار حرف بزنم که خیلی رسمی پاسخ داد و می گفت ما در آنجا فقط به فکر خدمت به مردمیم! حالا از این حرفها گذشته، سری به نمایشگاه بزنید. کتاب خواندن می تواند عامل رشد ماها باشد.

 

۱۳ ارديبهشت ۱۳۸۶
شرم الشیخ یک فرصت است

 

تصمیم هیأت ایرانی برای شرکت در اجلاس شرم الشیخ که در آن وزیر امور خارجه ی آمریکا نیز حضور دارد، میتواند به راهگشاترین اقدام در شرایط فعلی کشور منجر شود. گرچه اصل این حضور خیلی از یخ های روابط دو جانبه ایران و آمریکا را ذوب کند. واقعیت این است که در شرایط فعلی آمریکا پرونده ی هسته ای ایران را در دست دارد و همه ی خطرات احتمالی علیه ایران از سوی آمریکا سازماندهی میشود و مذاکره با آمریکا از طریق واسطه ها بیشتر به حل مشکلات واسطه ها می انجامد تا حل مشکل ایران. وظیفه ی حکومت است که از هر مناسبتی برای کم کردن نگرانی و مشکلات مردم بهره بگیرد. در گذشته چه در دوران اصلاحات و چه قبل از آن خیلی فرصت سوزی به ضرر ملت ایران انجام شده است. اکنون این اجلاس یک فرصت دیگری است که ایران یا از آن بهره میگیرد و یا ورقی بر اوراق فرصت سوزی ها اضافه میشود. انتظار این است که از این فرصت علاوه بر حل مشکلات مردم عراق، مشکلات مردم ایران نیز در دستور کار مسئولان ایرانی قرار گیرد.

 

۱۲ ارديبهشت ۱۳۸۶
فشار های داخلی فراگیر بر مردم

 

من با توجه به تجربیات سیاسی ام نتوانسته ام برای این سؤال پاسخی پیدا کنم که چرا در شرایط فعلی این قدر فشارهای داخلی بر مردم که به طور مستقیم آنها را درگیر می کند افزایش یافته است. یادم هست که معمولاً وقتی قرار بود در دولت تصمیم مهمی گرفته شود بیشتر از هر چیز به تأثیر آن بر جامعه فکر میکردند و مواظب بودند حتی اگر تصمیمی کاملاً لازم هم باشد، اگر دولت را رویاروی حتی بخش کوچکی از مردم هم قرار میدهد، آن تصمیم را نگیرند و یا تدریجی بگیرند. این قاعده همه ی دولتها برای حفظ و بقای هر نظامی در جهان است. اما می بینیم که: در آستانه ی روز کارگر و معلم، هر دو قشر با دولت مشکل دارند و مسائلشان با دولت حل نشده؛ حمله ی گسترده به نام مبارزه با بد حجابی، فضای نگرانی فراگیری در خانواده ها ایجاد کرده؛ دانشگاهها ملتهب شده است؛ مسائل مختلف و تصمیمات گوناگون در مسئله ی بنزین و کارتی شدن فروش آن و به طبع شایعه کوپنی شدن و یا افزایش قیمت، بخش زیادی از مردم را مخاطب و درگیر کرده است. مجموعه اینها باهم و هم زمان، در کنار اضطراب های ناشی از مسائل هسته ای و تحریم، به نحو بی سابقه ای فشار ایجاد کرده و میتواند جامعه را بیش از پیش آسیب پذیر کند. یا دولت به افکار عمومی خیلی بی اعتنا شده و یا خود به دلایلی تصور میکند که ذهن جامعه باید با مسائلی درگیر باشد یا خوشبینانه ترش اینکه چون هر یک از این تصمیمات در حوزه های جداگانه ای اتخاذ میشود، به صورت کلان به حجم فشارهایی که به جامعه در حال انتقال است، کسی توجه نکرده است. در هر صورت باید مسئولان ارشد دستگاههای نظام خطر را احساس کنند.

حالا یکی هم نیست که به من بگه کی به حرف تو میکنه که بیانیه صادر میکنی! اصلاً روز کارگر و معلم بر همه ی کارگران و معلمان کشورمان مبارک باشد.

 

8   4       ۱    ۲   ۳    ۴       3  7
© Copyright 2003-2020, Webneveshteha.com. All rights reserved.