۱۱ ارديبهشت ۱۳۸۵
ساختار شخصيت صابری

 

كيومرث صابری را ملت ايران به نام "گل آقا" می شناسند. واقعاً هم گل بود و هم آقا. از بهترين دوستانی بود كه در زندگی داشتم.

از وقتی هفته نامه ی گل آقا را منتشر می كرد، شب های جمعه ی اول ماه رمضان را افطاری می داد. تركيب جمعيت حاضر در آن جلسه بيشتر شبيه يک معجزه بود كه جز در سايه ی شخصيت صابری، امكان جمع شدن چنين جمع متفاوت و متضادی در زير هيچ سقفی وجود نداشت.

براي اين كه دليل اين فراگيری شخصيت او را دريابيم لازم است به چند نكته توجه كنيم:

۱. صابری قبل از انقلاب معلم بود.  در دوران معلمی در تهران بنا به روايت خودش به همه جا سر زده بود. عمق و درون جامعه را شناخته بود. جوانی كرده بود و ابايی هم نداشت كه از اين سير طبيعی زندگی اش ياد كند و حتی از آينده ی خيلی از جوان هايی كه در دوران اوليه پس از انقلاب جوانی نكرده بودند نگران باشد.

۲. صابری با آشنايی با جريانات مبارز و درگير با حكومت شاه و به خصوص با بخشی از روحانيون و مذهبی های اهل مبارزه ارتباط داشت. بيشترين آشنايی او با مرحوم شهيد رجايی بود كه همكار بودند. هر دو معلم.آشنايي او با جريان مذهبی و اصيل قبل از انقلاب نقطه ی عطفی بود كه شخصيت او را تكميل می كرد.

۳. پس از پيروزی انقلاب، به دليل آشنايی قبلی با مرحوم رجايی در سيستم حكومتی وارد شد. مشاور رجايی بود. بعد از شهادت رجايی نيز همين سمت مشاورت را در دوران رياست جمهوری آيت الله خامنه ای حفظ كرد. انديشه ی والا، انضباط فكری، انصاف كم نظير و قلم و زبان شيوا و پر لطافت او باعث می شد كه مشاور پركاری براي هر دو رييس جمهور باشد و طبعاً در جريان بسياری از حوادث پشت پرده و مشكلات كشور قرار گيرد. اين ورود جدی در سياست و آشنايی با واقعيت قدرت و شناخت روحيه و درون افراد سياستگزار بعد از انقلاب بخش ديگری از شخصيت تكامل يافته ی صابری بود.

صابری وقتی طنز رسمی بعد از انقلاب خود را در روزنامه ی اطلاعات آغاز كرد كه اين مراحل را در زندگی پشت سر گذاشته بود؛ و وقتی مجله ی گل آقا را منتشر كرد كه قلم طنزپرداز او مورد پذيرش جامعه و حكومت قرار داشت.

اين سرمايه ی صابری بود كه راه طنز سياسی را در ايران با روايت و انصاف و واقع بينی باز كرد. به همين دليل است كه صابری حق بزرگی بر گردن طنز بعد از انقلاب دارد و خواهد داشت. شايد خيلی از طنزپردازان بعد ها با جسارت بيشتری نوشتند و مكاتب ديگری را آوردند و حتی با صابری مخالفت كردند اما خود آنان نيز اگر اندكی انصاف داشته باشند نمی توانند نقش اصلی صابری را برای هموار كردن مسير طنز سياسی بعد از انقلاب را ناديده بگيرند.

گرچه بعد از دو سال هنوز نمی توانم باور كنم صابری نيست و صدای شليك خنده ويژه ای كه مال او بود، هنوز در گوشم هست ولی تقديرات را بايد پذيرفت. روحش شاد. به همسرش و فرزندش و بازماندگانش تسليت می گويم.

 

۱۰ ارديبهشت ۱۳۸۵
دعای قرآنی در محیط کاملا مورد اطمینان

 

چند روز پیش در سر چهار راه کاغذ تبلیغاتی به اتومبیل ها می دادند؛ یکی هم گیر من آمد. با تیتر درشت نوشته بود "مژده، مژده، با قرآن مشکلات خود را حل کنید" در زیر تیتر آورده: در مهمانی های شما (بالای پنج نفر) شرکت خواهم کرد. علوم ماوراء الطبیعه خرافات نیست، بلکه یک علم پیچیده است و قدمت طولانی دارد. با تعیین وقت قبلی. با آوردن آگهی از ۱۰% تخفیف برخوردار شوید. در محیط کاملا مورد اطمینان، هزینه ی مناسب، نتیجه ی خوب، با توکل به خدا. همه روزه از ساعت ۳  تا ۹ شب. سید. همراه ....۰۹۱۲۲۱/ تلفن ...۷۷۵۷

این کاغذ را به خیلی از بزرگان دینی نشان دادم. از این که دین خداوند چنین اسباب بی پروای کسب و کار است ابراز ناراحتی می کردند. اما من فکر می کردم که وقتی در سطوح رسمی تر از ارتباطات معنوی و مقدسات برای حل مشکلات جاری استفاده می شود، چرا این بنده ی خدا زندگی خود و زن و بچه اش را با این کارها تأ مین نکند؟!

 

۰۹ ارديبهشت ۱۳۸۵
روزنامه ی کارگزاران

 

از امروز روزنامه ی "کارگزاران" به عنوان ارگان حزب کارگزاران سازندگی منتشر شد. چندی پیش خبر آن را یکی از اعضای شورای مرکزی آن حزب مطرح کرد؛ ولی بعد ها فهمیدم که غلام حسین کرباسچی که در زمان شهرداریش روزنامه ی همشهری را پایه گذاری کرد، و سپس روزنامه ی هم میهن را، گرداننده ی اصلی این روزنامه است. به ایشان زنگ زدم و تبریک گفتم. گر چه اسم روزنامه کارگزاران است، ولی با اطلاعاتی که دارم، حزب کارگزاران به عنوان یک تشکیلات فعالیت جدی ندارد و نمی تواند سیاست گذاری مدون و مرتب برای روزنامه داشته باشد و طبعا روزنامه ی کارگزاران یک روزنامه ی عمومی، در مسیر عمومی اصلاح طلبی و نقد روشهای نا پسندیده ی فعلی است.

شرایط چند ماهه ی پس از انتخابات ریاست جمهوری و دست یافتن رادیکال ترین بخش جناح راست به حکومت باعث شده که در عرصه ی مطبوعات، با انتخاب سردبیر کیهان به عنوان وزیر مربوطه، همه ی مطبوعات وابسته به دولت با سرعت غیر قابل پیش بینی به سمت کیهانیزه شدن بروند. مثلا به سختی می توان قضاوت کرد که روزنامه های فعلی ایران، جام جم، جوان، سیاست روز، و یا حتی در بسیاری از موارد صدا و سیما کیهانی ترند یا خود کیهان.

در این شرایط ورود روزنامه ی کارگزاران، که با ارتباط وسیعی که با مدیران صنعتی، اقتصادی، و اجرایی پر تجربه ی کشور دارد، بهتر از هر رسانه ی دیگری می تواند نقد عالمانه از دولت فعلی داشته باشد مغتنم و قابل تقدیر است.

به حزب کارگزاران و به دوست خوبم غلام حسین کرباسچی راه اندازی روزنامه ی کارگزاران را تبریک می گویم.

 

۰۸ ارديبهشت ۱۳۸۵
چند نکته از یادداشتهای هفته ی گذشته

 

امروز همین جوری چند نکته از یادداشتهای هفته گذشته را می نویسم:

= در جلسه ی موسسه ی باران بحث آماری و تحلیلی در مورد سیاست خارجی ارائه شد که مشخص می کرد ما در خرداد ۷۶ کجا بودیم و آخر دوره به کجا رسیدیم و امروز با چه سرعتی داریم مسیر دیگری را می رویم. کاش آقایان سرمدی و عادلی و به خصوص آقایان صدر و امین زاده مقاله ی خود را حتی با سانسور منتشر کنند. صدر ثابت کرد که انزوا مقدمه ی حمله است و هر سخن و کاری که ما را منزوی کند، بهترین خدمت به آمریکاست.

= آقای عارف معاون اول سابق را دیدم؛ می گفت به خاطر ابلاغ یک مصوبه ی دولت در مورد توسعه ی آب یکی از مناطق، دعوت به بازجوئی شده است. معنای دیگر این حرف این است که معاون اول حق داشته باشد مصوبه ی دولت را لغو کند. آقای عارف هم که جنتلمن! حسابی جا خورده بود و گیج شده بود.

= در جلسه ی مجمع روحانیون مبارز، دوستان دفتر مشهد آمده بودند. می گفتند که امام جمعه ی مشهد این هفته معجزه هسته ای نقل کرده و گفته کار هسته ای گیر کرده بوده و یکی از مسئولان هسته ای به حرم امام رضا مشرف می شود و از امام رضا می خواهد و بلافاصله به او خبر می دهند که مشکل، حل شد و ما کشور هسته ای شدیم. فکر می کردم شوخی می کنند ولی ظاهرا به همین راحتی با احساسات دینی مردم بازی می شود.

= خانم ابتکار را دیدم. برنده ی جایزه زمین شده بود. تبریک گفتم. قرار شد توضیحات بیشتر و ویژه تری بدهد که من هم بنویسم ولی تا حالا که خبری از او نشده. فعالیتهایش برای محیط زیست مورد تقدیر جهان قرار گرفته است.

= رفته بودیم منزل آقای عبدالله نوری. دوباره دیسک گردنش عود کرده بود. عبای زمستانی کلفت پوشیده بود و کیسه ی آب گرم. آقای اشکوری داشت سخنرانی می کرد و رابطه ی وحی و عقل را بحث می کرد. مرتب کلمه ی گزاره را تکرار می کرد. محمد عطریان هم پیله کرده بود و اطرافیانش را وسط سخنرانی امتحان می کرد و از یکی یکی می پرسید معنای گزاره چیست و هر کسی چیزی می گفت. دست آخر هم که آقای کروبی آمده بود و کنار آقای نوری نشسته بود گفت یک عکس از این دو تا بگیر و زیرش بنویس مظهر امید و نا امیدی.

این هم از نوشته ی همین جوری امروز من.

 

۰۷ ارديبهشت ۱۳۸۵
مجمع روحانيون مبارز و انتخابات خبرگان

 

مسئله انتخابات خبرگان به دليل بافت روحاني مجمع روحانيون مبارز طبعاً از اهميت بالايي برخوردار است. در دور گذشته نيز آقاي خاتمي كه رئيس جمهور بود خيلي اصرار داشت به هر شكل ممكن افراد حائز شرايط كانديدا شوند. اما وقتي موج رد صلاحيت هاي گسترده توسط شوراي نگهبان كه در نهايت به رد صلاحيت آية الله موسوي خوئيني كه امام رسماً اجتهاد ايشان را اعلام كرده بودند رسيد باعث شد تا مجمع روحانيون مبارز از كانديداهايش بخواهد انصراف دهند و در انتخابات شركت نكنند.

 اين بار و براي انتخابات دور آينده مجلس خبرگان از قبل از انتخابات رياست جمهوري و زماني كه هنوز آية الله كروبي دبير كل مجمع روحانيون مبارز بود،به طور پراكنده بحث اهميت مجلس خبرگان در مجمع مورد توجه قرار گرفت.دو اشكال اساسي ذهن اكثريت اعضاي مجمع را به خود مشغول كرده بود. يكي مرجع تشخيص صلاحيت ها بود كه از يك سو شوراي نگهبان بي طرفي خود را در انتخاب هاي مختلف و به خصوص انتخابات انتخابات مجلس هفتم به اعتقاد خدشه دار كرده بود و از يك سوي ديگر شوراي نگهبان خود هم كانديدا بود و هم مرجع تعيين صلاحيت. ضمن آنكه شوراي نگهبان منتخب رهبري بودند و مي خواستند كه صلاحيت كساني را كه مي خواهند رهبر انتخاب كنند و نظارت بر عملكرد وي را داشته باشند تاييد نمايند. اين ها اشكالات حقوقي بود . يك اشكال مبنايي ديگر هم مطرح بود: رهبر فقط ولي فقيه نيست كه تنها مجتهدان در مجلس خبرگان عضو باشند. وظايف ديگري هم دارد.فرماندهي كل قوا ، رياست صدا و سيما، هماهنگي قوا، تعيين سياست هاي كلي نظام. خبرگان بايد صلاحيت اين را داشته باشند كه رهبري را انتخاب نمايند تا اين خصوصيات را نيز داشته باشد. طبعاً وجود غير مجتهدان نيز ضروري بود. در مجمع در اين مورد خيلي بحث شد. اما علي رغم اين كه چنين نشده دوباره بحث خبرگان در چند جلسه دو سه ماهه اخير به تفصيل مطرح شد بعضي ها در شرايط فعلي با اصل شركت در انتخابات مخالف بودند. معتقد بودند كه مثل سريال هاي تجربه شده گذشته در عمل سياست حذف همه نيرو هايي كه هم سو با انديشه هاي مجمع باشندعملي مي شود. در مقابل اكثريت مجمع معتقد بودند كه با توجه به اهميت جايگاه مجلس خبرگان، شركت در ان و امكان نظارت بر نهادهاي تحت نظر رهبري و تنظيم قانوني بسياري از مسائل از اهميت ويژه اي برخورداراست كه نمي تواند مانع از شركت در انتخابات باشد. البته و طبعاً در نهايت عملكرد دست اندركاران تشخيص صلاحيت ها مي تواند تاثير كلي در اين مسئله نيز داشته باشد. در ابتدا نياز بود كه از سراسر كشور افرادي كه امكان كانديدا شدن دارند شناسايي شوند. مجمع و مدرسين قم نيز كه از تشكيلات روحاني هم سو هستند افرادي را شناسايي كرده بودند.

يكي دو جلسه هماهنگي با ان ها توسط آية الله موسوي خوئيني و بعضي دوستان برگزار شد. در جلسه دو هفته قبل مجمع نيز كميته سه نفري كه ارتباطات بيشتري با حوزه دارند انتخاب شدند تا ليست اوليه اي انتخاب كنند ، ديشب جلسه شوراي مركزي مجمع روحانيون مبارز بود. در اين جاسه گزارشي از جلسه اي كه دو سه روز قبل با مجمع مدرسين تشكيل شد و در آن اين اعضا و آية الله خوئيني و جمع ديگري از اعضاي مجمع روحانيون مبارز در آن شركت داشتند ارائه شد. قرار شده بود كه افراد منتخب مجمع روحانيون با كميته مجمع مدرسين ليست افراد پيشنهادي از سراسر كشور را بررسي و در فرصت كوتاهي به جلسه ارائه كنند. البته حزب اعتماد ملي هم مكمل اين دو جريان است كه قرار شد در ارائه اين هماهنگي ها و قبل از هر اقدامي يكي از مسئولان عالي رتبه مجمع در اين هفته با اية الله كروبي ديدار كند تا نهايتاً ليست افراد پيشنهادي اين سه تشكل با مشورت اين سه گروه مشخص شود تا اگر خدا بخواهد ليست مشترك ارائه گردد. حزب اعتماد ملي به خاطر آن كه رهبري آن را آية الله كروبي دارد و ايشان از آشناترين افراد كشور به حوزه روحانيت و بافت سياسي كشور هستند نقش مهمي را در انتخابات خبرگان بر عهده دارند.

البته گروه هاي هم سو نيز اعلام كرده اند كه در مجلس خبرگان نقش پيشتازي براي گروه هاي روحاني، به خصوص مجمع روحانيون قائل هستند. كه اين نيز گام مثبتي است.

بر اساس مباني عقلاني نيز گمان مي رود دست اندركاران تشخيص صلاحيت ها و برگزاركنندگان انتخابات براي تقويت مجلس خبرگان كه در نتيجه به تقويت جايگاه رهبري مي انجامد زمينه حضور را فراهم كنند. ما بر اين اساس هم چنان اعتقاد داريم بر اساس وظيفه انقلابي و اسلامي تلاش كنيم. تا دست اندركاران چه بخواهند و در نهايت چه شود.

 

۰۶ ارديبهشت ۱۳۸۵
نوع جدید تکذیب های سیاسی

 

معمولا چون سیاستمداران آدم های مشهوری هستند، گاهی در رسانه های مختلف سخنان دروغی از آنان نقل می شود که تکذیب می کنند. گاهی هم حرفی نمی بایست منتشر شود ولی رسانه ای آن را منتشر می کند، آن را هم احیانا به نوعی تصحیح می کنند. ولی روش فعلی در حوزه ی ریاست جمهوری ایران بدیع است. حرف های اعلام شده در تلویزیون و یا سخنانی که فیلم و تصویر و صدای آن در دسترس همگان است تکذیب می شود؛ مثل حرف معروف آقای احمدی نژاد که گفته بودند پول نفت را بر سر سفره ی مردم می آورند؛ و یا تکذیب مسأله ی هاله ی نور که تصویرش در بازار و در اینترنت، در داخل و خارج در دسترس همگان است.

این کار در دراز مدت ضربه ی سخت تری در پی دارد و آن این که هیچ وقت حرف های علنی و رسمی رئیس جمهور اطمینان آور نمی باشد. باید قبول کرد که مردم حافظه هم دارند.

 

۰۵ ارديبهشت ۱۳۸۵
راديو، رسانه ی صميمی و متواضع

 

دیروز شصت و ششمین سالگرد رادیو بود. كار در رسانه ی راديو، با يك نوع صميميت، تواضع و مهربانی همراه است. در راديو مجری ديده نمی شود؛ اسامی عوامل فنی بر صفحه ی تلويزيون نمی آيد؛ دست اندركاران را در كوچه و خيابان به يكديگر نشان نمی دهند؛ اينهاست كه تواضع و صميميت را ايجاد می كند. مجريان راديو خيلی هنرمندتر از مجريان تلويزيون هستند؛ آنان برای انتقال مفهوم از چهره، حركات دست و صورت و چشم و اشاره می توانند بهره بگيرند، اما گويندگان راديو فقط بايد همه ی احساس خود را از طريق حنجره ی خود به مخاطب منتقل كنند. من در سخت ترين روزهای جنگ از سال ۶۲ تا ۶۶ مدير راديو بودم. در آن روزها جنگ شهری آغاز شده بود، بمباران هوايی و يا موشک پرانی همه ی مردم را درگير مستقيم جنگ كرده بود. تلويزيون كشور تنها دو كانال داشت  كه از ساعت ۴ و ۵ بعد از ظهر شروع می شد و ساعت ۱۱ و ۱۲ تمام. بسياری از ساعات شب هم برق نبود. همه ی اين ها باعث می شد تا راديو رسانه ی اصلی كشور در آن روزها باشد.

راديو آن روزها رسالت های متفاوت و احياناً متناقضی هم داشت؛ از يک سو می بايست از جنگ و جبهه حرف بزند كه اصلی ترين مسأله ی كشور بود، از سوی ديگر می بايست به مردم روحيه بدهد و شادی بيافريند و همه ی اين ها در حالی بود كه نه سياست پخش موسيقی روشن بود و نه حدود طنز و نه حتی استفاده از قالب های نمايشی. امكان همكاری نيروهای فكری كه نمايندگان انقلاب بودند و نيروهای فنی و توليدی كه كار رسانه ای بلد بودند هم يكی از مشكلات بود.

اما واقعاً همكاران آن روزها خيلی صادقانه تلاش كردند كه هم جنگ اداره شود و هم در كنارصدای وحشتناک آژير حمله، لبخندی هم بر لب های ملت بنشيند.

اين حرف را آن روزها بر و بچه های راديو زياد می گفتند: "تا كسی عاشق كار راديو نباشد، به راديو نمی آيد." مظلوم ترين بخش، رسانه ی راديو بوده و هست؛ از زمانی كه رقيب قدرتمندی مثل تلويزيون با بودجه های كلان و شهرت سازی كم نظير به وجود آمد، همواره به راديو به چشم بچه صيغه ای سازمان صدا و سيما نگاه می شد. با آنكه راديو در بسياری از موارد فراگيرتر و جدی تر از تلويزيون بوده است. در آن دوران كه من مدير راديو بودم، غير از شبكه ی سراسری، راديو قرآن و راديو جبهه افتتاح و راديو دريا دوباره به كار مشغول شد. اكنون راديو های تخصصی گوناگونی هست كه راه اندازی آنان كار مفيد و در خور تقديری است.

به راديوهای استانی نيز بايد توجه ويژه ای شود. اين كار باعث تقويت فرهنگ های محلی می شود و بر تعداد مخاطبان می افزايد. در آن ايام اعتقاد ما بر اين بود كه حتی در برنامه های سراسری مثل اخبار، مخاطب علاقه مند است به جای آن كه بشنود "اين ج‍ا تهران است صدای جمهوری اسلام ايران"، بشنود اين جا مركز استان خودشان است.

 

۰۴ ارديبهشت ۱۳۸۵
تصمیم جدیدآقای احمدی نژاد در مورد زنان

 

در دو مطلب جدیدی که از آقای احمدی نژاد در این یکی دو روزه نقل شده، . یکی آن که با روش های چماقی علیه بد حجابی مخالفت کرده اند و دیگر آن که در دستور العملی از رئیس سازمان تربیت بدنی خواسته اند که زمینه ی حضور زنان را در استادیوم های ورزشی را فراهم کنند.

البته باید منتظر ماند و در عمل دید که چه اتفاقی می افتد، ولی خوشبختانه آقای احمدی نژاد این شانس را دارد که دستگاه های مختلف، مثل سابق برای مخالفت با رئیس جمهور اقداماتی کار شکنانه بر علیه نظر ایشان نمی کنند. حضور زنان در استادیوم های ورزشی به یک معضل تبدیل شده بود. اخیرا که جمع اندکی که در دوران آقای احمدی نژاد به استادیوم رفته بودند مدت کوتاهی ربوده شدند و تعدادی از آنان مضروب شدند.

فراموش نمی کنم یک بار که در استقبال از تیم ملی ایران پس از پیروزی در استرالیا که مقدمه ی رفتن به جام جهانی شد و شادی سراسری ملی را در پی داشت، دختران و پسران برای تجلیل از آنان به استادیوم ورزشی رفته بودند. در آن بعد از ظهر چه فشاری بر دفتر رئیس جمهور و رئیس سازمان تربیت بدنی وقت آمد که دختران را باید از آن جا بیرون کنند. ما به جای ابراز خوشحالی از این پیروزی، همه اش در فکر این بودیم که در برابر این فشارها چه کنیم. کاش می شد بیشتر از این توضیح داد. این را در پاسخ به دوست خبرنگاری می نوشتم که صبح امروز از من پرسید چرا این دستور را آقای خاتمی نداد.

وافعیت این است که ورزش، زن و مرد نمی شناسد. دخترانی هم که به خصوص به دیدن فوتبال علاقه مندند از پسران کمتر نیستند. من نمی دانم چرا – شاید به خاطر گذشته و شاید هم به خاطر بد بینی الکی و شاید هم به خاطر اطلاعاتی که دارم – گمان نمی کنم در عمل این تصمیم رئیس جمهور اجرایی شود، ولی اگر بشود چه شود. آقای احمدی نژاد با شعار "ما می توانیم" آماده است؛ امیدواریم بتواند، تا نسل جوان دختر و پسر ما بتوانند بازی قهرمانان مورد علاقه ی خود را ببینند. استدلال گذشته ما هم که شنیده نمی شد این بود که: حضور خانم ها در استادیوم باعث حفظ متانت و ادب بیشتر می شود و تبعیض جنسیتی هم در دیدن فوتبال، که امری شرعی و قانونی است از بین می رود.

 

۰۳ ارديبهشت ۱۳۸۵
به یاد سعدی شیرازی

 

اجلِّ کائنات از روی ظاهر آدمی است و اذلِّ موجودات سگ، و به اتفاقِ خردمندان سگِ حق شناس بِه از آدمیِ نا سپاس.

 

سگی را لقمه ای هرگز فراموش

نگردد گر زنی صد نوبتش سنگ

وگر عمری نوازی سفله ای را

به کمتر چیزی آید با تو در جنگ

 

به مناسبت ایام بزرگداشت سعدی شیرازی

 

۰۲ ارديبهشت ۱۳۸۵
بدحجابی و تبليغات انتخاباتی

 

در دوران تبليغات رياست جمهوری، نگرانی از محدوديت های اجتماعی با جدی شدن آقای احمدی نژاد فراگير شده بود. به همين دليل بارها اين سئوال را در مصاحبه های تلويزيونی از ايشان پرسيدند كه مرتباً جواب می داد: مگر مشكل جامعه ما طرز لباس پوشيدن جوانان است؟ البته اين روزها كه دوباره مسئله پوشش زنان كه قربانی هميشگی شروع فصل تابستان هستند مطرح شده و قرار است كه جريمه های مختلفی برای بدحجابی در نظر گرفته شود، يكی از اعضای كميسيون فرهنگی مجلس توضيح داده كه همه قوای كشور هم نظر هستند و بايد اين مجازات ها عملی شود؛ اضافه كرده اند كه در اوايل سر كار آمدن اين دولت صلاح نبود كه بحث حجاب مطرح شود ولی بعد از گذشت اين چند ماه، ديگر وقتش فرارسيده است. 

وقتی دولت با مردم چنين رفتار عهد شكنانه ای دارد، مردم هم حتماً در عكس العمل به اين رفتار ها عهد شکن خواهند بود. اين قاعده است.

 

8   4       ۱    ۲    ۳   ۴       3  7
© Copyright 2003-2019, Webneveshteha.com. All rights reserved.