۲۱ ارديبهشت ۱۳۸۴
امام زمان و دين جديد

 

از نوجواني تا کنون بارها مي­شنيدم در روايات هست که امام زمان عليه السلام با دين جديدي خواهد آمد: «يأتي بدين جديد» در مورد اين جمله تفسيرهاي زيادي خوانده­ام.

مسلم است که حضرت مهدي عليه السلام پايبند به ديني جز دين پيامبر خدا نيست. اما از زمان خود پيامبر تا کنون آن قدر دين خدا و برداشت­هاي گوناگون از آن به تناسب نياز قدرتمندان مورد دستبرد قرار گرفته و پيرايه­هاي گوناگوني بر آن بسته­اند و تفسيرهاي ناروا از آن کرده­اند و از آن استفاده­ي ابزاري نموده­اند که وقتي امام زمان اصل دين خدا را بي­پيرايه و واقعي به مردم عرضه مي­کند، گمان همه بر آن خواهد بود که آن حضرت دين جديدي آورده است. توجه به عمق اين مسأله، به خصوص براي جامعه­ي ما بسيار مهم و تکان دهنده است.

۲۰ ارديبهشت ۱۳۸۴
شرق شناسی از دیدگاه دکتر نصر

  

امروز مطلبي درباره­ي حرف آقاي قاليباف در مورد جمله­ي معروف رضا خان حزب اللهي که از قول آقاي قاليباف معروف شده بود نوشتم. الان خواندم که آقاي قاليباف اين حرف را نگفته است. به احترام پايبندي به اصول اخلاقي آن مطلب را حذف کردم.

*****

دکتر سيد حسين نصر که حق استادي بر بسياري از متفکران فعلي کشور، منجمله آقاي حداد عادل دارد در سخنراني  چند ماه گذشته­ي خود، مي گويد:

شرق شناسان تلاشهاي فراواني کردند. بعضي از آنها حتي عاشق اسلام بودند. اما اصلي ترين اشکال شرق شناسي آن است که اين مسأله تبديل به علم نشد که جهان بتواند به نظرات آنان اعتماد کند. نمونه اي که مثال مي زند آنکه: هيچ شرق شناسي نتوانست حادثه­ي بسيار مهم انقلاب اسلامي در ايران را پيش بيني کند.

اگر منجمي در نجوم نتواند نزديک شده يک ستاره ي دنبال دار را پيش بيني کند از کار خود برکنار مي شود ولي هيچ شرق شناسي به علت پيش بيني نکردن انقلاب اسلامي در ايران شغل خود را از دست نداد.

 

۱۹ ارديبهشت ۱۳۸۴
زنان وزير

 

بعد از انتخابات سال ۸۰ که آقاي خاتمي براي دومين بار رئيس جمهور شد از قم اطلاع دادند که يکي از مراجع پيامي براي رئيس جمهور دارد، به محضرشان رفتم. پيام دادند که به رئيس جمهور بگوئيد اگر در کابينه وزير زن باشد فتوا خواهيم داد که ماليات دادن به دولت حرام است. بعد از گذشت چهار سال در کابينه­ی جديد عراق ۵ زن عضو هستند و اعتراض آيت الله سيستاني مي­توانست مانع حضور زنان شود اما حضرت آیت الله کابينه را تأييد کرده­اند.

۱۸ ارديبهشت ۱۳۸۴
درباره­ي ديدار اعضاي ستاد آقاي خاتمي با آقاي رفسنجاني

 

ديروز در اخبار خواندم که رئيس ستاد انتخاباتي آقاي خاتمي به اتفاق اعضاي آن ستاد با آقاي هاشمي رفسنجاني ملاقات کرده­اند و از ايشان دعوت براي حضور در انتخابات کرده­اند. خيلي خبر عجيبي بود. محسن امين زاده رئيس ستاد آقاي خاتمي در انتخابات 80 بود. او که وزير دست راست آقاي دکتر معين است، مگر مي­شود که چنين کرده باشد. خبر را که خواندم فهميدم منظور از رئيس ستاد آقاي خاتمي رئيس ستادي است که گروه­هاي 18 گانه دوم خرداد را تشکيل داده بودند. در ميان آن گروه­هاي 18 گانه کارگزاران سازندگي هم بودند که در اين انتخابات مثل هميشه طرفداران آقاي هاشمي رفسنجاني هستند.

البته همه حق دارند که از هر کانديدائي که بخواهند طرفداري کنند ولي استفاده از نام ستاد آقاي خاتمي چرا؟.

۱۷ ارديبهشت ۱۳۸۴
سالن روزنامه ها در نمايشگاه

 

واقعاً فضاي فرهنگي نمايشگاه کتاب و مطبوعات خيلي دل­نشين است. من اين فضاي مسالمت­آميز فرهنگي که همه در آن هستند را خيلي دوست دارم. هر وقت که سر بزنم برايتان مي­نويسيم.

ديروز من در سالن روزنامه­ها بودم. يک ساعتي روزنامه­ی اقبال دعوت کرده بود، پرسش و پاسخ مي­کردم! اين که پرسش و پاسخ را فعل مي­کردم، نوشتم چون هم من از آن­ها سؤال مي­کردم هم آن­ها از من، و نيز هم آن ها جواب مي دادند هم من. از همه چيز مي­پرسيدند. جواب دادن از 8 سال کارنامه­ی آقاي خاتمي، براي من که نه سخن گويم و نه مسؤل اين کار، هم خيلي شيرين بود و هم خيلي سخت. شيرين بود چون نشانه­ي وفاداري بود و سخت بود چون باز هم با ضبط­هاي روشن علني و غير علني نمي­شد خيلي چيزها را گفت. يکی به شوخي مي­گفت که در وبلاگ صريح­تر حرف مي­زني، گفتم آن جا در تنهايي مي­نويسم يادم مي­رود که بايد بترسم! در مورد بحث خوزستان هم زياد پرسيدند. دو سه بار مفصل توضيح دادم که به چه دلايلي جعلي است. فضا خيلي صميمي بود. يک سري روزنامه هم منتشر مي­شوند که من نديده بودم. در هر غرفه­اي که کمي مي­نشستيم و لطف اهالي مطبوعات هم که فراوان، باز سؤال و جواب هاي مردم و بحث سياسي به خصوص در مورد انتخابات بود. اساساًُ امسال به خاطر نزديکي ايام انتخابات فضاي نمايشگاه در غرفه مطبوعات خيلي سياسي­تر از سال­هاي قبل بود. انصافاً هم همه خيلي منطقي حرف مي­زدند. چندين خبرگزاري هم غرفه داشتند. اول از همه از غرفه خبرگزاري سينا ديدن کردم جوانان پرشور و نشاطي که اخبار جوانان را منتشر مي­کنند. خبرگزاري مهر، فارس، موج، ايپنا، ايکنا، ايتنا، ايلنا، آنا، پانا و شبستان و چند تاي ديگر. البته ايرنا و ايسنا هم که از قديم بوده­اند. تعدد خبرگزاري­ها باعث رقابت در خبر رساني هستند و اين رقابت به فراوان شدن خبر  که يک ضرورت است کمک شاياني مي­کند. متأسفانه امسال به روزنامه­ها يي که بنا به ماده­ي مربوط به اشرار تعطيل شده بودند غرفه نداشتند، جايشان خالي بود.

در آخر سالن که ناي حرف زدن نداشتم با توجه به حجيم بودنم بعد از نزديک به 4 ساعت ايستادن کمرم حسابي درد گرفته بود، به غرفه­ي قشنگ روزنامه­ي شرق رسيدم. آقاي ليلاز در حال پاسخ گفتن به سؤالات بود و اجتماع فراوان بازديد کنندگان. تا من را ديد در يک توطئه­ی حساب شده مرا به داخل غرفه دعوت کرد و خودش حسابي به استراحت پرداخت و نيم ساعتي من به پاسخگويي و حرف زدن مشغول شدم.

موبايل­هاي دوربين­دار هم که ماشاءالله فراوان بود و همه مي­خواستند عکس بگيرند. من هم که خود پايه­گزار اين سنت حسنه بودم مجبور بودم که در گوشي تلفن همه­ي آن عزيران جاي بگيرم و با همه عکس بگيريم.

در ميان غرفه­ها، کيهان و ايران فضاي وسيعي داشتند. جام­جم هم خيلي قشنگ صحنه­آرايي کرده بود. همشهري هم با ابتکار بود و نمايش فناوري­هاي جديد بود البته شايد به دليل آن که دولتي بودند و مشکل پرداخت نداشتند. در ميان همه ايران سپيد که تنها روزنامه­اي است که براي روشندلان با حروف مخصوص آن­ها انتشار مي­يابد و جوان نابينائي در آن نشسته بود خيلي منظره­ي زيبا و اميد آفريني داشت. جا دارد يک روز جداگانه درباره­ی آن بنويسم.

۱۶ ارديبهشت ۱۳۸۴
غرض: خدمت به مردم

 

جناح راست از وقتي که به قول آقاي کروبي با دوپينگ شوراي نگهبان عزم تسخير مجلس هفتم را کرد، هميشه شعار مي داد که ما قصد خدمت داريم و اين پستها فقط به خاطر اداي وظيفه شرعي است و ما اهل قدرت خواهي نيستيم و اين اصلاح طلبان بودند که به خاطر دنيا و قدرت همه کار مي کردند...

انتخابات رياست جمهوري که پيش آمد بنابر همان اصل خدمت کردن به مردم، هرکسي که در جناح راست مطرح بود خواستار «خدمت» به ملت ايران شدند و متاسفانه بيشتر از يک رئيس جمهور لازم نبود. همه هم قصد خدمت کردن کرده اند و چون به خاطر قدرت نيست، هيچکس هم حاضر نيست يک ذره در ادامه کانديداتوري ترديد به خود راه دهد و همه مي گويند ديگري استعفا بدهد. سابقه تاريخي هم نشان مي دهد که ملت ايران يکپارچه منتظر محافظه کاران هستند و فقط منتظرند ببينند اين دود سفيد کي از دودکش خارج مي شود!!

آقاي توکلي که استعفا داد گفت ترسيديم در اذهان مردم شائبه قدرت طلبي در محافظه کاران به وجود آيد. استغفرالله. فقط به خاطر خدمت است!

راستي هيچ فکر کرده ايد که عمر شعارهاي بي پشتوانه چقدر زود در جامعه تمام مي شود؟

 

۱۵ ارديبهشت ۱۳۸۴
گزارش تکان دهنده قوه قضائیه

   

وقتي قرار شد آيه الله هاشمي شاهرودي رئيس قوه قضائيه شوند،همه تصميم گرفته بوديم که از اين آمدن استقبال کنيم.بعد از نصب ايشان، آقاي خاتمي وماها به همراهي ايشان از دفتر رئيس جمهور پياده براي تبريک به دفتر ايشان که آن سوي خيابان بود رفتيم. دوربين رسانه­هاي داخلي و خارجي را هم خبر کرديم که از اين ديدار گزارش تهيه کنند. آن روزها نقطه اصلي اشکال مخالفان هاشمي شاهرودي رياست سابق وي بر مجلس اعلاي انقلاب اسلامي عراق بود.شمس الواعظين به من گفت مي­خواهيم از عنوان شاهرودي به جاي هاشمي ياد کنيم که اين شبهه کم رنگ شود. آقاي شاهرودي در آن جلسه اول چشم انداز بسيار خوبي از آينده قوه قضائيه جديد ترسيم کردند. بعد ها هم که تعبير معروف ويرانه قوه قضائيه را به کار بردند. اما درب قوه قضائيه بر اين پاشنه نگشت.حرف اساسي ما با قوه قضائيه جديد آن روز که چندين بار حضوري با مشاوران رئيس قوه خودم در ميان گذاشتم اين بود که قوه قضائيه بايد با حاکميت مطلق ماده قانوني ونه «سياست» اداره شود وادبيات صرفاً قضائي بايد واژگان ارتباطي آن قوه ومردم باشد تا نقش «حکميت» قوه قضائيه تثبيت و رفتار آنان اطمينان بخش جامعه باشد.اما نشد.بعد ها بدهکار هم شديم:  يکي از تأثير گذاران قوه قضائيه جديد به من مي گفت همين حمايت هاي آقاي خاتمي وجناح اصلاح طلب از رئيس قوه قضائيه باعث شد که ما نتوانيم در برنامه هامان توفيق پيدا کنيم.!!

ولي در اتفاقاتي مثل: بستن فله­اي روزنامه­ها، زنداني شدن جمعي فعالان ملي -  مذهبي، پرونده قتل­هاي زنجيره اي و سپس شکنجه متهمان اين پرونده­ها ،احضار گروهي فعالان فرهنگي وهنري واينترنتي به اداره اماکن نيروي انتظامي، انتصاب دادستان فعلي عمومي و انقلاب،ماجراي دستگيري و آزار وبلاگ­نويسان، فعال شدن نيروهاي اطلاعاتي موازي و نيروي انتظامي در سيستم قضائي و... نشانه­ي حضور پر رنگ سياست به جاي قضا بود.

سخنان ديروز آيه الله هاشمي شاهرودي که از پليس سالاري در قوه قضائيه، مهر قوه قضائيه را به صورت چک سفيد در اختيار ضابطان قراردادن، دستگيري افراد به جرمي و بازجوئي از مسائل اخلاقي و شخصي، وبد رفتاري و بي­انضباطي در مورد احضار شوندگان تکان دهنده بود. اگر در اين شرايط که ديگر دوران آقاي خاتمي رو به پايان است وحمايت او و اصلاح طلبان مانع کار نمي­شود، اين گزارش تکان دهنده رياست قوه قضائيه مورد فهم وقبول بخش قدرتمند سياسي قوه قضائيه قرار گيرد وافرادي که لااقل در افکار عمومي عامل اصلي اين وضعيت دردناک شناخته مي­شوند جاي خود را به «قضا مداران» بدهند،شايد بتوان اميد داشت که رئيس اين قوه در آينده چنين گزارش­هاي تلخي ندهد و ده ها «انسان» قرباني اين رويه­ها نشوند. خود آقاي شاهرودي در همين مصاحبه گفته اند: مگر جلب و هتک حرمت وحيثيت افراد شوخي است؟

کاش سردار قاليباف هم در بحبوحه فعاليت­هاي انتخاباتي فرصت کنند گزارش آيه الله هاشمي شاهرودي راکه به دوران فرماندهي ايشان اشاره دارد را ببينند.

 

۱۴ ارديبهشت ۱۳۸۴
افتتاح نمايشگاه کتاب

 

امروز نمايشگاه کتاب و مطبوعات افتتاح شد.

اين نمايشگاه هر ساله مرکز تلاقي انديشه ها است و 10 روزی اهالي فرهنگ و هنر و سياست همديگر را از نزديک مي­بينند. خيلي فضاي خوبي است.

با آقاي خاتمي که براي افتتاح آمد، براي ديدن يک سالن از پيش تعيين شده رفتيم. اکثر کتاب­ها و انتشارات مورد بازديد رئيس جمهور، ديني و اسلامي و مراکز انتشارات رسمي بود. در حين بازديد آهسته به آقاي مسجد جامعي گفتم سال آخري، حسابی به تقويت دين و اعتقادات رئيس جمهور پرداخته­ايد! متأسفانه غرفه­دارها هم نبودند. خيلي تشريفاتي بود، اين کار براي يک رئيس جمهوري که صرفاً براي رسميت بخشيدن به نمايشگاه آمده باشد خوب بود ولي براي آقاي خاتمي که خودش اهل فرهنگ است، نه. بارها در کنار کتاب­ها مي­ايستاد و حسرت مي­خورد. مي­گفت به آن­ها که وقت دارند و نشاط، و کتاب­ها را مي خوانند حسوديم مي­شود!!

يکي از غرفه­داران کتاب جديد خودش با نام فلسفه­ی فاشيست را مي­خواست هديه کند، آقاي خاتمي خيلي بلند گفت اين را بلديم!

در موقع سخنراني آقاي مسجد جامعي که گويا فقط جامعه را در کسانی مي ديد که در مجلس طرح تحقيق و تفحص را داده­اند و در يک رفتار کاملاً منفعلانه فقط گزارش مقدار کتاب­ها، مقالات و مجلات ديني را داد که البته بسيار آمار شگفت­انگيزي بود، ولي حق بود که آمار فعاليت کل حوزه­هاي نشر و فرهنگ را مي­داد. حالا اين امسال است، وزير ارشاد سال آينده و در حضور رئيس جمهور سال آينده چه گزارشي خواهد داد؟!

در کنار نمايشگاه امسال سالن ويژه­اي هم با نام غرفه­ی خليج فارس بود. به طور نمادين آقاي خاتمي گفت که مي­خواهم از اين سالن ديدن کنم. نقشه­هاي تاريخي و قديمی بودکه اين نام پر آوازه را در طول تاريخ بر پيشاني اين منطقه حفظ کرده بود. به آقاي خاتمي و آقاي مسجد جامعي گفتم که در حوزه­ی زنده نگه­داشتن نام خليج هميشه فارس، برو بچه­هاي وبلاگ­نويس خيلي نقش داشتند.

در هر حال افتتاح نمايشگاه امسال فرصت دوباره­اي به فعالين سياسي و فرهنگي داده است تا در طي اين 10 روز در محيط زيبا و با صفاي نمايشگاه دور يکديگر جمع شوند. فکر کنم امسال نمايشگاه خيلي سياسي خواهد شد. جاي همه­ي اهالي فرهنگ که در ايران نيستند هم خالي.

۱۳ ارديبهشت ۱۳۸۴
روز جهانی آزادی مطبوعات

 

بعضي خواننده­ها و يا حتي مداح­ها از بس يک ترانه و يا شعر را خوانده­اند که مردم حفظ شده­اند در مراسمي که برگزار مي­کنند به جاي آن که بخوانند ميکروفون را رو به مردم مي گيرند و آن ها به جاي خواننده ها و مداح ها مي خوانند.

امروز روز جهاني آزادي مطبوعات است. با همه ي اتفاقاتي که براي روزنامه ها در ۶ ، ۷ سال گذشته در ايران افتاد و سرنوشتي که روزنامه نگارن و اخيراً وبلاگ نوسان داشتند آن قدر در ذهن مردم نقش بسته است که لازم نيست چيز ديگري بنويسم: ميکروفون در اختيار شما.

*****

از روزنامه نگاران، دوست ديرينم اکبر گنجي هنوز در زندان است. روز تولد پيامبر بر اساس وظيفه دوستي به منزلش زنگ زدم و از دخترش احوالش را پرسيدم.

واقعيت اين است هيچ دو نفري در همه چيز مثل هم فکر نمي­کنند. هر کسي مي­تواند با نظرات گنجي و يا هر کس ديگر مخالف باشد مانيفستي هم که نوشته بود مي توانست مورد نقد قرار گيرد. اما هر کس که در عالم فرهنگ و دانش دستي دارد حاضر نيست کسي که به خاطر عقايدش در زندان است را نقد کند. ياد آوري اين که اکبر سال­هاست در زندان است براي هر صاحب انديشه­اي دردناک است. کاش در ميان اين همه شعارهاي انتخاباتي يک کانديدا هم به ياد اکبر گنجي و حسين قاضيان و ديگران بود.

*****

اميد توشه و وحيد آبيده دو خبرنگار جوان با سوادي هستند که چند ماه پيش براي مصاحبه آمدند. امروز در روزنامه­ي اعتماد آن را چاپ کرده اند. اينجا مي­توانيد آن را بخوانيد. در حاشيه و صفحه مصاحبه روزنامه هم که در سايت روزنامه اعتماد نيست۱۰ مطلب وب­نوشت را با ۱۱ تا عکس­هاي ويژه وب نوشت را منتشر کرده است. وبا چند نفر از موافقان و مخالفان سياسی هم در مورد من حرف زده که حرف همه­ی مخالفان همان است که در تيتر اين قسمت آورده: حجيم ترش نکنيد!

از روزنامه­ي اعتماد و اين دو جوان پر نشاط ممنونم. فقط در قسمتي از مطلبي که نوشته ابطحي چگونه لج مخالفانش را در مي­آورد يک جوري نوشته که گويا آن دروغ معروف را باور کرده که من در سواحل لبنان با شلوارک راه مي­رفته­ام. استدلال هم کرده که در دريا که با لباس نمي­روند. البته به خاطر تنبلي، من در درياي بيروت شنا نکردم و قبول هم دارم بزرگان روحاني و غير روحاني حداقل به درياي مازندارن که براي شنا مي­روند هم با لباس تن به آب نمي­زنند ولي با همه­ي اين ها راه رفتن با شلوارک در کنار سواحل بيروت دروغ بزرگي بود که در کيهان براي اولين بار منتشر شد.

۱۲ ارديبهشت ۱۳۸۴
گل آقاي لبخند

 

اصلاً باورم نمي­شه که يک­ساله که دوست خوب و قديمي ما، گل آقا نيست. صداي خنده­اش که يک مرتبه در فضا منفجر مي­شد در گوش همه­ي دوستانش هم­چنان هست و کسي نمي­پذيرد که صابری ديگر نيست. واقعاً هم صابري مگر مي­شود از خاطره­ي ملت ايران برود؟ تجليلي که مردم و فرهيختگان ايران از صابري کردند نشانه­ي يک واقعيت جدي ديگري است و آن اين که: به پير، به پيغمبر مردم دوست دارند لبخند بر لبانشان باشد. چيزي که متأسفانه انسان­هاي تأثيرگذار کمتر به آن فکر مي­کنند!

رواج ادبيات بد اخلاق، اخمو و پرخشونت از يک سو و ضد ارزش نشان دادن آن چه مظهر شادي، خنده و آرامش است بزرگترين آفت ادبي جامعه­ي ما و به خصوص جامعه­ي سياسي ماست.

صابري يک معلم خوب و جدي بود و يک سياست­مدار واقع­گرا ولي اين­ها رمز جاودانه شدن صابري نشدند، آن­چه او را هميشگي مي­کند، آوردن لبخند بر لب­ها بود. و خوشا به حال گل آقاي عزيز که به جاي معلم سياست­مدار، شغل برتر طناز شادي آفرين را براي خود برگزيد.

اگر به احترام صابري همه­ي آن­ها که در جبهه­هاي گوناگون سياسي قلم تلخ و بد اخلاق خود را به نوشتارهاي پر صميميت و خوش اخلاق برگردانند روح آن عزيز را به بهترين شکل شاد کرده­اند.

باور کنيم مي­توانيم همه­ی حرف­هاي سياسي خود را هم به دور از فحاشي، بد اخلاقي و تهمت بزنيم.

بار ديگر به همسر صبور صابری که قبلاً نيز در غم از دست دادن فرزند به عزا نشسته بود و به دخترش و دامادش و برادرها و خواهرهايش تسليت مي­گويم.

8   4       ۱    ۲   ۳    ۴       3  7
© Copyright 2003-2020, Webneveshteha.com. All rights reserved.