۳۱ فروردين ۱۳۹۰
حاکمیت دوگانه و دولت اصولگرا

 

 

یکی از اتهامات همیشگی دولت اصلاحات حاکمیت دوگانه بود. می گفتند از داخل ایران و از درون حکومت به دنیا پالس داده میشود که مواضع رهبری و رئیس جمهور و دولت متفاوت است و این را بزرگترین حفره برای رخنه دشمنان وعامل طمع آنان معرفی میکردند. این در حالی بود که جدای از مواضع عده ای افراطی که خود را منتسب به اصلاحات میکردند، حداقل در مواضع علنی آقای خاتمی هیچگاه چنین اتفاقی صورت نگرفته بود که نشان دهد رویاروی رهبری، تصمیم و نظر مغایری دارد. حوادث اخیر سیاسی کشور که سخنان رهبری به مولوی و ارشادی تقسیم شد و رسما اعلام شد که رئیس جمهور میتوانست نظر رهبری را نادیده بگیرد و در ماجرای تغییر وزیر اطلاعات و پذیرش استعفای وزیر توسط رئیس جمهور ومخالفت رهبری، مفاومت علنی ورسمی صورت گرفت و علیرغم اطلاع از نظر رهبری آن را توطئه سازمان یافته علیه دولت اعلام کردند، بیش از هر زمانی اعلام حاکمیت دوگانه است. آن هم از سوی دولتی که با شعار حمایت رهبری به قدرت رسیده است و کشور هزینه های فراوانی برای آمدن این دولت پرداخت کرده است. آیا اعلام این حاکمیت دوگانه که نقل تحلیل ها و تفسیر های خبرگزاری ها و رسانه های جهانی شده است غیرت کسانی که آن قدر در دولت اصلاحات برآن میدمیدند را تحریک خواهد کرد؟

۲۷ فروردين ۱۳۹۰
انتخابات آمریکا و حوادث کشورهای عربی


اتفاقات ماههای اخیر خاورمیانه و شمال آفریقا گر چه از دیدگاه های مختلف بررسی واقع شده ولی نوع بهره برداری آمریکا و نگاه رهیران آن کشور به عنوان کسانی که خود را پدر خوانده دنیا میدانند قابلیت توجه بیشتری را دارد:

1- چه مردم تونس و مصر و سایر نقاط خود حرکت انقلابی را شروع کرده باشند و چه تحریکات و زمینه سازی های خارجی موجب آن باشد، عنصر غیر قابل انکار حضور پر رنگ آمریکائی ها در این حوادث است. دلیل آن در مسائل داخلی و انتخابات آینده آمریکا است. بعد از پایان دوره اول ریاست جمهوری، آقای اوباما اگر در یک مقایسه ساده سقوط دیکتاتورهائی مثل بن علی و مبارک و جایگزینی دموکراتیک آنها را در برابر سیاست خشونت بار آقای بوش در حمله به عراق و افغانستان به قضاوت بگذارد، طبعا روش اوباما که حداقل تا اینجای کار با حمایت پر رنگش، بی آن که تلفات نیروی انسانی روی دست آمریکائی ها بگذارد و یا مخارجی را بر آنها تحمیل کند مورد پذیرش بهتر و قوی تر مردم آمریکا و افکار عمومی دنیا قرار میگیرد و این سرمایه مهمی برای انتخابات اوباما است.

2- اگر چه رهبران مصر و تونس از هم پیمانان آمریکا بودند ولی حذف آنان در قبال این دستاورد آمریکائی که امکان تغییر دیکتاتورها بدون هزینه امکان پذیر است ارزش فراوانتری برای دولتمردان آمریکائی دارد و مردان سیاست وابسته همیشه گزینه قربانی شدن را در پیش روی خود دارند. مهمتر اینکه روال طبیعی دنیا به شکلی سامان گرفته است که حتی پس از سقوط هم پیمانان آمریکا کمتر نگرانی از روی کار آمدن دولتهای تابلو دار مخالف آمریکا را دارند. حتی در لیبی که پاشنه در به خواست آمریکا به راحتی پیچ نخورد و رهبر دیکتاتور و آدمکش لیبی یکی به دلیل پول نفت و دیگر به خاطر وجود کتائب قذافی که سالها برای چنین روزهائی و برای دفاع از شخص قذافی تربیت شده بودند مقاومت غیر قابل انتظاری نشان دادند و بافت قبیله ای لیبی هم به کمک قذافی احتمال اینکه مقاومت قذافی کار را به مصالحه بینابینی بکشاند منتفی نیست ولی گرچه اگر حکومت لیبی سرنگون شود حتما زنجیره شادمانی دولت امریکا تکمیل ترخواهد شد. در همان شرائط مصالحه هم آمریکا میتواند ادعا کند که برای مردم لیبی جان شهروندانش را به خطر نینداخته است. این البته برای مسائل داخلی آمریکا مهمتر از جان مردم لیبی است و رای ساز تر است.

در هر صورت چه بخواهیم چه نخواهیم جان انسانها در ردیف های پائین تری از نیازهای رهبران سیاسی دارد. این وجه تراژیک دنیای معاصر است.

 

۲۴ فروردين ۱۳۹۰
زبان فارسی را نباید قربانی برند های خارجی کرد

 

در سالهای اخیر به سرعت برندهای مختلف جهانی در حوزه پوشاک و خورد و خوراک و تکنولوژی در کشور مجوز گرفته اند و  در ایران نمایندگی ایجاد کرده اند. این کار که خریدار ایرانی بدون واسطه بتواند اجناس خارجی مارک دار مورد نیازش را به صورت مستقیم از نمایندگی های خارجی بخرد به اعتقاد من کاری پسندیده است که اگر چه با شعارهای ضد غربی دولت منافات دارد ولی به نفع مردم است. اما یک نکته فرهنگی در این میان مورد غفلت قرار گرفته است که بسیاری از این فروشگاه ها که نمایندگی برند ها را دارند، آرم و تابلو را تنها با حروف انگلیسی و آرم همان شرکت ها عرضه میکنند. این اپیدمی به بسیاری از فروشگاه های عادی در خیابانها هم سرایت کرده است که تنها یا تابلوهائی با حروف لاتین مشتری را فرا میخوانند.این کار اهانتی اشکاربه فرهنگ و زبان فارسی است. ما به عنوان ایرانی مجاز نیستیم اجازه دهیم فرهنگ و زبانمان به این راحتی نادیده گرفته شود. این نشانه بی سیاستی در امر فرهنگ در نظام سیاسی است و البته با شعارهای پر طمطراق بیگانه ستیزی دولت هم تناقض جدی دارد. تناقضی که در بسیاری از مسائل فرهنگی و سیاسی  دیگر هم میتوان رد پای آن را جستجو کرد.

 

 

۲۰ فروردين ۱۳۹۰
کازانتازاکیس و شریعتی


نوشته‌های نیکوس کازانتزاکیس همیشه خواندنی است حتی اگر چندبار خوانده باشی. من در زندان زوربای یونانی و مسیح بازمصلوب وی را با ترجمه زیبای محمد قاضی خواندم. البته زوربای یونانی با آن شخصیت انسان‌محورش را که در سلول و در روزهای بازجویی‌های سخت و مکرر می‌خواندم. اصلا تناسبی با حال و هوا و روحیه‌ام نداشت. مثل خوردن یخمک بود روی کوههای توچال در وسط زمستان. البته مسیح بازمصلوبش به خاطر تقابل جدی با دغلبازان دینی می‌چسبید. کتاب دیگری هم از کازانتزاکیس به نام سفرها در زندان به دستم رسید. خانمم فرستاده بود. در سفرهای خیالی با رهبران بزرگ و تاریخ پرقدمت همسفر می‌شد. بخشی از کتاب به سفر به مصر اختصاص دارد. برایم جالب بود که برداشت او از ساخت اهرام، آسیب دیدن برادران برده تاریخی‌اش بود که این بنا را ساخته‌اند. می‌نویسد: قلب ما به راحتی این آثار خشن و هولناک را که به دست هزاران نفر آفریده شده است نمی‌پذیرد. هزاران نفر که در زیر تازیانه درد کشیده‌اند و جان سپرده‌اند. گمان می‌کنم این حرفها الهام‌بخش دکتر شریعتی در آری اینچنین بود برادر باشد. چه جالب و چه دردناک است که هم شریعتی و هم کازانتزاکیس به عنوان دو چهره دینداری که با متحجران متولی دین ستیز می‌کردند، در واقعه تاریخ ساخت اهرام، هر دو به این نکته توجه‌شان جلب می‌شود که وای پشت این بنای بزرگ چه رنجها و چه سختی‌ها و چه کشته‌هایی وجود دارد که بردگان تقدیم بزرگان کرده‌اند تا بزرگان از آن لذت ببرند. آری این چنین هست و بود و خواهد بود برادر.

 

۱۸ فروردين ۱۳۹۰
فیلم، فیلم است. نه یک کلمه بیشتر و نه یک کلمه کمتر

 
فیلمهای جدائی نادر از سیمین و اخراجی های سه که همزمان در فروردین ماه اکران شده، به شکل ناهمگونی به خصوص در عرصه دنیای مجازی به یکدیگر گره خورده اند و در برابر یکدیگر قرار گرفته اند. سیمین و نادر اصغر فرهادی به دلیل قوت استانداردهای سینمائی و جوایزی که در سطح بین المللی به خود اختصاص داد مثل سایر آثار فرهادی طبیعی بود که فیلم مطرحی تعریف شود و سینما دوستان ایرانی هم ضمن افتخار به این اثری که جوایز بین المللی را درو کرده بود از آن دیدن کنند. اما سلیقه کج مداری دیدن این فیلم را در کنار تحریم فیلم اخراجی ها که از جنس و موضوع و ساخت دیگری است گذاشت و در حوزه مجازی بر آن اصرار ورزید. این افراد  هم به فیلم نادر و سیمین جفا کردند و هم سنت و بدعت بدی را پایه گذاری نمودند. تحریم هر فیلمی از جنس کتابسوزی است. اگر محتوای فیلم اخراجی های سه مورد قبول افرادی نیست، پس از دیدن آن هم مورد قبول قرار نمیگیرد. نگران فهم جامعه نباید بود و پدر سالاری بر اندیشه مردم را نباید ترویج داد. تحریم فیلم مثل جمع آوری کتابهائی است که مورد قبول و پسند نیست.
ارزشی کردن و تقدس دادن به فیلم اخراجی ها هم از سوی افرادی که خود را طرفدار ارزشهای انقلاب اسلامی میدانند کار ناپسندی است و سوء استفاده و در حقیقت استفاده ابزاری از باورها و اعتفادات دینی است که متاسفانه به راحتی و برای هر چیزی از آن بهره گرفته میشود و نتیجه ای جز آسیب دیدن اعتقادات مردم ندارد.
واقعیت این است که فیلم، فیلم است. نه یک کلمه بیشتر و نه یک کلمه کمتر! هرکسی با توجه به علائق و خواسته هایش دیدن هر فیلمی را برمیگزیند. آغاز دیکتاتوری در جامعه به روح دیکتاتوری فردی بازگشت دارد. هر یک از ما اگر دیدگاه آزادیخواهی نداشته باشیم و از رفتار روزمره مان آغاز نکنیم استعداد دیکتاتور شدن را در سطحی که دستمان میرسد داریم. من اخراجی های سه را ندیده ام اما تا آنجا که در باره اش خوانده ام در مورد حوادث بعد انتخابات جنجالی 88 است و بر خلاف اخراجی های یک و دو در مورد حادثه مورد اتفاق نظری مثل جنگ نیست و موضع گیری در حوزه داخلی است اما باز هم استفاده از ابزار فیلم و هنر در این حوزه قابل تقدیر است. به خصوص اگر مخالفان اندیشه حاکم بر فیلم اخراجی های سه هم امکان طرح نطراتشان را به صورت فیلم و مقاله می داشتند.

8 4        ۱      3 7
© Copyright 2003-2017, Webneveshteha.com. All rights reserved.