۱۰ فروردين ۱۳۸۸
همسری که محبوب شوهرش بود

 

روز اول فروردین صبح زود آقای رضا خاتمی sms زد که یار و همراه امام صبح امروز به امام پیوست. خانم امام مادربزرگ خانم اشراقی همسر رضا خاتمی بود. متاسفانه تهران نبودم که در مراسم شرکت کنم ولی خبر بدی در اولین روز سال بود. دیروز در حسینیه جماران مراسم هفتمین روز درگذشت همسر امام بود.  من هم در مراسم فاتحه‌ شرکت کردم. خیلی شلوغ بود. معمولا در توصیف‌هایی که هست تنها به این که خانم ثقفی همسر امام بوده است اکتفا می‌شود.می‌دانستم که امام از آغاز ازدواج رابطه صمیمانه و عاشقانه‌ای، فراتر از روال سنتی روحانیون با همسرشان داشتند. در طول این سالها بارها نمونه‌هایی از آن را از نزدیکان و منسوبان به امام شنیده بودم. دیروز دوست خوبم آقای مقدم که سخنران مجلس بود مکاتباتی از امام با همسرشان را که در ۷۰ سال پیش از زیباترین و صمیمی‌ترین تعبیرات استفاده کرده بودند برای حاضران خواند. معروف است که می‌گویند پشتوانه‌ی هر مرد بزرگی زنی است ولی معمولا مردها کمتر برای این پشتوانه‌ها اصالت‌ و ارزش قائل هستند. در زندگی امام کاملا مشهود است که به خوبی جایگاه و قدر این پشتوانه محبوب خودشان را می‌شناختند. این می‌تواند الگوی خوبی باشد برای مردسالارانی که گمان می‌کنند که دین برای زنان نقش موثر و مستقلی قائل نیست. تجلیل از امام طبیعی بود. اما تجلیل از همسر امام به عنوان زنی که نقشی همطراز با امام داشت و معمولا این نقش‌ها نادیده گرفته‌می‌شود بسیار مهم بود. در جلسه دیروز می‌شد حضور همه‌ی گرایش‌های مختلف را دید. از عبدالله نوری و یا هادی قابل که در ایام مرخصی از زندان در جلسه بود تا کسانی که آن سوی میز آنها را محاکمه کرده بودند و به زندان فرستاده بودند. در حسینیه اصلی جماران هم مراسم زنانه بود. خانمم می‌گفت در آنجا هم ازدحام زیاد بود. دختران و عروس و نوه‌های امام میزبان خانم‌ها بودندن. حسین آقا، فرزند آقا مصطفی خمینی در جلسه فاتحه نبود. از آقای سراج پرسیدم. گفت در جلسه فاتحه قم آمده بود. فرزندان حاج احمد آقا، حسن آقا و آقا یاسر و علی آقا در جلسه بودند و صاحب عزا هم بودند. چهار سال پیش من به اتفاق آقای صدوقی و همسرانمان به دیدن خانم ثقفی رفته بودم. خیلی مودب و مبادی آداب و محترم‌ بود. چند تا عکس هم گرفتم. خدا رحمتش کند.

۰۹ فروردين ۱۳۸۸
شکست تیم ایران و پیامک‌های سیاسی فوتبالی و انتخابات


یک هفته ای همه جا در ایران تعطیل بود. من هم تهران نبودم. رفته بودم شمال. اما خوشبختانه  به هر شکلی بود وبلاگم را تعطیل نکردم. دیروز آمدم. اتفاقا در خیابان با آقای خاتمی برخورد کردم که از سفر استرالیا برمی‌گشت. بعد از ظهر ایران درگیر فوتبال حساس ایران و عربستان  بود. تا اوایل نیمه دوم پای تلویزیون نشستم. هم یک گل زده بودند و هم آقای احمدی‌نژاد آمده بودند که بازی را تماشا کنند و انگیزه بیشتری  به بازیکنان بدهند. در همان موقع چند تا
SMS گرفتم که بر و بچه‌ها ابراز نگرانی می‌کردند که حتما بازی را می‌بازیم. از همان طنزپردازی‌های سیاسی ایرانی. گفتم بیخود حرف‌های ناامیدکننده و سیاسی نزنند. قرار داشتیم با مصطفی تاج‌زاده و خانم بچه‌هامان به سینما برویم. برای دیدن فیلم اخراجی‌‌های ۲. رفتیم. فیلم قشنگی بود که در مورد آن هم خواهم نوشت. مسعود ده‌نمکی تلفنی هماهنگ کرده بود. در وسط فیلم چند تا SMS دریافت کردم که خبر از شکست تیم ایران می‌داد. لحن همه خیلی عصبانی بود. حق داشتند. دلایلی هم برای این شکست نوشته بودند که سیاسی بود و نه فوتبالی. بیشتر به حضور آقای رپیس‌جمهور مربوط بود. هنوز به تهران نیامده دیروز و دیشب دوستان زیادی را دیدم. بیشتر بحث این بود که افراد ستادها در تهران و شهرستانها بعد از انصراف آقای خاتمی نمی‌دانستند چه  کنند. غیر از ستادی‌ها، مردمی هم که قصد داشتند در انتخابات شرکت کنند و می‌خواستند با انتخاب خاتمی شاهد تغییرسازنده باشند، دارای ابهام هستند. خیلی از آنها که فعلاً قصد شرکت در انتخابات را ندارند. عده‌ای هم به سمت ستاد‌های آقای مهندس موسوی که مدیر توانمند دوران‌های بحران بوده‌اند متمایل شده‌‌اند و جمعی هم به خاطر روحیات شجاعانه آقای کروبی و یا به خاطر دلگیری از اتفاقات سیاسی اخیر به سمت ستاد‌های آقای کروبی علاقمند شده‌اند. باید روی اجماع این دو نفر کار کرد. بهترین راه هم نظرسنجی است که مورد توافق هر دو نفر باشد. سال جدید سال پر حادثه‌ای برای ایران است که علیرغم انصراف آقای خاتمی شاید بتوان با یک حرکت منسجم خرداد آینده، خرداد تغییر در ایران باشد. از همه مهمتر باز هم سال نوتان مبارک.

۰۸ فروردين ۱۳۸۸
کتاب هزار و یک شب آغاز تلاش زنان برای ماندن

 

در تابستان پارسال در اوقات بی­کاری کتاب هزار و یک شب را خواندم. در نمایشگاه کتاب یکی از دوستانم آن را به من هدیه کرد. از بچگی اسم کتاب و شهرزاد قصه­گو را شنیده بودم. بعضی از داستان­های آن را هم به طور متفرقه خوانده بودم و گوش کرده بودم. برایم جالب بود که فرصتی پیدا کنم که آن را بخوانم. بعضی کتاب­ها و یا فیلم­ها آن قدر معروفند که معمولاً آدم­ها نیازی نمی­بینند که آن را بخوانند و یا ببینند. همه می­دانند کتاب هزار و یک شبی هست. قصه­هایی هم دارد و شهرزادی هم بوده و قصه می­گفته. ولی بیش از این کم­تر مورد توجه قرار می­گیرد. کتاب هزار و یک شب به احتمال قوی مربوط به دوره­ی هحامنشی است که در هند به وجود آمده و قبل از حمله­ی اسکندر به فارسی ترجمه شده و در قرن سوم در بغداد به عربی و در قرن هجدهم به فرانسه ترجمه شده است. شاید اگر نمی­خواندم چیزی از دست نمی­دادم ولی خواندن داستان­هایی که سال­هاست مردم شرق آن را خوانده­اند و می­دانند نوعی ارتباط یا فرهنگ عمومی تلقی می­شود، غیر از تکراری بودن مضامین بسیاری از قصه‌ها، شاید ظاهر کتاب نگاه تحقیرآمیز تاریخی به زنان و صرفا ابزار جنسی بودن آنان در فولکلور شرقی را نشان می‌دهد اما مظلومیت زن شرقی در این است که پادشاه هر شب زنی را به بستر می‌برد و صبح او را می‌کشت. شهرزاد یاد گرفت قصه‌ی دنباله‌داری را تعریف کند که هزار و یکشب زنده بماند تا رسم زن‌کشی را پایان دهد. این آغاز زن‌ستیزی بود که تا الان هم دنبال می‌شود. زنان شرقی خسته نباشند. در سال­های اخیر به برکت گستردگی ارتباطات تلاش­های زیاد برای تغییر اندیشه­ی مردسالارانه در حال شکل گرفتن است و البته کار بسیار دشواری است.

 

۰۷ فروردين ۱۳۸۸
فیلم های توقیف شده، کتاب قانون


چند روز پیش در یک نمایش خصوصی فیلم کتاب قانون مازیار میری در یک اکران خصوصی به نمایش در آمد. چند ماه پیش در در دفتر آقای میری من و یکی دو تا از دوستان فیلم را دیده بودیم. آقای خاتمی هم در جلسه‌ی دیگری رفته بود و فیلم را دیده بود. این فیلم با اینکه مجوز ساخت گرفته ولی پس از ساخت، نمایش آن ممنوع شده است. فیلم‌های دیگری هم این وضعیت را دارند. سیاست‌های ابهام‌آمیز و یک بام و چند هوائی سینمائی وزارت ارشاد خسارت‌های جبران‌ناپذیری را به سرمایه‌گزاری در این صنعت روا داشته است. من البته که منتقد سینمائی نیستم ولی می‌شد فهمید رفتار نماینده‌ی دولتی مذهب در فیلم با صدرنشینان امروز حکومتی چقدر مشابه است. بخش مهمی از داستان به نگاه فریبکارانه و متحجرانه‌ی همراه با ریای کسی اختصاص دارد که به جای آن که به نمایندگی از دولت و ملت و دین، نگران اسراف در بیت المال باشد و یا نگران موفقیت هیئت نمایندگی ایران باشد و یا مدافع حقوق مردم باشد، تمام توان خود را صرف نگهداری آفتابه و نظارت بر رفتار شخصی اعضای مذاکره کننده‌ی ایرانی می‌کند و چند بار هدیه‌های مختلف به طرف خارجی داده می‌شود ولی مذاکرات تکرار همان حرف‌های گذشته است و کلاه‌ها به همان گشادی سابق بر سر نمایندگان ایران می‌رود و البته دغدغه‌ی نماینده‌ی دولت همچنان آفتابه و استفاده نکردن از توالت فرنگی و مسائل اخلاقی است. می‌شود فهمید که بیش از این هم توان اندیشیدن ندارد. گمان من بر این است، این بخش از فیلم ناخودآگاه توجه جامعه را به همین روند جاری در کشور منعطف می‌کند که مسائل حساس و مهم فراموش‌شده و بیت‌المال به نحو بی‌سابقه‌ای خرج اتینای شعارهای رئیس‌جمهور می‌شود و در همان حال گفته می شود که برای رعایت مسائل شرعی حتی غذای روزانه را از منزل می‌آورند. به خصوص  وقتی بسیاری از متولیان فرهنگی و سینمائی امروز هم تنها در همین اندازه، به رعایت حدود دینی و اخلاقی در سینما می‌توانند فکر کنند و طرح ارائه نمایند، حتما جلو پخش آن را می‌گیرند و وسائل لازم را هم دارند که در برابر تعهدی که همین وزارتخانه برای سرمایه‌گزاری کرده است، سربالا جواب دهند و یا پاسخی ندهند. قسمت دیگر فیلم البته ماجرای خانمی است که به عنوان مترجم در هیئت بوده و از هدایای هیئت کتاب اخلاق شبر نصیب او می‌شود که دستورات اخلاقی و شرعی را در آن آورده است. وقتی آن خانم مسیحی مترجم مسلمان می‌شود و در قالب همسر یکی از اعضای هیئت به درون خانواده‌های ایرانی می‌آید، به دلیل اینکه کتاب اخلاق شبر را خوانده و به آیات و روایات اخلاقی اسلامی پی برده و از فقه و دستورات دینی اطلاع پیدا کرده و همه را خیلی جدی گرفته، مواجه با تناقضات فراوانی می‌شود که قصد برخورد و رویاروئی با آنها را دارد و طبعا موفق نمی‌شود و ناامید به کشورش، لبنان باز می‌گردد و در آنجا به دلیل همان باورهای جدی دینی به کمک جنگ‌زدگان لبنانی می‌شتابد. وجود این تناقض وقتی جدی می‌شود که اعضای مسلمان خانواده داماد در کنار بی‌تفاوتی در برابر گناهان بزرگی مثل غیبت و تهمت که رواج فراوان دارد، به مستحباتی مثل سفره‌ی ابالفضل و مراسم مشابه می‌پردازند. در این قسمت نیز رویاروئی عمل به دستورات دینی و ریاکاری و فریب در برابر هم قرار دارد. اما نکته‌ی قابل تامل و نقد در این قسمت افراطی است که آقای میری در نشان دادن رفتارهائی است که به‌نام دین توسط خانم تازه مسلمان شده، نشان می‌دهد. آن چه او عمل می‌کند، در بسیاری از موارد اگر قرار باشد در جامعه عملی شود احیای تحجر و ریاکاری در کشور است. کاش در این قسمت افراط صورت نمی‌گرفت تا فیلم کاملی باشد. در هرحال این فیلم کار زیبائی است که امیدوارم بتواند با تحولاتی که در کشور به وقوع خواهد پیوست شاهد اکران آن باشیم.
 

۰۶ فروردين ۱۳۸۸
رابطه ی متقابل روزنامه ها و مدیران

 

 ویلبر شرام، مدرس پیشرو مطبوعات جهان، معتقد است: "روزنامه­های معتبر تا حدی قابل توجه با آن چه مدیریت هر کشوری می­خواهد بداند و می­خواهد دیگران بدانند شکل می­گیرند، و رهبری کشور هم تا حدی قابل توجه با آن چه روزنامه­ها می­گویند شکل می­گیرد." از روند تأثیرهای متقابل و پیچیده و بی­پایانی حرف می­زنیم که در آن روزنامه­ی امروز پاسخی برمی­انگیزد که در شماره­ی فردا خبر می­شود، سیاست­مداران به اظهار نظر سرمقاله­ی یک روزنامه واکنش نشان می­دهند و باز از نو. روزنامه چیزی نیست که بتوان با یک شماره آن را شناخت و تعریفش کرد؛ روزنامه یک روند است، بیشتر یک فیلم است تا یک عکس ثابت.

 

۰۵ فروردين ۱۳۸۸
نامه به رئیس جمهور آینده

یک ماه پیش خواستند برای ویژه نامه روزنامه اعتماد ملی نامه ای به آقای رئیس جمهور اینده بنویسیم. خیلی ها نوشتند. من هم این نامه را نوشتم که چاپ شد: 

 آقای رئیس جمهور سلام.

 امید وارم شما همان باشید که علاقمند بودم به عنوان رئیس جمهور ملت بزرگ ایران انتخاب شوید. همان که دوست داشتم در طراز ملت ایران باشد. ملت ایران ملت بزرگی است و تاریخ پر افتخاری دارد و دوست دارد که آبروی تاریخی خود را با رئیس جمهورش به دنیا معرفی کند. در هر حال از تلاش دوران انتخابات خسته نباشید. قواعد انتخاب شدن در ایران با استانداردهای دنیا متفاوت است. شما الان آن را خوب فهمیده اید.مهمتر آن که بعد از انتخاب نیز نمی توان امید بست که شما بتوانید حتی آن چه را که به مردم وعده دادید عملی کنید. ما امید وارم توقعاتمان را محدود به حوزه ی اختیار شما بکنیم. اما انتظار داریم که شما هم از همه ی اختیارات خود به نفع مردم استفاده کنید. ما در دنیا تنها کشوری نیستیم که رئیس جمهور و حکومت و قدر ت داریم وتقریبا همه ی دنیا دارای دولت هستندو در همه ی جهان مسائل اقتصادی مشابهی هست. شما را به خدا دوباره همه چیز را از از اول شروع نکنید. ببینید دنیا از چه روشهائی استفاده کرده وموفق شده، شما هم از همان راه بروید. به عقل و خرد جمعی جهان احترام بگذارید. مسائل مشابه با مسائل همه ی مردم دنیا است. ازاین تجربه ی دنیا استفاده کنید.

آقای رئیس جمهور موافقید یک کمی بیشتر استراحت کنید. کشور را نشسته اداره کنید. این کشور از اینکه همیشه در شرایط خاص و حساس بوده خیلی آسیب دیده است. تصمیم بگیرید کاری به دنیا و مشکلات آنها نداشته باشید. خیلی آرام وبی استرس فکر کنید توی این چهار ساله می خواهید فقط به فکر مردم ایران و منافع آنها باشید. با این کار می توانید روابط را با دنیا درست کنید. چرا از اینکه همیشه روی میز همه ی دنیا هستیم لذت ببریم؟ اصلا چه اهانتی از این بالاتر که هر کشوری که دنیا می خواهد مسائلش را با سایر کشورها حل و فصل کند، مارا روی میز بگذارد و از ورقه ی ایران استفاده کند و بعد هم که منافعش را به دست آورد ما را فراموش کند؟ اگر دنیا احساس کند ما خطرناک نیستیم چه اشکالی دارد؟ بگذارید ما با ورقه ی دیگران بازی کنیم ودر صحنه ی آرامش جهانی تاثیر گزار باشیم و اعتبار ملی و تاریخی خود را به دست آوریم. اگر مردم خودتان را به اندازه ی مردم غره اهمیت بدهید جای دوری نمی رود. 

در اطراف ما در این سال های گرانی قیمت نفت کشورهای خلیج فارس همگی صندوق های ذخیره ی ارزی درست کردند. در این بحران اقتصادی جهانی آنها در فکر سرمایه گزاری در سایر کشورها هستند.اگر به هر دلیل نمی توانیم سرمایه های سایر نقاط دنیا را به کشورمان جلب کنیم، حد اقل بتوانیم این سرمایه های اطرافمان را جلب کنیم.ما تنها کشوری  هستیم که ظرفیت جذب اموال این کشورها را دارد. آنها آن قدر کوچک هستند که نمی دانند با سرمایه های خود چه کنند.  سر مایه های اروپائی و آمریکائی پیشکشمان. این کار فقط آرامش و اعتماد سازی نیاز دارد.  آقای رئیس جمهور قبلی که در بهترین شرایط اقتصادی تاریخ ایران رئیس ما بودند  آن قدر شعار دادند و حرف های مختلف زدند که سازمان ملل سه عدد قطعنامه ی تحریم اقتصادی نا قابل در 4 سال علیه ما تصویب کرد. هر کدام از این قطعنامه ها پول مازاد نفت ما را بلعید. خیلی به سرمایه های ملی اسیب رساند. اما در عوض رئیس جمهورمان در دنیا محبوب شد. از مازاد قیمت نفت هم که می گفتند قرار است سر سفره هامان بیاید  تنها خبری نشد. حالا از شما انتظار داریم شاید شما بتوانید حداقل از مازاد قیمت نفت کشورهای خلیج فارس چپزی بر سر سفره ی ملت بیاورید. . دیدید وقتی توقع داریم که ایکاش شما همان باشید که در طراز ملت ایران باشد توقع بیجائی نیست.

آقای رئیس جمهور

در دوران قبلی به اندازه ی کافی برای اصلاح جوانانمان در خیابان ها گشت گذاشتند وارشادشان کردند. در دانشگاه ها که می گفتند باید نشاط سیاسی باشد، بد جوری خفقان و بگیر وببند راه انداختند. در منشور کوروش اولین شاه ایران ملت را از دروغ پرهیز داده بود، ولی دروغ های بزرگی در این سال ها از سوی آدم های بزرگی به ما گفتند.شما به خاطر خدا دستور دهید دیگر توی خیابان ها جوانان را ارشاد نکنند. اینها خودشان ارشاد شده اند. دانشگاه ها را بگذارید کمی نفس بکشند. واز همه مهمتر اگر به ملت نمی توانید همه ی راست ها را بگوئیذ لا اقل تصمیم بگیرید دروغ نگوئید. به خصوص وقتی از توی تلویریون راست راست توی چشم های ما نگاه می کنید. باور کنید ملت می فهمند وقتی به آنها دروغ گفته می شود.

آقای رئیس جمهور اینها کارهائی است که شما می توانید بکنید. از کارهائی که دوست داشتیم منتخب ما بکند و نمی تواند انجام دهد چه فایده دارد که حرف بزنیم؟.

دوره ی قبل از شما کسی رئیس جمهور بود که خیلی از کارهائی را کرد که نمی بایست انجام دهد و خیلی از کارهائی را که می توانست، انجام نداد. ایشان خیلی بر علیه آدم هائی که قبل از خودش کارهای کشور را انجام می دادند، حرف زد. به آنها همه جور تهمت زد. از شما می خواهم که وقت مردم را به مخالفت با آقای احمدی نژاد  وانتقاد از کارهای وی ودوستانش نگیرید.آن جه باید مردم بدانند می دانند. شما کاری کنید که اخلاق در جامعه دوباره زنده شود. مرتب کارهای خوب آقای احمدی نژاد را یادآوری کنید و ار ایشان تشکر کنید. به خصوص از اینکه پشت دوستانش را خالی نمی کرد خیلی از ایشان یاد کنید . خودتان هم این کار را از ایشان یاد بگیرید.

آقای رئیس جمهور

خدا قوت. وقت را هدر نکنید که برای بازگرداندن وضع کشور به مسیری که نیاز و جایگاه مردم ایران اقتضا می کند، خیلی کار دارید.

 

۰۴ فروردين ۱۳۸۸
مجله اخبار ادیان

 

ما در موسسه گفت‌وگوی ادیان الان ۶ سالی هست که مجله‌ای با عنوان «اخبار ادیان» منتشر می‌کنیم. قبل از آن از سال ۷۹ که موسسه را راه‌اندازی کردیم بولتن ماهانه‌ای منتشر می‌کردیم اما بعد تصمیم گرفتیم که این اطلاع‌رسانی اخبار دینی را سراسری کنیم و مجله راه‌ بیاندازیم.  الان یک هفته‌ای هست که شماره ۲۶ و ۲۷ مجله‌مان چاپ شده و گزارشها و اخبار آن حتما برای کسانی که علاقه‌مند مسایل فرهنگی و دینی هستند جذاب است. گزارشهایی از سومین مجمع شبکه جهانی ادیان برای کودکان در ژاپن، سمینار میانه‌روی در اسلام که در لبنان برگزار شد، کنفرانس دین و حکومت قانون در خاورنزدیک و نقش دین در دیپلماسی، کشمکش‌ها و حل مناقشات که موسسه ما در تمام آنها شرکت داشته در این شماره از مجله چاپ شده است. همین‌طور گزارش هفته جهانی گفت‌وگوی ادیان در ایران و سفر زنان ایرانی به سوئد را که باز هم موسسه ما بانی آن بوده است می‌توانید در این شماره از مجله بخوانید. جایگاه دعا و نیایش در ادیان، نگاه ژاپنی به مقوله دین در عصر مدرن، بررسی موضوع شر در آیین‌های ایرانی، گفت‌وگو با پیتر برگز نظریه‌پرداز مهم سکولاریسم و جامعه شناس دین، بررسی واژه آدم از چشم‌انداز لغت‌شناسی در ادیان ابراهیمی، بازگشت دین به عرصه فرهنگ و سیاست در عصر تکنولوژی هم تعدادی از مقالات این شماره مجله اخبار ادیان است. اگر دوست دارید مجله موسسه‌ی ما را تهیه کنید هم می‌توانید به کتابفروشی‌های روبروی دانشگاه و شهر کتاب‌ها سر بزنید هم اینکه با تماس گرفتن با شماره 22040340 آن را از موسسه تهیه کنید یا مشترکش شوید.

  

۰۳ فروردين ۱۳۸۸
ده اصل برای صلح جهانی

 

چند ماه پیش که پسر آقای عبدالله نوری طبق معمول اس­ام­اسی زد که شب جمعه اول ماه است و آقای محمد مجتهد شبستری در منزل آقای نوری صحبت می­کند، خیلی دوست داشتم شرکت کنم؛ هم به احترام خود آقای نوری و هم به خاطر حرف­های آقای مجتهد شبستری که می­دانستم حتماً قابل استفاده­ی فراوانی است. به دلائل شخصی نتوانستم بروم. بعدها خواندم که ده اصل برای صلح جهان که منافع هر ملتی در آن چارچوب تعریف می­شود ارائه کرده است. اصول مهم و قابل توجه­ای بودند:

اصل اول) هیچ صلحی بدون عدالت و هیچ عدالتی بدون صلح قابل تحقیق نیست.

اصل دوم) هیچ صلحی در جهانی که نابرابری­های اجتماعی و فقر و گرسنگی در آن وجود دارد، محقق نمی­شود.

اصل سوم) هیچ صلحی بدون رد مطلق خشونت قابل تحقیق نیست.

اصل چهارم) هیچ صلحی در جهان بدون به رسمیت شناختن حرمت درونی و ذاتی همه اعضای خانواده بشری و بدون وجود یک سیستم حقوقی به عنوان تضمین کننده حقوق بشر تحقق پیدا نمی­کند.

اصل پنجم) هیچ صلحی در دنیا پایدار نیست، مگر این که بنیادهای کثرت­گرایی اجتماعی به رسمیت شناخته شود.

اصل ششم) گفت­وگو

اصل هفتم) هیچ صلحی پایداری بدون آمادگی برای حل مسالمت­آمیز نزاع­ها و جلوگیری از نزاع­های آتی محقق نمی­شود.

اصل هشتم) صلح پایدار به وجود نمی­آید مگر این که تعلیم و تربیت بر اساس ارزش­های عالی انسانی و دینی شکل گرفته باشد، نه بر اساس تقلید و سنت.

اصل نهم) هیچ صلح پایداری تحقق پیدا نمی­کند مگر این که زنان در همه ساحت­های زندگی انسانی حقوق مساوی حضور داشته باشند.

اصل دهم) صلح پایدار به وجود نمی­آید مگر این که به صورت مناسب و شایسته حقوق تقلیت­ها به رسمیت شناخته شود.

 

۰۲ فروردين ۱۳۸۸
کاش همه‌ی دنیا نوروز داشتند

 

من کلا با این که می‌گویند هنر نزد ایران است و بس و حرف‌هائی از این دست‌ها که نشان می‌دهد اول و آخر عالم ما هستیم مخالفم. همه توی دنیا سعی می‌کنند خود را کمتر از آن چه هستند نشان دهند تا بتوانند از امکانات دیگران استفاده کنند. ما در این میان البته آن‌قدر خودمان را بزرگ و از دماغ فیل افتاده می‌بینیم که نه عرب سوسمارخور را قبول داریم و نه ژاپنی های  چشم ریز را قبول داریم و نه آفریقائی‌ها را آدم حساب می‌کنیم و به پیشرفتی کمتر از آمریکا هم راضی نیستیم. حالا خیلی بی‌ربط است اگر بعد از این مقدمه بگم که خدا وکیلی عید نوروز ما را که اول سالشان با آغاز بهار شروع شود، هیچ کس در عالم ندارد. انصافا هم شروع سال با بهار چه پر معنا و لذت‌بخش است. به زور سال را نو نمی‌کنیم. همه چیزنوروز ما همراه با طبیعت است. کاش اصلا همه‌ی دنیا سالشان با نوروز آغاز می‌شد تا مزه‌ی نوروز ما را که با بهار نو می‌شویم، درک کنند. ربطش با مقدمه‌ی نوشته‌ام هم صدالبته روشن شد که به راحتی می‌شود گفت که نوروز آن چیز بزرگی است که نزد ماها است و بس. گفتم ماها. چون نوروز را در افغانستان و عراق و تاجیکستان و ترکیه و آذربایجان هم گرامی می‌دارند و مراسم آن را با تمام و کمال انجام می‌دهند. از اتفاقات نادر تاریخی هم این است که مردم ایران پس از آن که مسلمان شدند و مسلمانان پای‌بندی هم شدند، نه تنها سنت‌های ملی خود را از دست ندادند بلکه برای این سنت ملی خود از اسلام هم مجوز گرفتند. به نوعی سنت خود را داخل دین الهی کردند. این همه روایاتی که در مورد نوروز وارد شده و از آغاز بهار و طبیعت حرف زده نشانه آن است که ایرانی‌ها علاوه بر آنکه سنت نوروزی خود را حفظ کرده‌اند، آن را جزئی از دین هم کرده‌اند. سال نو بر همه مبارک باشد. بهار پر معنا و رمز و راز و سرنوشت‌ساز امسال هم مبارک باشد و الهی که به خیر بگذرد.  


۰۱ فروردين ۱۳۸۸
فرصت پیام نوروزی اوباما

 

دیروز هم زمان با نوشدن سال در ایران، انتشار خبر پیام تصویری آقای اوباما، رئیس جمهور آمریکا به ملت و رهبران جمهوری اسلامی ایران به سرعت به خبر اول دنیا تبدیل شد. محتوای متفاوت آن و اعلام درخواست پایان تیرگی روابط دو کشور و توجه به فرهنگ غنی ملت ایران واستفاده از عنوان جمهوری اسلامی ایران و تبریک به ملت و رهبران کشور،دلیل تفاوت و اهمیت  خبر در جهان بود. این بی شک یک فرصت تاریخی است. نمی توان اهمیت آمریکا را برای وضعیت فعلی ایران نا دیده گرفت. بی شک در همه ی پرونده هایی که در مورد ایران به وجود آمده و حد اقل از نظر اقتصادی با این تحریم ها آسیب فراوانی به ملت ایران وارد آمده،رد پای دولتمردان آمریکا را نمی توان نادیده گزفت. اکنون و پس از تغییردولت در آمریکا این تبریک اگر مورد توجه قرار گیرد می تواند مهمترین فرصت مهم سیاسی و اقتصادی و تاریخی تلقی شود. همچنان که بی توجهی به آن با اجماعی که اوباما می تواند در رهبران سیاسی و در افکار عمومی بر علیه ایران شکل دهد، شرایط را از دوران بوش هم می تواند خطرناک تر کند. این نشانه ی ترس و وادادگی نیست که کشوری از موقعیت های تاریخی برای به دست آوردن حقوق ملتش استفاده کند. سال نو می تواند سال مهم و تعیین کننده ای در ایران باشد. هم از نظر انتخابات در ایران وهم از نظر شرایط جهانی. الهی که سال خوبی باشد . 

8   4       ۱    ۲    ۳      3 7
© Copyright 2003-2017, Webneveshteha.com. All rights reserved.