۲۱ فروردين ۱۳۸۸
اگر نخست وزیر دانمارک به جای خاتمی در مقابل اصولگرایان از پیامبر اسلام تجلیل کرده بود

 

 

 

هفته‌ی گذشته دومین اجلاس ائتلاف تمدن‌ها در استانبول برگزار شد. یکسالی هست که مقامات ترکیه و اسپانیا دنبال دعوت آقای خاتمی برای شرکت در این جلسه هستند. دعوتنامه‌‌های رسمی توسط سفیرشان ارائه کرده بودند و پیام‌های شفاهی فراوانی می‌دادند که بی حضور آقای خاتمی که پایه‌گذار فکر گفت‌وگوی تمدنها بوده جلسه ائتلاف تمدن‌ها بی‌معنا خواهد بود. روزهای آخر و پس از انصراف از کاندیداتوری، سفر آقای خاتمی قطعی شد. در اولین جلسه عمومی ودرمهمترین بخش جدی جلسه به جای اینکه رئیس‌جمهور مالی و کومور و سریلانکا و ونزوئلا و بولیوی باشند و بی اینکه کلی کمک بلاعوض صورت بگیرد، دبیر کل سازمان کنفرانس اسلامی و وچند نفر از روسای جمهور دنیا و منجمله رئیس جمهور بلغارستان و فنلاند ونخست وزیر سابق دانمارک که  رئیس جدید ناتوشده است، در میزگردی با حضور سید محمد خاتمی که در اینجا به عنوان اندیشمند بزرگ جهان اسلام حضور پیدا کرده بود شرکت کردند. اصل این دعوت و این جایگاه برای مخالفان آقای خاتمی آنقدر تلخ هست که نتوانند تحمل کنند. نتیجه‌ی مهم بحث که البته آنقدر سنگین است که کاملا می‌توان به آنان حق داد که در روزنامه‌هایشان از شدت عصبانیت ماجرای این پیروزی بزرگ اسلامی و ایرانی را نادیده بگیرند و علیه آن مقاله ی جعلی بنویسند. وقتی آقای راسموسن نخست‌وزیر دانمارک بود در یک روزنامه غیردولتی دانمارک نسبت به پیامبر بزرگ اسلام کاریکاتورهای موهن و زشتی کشیدند که موج نفرت جهان اسلام را در پی داشت و همه‌ی دنیا فهمیدند که وجود مقدس پیامبر اسلام برای مسلمانان آنقدر عزیز است که چند تا کاریکاتور موهن می‌تواند همه‌ی جهان اسلام را بسیج کند. آقای راسموسن آن موقع در مقام نخست وزیری دانمارک در یک اظهار نظر ناپخته و ناروا گفته بود که این کارها جزئی از آزادی بیان است اما درست بعد از آنکه وی با مقام بالای ریاست ناتو از سوی رهبران ناتو برگزیده شده است، برای اولین بار در همین میزگردش با آقای خاتمی از این سخنانش برگشت و روی ٢ نکته‌ی مهم و جدید تاکید کرد. یکی اینکه آزادی باید مسئول باشد و نباید آزادی به حوزه‌ی مقدسات ادیان راه پیدا کند و مهمتر اینکه در همان سخنرانی و در حضور همه‌ی شرکت‌کنندگان و خبرگزاری‌های جهان که این جلسه‌ی پراهمیت را پوشش می‌دانند از شخصیت پیامبر بزرگ اسلام تجلیل کرد و گفت من شخصا هرگزازهیچیک از مقدسات دینی و به ویژه پیامبر اسلام حضرت محمد  به صورت ناروا یاد نخواهم کرد و اضافه کرد که من به اسلام و نهادهای مذهبی آن به عنوان یکی از ادیان بزرگ جهان احترام می‌گذارم و توهین و اهانت به ادیان را محکوم می کنم و قول داد که در دورانی که مسئولیت ناتو را خواهد داشت به حمایت‌های فرهنگی و مذهبی جوامع مختلف توجه ویژه داشته باشد.

آقای خاتمی در این جلسه گفته بود که هرگونه بی‌احترامی و خشونت‌ورزی نسبت به ادیان غیرقابل قبول است و باید محکوم شود. این اتفاق یک پیروزی بزرگ برای جهان اسلام بود که در اجلاس استانبول اتفاق افتاد که اگر مثلا در دیدار رئیس‌جمهور کشورمان با یکی از افراد دست چندم دنیا اتفاق می‌افتاد آن را با تیتری مثل فتح خرمشهر در روزنامه‌های اصولگرا تیتر می‌کردند و خبر از پیروزی قدرت‌مند نظام جمهوری‌اسلامی بر استکبار می‌دادند. متاسفانه آنقدر فضای حزبی و گروهی بر اندیشه‌ی مخالفان آقای خاتمی سایه افکنده‌است که حتی منافع دینی و اسلامی و ایرانی را به راحتی فدای خواستهای گروهی خود می‌کنند و به جای آنکه این خبر افتخارآفرین دینی و اسلامی را اعلام کنند عکس دست دادن آقای خاتمی با نخست‌وزیر دانمارک را که پس از این سخنرانی صورت گرفته و مثل هر آدم با ادب دیگری در پایان یک جلسه با یکدیگر دست می‌دهند دست داده بودند. اصولگرایان رسانه ای از این جلسه و از این موفقیت در رسانه هاشان به عنوان دست دادن با ابی‌لهب یاد کردند وبدون اشاره به اتفاق مهم این جلسه خواستند القا کنند که گویا خاتمی با خود طراحان کاریکاتورو  درست بعد از کشیدن آن کاریکاتورهای اهانت‌امیز دست داده است. لابد کلی هم باید خدا را شکر کرد که ننوشته اند آقای خاتمی در اطاق کار کاریکاتوریست ها رفت تا از طراحان کارتون موهن علیه پیامبرحضوری تشکر کند.  شاید هم حق دارند که چنین ناجوانمردانه همه‌ی دستآوردهایی را که  تنها به شخص آقای خاتمی مربوط نیست و دستاوردی برای اسلام و انقلاب و نظام جمهوری‌اسلامی است چنین نادیده بگیرند. وقتی خود آنان امکان به‌دست آوردن چنین موفقیت‌هایی را ندارند، شاید طبیعی باشد که این تنها راهی را که یاد دارند، برگزینند. گرچه موفقیت‌های‌آقای خاتمی برای کسانی که این همه علیه او تلاش کرده‌اند سخت‌تر از آن است که فرصت داشته باشند به منافع دینی و ایرانی فکر کنند.متن سخنان آقای راسمون و خاتمی دراین روزنامه ها و سایت های خبری قابل دسترسی است. اینجا واینجاو اینجاو اینجاو اینجا

این آدرسها را از این جهت ذکر کردم که دیدم در ادامه ی این خصومت ناروا وقتی دیروز آقای خوشرو که همراه اقای خاتمی در این سفر بوده و در مورد سخنان رئیس جدید ناتو و سخنان اقای خاتمی گزارش داده بود، یکی از همین رسانه ها جوری نوشته بود که گویا ناقل این سخنان فقط دیپلمات همراه آقای خاتمی بوده است.چه می کند این وابستگی سیاسی به حزب و جریان. آن هم در رسانه هائی که از پول بیت المال این ملت ارتزاق می کنند.

 

 

 

 

 

۲۰ فروردين ۱۳۸۸
آقای خاتمی و ستادهای انتخاباتی و گلایه‌های همچنان باقی


امروز مسئولان ستادهای انتخاباتی ریاست‌جمهوری آقای خاتمی از سراسر کشور به تهران آمده بودند تا فرصتی باشد که ایشان بتواند از آنها تشکر کند. طبعا همه دلخور بودند. انتخابات برنده که بعد از سفر استانی آقای خاتمی حتی مخالفان تاریخی‌اش هم فهمیده بودند، رئیس‌جمهور آینده خاتمی خواهد بود، به دلیل حضور آقای مهندس موسوی و انصراف آقای خاتمی با ابهام و تردید فراوانی روبرو شده است. در این جلسه حق بود که فقط آقای خاتمی صحبت می‌کرد و از این همه تلاش و صمیمیت نیروهای مخلص تشکر می‌کرد. آقای امین‌زاده اما از مسئولان چند استان دعوت کرد که صحبت کنند. طبیعی بود که ترجیع بند همه‌ی صحبت‌ها دلخوری از نیامدن خاتمی، گلایه از مهندس موسوی، دعوت به وحدت کاندیداها و حمایت بعضی از آنان از آقای موسوی بود. در این میان بیانیه‌ی موج سوم هم خوانده شد. انصافا این گروه و دوستان یاری‌نیوز و ستادهای انتخاباتی 88 در انتقال و سازماندهی موج عمومی حمایت و دعوت از آقای خاتمی نقش مهمی داشتند. گرچه ظرفیت اصلی مربوط به شخص آقای خاتمی است و این دوستان اگر گمان کنند که در مورد هرکسی که تصمیم بگیرند حمایت کنند، همان موج وجود خواهد داشت، اشتباه می‌کنند. مرکزیت موج سوم در بیانیه‌ی خود ضمن انتقاد از آقای خاتمی و موسوی اعلام کرده‌اند که می‌خواهند از آقای موسوی حمایت کنند. درست مثل یک حزب که اعضا را به عمل به تصمیم مرکزیت فرا می‌خوانند‌. آمار کسانی را هم که در آن ثبت‌نام کرده بودند اعلام کردند. به عقیده‌ی من در شرایط فعلی موج سومی باید قبل از اینکه کاندیدای جدید معرفی کنند و تصور کنند که همه‌ی مخاطبان دوران کاندیداتوری آقای خاتمی منتظر تصمیم آنها هستند، باید برای اصل حضور این نیروهائی که خیلی‌هاشان دیگر آمادگی شرکت در انتخابات را ندارند، فکری بکنند. این را هم بگویم که من همیشه اعتقادم بر این بوده است که اعضای سازمان مجاهدین و مشارکت که در طول این سالها در بسیاری از موارد به ناحق از آقای کروبی عتاب و نقد شنیده‌اند، دلیلی ندارد که از غیر آقای موسوی حمایت کنند. قبل از شروع جلسه قاری آیات منهم من  قضی نحبه و منهم من ینتظر را خواند. به آقای خاتمی گفتم که ظاهرا در مورد شما است. وقتی هم که آقای خاتمی شروع به سخنرانی کرد، با این شعر معروف  شروع کرد که: نه هر که چهره برافروخت، دلبری داند. تصور کردم خطاب به کاندیداها این را می‌خواند. بعد معلوم شد در مقام مقایسه‌ی ملت بزرگ ایران با دیگران است. آقای خاتمی در ابتدای سخنش از دکتر عارف تجلیل کرد. واقعا اگر در این میان کسی باید مدال اخلاق بگیرد، دکتر عارف است که با اینکه خودش کاندیدا بود صادقانه و متواضعانه به عنوان رئیس ستاد آقای خاتمی کارهای ستاد را بر عهده گرفت. آقای خاتمی از عدم تدبیر اصلاح‌طلبان در انتخابات 84 گلایه کرد که با داشتن بیش از 60 در صد آرا، به خاطر تقسیم رای، ریاست جمهوری را واگذار کردند و کشور و مردم ایران این همه آسیب دیدند. از اصلاحات هم به عنوان یک فکر ریشه‌دار در کشور دفاع کرد و به تفصیل در این مورد سخن گفت. شرمنده بودن در دفاع از اصلاح‌طلبی و اصلاح‌طلبان آفتی است که متاسفانه در حال فراگیری است. واقعا به اعضای ستاد‌های آقای خاتمی در سراسر کشور باید خسته نباشید گفت. البته این کافی نیست. باید دلداری‌شان هم داد.خانم خبرنگاری از گیلان بعد از شنیدن همه‌ی این حرفها بلند شد و با گریه خطاب به آقای خاتمی گفت امروز دیگر بغضم ترکید. من نمی‌توانم به چهره آدم‌های مصممی که برای کاندیداتوری شما به میدان آمده بودند و امروز دل نگرانند نگاه کنم. تا خدا چه خواهد.

۱۹ فروردين ۱۳۸۸
گشت ارشاد و کرامت انسان و مهندس موسوی

 

مهم­ترین جمله­ای که در حوزه­ی مسایل اجتماعی از مصاحبه­ی مطبوعاتی اخیر آقای مهندس موسوی بازتاب رسانه­ای داشت، این بود که جلوی گشت­های ارشاد را خواهند گرفت. توجه به این نکته در اولین مصاحبه­ی انتخاباتی، نشانه­ی مثبتی است که نشان می­دهد ایشان به مسائل مورد توجه جامعه اهمیت و حساسیت دارند. واقعیت این است که گشت­های ارشاد به شکل موجود نه تنها اثری در جهت آن چه طراحان می­خواستند نداشت، بلکه عملاً کرامت انسانی زنان و جوانان را هدف قرار داد و شخصیت آنان را زیر سؤال برد. جلوگیری از هر رفتاری که شخصیت و کرامت انسان­ها را آسیب بزند، وظیفه­ی اولیه­ی هر کسی است که قصد دارد از مردم در هر سطحی نمایندگی کند؛ و به دلیل حساسیت مردم در ایام انتخابات می­تواند توجه مخاطبان را هم جلب کند. هم­چنان­که جمله­ی معروف آقای احمدی نژاد در تبلیغات انتخاباتی که گفته بود مگر مشکل جامعه­ی ما، مو و لباس جامعه است و هم­زمان با فیلم و تصاویر گشت­های ارشاد در خیابان­ها، فیلم این سخنان در اینترنت منتشر می­شد، در ایام انتخابات تأثیر مثبتی برای ایشان داشت و از سوی دیگر عدم اجرای وعده­های دوران انتخابات آسیب فراوانی به رأی لرزان اولیه­ی آقای احمدی نژاد  در آستانه­ی انتخابات جدید، وارد کرده است. از آقایان مهندس موسوی و کروبی البته انتظار می­رود چیزی را وعده دهند که بتوانند اجرا کنند. من نمی­دانم رئیس جمهور با چه مکانیزمی می­تواند جلو تصمیم نیروی انتظامی را که در اختیارش نیست بگیرد. هم­چنان که آقای خاتمی هم نتوانست در دوران خودش در حالی که آقای قالیباف رئیس نیروی انتظامی بود، جلو این نوع رفتارها را بگیرد. اگر مهندس موسوی واقعاً برای اجرایی شدن این وعده­ی خود راهکار عملیاتی مشخصی دارد و بعد از انتخاب شدن نخواهد گفت که نگذاشتند و از عهده­ی اختیارات من خارج است، نکته­ی بسیار مهمی را در راهبردهای اجتماعی خود قرار داده است. وقتی حرمت انسان در جامعه رعایت شود، همه­ی ارزش­ها احیا خواهند شد و اگر انسان در جامعه­ای کرامت نداشته باشد، هیچ ارزشی در آن احیا نخواهد شد.

 

۱۸ فروردين ۱۳۸۸
جنتی،کروبی، و سلامت انتخابات

  

چندی پیش پس از سخنان آقای جنتی در نماز جمعه نوشته بودم کاش سنت بازنشستگی در بعضی مسئولان رسمی جاری بود. اگر آقای جنتی در آغاز جوانی وارد شورای نگهبان شده بودند، بر اساس قانون، سی سال خدمتشان در حال پر شدن بود و به صورت طبیعی باید بازنشست می‌شدند. آقای جنتی در نزدیکی‌های سن بازنشستگی واردشورای نگهبان شدند و نزدیک سی سال است که همچنان از قانون اساسی نگهبانی می‌کنند. معمولا نام ایشان پس از بعضی نماز جمعه‌هائی که می‌خوانند و یا در نزدیکی‌های هر انتخابات در جامعه مطرح می‌شود. شجاعت دیروز آقای کروبی در پرداختن به مسئله‌ی سلامت انتخابات و مخاطب قرار دادن آقای جنتی که تقریبا به اندازه‌ی عمر نظام جمهوری اسلامی در شورای نگهبان حضور دارند، مهمترین موضع واقع‌بینانه انتخابات آینده است. اینجا آن را بخوانید. در انتخابات آینده اولین‌باری است که مسئولان انتخابات شورای نگهبان و وزارت کشور که مسئولان اجرا و نظارت بر انتخابات هستند از یک جریان سیاسی حمایت می‌کنند و علاقمند به کسی هستند که خود او رئیس‌جمهور است و با امکاناتی که در اختیار دارد، رقیب انتخاباتی است. در دوره‌های قبلی که اینگونه نبود، ادعای تقلب و تخلف فراوانی ذهن جامعه را مشغول کرده بود. در این دوره که بسیاری از دست اندرکاران علاوه بر وظایف شرعی، به دلیل امکاناتی که دارند، واله و شیدای رئیس‌جمهور هم هستند، مهمترین چالش فعلی انتخابات، سلامت آن است گمان من بر این است که خیلی‌ها علاقمندند که مردم باور کنند نتیجه‌ی انتخابات، همان نیست که مردم خواسته‌اند تا به این دلیل در انتخابات شرکت نکنند و در سایه‌ی شرکت اندک مردم، باز هم چهار سال دیگر مردم ایران در خدمت آقای احمدی‌نژاد باشند. راه حل این است که همزمان همه‌ی امکانات برای جلوگیری از تخلف و تقلب را بسیج کنیم و به مردم اطمینان دهیم که می‌توانند کاندیدای مورد نظر خود را انتخاب کنند تا با شرکت فراوان مردم در انتخابات تغییر مورد نظر جامعه شکل گیرد. اطرافیان آقای هاشمی رفسنجانی می‌گویند ایشان به این دلیل در انتخابات خبرگان نفر اول شدند که از ظرفیت‌های قانونی برای جلوگیری از تخلفات استفاده کردند. چند روز پیش با آقای کروبی صحبت می‌کردم. باورش بر این بود که پاشنه‌ آشیل انتخابات آینده حفاظت از سلامت انتخابات است. هشدار دیروز آقای کروبی مثل نامه‌ای که به سردار فیروزآبادی نوشته بود به معنای این است که "شیخ" بندهای کفش را بسته است تا این ظرفیت را فعال کند و حتما قول داده است که شب انتخابات هم نخوابد. کاری که در سابقه‌ی آقای کروبی بوده و تاکنون تجربیات موفقی داشته است.

  

۱۷ فروردين ۱۳۸۸
اخراجی های ۲ و پدیده ده نمکی

 

فیلم اخراجی­های ۲ که این روزها بر پرده­ی سینماها هست، مثل شماره­ی یک آن با استقبال فراوانی مواجه شده است. فروش میلیاردی آن یکی از نشانه­های استقبال عمومی از این فیلم است. دلایل اصلی این استقبال می­تواند در چند نکته باشد: حضور وسیع هنرپیشگان نام­آور در فیلم؛ پرداخت به موضوع جنگ با استفاده از طنز؛ هم­خوان بودن محتوای فیلم با ادبیات عامه مردم؛ ارائه­ی هنرمندانه و تقریباً منطبق با استانداردهای سینما؛ جسورانه بودن پردازش به مسائل جنگ که کمتر کسی به آن می­توانست بپردازد و این از مسعود ده­نمکی بر می­آمد که سابقه­ی طولانی در جنگ داشت و خود در دورانی رهبری انصار حزب­الله را داشته و سردمدار حملات غیرقانونی به اجتماعات قانونی بوده و عنصر کاملاً خودی محسوب می­شده؛ تبلیغات رسانه­ای و به خصوص سرمایه­گذاری صدا و سیما در مورد آن؛ هر کدام جزئی از عوامل استقبال از فیلم بوده است. در سراسر فیلم اخراجی­های یک و دو نقد آرام و تلخی از اتفاقات پس از جنگ وجود دارد که محتوای این حرف­ها همیشه درد دل رزمندگان اصیلی بوده که در گردونه­ی دنیاگرائی موجود بسیاری از فرماندهان و اهالی جنگ دیروز قرار نگرفته­اند و یا نخواسته­اند قرار بگیرند و البته امکان بازگویی این درددل­ها برای همه کس وجود نداشته است که با جسارتی نسبی به این درددل­ها در فیلم اخراجی­ها اشاره شده است. جدی­ترین و بهترین نکته مشترک بین اخراجی­های یک و دو به تصویر کشاندن شخصیت­هایی است که بسیار پرادعا هستند و تظاهر به دین­داری می­کنند و در مسئولیت­ها به سرعت و به­نام دین برای خود جا رزرو می­کنند، اما وقتی پای مقاومت و سختی و پایمردی به میان می­آید تنها مدعی دیگرانند و کمترین فشاری را تحمل نمی­کنند. از سوی دیگر، شخصیت­های اصلی فیلم اخراجی­های یک و دو گروه فداکاری هستند که با معیارهای گزینشی مسئولان تصمیم­گیر پرادعا هم­خوانی ندارند ولی یک بار در جبهه و یک بار در اسارت بهتر از همه­ی مدعیان از امتحان وطن دوستی سربلند بیرون می­آیند. این بخش می­تواند نیم نگاهی به فراز و نشیب­هایی باشد که خود ده­نمکی آن را طی کرده است. من در تعطیلات عید به ده­نمکی زنگ زدم. هماهنگ کرد که برویم و فیلم را ببینیم. از استقبال فراوان راضی بود و می­گفت استقبال از این فیلم مثل دوم خرداد شده است. به صورت شوخی و جدی هم می­گفت شما در دوم خرداد با کارشکنی ماها روبه­رو بودید ولی من با جبهه­های مختلفی که کارشکنی می­کنند درگیرم. من البته آن جبهه را نمی­شناسم. به اتقاق تاج­زاده و خانواده­هامان رفتیم و دیدیم. کار دیدنی و خوبی بود. خود ده­نمکی و محمدرضا شریفی­نیا که انصافاً در این فیلم هنرنمایی درخشانی کرده است، هم آمدند و کلی خوش و بش کردیم. فردایش در سایت­ها مصاحبه­ای از ده­نمکی منتشر شد که در آن قتل­های زنجیره­ای مورد حمایت ده­نمکی قرار گرفته بود؛ با ادبیات ده­نمکی دوران چماق­داری، و نه ده­نمکی هنرمند واقع­بین. خیلی تعجب کردم. به ده­نمکی sms زدم که واقعاً این حرف­ها مال تو است؟ جواب داد که نه. و اضافه کرد که انتشار این حرف­ها هم در راستای همان کارشکنی­ها علیه فیلم است. گفتم چرا تکذیب نمی­کنی؟ نفهمیدم تکذیب کرد یا نه؟ در هرحال امیدوارم همیشه ما ده­نمکی­ها را در مقام هنرمندی و واقع­بینی ببینیم و این سنت جاری روزگار ما باشد که از فیلم و قلم به جای خشونت استفاده شود. همه­ی دست­اندرکاران اخراجی­ها خسته نباشند.

 

۱۶ فروردين ۱۳۸۸
اگر بخواهیم رادیو تلویزیون خصوصی را جدی بگیریم

 

مسأله تلویزیون خصوصی اگر چه در دنیا مسأله‌ی حل شده‌ای است اما در ایران مورد توجه دو کاندیدای اصلاح طلب قرار گرفته است. واقعیت این است که در قانون اساسی ایران، رادیو و تلویزیون کاملاً در انحصار حکومت قرار دارد و مسئولیت آن در اختیار رهبری نظام هست. به نظر نمی‌رسد هیچ‌یک از این دو کاندیدا تغییر قانون اساسی را در دستور کار خود  قرار داده باشند. اگر این یک شعار صرفاً انتخاباتی نباشد، با وضعیت موجود راه‌های نسبتاً عملی برای راه‌اندازی رادیو و تلویزیون در چهارچوب قانون جمهوری اسلامی باشد وجود دارد که می‌توان به آن‌ها اشاره کرد. گرچه قبلاً کاندیداها باید مشخص کنند با اراده‌ای که در نظام برای ممانعت از راه‌اندازی این شبکه‌ها بوده است، چه تمهیدی اندیشیده‌اند که بتوانند آن ها را عملی کنند تا مردم تنها با شعار انتخاباتی غیرقابل اجرا روبه‌رو نشوند. ساده‌ترین پیشنهاد این است که شبکه‌های فعلی رادیو و تلویزیون حتی اگر از لحاظ پشتیبانی فنی به صورت متمرکز اداره شوند، مدیران عامل مستقل متفاوتی داشته باشد که هر کدام نماینده تفکری باشند و این مدیران از سوی رهبری انقلاب انتخاب شوند که جداگانه و به‌طور مستقل برنامه‌سازی و خبررسانی کنند. این کار هیچ منافاتی با قانون اساسی فعلی نظام جمهوری اسلامی ندارد. راه حل دوم این است که در مناطق آزاد کشور مثل جزیره کیش که با تسامح می‌تواند خارج از قانون جاری کشور محاسبه شود، اجازه‌ی راه‌اندازی شبکه‌های رادیو و تلویزیونی داده شود تا افرادی که امکان و صلاحیت راه‌اندازی آن را دارند، خود سرمایه‌گذاری کنند و برنامه‌سازی نمایند. در شکل دیگر به افراد حقیقی یا حقوقی می‌شود اجازه داد که در داخل برنامه تولید کنند و در هر جایی که امکان سرمایه‌گذاری هست رادیو و تلویزیون‌های تخصصی راه‌اندازی کنند و به زبان فارسی برای داخل ایران پخش کنند. مدیران این شبکه‌ها می‌توانند از مراکز داخلی مثل صدا و سیما و یا وزارت فرهنگ ارشاد اسلامی مجوز تولید برنامه دریافت کنند و طبعاً در مورد محصولات خود در پیشگاه قانون پاسخگو باشند. مخاطبان این شبکه‌ها البته با توجه به قانون ممنوعیت استفاده از ماهواره تنها کسانی خواهند بود که یک‌بار وقتی خبرنگاری از آقای احمدی‌نژاد در مورد ممنوعیت ماهواره پرسیده بود، گفتند که شما به خیابان‌ها سر بزنید، این همه ماهواره در ایران وجود دارد، خواهند بود که تعدادشان بسیار زیاد است. طبعاً اگر برای کاندیداها مسأله استفاده از تلویزیون خصوصی جدی باشد، باید در جهت حل و مدیریت کردن قانون ماهواره هم اقدام جدی انجام دهند. این پیشنهادها با توجه به سیر فراگیر و تسهیل شده ارتباطات، پیشنهادهای قدیمی و برای دنیا تعجب‌برانگیز است؛ اما با توجه به واقعیت‌های موجود در کشور گامی به پیش است.

 

۱۵ فروردين ۱۳۸۸
دید و بازدید وسیاست و انتخابات


امروز صبح دید و بازدید عید آقای خاتمی بود. معمولاً اول سال این دید و بازدیدها انجام می‌شود. ۲، ۳ ساعتی آنجا بودم. صف طولانی بسته بودند برای روبوسی. ما که رفت‌وآمد می‌‌کردیم و گاهی هم می‌نشستیم هم کمرمان درد گرفته بود و هم صورتمان از شدت فرو رفتن ریش نیمه‌تراشیده جلز و ولز می‌کرد. آقای خاتمی که تمام مدت ایستاده بود و با تمام این همه آدم در ۵ ساعت دیده‌بوسی می‌کرد حتماً هم دچار کمردرد شدید خواهد شد و هم صورت سوزی فراوان. از همه تیپ آمده بودند اولین‌بار بود که صف طولانی روبوسی را می‌دیدم. در حواشی جلسه بحث انتخابات جدی بود. بعضی‌ها طرفدار آقای موسوی، بعضی‌ها طرفدار آقای کروبی. هر دو طرف هم استدلال‌های قابل توجهی داشتند و با یکدیگر صحبت می‌کردند. باید منتظر ماند و شرایط را دید تا مشخص شود که کدامیک از این دو نفر رای بیشتری می‌توانند کسب کنند و براساس آن دنبال اجماع درست شود. در دید و بازدید امسال آقای خاتمی آنقدر افراد مختلف شرکت کرده بودند که کاملا می‌شد فهمید انتظار رهبری اصلاحات از تکیه‌زدن بر کرسی ریاست‌جمهوری برای نخبگان مهمتر است. یکی از آقازادگان را دیدم. در محافل خصوصی از حضور پدرش به عنوان چهره‌ی جدید و مهم دیگر برای کاندیداتوری ریاست‌جمهوری گفتگو می‌شود. پرسیدم. آن قدر قاطع رد کرد که معنایش این بود که امکانش هست! در آن شلوغی دم در کمی شیرینی یزدی گذاشته بودند. بعد سری زدم به دفتر آقای کروبی. خیلی‌ها از آنجا آمده بودند دیدار آقای کروبی. آنجا هم شیرینی یزدی بود. گفتم که پیش آقای خاتمی شیرینی یزدی بوده فکر کردم اینجا شیرینی لری به ما می‌دهند. گفت باید آبگوشت لری بدهیم. یکی از خبرنگاران پرسید که شما برای ائتلاف چه فکری کرده‌اید؟ پاسخ داد که من کاندیدا بودم. وقتی آقای موسوی آمدند که نمی‌شد به ایشان گفت کاندیدا نشوید. مهم این است که یکدیگر را خراب نکنیم. جلسات دید و باردید عید گرچه خیلی ظاهر سیاسی ندارد اما خیلی سیاست مورد بحث قرار می‌گیرد. انشاءالله مبارک باشد.

۱۴ فروردين ۱۳۸۸
دروغ‌های سیزده انتخاباتی و نگرانی‌های جامعه


ظاهرا تب دروغ سیزده فروکش نمی‌کند. با این گستردگی سیستم اطلاع‌رسانی، هر کسی می‌تواند از این امکانات استفاده کند و دروغی را نشر دهد. در یک دهه قبل به دلیل اینکه رسانه‌ها انحصاری بودند، فقط اصحاب رسانه می‌توانستند این کار را بکنند. به دلیل دلمردگی و یاسی که پس از انصراف اقای خاتمی در مخاطبان جریانات سیاسی هست، دیروز دو دروغ سیزده با وسیله ارتباطی
sms در بین اهالی سیاست منتشر شد. یکی این بود که آقای کروبی از کاندیداتوری ریاست‌جمهوری انصراف داه و به نفع مهندس موسوی کناره‌گیری کرده است. خیلی‌ها جا خوردند. Sms پر طنین‌تر دیگر این بود که به دنبال اصرار هواداران و احزاب طرفدار آقای خاتمی، ایشان به صحنه‌ی انتخابات بازگشت. من بی‌خبر بودم ولی یکباره چندین تلفن از خبرگزاری‌های داخلی و خارجی داشتم که از این مسئله می‌پرسیدند.قبلا شنیده بودم که دروغ اول آوریل در خیلی از کشورها بحران‌آفرینی کرده بود. اینجا هم همین‌جوری شده بود. در هر حال نشان می‌دهد که فضای کشور طبعا از این پس خیلی انتخاباتی خواهد بود. ابهام سختی هم بر فضای سیاسی حاکم است. نگرانی از انتخاب دوباره‌ی رئیس‌جمهور فعلی پس از انصراف آقای خاتمی خیلی از افراد جامعه را آزار می‌دهد.به همین دلیل دروغ سیزده‌ی بازگشت آقای خاتمی چنین پزواکی داشت. اصلا دروغ هم کار زشتیه. درسته که دروغ سیزده بامزه است ولی دروغ بد است. شروع جدید کارها هم بعد از تعطیلی دوهفته‌ای مبارک باشد.

۱۲ فروردين ۱۳۸۸
سی سال پس از رفراندم


سی سال از اعلام روز جمهوری ‌اسلامی می‌گذرد. در سه دهه قبل مردم ایران، بعد از آنکه با یک انقلاب فراگیر رژیم گذشته را ساقط کرده بودند و رهبری انقلاب، مثل هر جا حق داشت که رژیم مورد نظر خودش را بدون رای‌گیری اعلام نماید، اما، رفراندوم فراگیری شکل گرفت و مردم با رای اکثریت قاطع خود رژیم جمهوری اسلامی را بنا نهادند. رفراندوم ١١ فروردین بزرگترین نمادی بود که نشان می‌دهد انقلاب اسلامی باید با تکیه آراء و نظرات مردم عمل کند. هر زمان که رهبران نظام جدای از خواست مردم عمل کنند و یا انتخابات بر اساس روشی که نشان‌دهنده‌ی سالم نظرات مردم نباشد، با مبانی و جوهر انقلابی منافات دارد. بدنه اصلی نسل سی‌سال پس از انقلاب، طبعا کسانی نیستند که انقلاب کرده‌اند. خواسته‌های متفاوتی هم طبعا بر اساس تغییرات زمانه دارند. باید آنها را شناخت و از درون آنها کسانی را در مدار حاکمیت قرار داد که بتوانند نیازهای آنان را نمایندگی کنند. بعد از سی سال در بسیاری از موارد نه مدیران حرف نسل امروز را می‌فهمند و نه آنان سخن مسئولان را. بازگشت به اصول انقلاب که شعار رایج این روزهاست. نباید به معنای نادیده گرفته شدن خواسته‌های کاملا متفاوت نسل امروز باشد. رفراندوم مجدد طبعا چیزی نیست که هیچ حکومتی، خود به آن اقدام نماید. رفراندوم سال ٥٨ نیز بعد از انقلاب بزرگ اسلامی بود. مهم این است که نظام، خود خواسته‌های جامعه‌اش را درک کند و به آنها عمل نماید. یاد سالروز نظام جمهوری اسلامی که با هدف استقرار آزادی و استقلال انجام شد، گرامی باد.

 

۱۱ فروردين ۱۳۸۸
ورزش دین نیست که عین سیاست باشد!

 

من اساساً آدم ورزشی نیستم اما می فهمم که حوادث فوتبالی این روز‌ها واقعاً یک آزمون مهم اخلاقی و سیاسی است. در سال‌های اخیر که از همه چیز به خصوص از جوانان خیلی استفاده ابزاری شده است، فوتبال به دلیل اهمیت آن دچار دست اندازی ‌های سیاسی فراوانی شده است. مدیریت ورزش در این سال‌ها بیشتر از همیشه نگاه ابزاری به ورزش و فوتبال داشته است و تلاش کرده است آن را در خدمت حمایت از دولت و رئيس آن قرار دهد. بعضی از نظریه پردازان ها گفته اند فوتبال برای خودش یک دین است.  ظاهرا مسئولان فعلی هم بر این باورند که فوتبال دین است و آن را عین سیاست تلقی می کنند. همچنان که رئیس جمهور نیز خیلی وقت برای نشان دادن خود در عرصه ی ورزش وقت گذاشته است. حضور در تمرین‌های فوتبال، سفر به کشور‌های دیگر برای برنامه‌های ورزشی و شرکت در مسابقاتی که احتمال پیروزی در آن داده می‌شده (که البته معمولا به شکست منجر شد!) نمونه‌هایی از سایه سنگین سیاست بر ورزش است.تا وقتی ورزش که سرمایه‌ی ملی است و موفقیت آن در دور ماندن از سیاست است چنین دستخوش تبلیغات سیاسی شود، مشکل ورزش پابرجاست. خیلی‌ها از وقتی که علی دایی که روزی افتخار تمام عیار ایران بود سرمربی تیم ملی ایران شد با او مخالف بودند. شاید به این دلیل که سرمایه یک ملت نباید رد جایگاهی بحث انگیز قرار گیرد حرف بر حقی می زدند اما شکستن همه کاسه کوزه‌ها بر سر فردی که افتخار ملی بود ومی توانست با پیروزی تیم ملی بر عربستان سعودی کلی محبوبتر شود درست نیست. باور کنیم مشکل فوتبال علی دایی نیست. مشکل سیاست تبلیغاتی دولتی است که چنین بحران‌هایی را بر ورزش کشور و بخصوص بر فوتبال تحمیل کرده است. این کمال بی‌وفایی است که علی دایی به تنهایی قربانی این شکست شود و از اخلاق جوانمردی ایرانی به دور است. ورزش باید بر اساس قواعد مستقل ورزشی اداره شود و دولت تنها حامی این قواعد باشد وتا وقتی چنین نشود این بحران ها هست. کاش دولتمردان می‌فهمیدند که استفاده تبلیغاتی و ابزاری از ورزش آنها را برای رسیدن به اهداف سیاسی و انتخاباتی کمک نمی‌کند.

8   4       ۱    ۲   ۳       3  7
© Copyright 2003-2017, Webneveshteha.com. All rights reserved.