۲۱ فروردين ۱۳۸۶
جشن هسته ای سالانه

 

مهم نیست که چه قدر اخبار موفقیت های هسته ای برای دنیا مهم است و چه قدر واقعیت دارد؛ اما اگر پارسال، بعد از جشن بزرگ هسته ای مذاکره کنندگان راهی برای همکاری با دنیا در این پرونده پیدا می کردند، امسال دو قطعنامه تصویب شده علیه ایران وجود نداشت؛ و اگر امسال بعد از جشن دوباره هسته ای که دیروز برگزار شد، همکاری با دنیا جدی شود، کشور از بحران های سخت تر آینده نجات پیدا می کند. بعد از جشن های بزرگ پیروزی، که نشانه ی قدرت است به جای مغرور شدن باید به نفع کشور مشکلات بین المللی را حل کرد. اگر چنین کنند، شادی موفقیت را بین همه ملت ایران که در آینده باید مشکلات تحریم ها را تحمل کنند تقسیم کرده اند. گرچه تاریخ ایران پر از فرصت سوزی است.

 

۲۰ فروردين ۱۳۸۶
آقایان شریعتمداری، منتظری و مطهری

 

وقتی مرحوم آیت الله شریعتمداری در قم مؤسسه ی دار التبلیغ را راه انداخت، در سال ۵۱ یا ۵۲ از مرحوم شهید مطهری که مدتی بود به آن جا نمی رفت دعوت کرد. مرحوم مطهری به این شرط پذیرفت که در دارالتبلیغ سخنرانی کند که آقای شریعتمداری به دیدن آیت الله منتظری که تازه از زندان آزاد شده بود برود. به اعتقاد آقای مطهری با این کار حساسیت رژیم پهلوی نسبت به آقای منتظری کم می شد. آقای شریعتمداری پذیرفت و به دیدار آقای منتظری رفت و پس از آن آقای مطهری دو جلسه در عصر جمعه در دارالتبلیغ سخنرانی کرد که بعدها تحت عنوان معیارهای اخلاقی به چاپ رسید.

گاهی آدم تاریخ را می خواند به چه چیزها که برخورد نمی کند!

 

۱۹ فروردين ۱۳۸۶
دادگاه رضا خاتمی

 

دیشب دوستان خبر دادند که امروز دادگاه علنی رضا خاتمی است که به عنوان مدیر مسئول روزنامه مشارکت محاکمه میشود. به خاطر علاقه ای که به رضا داشتم صبح امروز به اتفاق مصطفی تاج زاده رفتیم در دادگاهش شرکت کنیم. جلسه دادگاه را ساعت ۹ اعلام کرده بودند؛ تا ۱۰ و نیم با بسیاری از اصحاب دوم خرداد که جمعی از نمایندگان فعلی و جمعی نمایندگان سابق و فعالان سیاسی بودند، منتظر ماندیم. حدود ده و نیم قاضی آمد و گفت چون بسیاری از اعضای هیأت منصفه در سفر کربلا و عمره و مشهد هستند، جلسه با تأخیر شروع میشود و عذر خواهی کرد. بیش از ۷ سال از تعطیلی "موقت" روزنامه مشارکت میگذرد که اکنون فرصت برگزاری دادگاه داده اند. قاضی از رضا خاتمی خواست به عنوان "متهم" در جایگاه قرار گیرد؛ و اعلام کرد که متهم مواظب اظهارات خود باشد. صدا و سیما و نیروی انتظامی و چند جای دیگر شکایت خود را پس گرفته بودند. بیشترین اتهامات از سوی مدعی العموم، آقای مرتضوی بود. همان اتهامات معروف: تبلیغ علیه نظام، نشر اکاذیب، اهانت به مسئولان. بیشترین بخش پاسخ رضا خاتمی در مورد نظارت استصوابی بود که به قول آقای خاتمی در دفاعیه اش، حداکثر یک قانون است و نمی دانست چرا نقد یک قانون، نقد نظام باشد؟ رضا خاتمی که در آن موقع نائب رئیس مجلس شورای اسلامی بود گفت: در همان دوره دولت هفتم و مجلس ششم که دو قوه از سه قوه نظام بوده اند مورد بی سابقه ترین حملات تاریخ به وجود آمدن دولت در ایران در روزنامه های محافظه کار و تریبونهای رسمی دیگر قرار میگرفت ولی مدعی العموم آن را تضعیف نظام ندانست و روزنامه ای را تعطیل نکرد و البته آن کار صحیح بوده است. متنی را که رضا نوشته بود در عین سیاسی بودن، خیلی حقوقی تنظیم شده بود. جمعی از خبرنگاران داخلی هم آمده بودند. فضای غریبانه ای بود. من بعد از صحبت های رضا خاتمی بیرون آمدم. عصری برای دایی ام در تهران فاتحه گرفته بودیم، کار داشتم. در جلسه ی فاتحه از رضا پرسیدم چه شد؟ گفت ختم جلسه اعلام شد و از نتیجه بی خبر بود. راستی از همه ی کسانی که امروز در ختم دایی ام شرکت کرده بودند، ممنونم. همه آمده بودند. چه دوستان با محبت و لطفی.

 

۱۸ فروردين ۱۳۸۶
کودتای ۲۸ مرداد و تاریخ

 

اخیراً کتاب خاطرات اردشیر زاهدی را می خواندم. نمی دانم خود همان کتابی بود که پارسال در خارج از کشور منتشر شده یا مشابه آن! یک بار در یکی از سفرهای خارج از کشور آن اصلی را خریدم ولی در اتومبیل جا گذاشتم. نکته ی مهم این کتاب به اعتقاد من این بود که زاهدی اصرار دارد ثابت کند که ۲۸ مرداد، کودتا نبوده است. آنها در فکر کودتای نظامی از طریق لشگر کرمانشاه و اصفهان بوده اند که قبل از انتقال به کرمانشاه از خیابان های تهران، صدای تظاهرات مردم را شنیده اند و بر موج آن تظاهرات سوار شده اند و با حکم نخست وزیری که از پادشاه داشته است، مردم را هدایت کرده و مصدق را فراری داده است. از قدیم و ندیم هم شنیده بودیم که شعبان جعفری معروف به شعبان بی مخ رهبری مردم کوچه و خیابان را داشته است. خاطرات او را هم خوانده ام؛ نوشته بود که آن روز در زندان بوده است و بعد از ظهر آزاد شده است. چند کتاب دیگر را هم در این مورد خواندم. آخرینش همه مردان شاه، نوشته ی استیفن کنیز بود. آن جا ماجرا را از نگاه آمریکائی ها که جایگزین تازه کار انگلیسی ها شده بودند، آورده. اگر آقای زاهدی راست نوشته باشد. باز هم در ماهیت آمریکائی کودتای ۲۸ مرداد نمی توان تردید کرد. حداکثر معلوم می شود که خود آمریکائی ها آن قدر فعال بوده اند که از آقای زاهدی پدر به عنوان یک مهره استفاده می کردند و حتی با وی مشورت هم نمی کردند. اگر چه فهم تاریخ کار دشواری است و با رشد خاطره نویسی و خاطره گوئی که هر کسی خودش را محور قضایا می داند مشکل تر شده اشت اما خوبی تاریخ این است که همه چیز فهمیده می شود. همچنانکه علاقه به دکتر مصدق بعد از آن همه سال و آن همه مبارزه علیه وی هنوز در میان ملت ایران باقی مانده است.

 

۱۷ فروردين ۱۳۸۶
عکس یادگاری

 

آورده اند که در قدیم ندیم ها اسب یکی از خلفا را دزیده بودند. اطلاعیه داد که هر کس آن را پیدا کند و تحویل دهد، خود آن اسب را به عنوان مژدگانی به او میدهند. پرسیدند خوب اگر قرار است همان اسب را به او بدهید، چرا این همه سر و صدا و اطلاعیه و اینا؟ نمیدانم آن خلیفه چه پاسخ داده بود ولی شاید گفته باشد که به اتفاق وزرایش میخواهد با آن دزد عکس یادگاری بگیرد!

همین جوری!

 

۱۶ فروردين ۱۳۸۶
جنگی بدتر از جنگهای صلیبی

 

تولد پیامبر اسلام که مصادف با تولد امام ششم شیعیان حضرت صادق علیه السلام است، از سالهای اولیه ی انقلاب هفته ی وحدت نام گرفته است. دلیل این نامگذاری اختلاف تاریخی شیعه و سنی است که آنها ۱۲ ربیع الاول و شیعیان ۱۷ ربیع الاول را روز میلاد پیامبر میدانند. آیت الله منتظری این فاصله را به عنوان ایام شادمانی ولادت پیامبر، هفته ی وحدت سنی و شیعه نامیدند. از همان ابتدای این نامگذاری، جریانات تندروی شیعی در داخل و خارج که همواره نقش مهمی در جناح سنتی مذهبی داشتند با مسئله ی وحدت شیعه و سنی مخالفت میکردند. حتی با آیت الله منتظری که آن روزها قائم مقام رهبری بود نیز مخالفتهای جدی میکردند و معتقد بودند ایشان سنی زده است. این مجموعه ها به گروه ولایتی ها معروف بودند؛ با آنکه میدانستند منظور از وحدت، همکاری و دوری از بغض و کینه است و به معنای تغییر مذهب نیست. هنوز نیز این جریان افراطی شیعی در داخل و خارج ایران فعالند. از سوی دیگر گروههای افراطی سنی بودند که بیشتر در زیر عنوان وهابیت فعالیت میکردند و مرتب فتوای تکفیر و یا قتل شیعه را میدادند. اینها نیز هنوز در سطح جهان اسلام حضور جدی دارند. در اثر این دو تفکر افراطی در طول سالهای گذشته هزاران انسان مسلمان قربانی شده اند. کاش این رهبران افراطی مذهبی مسلمان که قرآنشان کشته شدن بیگناه یک فرد را مساوی با کشته شدن همه ی انسانها میداند، به فکر خونهای ریخته شده جنگهای مذهبی می بودند و به جای توجه به مرید به سربلندی و پیشرفت و آزادی مسلمانان می اندیشیدند. گرچه این ای کاش هم مثل خیلی از ای کاش های دیگر همواره ای کاش میماند. جنگی که هم اکنون در بسیاری از نقاط جهان اسلام در حوزه شیعه و سنی وجود دارد، از تاریخ جنگ صلیبی هم شرم آورتر است، زیرا که همه پیروان یک پیامبرند.

 

۱۵ فروردين ۱۳۸۶
دید و بازدیدهای سیاسی

 

روز چهارده فروردین، که همه نوع تعطیلات پایان می یابد، روز دید و بازدید عید است. من دیدن آقای خاتمی و کروبی و عبد الله نوری رفتم. خیلی از دوستان بودند. بعضی ها را هم میدیدم که قبل یا بعد از این دیدارها می خواستند به دیدن آقای هاشمی رفسنجانی بروند و یا رفته بودند. دوستان در مناسبت سال نو معمولاً به دیدن آقای موسوی خوئینی هم می روند که من پریشب ایشان را دیده بودم. دیدار آقای خاتمی خیلی شلوغ بود. فرصت حرف زدن با دیگران نبود. فقط یکی از مقامات سابق مذاکره کننده ی هسته ای را دیدم؛ کمی با او و محسن امین زاده که خودش یک پا هسته ای شده گپ زدیم و طبعاً ابراز نگرانی. در دیدار آقای کروبی هم مثل بقیه ی محافل سیاسی بحث اتمی بود. بر و بچه های مشارکت هم آن جا بودند. موقع رفتن شوخی کردم و گفتم مشارکت، اعتماد ملی، پیوندتان مبارک. آقای کروبی لبخندی زد و گفت شیطنت نکن. از آقای حق شناس شنیدم که آقای کسری نوری سردبیر روزنامه ی اعتماد ملی استعفاء داده چون نمی توانسته روزنامه ی حزبی را اداره کند؛ آقای شکوری جانشین او شده است. منزل آقای نوری هم گعده نوروزی شد. آقای نوری می گفت صبح با لباس غیر آخوندی رفته بوده از میدان تره بار میوه بخرد که یک نفر از مخالفان دو آتیشه ی فکری اش او را دیده و شناخته و متلک گفته که یعنی ببین به چه روزی افتاده ای! آقای نوری هم به او گفته بود اتفاقاً این جوری تازه می توان لذت زندگی کردن را چشید! موضوع قطعنامه و سیاست خارجی و ادعای گم شدن یک آمریکائی در ایران و اثرات این حرف ها و این کارها هم از مسائل دیگر گعده های نوروزی سیاسیون بود. آقای خاتمی خیلی گذرا گفت که سفرش به مصر فوق العاده بوده است. باید در یک فرصتی تفصیلش را بشنوم؛ ولی حیف که خبر آن در داخل ایران منتشر نمی شود.

در میان دیدار کنندگان با آقای خاتمی خانم سارا شریعتی را دیدم. گفت به همراه خانواده ی دکتر سامی که از دوستان دکتر شریعتی بوده و ۱۹ سال پیش در مطبش کشته شده، آمده تا عقد دختر دکتر سامی اجرا شود. وقتی من و آقای خاتمی خواستیم عقد بخوانیم خانم دکتر سامی عکس او را روی میز گذاشت و گفت صبح امروز به مزارش رفته و از دکتر هم اجازه ی عقد دخترش را گرفته است. با این جمله دختر دوم دکتر سامی به گریه افتاد. خدا رحمت کند دکتر سامی را. در کابینه ی مرحوم مهندس بازرگان وزیر بود. چند نفر به مطبش ریختند و او را کشتند. بعد از مراسم عقد از خانم سامی در مورد بعضی شایعات که در مورد قتل مرحوم سامی بود پرس و جو کردم و او هم توضیحاتی داد. تاکنون جواب درستی نگرفته است.

عید بود و دید و بازدید سیاسی!

 

۱۴ فروردين ۱۳۸۶
راست یا دروغ اول آوریل

 

دروغ اول آوریل با یک روز تأخیر در ایران دروغ سیزده نامگذاری شده است. سال هاست که در رسانه های دنیا سابقه دارد. در بسیاری از کشورها دروغ اول آوریل باعث دردسرهای مختلفی شده است. دیروز دادستان کویت رئیس تلویزیون آن کشور را احضار کرده است چون به عنوان دروغ رسانه ای اعلام کرده که بانک های کویت تمام بدهکاری های مردم را بخشیده است. در بعضی از کشورها که اصلاً یک دروغ رسانه ای سیاسی به بحران عمومی می انجامد. البته دروغ کار زشتی است و نباید رسانه ها آن را انجام دهند؛ ولی جالب تر از دروغ رسانه ای و بحران های احتمالی آن این است که در خیلی از کشورها رسانه ها بعضی از حرف های راست را نمی توانند مطرح کنند، و اگر بگویند هم خودشان دچار بحران جدی می شوند و هم کشور به هم می ریزد. اگر در سال یک روز به رسانه ها اجازه داده می شد به جای دروغ سیزده یا اول آوریل یک حرف راست غیر قابل انتشار را منتشر می کردند، چه می شد! دروغ سیزده رسانه ای در ایران چند سال پیش با اعلام خبر کج بودن برج میلاد خیلی سر و صدا کرد. امسال در رسانه ها خیلی دروغ جدی ننوشتند، فقط smsهای طنز آمیز سیاسی رد و بدل شد. البته دیشب چند نفر این آدرس را برایم فرستاده بودند که نوشته من کارگردان فیلمی با نام "خواب بی موقع" شده ام. از آن ها که دروغشان را در مورد من نوشته اند تشکر می کنم.

 

۱۳ فروردين ۱۳۸۶
ملوانان انگلیسی و پوست موز

 

در دهه ی اول انقلاب اسلامی که جهان دوقطبی بود، شعار نه شرقی و نه غربی اصلی ترین شعار صحنه های سیاسی و اجتماعی بود. صدام حسین هم که به ایران حمله کرد اگرچه حمایت اروپا و آمریکا را هم جلب کرد ولی به طور سنتی عراق آن روز جزء اقمار شوروی محسوب می شد اما با همه ی اینها بارها امام خمینی هشدار میدادند که مبادا مسئولان کشور با سخنان و رفتار خود شوروی را تحریک نمایند؛ زیرا آنان از یکسو همسایه ایران بودند و از سوی دیگر قدرت بزرگی محسوب می شدند که ایران توان رویارویی نظامی با آن را نداشت. سیاسیون آن دوران کدهای فراوانی از هشدارهای امام را به یاد دارند. این البته از سر ترس و یا انفعال نبود که امام چنین شخصیتی نداشت؛ این یک واقع بینی بود. وقتی اخبار مربوط به دستگیری ملوانان انگلیسی را مرور میکردم یاد آن هشدارها افتادم. انگلیسی ها به یک معنا امروز در همسایگی ما قرارگرفته اند. به خاطر چالش هسته ای و مواضع ایران نیز درصدد بهانه جوئی هستند. چه بسا ورود به آب های ایران نیز از سر تحریک ایران صورت گرفته باشد. مقابله با متجاوز البته یک ضرورت و یک افتخار ملی است ولی بیش از انگلیس به نفع ایران است که از راههای دیپلماتیک هر چه سریعتر این بحران خاتمه یابد. امیدوارم خبر شکستن دیوار صوتی ایران توسط جنگنده های نظامی آمریکائی دروغ باشد؛ اگرنه این خبر حکایت از حوادث تلخی دارد. هنر دیپلماسی در حل این بحرانها میتواند ظهور پیدا کند. ایران امروز بیش از هر زمانی به واقع بینی به دور از ترس و خوش خیالی نیاز دارد.

 

۱۲ فروردين ۱۳۸۶
نحسی سیزده امسال

 

فردا سیزده فروردین است. روز پایان تعطیلات طولانی سال نو. مردم از سراسر کشور درحال بازگشت از سفر هستند. جاده های کشور مثل پارکینگ عمومی است. به خصوص برای آنها که به شمال رفته اند، با بسته بودن راههای چالوس و فیروزکوه، جاده هراز پر از اتومبیل پارک شده است. مسأله ی حمل و نقل در جاده ها همچنان یک معضل بزرگ است. جدای از مسافران، مردم فردا برای درکردن نحسی سیزده در نمادین ترین حرکت به دامن طبیعت پناه می آورند. دخترانی هم که گمان میکنند با گره زدن سبزه به خانه بخت میروند، سبزه به دست به تفرجگاهها میروند. این سنت های ایرانی در درون خون ملت ایران است. با همه ی مبارزه ای که علیه این سنت ها صورت گرفته، هرگز این نمادهای ملی کم رنگ نشده است. اینها نشانه ی عمق ریشه های سنتی در باور مردم است. اما در آن سوی مرزها و در صحنه ی دیپلماتیک، امسال در ایام تعطیلات اتفاقات مهم و تلخی صورت گرفته که نشانه های شیرینی برای مردم ایران نیست. کسی هم گویا به فکر حل و رفع آنها نمی باشد. در سیزده که هر کس برای به درکردن سیزده تلاش میکند، برای رفع نحسی قطعنامه های سریالی بین المللی و درگیری های خطرناک دیپلماتیک هم باید دعا کند. سال آینده از بهارش خیلی نیکو نمینماید.

 

8   4       ۱    ۲   ۳    ۴       3  7
© Copyright 2003-2020, Webneveshteha.com. All rights reserved.