۱۱ فروردين ۱۳۸۵
دوازده فروردین تعهد دوجانبه بود

 

دوازده فروردین روزی است که درسال 1358 رفراندم جمهوری اسلامی آری یا نه برگزار شد. کمتر از دو ماه از پیروزی انقلاب می گذشت. در تظاهرات مردم شعار استقلال، آژادی، جمهوری اسلامی کلیدی ترین شعار بود. که در کلمه ی جمهوری اسلامی شکل حکومت تعیین شده بود. اما برای رسمی شدن این شعار با فاصله ی کوتاه دو ماهه زمینه ی رفراندم فراهم شد تا تنها برا اساس "شعار" شکل حکومت جمهوری نباشد و در پای صندوق رای این جمهوریت و اسلامیت شکل تثبیت شده ی حکومت باشد. با توجه به اینکه معمولا بعد از انقلاب ها به این زودی ها به رای مستقیم مردم مراجعه نمی شود، رفراندم سریع دوازده فروردین، نشانه ی بزرگی برای توجه عمیق به نقش مردم تفسیر شود. امام به عنوان رهبر انقلابی که به سقوط شاه انجامید با تاکید می گفتند که رای من به  جمهوری اسلامی است. نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد. مردم هم در فرداروزی به این دو کلمه رای دادند. اما اکنون بعد از 27 سال از آن تاریخ متاسفانه موازنه ی جمهوریت و اسلامیت برقرار نیست. حتی اخیرا که رسما و علنا نقش مردم و جمهوریت نفی می شود. تعهد و پیمان روز دوازده فروردین بامردم، تعهد دوجانبه جمهوری اسلامی بود نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد.

۱۰ فروردين ۱۳۸۵
سفر بحرین با آقای خاتمی

پس از پایان دوران ریاست جمهوری، آقای خاتمی نقش ویژه ای در دنیا پیدا کرده است. سفر 6 تا 9

فروردین امسال آقای خاتمی به بحرین از سه جنبه دارای ویژگی بود و متمایز:

1. در حوزه ی رسمی، با این که سفر غیر رسمی بود، استقبال از ایشان، توسط معاون نخست وزیر و وزیر امور دینی و وزیر فرهنگ و مشاور پادشاه در فرودگاه صورت گرفت. پادشاه، نخست وزیر و ولی عهد بحرین هم با ایشان دیدارکردند و شاه مهمانی نهار داد. نخست وزیر قدرتمند بحرین به آقای خاتمی گفت ما و کشورهای منطقه به دیدار های شما احتیاج داریم تا بتوانیم از تجربه های شما استفاده کنیم چون شما در صحنه ی سیاست خارجی، یکی از موفق ترین ها بودید. شاه هم از آقای خاتمی می خواست که صدای اعتدال را به همه ی دنیا برساند ومی گفت:ما می خواهیم به دنیا اعلام کنیم که از گفت و گوی تمدن ها حمایت می کنیم. آقای خاتمی هم در پاسخ به پادشاه گفت کشورهای اسلامی باید خطر اسلام ترسی را جدی بگیرند و زمینه ی بلند شدن صدای اکثریت مردم جهان اسلام، که خواهان رشد اسلام مبتنی بر عقل و منطق و دموکراسی هستند را فراهم کنند. از نظر تشریفاتی هم این سفر غیر رسمی چیزی کمتر از سفر رسمی قبلی آقای خاتمی نداشت.

2. سخنرانی های آقای خاتمی که دیگر در ایران کسی آن را نمی شنود، در این سفر خیلی مورد توجه قرار گرفته بود. در کنفرانس جهان اسلام بین دیروز و امروز و آینده، که در سالن بزرگ شهر منامه با حضور دو هزار نفر از متفکران و اهل نظر و سفرای کشورهای عربی و اسلامی و چند تن از سفرای غربی، 7 وزیر و رئیس پارلمان برگزار شد؛ آقای خاتمی سخنرانی اش را به به عربی خواند و بعد هم پرسش و پاسخ طولانی. صادق خرازی می گفت ما عربی نمی فهمیم ولی فکر می کنم آقای خاتمی 2 جزء قرآن خواند. سخنرانی مهم دیگر آقای خاتمی به مناسبت شب شهادت پیامبر در حسینیه ی عجمهای بحرین بود که با جمعیت فراوان و با شعارهای فارسی صل علی محمد، بوی خمینی آمد همراه بود.

3. با توجه به این که بحرین دارای اکثریت شیعه است و در عین حال دولتمردان آن سنی هستند، علماء دینی دارای نقش مهمی هستند. بحرین دارای دموکراسی خوبی است. چند تن از علمای صاحب نفوذ آنان رسما دارای عنوان اپوزسیون هستند که با همین عنوان طرف گفت و گوی پادشاه هستند. این ها علاوه بر آن که جداگانه با آقای خاتمی دیدار داشتند، در مهمانی نهاری که وزیر امور مذهبی به همه ی علمای موافق و مخالف داد شرکت کردند. در این دیدارها خیلی از مشکلات شیعیان مطرح و آقای خاتمی هم آن را با مقامات در میان گذاشت. از این نقش که وی مورد اعتماد دو طرف قرار گرفته است، هم دولت و هم مخالفان، خیلی ابراز رضایت می کردند.

سفیر کاردان جمهوری اسلامی در منامه نیز از کسانی بود که همه او را دیپلمات برجسته ای می شناختند و به او نشان لیاقت پادشاهی بحرین را داده بودند.

 

۰۹ فروردين ۱۳۸۵
شهادت اما رضا علیه السلام

 

 در تاریخ آمده است که وقتی مامون از امام رضا علیه السلام خواست که ولیعهدی اورا بپذیرند، در پاسخ فرمودند به شرط آنکه در امور حکومتی دخالتی نداشته باشم تا شریک ظلم حکومت نباشند.

شهادت امام رضا علیه السلام  به همه بخصوص بر ایرانیان تسلیت  باد

۰۸ فروردين ۱۳۸۵
وفات پیامبروشهادت امام مجتبی

 فردا سالروز وفات پیامبراکرم وشهادت امام حسن مجتبی است. قرآن میگوید که محمد، پیامبری است که قبل از او نیز پیامبرانی آمده بودند. اگر او بمیرد یا کشته شود، میخواهید عقب گرد کنید؟ اگر چنین کنید زیانکارید. این آیه نشان از این دارد که مکتب پیامبر بستر تکاملی انسانیت است وطبعا باید ظرفیت آنرا داشته باشد که در همه دورانهای پس از او بتواند نیاز بشری را بر طرف کند. قرا ئتهای محدود که اسلام و دین پیامبر را در اندازه ی زمان زندگی پیامبر تعریف میکنند، ضربه بزرگی به روش و منش آن بزرگوار میزنند. سالگرد وفات پیامبر اکرم وامام حسن مجتبی، نواده ی گرامی رسول الله که هردودر مدینه منوره آرمیده اند را به همه ی مسلمانان تسلیت میگویم. 

 

۰۷ فروردين ۱۳۸۵
حلاج

 

در آینه٬دوباره٬ نمایان شد:

با ابر گیسوانش در باد٬

باز آن سرود سرخ «انا الحق»

ورد زبان اوست.

 

تو در نماز عشق چه خواندی؟

که سالهاست

بالای دار رفتی و این شحنه‌های پیر

از مرده‌ات هنوز

پرهیز می‌کنند.

 

نام ترا٬ به رمز٬

رندان سینه‌چاک نشابور٬

در لحظه‌های مستی

-مستی و راستی-

آهسته زیر لب

تکرار می‌کنند.

وقتی تو٬ روی چوبه دارت٬

خموش و مات

بودی٬

ما:

انبوه کرکسان تماشا:

با شحنه‌های مامور:

مامورهای معذور٬

همسان و همسکوت

ماندیم.

 

خاکستر ترا

باد سحرگهان

هرجا که برد٬

مردی ز خاک روئید.

 

در کوچه باغهای نشابور٬

مستان نیمشب٬به ترنم٬

آوازهای سرخ ترا

باز

ترجیع‌وار زمزمه کردند.

 

نامت هنوز ورد زبانهاست.
 
 
- محمدرضا شفیعی کدکنی

 

۰۶ فروردين ۱۳۸۵
گروگان گیری سیستان و بلوچستان

 

حوادث تلخ سیستان و بلوچستان که در آن جمعی از هم وطنانمان که یکی از آنان هم وبلاگ نویس بوده به گروگان گرفته شده اند، از چند جهت قابل توجه است:

۱. مسأله ی قومیت ها از حساس ترین مسائل کشور است. بارها در تحلیل بسیاری از سرویسهای رسمی و غیر رسمی خارجی دیده شده که مسأله ی تحریک قومیت ها با هدف تقسیم ایران در دستور کار قرار گرفته است. این در حالی است که قطعا اقوام مختلف ایرانی هرچند نارضایتی های زیادی داشته باشند، چون ایرانی هستند باید بیش از دیگران به این مهم حساسیت نشان دهند.

۲. حضور تفکر افراطی سلفی و تکفیری که عراق را به آستانه ی جنگ داخلی کشانده در ایران خیلی معنا دار است؛ گروهی که هموطنان ما را در سیستان به گروگان گرفته اند از آنانی هستند که با حمایت از اندیشه ی افراطی سنی گری علاقه مند بودند که شیعیان را بکشند یا گروگان بگیرند. با توجه به اینکه سنی های ایران همواره از معتدل ترین مجموعه های سنی عالم بوده اند، باید در این مرحله تلاش ویژه ای برای جلوگیری از این افکار داشته باشند. البته و متاسفانه حضور مبلغان افراطی شیعه، به خصوص در مناطق سیستان و بلوچستان در سالهای اخیر، زمینه ی این تقابل را جدی تر می کند.

۳.  نا امنی های منطقه ای در حال گسترش است. جلوگیری از این نا امنی ها وظیفه ی حکومت است. وزارت کشور که با قائم مقامی معاون سابق سپاه اداره می شود، باید بیش از گذشته در ایجاد امنیت و بستن مرزها موفق می بود. گرچه امنیت وقتی محق می شود که راه گفتگو و همکاری با مردم کشور و رضایت آنان هموار باشد تا در آن صورت مخالفان آن سوی مرزها جایگاهی برای خود در این سوی مرزها نیابند.

۴.  تلاش برای آزادی این گروگانها از همه چیز مهمتر است. امید که همه سریع تر آزاد شوند و به خصوص این همکار وبلاگنویسمان که نمیشناسمش نیز آزاد گردد.

 

۰۵ فروردين ۱۳۸۵
تاریخ

 

یک بار برای یکی از کسانی که در آن سالهای حکومت اصلاحات، خیلی به زدن و بستن علاقمند بود و بی توجه به همه ی مخالفتهای داخلی وخارجی ........ (بیشتر بگم که معلوم میشه کیه!) این قسمت از تاریخ را خواندم که نوشته اند که: وقتی میرزا رضای کرمانی، ناصر الدین شاه را ترور کرد، به خاطر فشار ناشی از خستگی موقع زدن گلوله صدایی از وی شنیده شد. گفتم مواظب باشید، تاریخ خیلی بی رحم است و همه چیز را ضبط می کند؛ حتی صدا های مشکوک را. کاش خیلی ها می فهمیدند تاریخ یعنی چه!

 

۰۴ فروردين ۱۳۸۵
هنر نقالی و شاهنامه خوانی

 

در روزهای پایانی سال قبل، بعد از ظهری دعوت شدیم که به فرهنگسرایی برویم و در جلسه ای با عنوان نوروز در ایران اسلامی و ایرانی و ادیان، یا عنوانی مشابه این شرکت کنیم. ما هم از خدا خواسته، رفتیم و شرکت کردیم. از اینکه بعضی از بر و بچه های خوشفکر برای احیاء نوروز تلاش می کردند خوشحال شدم. به شکل تابلویی هم معلوم بود که عنوان جلسه را نوروز در ادیان گذاشته اند که در شرایط فعلی بتوانند مجوز بگیرند. در وسط جلسه، موبد فیروزگری آمد و کمی با هم صحبت کردیم. یادی هم از زنده یاد اوشیدری، دوست مشترکمان که موبد موبدان ایران بود و پارسال مرد کردیم؛ می گفت در تقویم زردشتی ۸۷ روز در سال، روز جشن ثبت شده است؛ اما از همه ی قسمتهای جلسه بهتر بخشی بود که خانمی به نام خانم صادقی نقالی کرد و از شاهنامه ماجرای هفت خوان رستم را برای مردم خواند. من با اینکه این همه کلمه ی هفت خوان رستم را شنیده بودم تا کنون پای شنیدن تفصیل این ماجرا و اسامی و عناوین هر یک از خوانها که با ذهن افسانه پرداز فردوسی شکل گرفته، ننشسته بودم. اینکه خانم مرجان صادقی به این خوبی به هنر قدیمی نقالی اهتمام دارد، جای خوشحالی و تقدیر است. بعد از پایان جلسه، وقتی راجع به دلایل توجه به هنر نقالی پرسیدم، گفت که در دانشگاه رشته  تئاتر خوانده ولی فعلا چند نفری هستند که زیر نظر استاد جنیدی که استاد زبان پهلوی و اوستایی است، به احیاء شاهنامه خوانی و هنر نقالی مشغول هستند. به خاطر این توجه ویژه به هنر نقالی و تاریخ ایران باید به ایشان و دیگرانی که تلاش می کنند، تبریک گفت.

 

۰۳ فروردين ۱۳۸۵
تغییر ساعت و وقت نماز!

امسال بعد از نزدیک به سه دهه ساعت رسمی تغییر نکرد. در بین استدلال ها یکی در این حدود بود که تغییر ساعت می تواند مشکلاتی برای فرائض شرعی ایجاد کند. بعد هم که اعلام کردند مدارس و ادارات به جای ساعت ۸ همان ساعت ۷ آغاز به کار می کند، بیشتر معلوم شد که استدلال فرائض شرعی اصل این عدم تغییر بوده است. واقعش این است که در این سالها جمع محدودی و به خصوص در مشهد و قم، بعضی از درسهای حوزه و یا مراسم روضه یا فاتحه و یا حتی جشن های مذهبی را در شش ماهه ی اول سال  بر اساس ساعت قدیم اعلام می کردند. ما بارها با صاحبان این نظریه که می گفتند همیشه نماز حدود ساعت ۱۲ بوده است می گفتیم که مگر ساعت رسمی فرقی در نماز دارد؟ مگر زمان پیامبر ساعت بوده است؟ خود آنها هم جوابی نداشتند و حداکثر می گفتند عادت کرده ایم؛ و سعی می کردند این کار را علنی نکنند. حالا لابد شان آن جمع اندک و عادتهای آنان آن قدر مهم شده که عادت سی ساله ی مردم ایران باید فدای عادت آنان شود! واقعا این مسابقه ی عوامی گری تا کجا میخواهد ادامه داشته باشد؟

 

۰۲ فروردين ۱۳۸۵
هم زمانی اربعین و نوروز

 

از برجسته ترین خصوصیات مردم ایران ظرفیت و جنبه ی آنان در ایجاد توازن بین ارزش های دینی و سنت های ملی است؛ هیچ کدام از آنان را مزاحم دیگری نمی شناسند.  اینکه در آغاز سال نو بیشترین حضور مردم در مراکز و مکانهای مذهبی است و مثلا حرم مطهر امام رضا علیه السلام شاهد یکی از شلوغ ترین زمانها در هنگامه ی سال تحویل  است، نمونه هایی از این قدرت بالای ظرفیت ایرانی است. هر کسی هم که در طول تاریخ خواسته یکی از آنان را به نفع دیگری کم رنگ کند و یا از بین ببرد، آب در هاون کوبیده است. نمونه ی دیگر آن هم زمانی اربعین حسینی با آغاز نوروز در امسال بود. رفتاری که مردم انجام دادند و هر دو روز به ظاهر غیر قابل جمع را احترام گذاشتند و سنت های آنان را محترم شمردند نمونه ی دیگر آن است. من اربعین در مشهد بودم، دسته های سینه زنی به احترام امام حسین علیه السلام مثل سالهای قبل بود اما همه با لباس نو و قیافه های متفاوت. در میان سینه زنی هم وقتی به یکدیگر می رسیدند ضمن لعنت بر یزید، دیده بوسی نوروز می کردند. این خصلت تاریخی و کم نظیر ایرانیان است که در بسیاری از موارد تحلیل جامعه شناختی آنان در نرم های معمول و علمی جهانی قابل ارزیابی نیست. 

 

8   4       ۱    ۲    ۳   ۴       3  7
© Copyright 2003-2020, Webneveshteha.com. All rights reserved.