۲۱ فروردين ۱۳۸۴
مجلس شورای اسلامی در برابر یک خبرنگار

 

یک قوه از سه قوه­ی کشور در هفته­ی گذشته با «یک خبرنگار» درگیر شد. و مجلس دستور اخراج خانم مسیح علی نژاد از مجلس شورای اسلامی را داد.

اگر چه این کار برای کشور، انقلاب و  نهاد زشت بود اما از یک نگاه دیگر نشان از یک واقعیت زیبا داشت و آن این که اگر یک خبرنگار بتواند کار خود را خوب انجام دهد چه نقش پر اهمیتی می­تواند داشته باشد. به خصوص اگر نائب رئیس مجلس و کارپرداز آن کمک شایانی به اهمیت کار خبرنگار داشته نمایند.

انتشار فیش عیدی یک میلیونی نمایندگان مجلس به قول یک عنصر محافظه کار مجلس به اندازه 100 میلیون آبروی آنان را برد. اصرار کارپرداز مجلس با تعبیر این که تا من هستم امکان بازگشت خانم مسیح علی نژاد به مجلس نیست، نشان داد که نه تنها کار خبرنگار پر اثر بوده است بلکه چگونه کارپرداز مجلس را به کارگیری ادبیاتی وا می دارد که ظاهراً بعد از انقلاب قرار بوده کسی این گونه «من» نباشد.

آقای باهنر در پاسخ به یکی از نمایندگان اقلیت که گفته بود خبرنگار دماسنج هستند گفته بود دماسنج نباید خراب باشد و خبرنگار را به بی­نزاکتی و بی­ادبی متهم کرد. وقتی من تصادفاً خودم داشتم از رادیو این جملات را می­شنیدم، باورم نمی­شد. حالا اگر یک خبرنگاری بعد از عرض سلام و آرزوی توفیق برای یکایک نمایندگان و تأکید بر این که همه در انتخابات رقابتی سالمی با رأی حداکثر مردم امتحان شده­اند فیش عیدی را منتشر می­کرده مسأله حل بود؟.

ضمن این که بالاخره معلوم نشد که خانم علی نژاد بد اخلاق و بی ادب است و یا حرف نماینده­ی مجلس درست است که خبرنگارها طنازی می­کنند و نمایندگان در پاسخ به طنازی آن­ها «مجبور» می­شوند پاسخ بدهند!

واقعاً مجلس با این روش­ها می­داند به کجا می­رود؟ قرار است صاحبان این تفکر کرسی ریاست جمهوری را هم داشته باشند؟. اما کار مجلس با خسروان آن که صلاح خود را می­دانند. ولی به نگاه اولیه بر می­گردم که نیمه­ی پر لیوان درگیری مجلس با خانم مسیح علی نژاد این است که خبرنگار، علی­رغم همه­ی مشکلاتی که در کشور هست دارد اهمیت خود را پیدا می­کند.

نکته­ی دیگر پایانی این­که خانم مسیح علی نژاد به دنیای وبلاگ نویسی آمده است. هر یک از فعالان سیاسی که به وبلاگ نویسی روی آورند باعث خوشحالی است.

۲۰ فروردين ۱۳۸۴
تشییع پرشکوه پاپ

 

دیروز جنازه­ی پاپ ژان پل دوم در مراسم کم نظیری تشییع شد. با احترام ویژه­ای از سوی مسئولان رسمی و میلیون­ها مردم سوگوار دنیا. خبرگزاری­ها از حضور فعال و وسیع جوانان در این مراسم خبر دادند. این نشانه­ی نیاز جامعه به معنویت است و قدر شناسی از کسانی که نقش واقعی دین را در جامعه جهانی پاس می­دارند.

حضور آقای خاتمی به عنوان رئیس یک کشور اسلامی که متأسفانه رهبران دینی آن نقش بسیار کم­رنگی در تجلیل از پاپ داشتند نیز از نقاط قوت این مراسم بود.

گر چه در مدتی که رئیس جمهور در پرواز ایتالیا به تهران بود، خبر مهم مراسم، دست دادن خاتمی و اسد با رئیس جمهور اسرائیل شد ولی از همان وقتی که موتسه کساف رئیس جمهور اسراییل مصاحبه کرد و این خبر را داد معلوم بود که حتی اگر دو نفری که در نزدیکی هم نشسته­اند، و یا در کنار یکدیگر ایستاده­اند نیز به یکدیگر دست بدهند و ادب را رعایت نمایند در هیچ عرف سیاسی به معنای گفتگو و یا تغییر سیاست تلقی نمی­شود و این مصاحبه یک فرصت طلبی سیاسی است. اما آن­قدر حجم این خبر فراگیر شد «و حتی خبرگزاری واتیکان آن را معجزه­ی پاپ تعبیر کرد» که در ابتدا دولت سوریه تکذیبیه رسمی داد و آقای خاتمی مجبور شد در فرودگاه اعلام نماید که مذاکره­ای با اسرائیل صورت نگرفته است. دنیای سیاست هم انصافاً دنیای عجیبی است.

در هر حال آن­چه که پیام اصلی مراسم دیروز بود این که: دنیا با معنویت و خدا مشکلی ندارد. برای همیشه جهان نیاز به رابطه با خدا وپیام او دارد. پیامی که جهان را به دوستی و محبت و صلح و آرامش می خواند.

این نیاز چندان در مردم جدی است که حتی جنگ طلبانی مثل رئیس جمهور آمریکا که پاپ بارها با سیاست های وی در مورد عراق به مخالفت برخواسته بود و یا رئیس جمهور اسرائیل که سیاست­های آن کشور نیز مورد انتقاد پاپ بود در مراسم حضور داشتند.

امیدوارم هر کس می خواهد دین در دنیا جدی بماند و محترم، برای نیازهای انسان­دوستانه و معنوی مردم پاسخ مناسب پیدا نماید تا در زندگی و مرگ مورد احترام مردم باشد. 

 

۱۹ فروردين ۱۳۸۴
ایام شهادت

 

آخرین روزهای ماه صفر شهادت پیامبر اکرم، امام حسن مجتبی و حضرت رضا علیه السلام است.

پیامبر آورنده­ی وحی و کتاب الهی و آورنده­ی اسلام.

امام مجتبی علیه السلام، امام معصوم و حجت خدا.

علی بن موسی الرضا علیه السلام هم امام معصوم که تنها امامی است که مهمان ایرانیان است و هم چنان مرقد مطهرش در مشهد، محل امید شیعیان جهان است.

این ایام الهام بخش بر همه­ی مسلمانان جهان تسلیت باد.

۱۸ فروردين ۱۳۸۴
نوارسازان، بینی خانم قاضی و ماجرای شهرام اعظم

 

یکی از آفت­هایی که پرونده­های سیاسی را همواره تهدید می­کند، عوض کردن صورت مسأله است. پر رنگ کردن یک عنصر و بحث و گفتگو در باره­ی آن و فراموش شدن قسمت پر اهمیت و واقعی آن.

چند سال پیش فردی به نام امیر فرشاد ابراهیمی که از اعضای سابق جریانات حزب اللهی بود مصاحبه­ای کرد و در ضمن آن به یک سری فعالیت­های تکان دهنده­ی آن جریان علیه نیروهای اصلاح طلب اعتراف کرد. مهمترین آن­ها برنامه ریزی حمله به آقایان عبدالله نوری و مهاجرانی بود.

وقتی این نوار منتشر شد، بحث چگونگی تکثیر نوار مطرح گردید. این قدر این بحث تکرار شد که اسم پرونده به پرونده­ی نوارسازان تغییر نام یافت و دیگر اعترافات امیر فرشاد ابراهیمی فراموش شد. به جای دستگیری و یا حداقل بازجویی از کسانی که نسبت به آن­ها اعترافات تکان دهنده صورت گرفته بود، خانم عبادی و دکتر رهامی به زندان افتادند تا معلوم شد نوار چگونه ضبط شده و چگونه توزیع شده و تا امروز هم پرونده­ی نوار سازان مطرح است و هیچ کس هم از پی­گیری محتوای نوار هیچ اطلاعی ندارد.

*****

در ماجرای دستگیری وبلاگ نویسان و ظلمی که بر آن­ها رفت و تفصیل آن را بیان داشتم، به طور گذرا بحث این که بینی سرکار خانم فرشته قاضی در اثر ضربه­ای که از پشت سر به وی وارد کرده بودن شکستگی پیدا کرده مطرح شد. یک باره تمام ماجرای وبلاگ نویسان و دستگیر و شکنجه­ی آنان به این تبدیل گردید که آیا بینی ایشان شکسته شده یا خیر. مصاحبه­های دادستان تهران و نظر پزشک قانونی و پاسخ خانم قاضی و ... گویا فقط یک جرم اتفاق افتاده و اگر معلوم شود بینی خانم قاضی نشکسته، هیچ جرم دیگری صورت نپذیرفته.

خوشبختانه این ماجرا با ملاقات وبلاگ نویسان با رئیس قوه­ی قضائیه از این تحریف نجات پیدا کرد. گرچه هنوز هم چشم­انداز خوبی برای پایان آن وجود ندارد. نیروی انتظامی هنوز به جای پاسخ گفتن شاکی است و قوه­ی قضائیه هم نتیجه گزارشش را نداده است!

*****

در ماجرای خانم زهرا کاظمی هم همین­طور. در دولت گزارش دادند که ایشان به دلیل خونریزی در اثر ضربه، فوت کرده است. سه نفر از وزراء ماجرا را پی گیری کردند. و گزارش مفصلی دارند. در مجلس هم گروهی مأمور پیگیری شدند. همه پذیرفتند و گزارش رسمی دادند که ایشان در داخل زندان و بر اثر ضربه فوت کرده است. بهترین راه دفاع از نظام هم این بود که متخلفان که اهل حکومت حتماً آن­ها را به خوبی می شناسند مجازات شوند. شفاف و روشن. ولی در داخل و خارج به جای این پیگیری­های شفاف همه­ی ماجرا دارد به این ختم می شود که آقای شهرام اعظم کارمند بیمارستان نبوده و لابد معنایش هم این می­شود که خانم زاهرا کاظمی زنده است و لابد در حال تهیه ی گزارش!.

خانم خبرنگاری به ایران آمده. در محیط زندان جان باخته. گزارش دولت و مجلس هم این است که به وی ضربه وارد شده. این را باید در همه نظام ها پی گیری کنند و البته در نظامی که از عدالت علی (ع) حرف می زند بیشتر.

ماجرای زهرا کاظمی را نباید به عضویت فردی به نام شهرام اعظم در بیمارستان بقیه الله و عدم عضویت وی ارتباط داد. باید تلاش کرد که خود ما با حساسیت بیشتری نتایج تحقیقات که مورد قبول جهان باشد را به اطلاع عموم برسانیم. برخورد قانونی با متخلفان هم باعث تقویت، و نه تضعیف نظام می­شود. ولی ظاهراً کو گوش شنوا؟.

۱۷ فروردين ۱۳۸۴
گفتگوي تمدن ها

 

در پايان دوران رياست جمهوري ها، معمولاً رهبران سياسي مورد توجه کمتري قرار مي­گيرند. در مورد آقاي خاتمي برعکس شده. يونسکو مدت ها بود که مي­خواست در پايان رياست جمهوري آقاي خاتمي بحث گفتگوي تمدن­ها را مورد بررسي مجدد قرار دهد. در جلسه­ي ديروز صبح يونسکو که خبر آن به تفصيل آمده است با حضور بيش از هزار نفر که بسياري از آنان از خارج از سازمان يونسکو دعوت شده بودند، با سخنان آقاي خاتمي آغاز شد.

در اين سخنراني رئيس جمهور اعلام کرده بود که می خواهد بعد از ریاست جمهوری به مسأله­ي گفتگوي تمدن­ها و مرکزي که اين کار را پي­گيري کند بپردازد. در جلسه­ي بعدازظهر ديروز که بيش از 200 نفر از متفکران بودند چالش­هاي پيش روي مسأله­ي گفتگوي تمدن­ها مطرح شده است. اصلي ترين حرف­هايي که به آقاي خاتمي در مورد آينده ي اين تئوری گفته بودند، اين هاست:

اصلي­ترين بخش گفتگوي تمدن­ها گفتگوي اديان است. سازماني که تأسيس خواهد شد بهترين کاري که بايد انجام دهد به ايجاد تغيير اساسي در کتاب هاي درسي است که بايد نگاه نفرت آميز به تمدن هاي ديگر اصلاح شود. گفتگوي درون تمدني مثل مسلمانان و يا مسيحيان با يکديگر نيز يک ضرورت است. جهل و تعصب ريشه­ي بسياري از اختلافات و درگيري­هاي تمدن­هاست و نهايتاً اين که به نقش اساسي رسانه­ها براي توجه افکار عمومي جهان بايد توجه جدي کرد.

خدا کند که آقاي خاتمي بتواند اين مرکز جهاني را سامان دهد. اگر چه مسأله­ي گفتگوي تمدن­ها در ايران کمتر از هر جاي ديگر دنيا مود توجه قرار گرفت و اين کار را در آينده که آقاي خاتمي رئيس جمهور هم نخواهد بود سخت تر مي­کند.

ضمن آن­که موضع گيري­ها و اقدامات دوران رياست جمهوري آقاي خاتمي نيز سايه­ي سنگيني بر اصل اين ايده و تفکر انداخته است.

۱۶ فروردين ۱۳۸۴
گلدسته های مسجد یزد و خانم های بخت بسته!

 

مسجد جامع یزد یکی از بناهای تاریخی ایران و گلدسته های بلند مسجد از خصوصیات منحصر به فرد آن است.

یکبار در حیاط مسجد با اصغر آقا، خادم جوان تر مسجد هم صحبت شدیم. لهجه­ی غلیظ یزدی، به قول خودش و با تأکید روی «ق»، قد و قامت مسجد را تعریف می کرد. کمی که از وضع عمومی مسجد حرف زد، احساس صمیمیتی با ما کرد. به خصوص وقتی فهمید محمد آقا، پسر آقای صدوقی امام جمعه­ی یزد که خواهرزاده­ی خاتمی هم هست همراه ماست.

اصغر آقا گفت: یکی از مسائل وقت گیر ما، مراجعه­ی مداوم خانم­هایی است که به قول او بخت­شان بسته است. می­گفت که گلدسته­های این مسجد 57 متر طول دارد و 147 پله. در این منطقه معروف است که اگر خانم بخت بسته­ای  د رشب جمعه این 147 پله را طی کند و به تناوب در طول مسیر 41 عدد گردو را بشکند و آن بالا سوره یس را بخواند و نیز قطعه شعری که گفت خانم هایی که مراجعه می کنند، همه آن شعر را یاد دارند را بخواند حتماً بختش باز می شود.

خوشحال بود که ماه محرم و صفر است و در این دو ماه خانم ها­ی محلی به مسجد جهت صعود به بالای گلدسته به مسجد نمی آیند.

باورش برای ما سخت بود، ولی اصغر آقا که از بچگی در مسجد بزگ شده بود و چند سالی است که لباس خدمتگزاری به مسجد را به تن کرده می­گفت که یکی از کارهای سخت و وقت گیر ما جمع کردن گردوهای شکسته از مسیر پله های گلدسته هاست.

یکی از گلدسته های مسجد جامع یزد، یک راه پله برای رفت و برگشت دارد و دیگری که توسط استاد محمد کدوک بعد از گلدسته­ی اول ساخته شده دو مسیر جداگانه، برای رفت و برگشت وجود دارد.!

این سنت های محلی هم در جای جای ایران حکایتی است که بخش مهمی از تحقیقات میدانی جامعه شناسی ایران می تواند باشد.

۱۵ فروردين ۱۳۸۴
نقد وب نوشت

 

وبلاگی با نام نقد وب نوشت  درست شده که آقای فاضل و دانشمندی به نام نیستانی که من اصلاً ایشان را نمی شناسم در بیش از ده نوشته تا کنون به نقد سایت من و خود من پرداخته است. البته شاید بهتر بتوان گفت که من را بهانه کرده است تا نگاه عالمانه و نقادانه­ای به وضعیت سیاسی و اجتماعی داشته باشد.

برای من به عنوان یک خواننده، خواندن این مجموعه نقد بسیار مفید بود. حرف های قابل توجهی در نقد و تحلیل علمی شرایط فعلی کشور دارد. خواستم به این وسیله از نقد نویسی تقدیر کنم. مشکل بزرگ کشور را نیز در این می دانم که خیلی  از مسؤولان، از حوزه­ی نقد شدن خارج شده اند. مهم این نیست که محتوای نقد چیست و چقدر با واقعیت ها تطبیق دارد. مهم این است که فرهنگ نقد عالمانه به جای فحاشی و یا مداحی بنشیند.

کار نقد وب نوشت از این جهت برای من که از آغاز وبلاگ نویسی، جدای از لطف و محبت دوستان بسیار، به شنیدن فحاشی، تهمت، دروغ عادت کرده بودم، مهم است که نقد بود.

گرچه بسیاری از مبانی این نقد بر این است که من قصدم از راه اندازی وبلاگ ایجاد محبوبیت برای خودم و طبعاً بهره برداری در مواردی مثل انتخابات­های آینده بوده است. اما بالاًخره وقتی معلوم شده که در هیچ یک از انتخابات گذشته کاندیدا نبوده و در آینده هم کاندیدا نخواهم بود، خود به­خود مردم خواهند فهمید که می شود به خاطر دل و یا عقیده و مرام نوشت.

به این بهانه دوباره آرزو می کنم که: 1- همه­ی اقشار به­خصوص مسؤولان تحمل نقد شدن داشته باشند. 2- مداحان و مخالفانشان به نقد عالمانه و منصفانه روی آوردند.

۱۴ فروردين ۱۳۸۴
پاپ متفاوت

      

به اعتقاد همه، پاپ يوحنا پولس دوم آدم متفاوتی بود .

 اين پاپ لهستاني كه 26 سال بر كرسي رياست واتيكان تكيه زد از شخصيت هاي برجسته ربع قرن اخير بود كه هيچ منصفي نمي تواند نقش مثبت او را در بحرانهاي جهاني ناديده بگيرد.

از نظر اعتقادی انديشه والايي داشت كه به راحتي حاضر به پذيرش ساير اديان و گفتگو با آنان بود. يكي از معروفترين عناويني كه در محافل جهاني به وي مي دادند: پدر گفتگوي ديني بود.

در سال 1967 براي اولين بار بود كه واتيكان احساس كرد نمي­تواند فقط خود را به حق بداند و ساير اديان را ناديده بگيرد. به همين دليل به مدت 6 ماه رهبران مذهبي مسيحي از همه­ي دنيا در واتيكان جمع شدند و در مورد همه چيز كه به دين مسيحيت مربوط بود و به تناسب دنياي جديد نظرات جديدتر ديني نیاز داشت بحث کردند و فتاوای نو ارایه نمودند. يكي از اين نظرات پذيزش گفتگو با ساير اديان و من جمله اسلام بود.

از آن تاريخ گفتگوي ديني در مسيحيت رسمي شد. مجموعه مصوبات اين جلسه ديني 6 ماهه به عنوان نظرات واتيكان 2 معروف و مبناي رفتار عقيدتي مسيحيان شد.

پاپ يوحنا پولس دوم در طول 26 سال حاكميت خود به نحو كاملي به مفاد جلسه واتیکان دو جامه­ی عمل پوشاند.به خصوص در مورد تحمل وگفتگو با سایر ادیان. وي احساس مي­كردكه اديان دشمنان مشتركي دارند كه اگر گفتگو و همكاري نباشد اساس معنويت نابود مي شود و بشر بدون معنويت، بشر ناقصي است. در جلسه اي كه وي با رهبران اديان مختلف تشكيل داد، جمله ي معروفي گفت كه مفهوم دين يعني پيدا كردن راه به سوي خدا.

وي در دوران بحران شديد معنوي در جهان با اين نگاه توانست راه رسيدن به خدا را بخصوص در جهان غرب پر رهرو نگهدارد.

از نظر اجتماعي و سياسي نيز پاپ يوحنا پولس دوم در تاريخ واتيكان بي نظير بود. فقط 3 نفر ديگر در تاريخ دو هزار ساله­ي مسيحيت توانسته بودند بيش از 26 سال بر واتيكان حكومت كنند. این پاپ توانسته بود در بحراني­ترين شرایط تاريخ سياسي جهان، واتيكان را هدايت كند.

تا قبل از وي پاپ را فقط در واتيكان مي­شد پيدا كرد. اما وي بيشترين سفر تاريخ واتيكان را به نقاط مختلف دنيا داشت و به خوبي واتيكان را از انزوا خارج كرد.

در ابتداي دوره­ي رياستش هنوز هیمنه كمونيست بر دنيا سايه افكنده بود. دوراني را بر عليه كمونيست مبارزه كرد تا انديشه­ي بي خدايي ماركسيست را نفي كند.

پس از آن به نفي جلوه هاي ضد عدالتخواهي سرمايه داري پرداخت و به صورت متفاوتي با روش كليسا مسايل مهم جهاني كه در حوزه ي كليسا بود را  دنبال كرد. به همه ي نقاط بحراني دنيا سفر داشت و روي مباحث انساني مثل حقوق بشر و مبارزه با تروريزم و خواندن جهان به صلح و آرامش فعال بود. از معروفترين و تاريخي ترين سفرهايش، رفتن او به فلسطين بود كه همواره فلسطينيان از اين حمايت تاريخي پاپ از آنها، به نيكي ياد مي كنند.

اين خصلت پاپ از سوی محافظه كاران كاتوليك بارها مورد انتقاد قرار مي گرفت. آنان اعتقاد داشتند كه پاپ با اين سفرها به قداست پاپي لطمه وارد مي كند و كليسا را از وظيفه ي اصلي دعا و نيايش دور مي كند. اما روش يوحنا پولس دوم مورد تأييد اكثريت مسيحيت دنيا قرار گرفت كه معتقد بودند وضعيت ديانت آنقدر در جهان فعلي بحراني است كه تنها شايد اين تحرك فوق العاده پاپ بتواند آن را نجات دهد.

در سفري كه آقاي خاتمي به ايتاليا داشت ملاقات پر ثمر و طولاني اي با پاپ داشت. به خوبي به ياد دارم كه اين ملاقات دو نفره آنقدر طولاني شد كه چندين بار مسئولان تشريفاتي كه بيرون بودند از اين همه زمان گفتگو اظهار تعجب میکردند . يكي از آنان گفت رؤساي ديگر فقط رئيس جمهور هستند ولي آقاي خاتمي هم رئيس جمهور است و هم صاحب فكر. بعد از ملاقات نيز كه آقاي خاتمي با وسواس تمام متن گفتگوشان را نوشت معلوم شد كه بحثهاي بسيار جدي فكري مطرح شده است كه اي كاش آن بحث ها منتشر شود. در حقيقت ويژگي آخرين رهبر واتيكان اين بود كه به كليسا حيات دوباره بخشيد.

مراسم تعيين جانشين پاپ نيز قابل تأمل است. از آنجا كه پاپ بايد رهبر مسيحيان كاتوليك جهان باشد مجمعي از اسقف هاي جهان كه مركب از 185 نفر هستند و 135 نفر آنان كه بيش از 80 سال نداشته باشند، حق رأي دارند، به مدت يك هفته در يك جلسه­ي كاملاً سري و بدون ارتباط با خارج از واتيكان اجتماع مي­كنند. اين مجموعه به تناسب وجود مسيحيان در قاره هاي مختلف حتماً بايد از ميان کاردینال هاي امريكا، اروپا، امريكاي لاتين ، آسيا، افريقا و استراليا باشند تا نظرات همه­ي مسيحيان جهان در انتخاب پاپ تأثير گذار باشد. در اين فاصله مؤمنان مسيحي در انتظار هستند. اگر در پايان يك هفته براي مشخص كردن پاپ جديد به توافق نرسند از بالاي واتيكان دود سياهي بلند مي­شود. مردم براي اتحاد نظر رهبران كليسا دعا مي­كنند و آن­ها دوباره به انتخاب دست مي زنند و وقتي به توافق رسيدند از محل مخصوصي در بالاي واتيكان دود سفيدي ظاهر مي شود و يك نفر از کاردینال ها بيرون مي آيد و به زبان لاتينی مي­گويد كه ما صاحب پاپ شديم و مردم شكر گزاري مي­نمايند.

 اميدوارم دوباره واتيكان بتواند در ادامه­ي مسير یوحنا پولس دوم به رشد معنويت در جهان با كمك ساير اديان دست يازد.

متدینان راهی جز بازگشت به معنویت و دوری جستن از خشونت ندارند.

۱۳ فروردين ۱۳۸۴
پایان تعطیلات 15 روزه

 

تعطیلات 15 روزه­ی مدارس که به همراه فرزندان، بیشتر خانواده­ها هم تعطیل بودند، گذشت. امیدوارم که به همه خوش گذشته باشد. چه آن­ها که به سفر رفتند وچه آن­ها که در منازل خود ماندند. بازهم برای همه­ی ایرانیان که آغاز سال­شان را با نوروز و شکفتن گل جشن می­گیرند،  آرزوی سالی همراه با شادکامی وموفقیت و آزادی ومهربانی دارم.

*****

من دراین تعطیلات روزنوشت را تعطیل نکردم. ولی برای قسمت نظرات شما از خوانندگان مرخصی استحقاقی گرفتم! از امروز مجدداً این بخش را فعال می­کنم.عزیزانی که قصد دارند نظر خود را بنویسند می­توانند اینجا بنویسند.باز هم تأکید می­کنم که، لطفاً در مورد نوشته ها ونظرات من بنویسید. آن­چه به من مربوط نیست ننویسید لطفاً. ضمن آن­که می­دانید که اهانت وفحاشی به دیگران را هم اخلاقاً اجازه­ی انتشار ندارم.

*****

هم­وطنان خارج از کشور نیز اگر چه برای حفظ سنت های ایرانی مثل چهارشنبه سوری ویا سال تحویل سنگ تمام گذاشتند اما بالاخره نباید فراموش کرد که آنان نتوانستند مثل ایرانیان داخل عید را درک کنند وبه دید وبازدید بروند وتعطیلات بگذرانند و از همه مهم­تر امکان گره زدن سبزه­ی  سیزده بدر پیدا کردند یا نه ویا توانستند سیزده را در طبیعت به در کنند یا خیر.ولی یقین دارم خانواده هاشان وهمه­ی ایرانیان به یاد آنان بودند. امید که همه­ی آن­ها نیز در سال جدید شادکام وپر توفیق باشند.

۱۲ فروردين ۱۳۸۴
سیزده بدر

  

سیزده بدر، سال دگر، خونه­ی شوهر.

بر اساس سنت ایرانی سیزده بدر، دشت و دمن و کوه و بیابان پذیرای ایرانیان است که بعد از تعطیلات ابتدای سال، آماده می­شوند تا کار را دوباره از سربگیرند.

سبزه­هایی که در خانه­ها و یا در گل­خانه­ها آماده شده بودند، تا شب، در همه­ی جای ایران پراکنده­اند.

آن­ها را در کنار خیابان­ها، بیابان­ها، می­توان دید.

قدیم­ترها، دختران ازدواج نکرده سبزه­ها را گره می­زدند و به بیرون می­انداختند تا امکان ازدواج فراهم آید. گاهی هم چند سالی دیر می­شد و ازدواجی صورت نمی­گرفت، به طعنه، به جای گره زدن سبزه ، سخن از گره زدن چنار به میان می­آمد!

اما گمان کنم با قوت و قدرتی که دختران و زنان در جامعه به دست آورده­اند، کم­کم در سیزده بدر پسران آماده باشند تا سبزه گره بزنند!

*****

در هر حال امید که تعطیلات خوش گذشته باشد. و ایرانی بر سنت­های ایرانی پایدار.

*****

این هم یک مصاحبه نوروزی با ما

 

8   4       ۱    ۲   ۳    ۴       3  7
© Copyright 2003-2019, Webneveshteha.com. All rights reserved.