۲۱ فروردين ۱۳۸۳
تشنج هاي عراق به سود آمريکاست.
به اعتقاد من، آمريکا بيش از هر زماني، در آستانه انتخابات رياست جمهوري نياز دارد که اوضاع عراق متشنج باشد. زيرا بهترين دليل براي بقاء آمريکا در عراق، همين تشنج هاست. بوش نيز نياز دارد به افکار عمومي آمريکا اعلام کند، پروژه نيمه کاره اي در عراق هست که جز او نمي تواند اين پروژه را تکميل کند که اگر تکميل نشود، منطقه خاورميانه به آتش کشيده مي شود و بيش از همه آمريکا آسيب مي بيند.
اگر اين تحليل من درست باشد رفتار مقتدي صدر در تشنج آفريني در عراق و ايجاد وحدت شيعه و سني در مقابله با آمريکا در اين شرايط، همان چيزي است که آمريکا مي خواهد. رفتار غير متمدنانه و خارج از عرفي که آمريکا در مقابله با تشنج هاي عراق از خود نشان مي دهد، مثل محاصره وحشتناک شهر فلوجه و يا کشتن مردم بيگناه عراق که به شدت از خون و خونريزي خسته شده اند و يا تعطيلي بعضي روزنامه ها در عراق توسط آمريکا که همگي خلاف اصولي است که آمريکا از آن تبليغ مي کرده است، همه متوجه اين تحليل است که آمريکايي ها چقدر اين روزهاي پيش از انتخابات به دليل توجيه کننده براي بقاء خود نيازمندند و چقدر اين رفتارها در تثبيت بوش مؤثر خواهد بود.
ايکاش تأثيرگذاران صحنه سياسي عراق اعم از شيعه و سني به اين واقعيت توجه نمايند و زمينه را براي بقاء بيشتر اشغالگران فراهم نکنند و بگذارند مردم عراق هرچه زودتر خود بتوانند سرنوشت خود را تعيين نمايند.

۲۰ فروردين ۱۳۸۳
زنان بي حجاب در عزاداري امام حسين

 

بسياري از خانم هاي لبناني شيعه بي حجاب هستند ولي به نماز جمعه مي روند و درمراسم عاشورا و تاسوعاي حسيني شرکت مي کنند. من خودم شاهد بودم در روز عاشورا که هرساله در محله ضاحيه جنوبي بيروت (مقر شيعيان آن شهر) مراسم راهپيمايي بزرگي برگزار مي کنند و عزاداري مي کنند، حدود نيمي از بانواني که در آن مراسم شرکت مي کنند بدون روسري عزاداري مي کنند. يکبار شاهد بودم که بنا به فرهنگ ايراني، يکي از مسؤلان کشورمان از يکي از بزرگان ديني و سياسي لبنان مي پرسيد چرا اين چنين وضعي است. آن آقا پاسخ داد خانمهاي لبناني بي حجابي را يک گناه مي دانند و مي گويند که از دروغ و تهمت که گناه بي حجابي بيشتر نيست، مگر در بين اين همه آقايان عزادار کسي نيست که دروغ نگفته باشد؟ چرا به آنها ايراد نمي گيريد. ما علاقمند حسينيم و شيعه، مثل ديگران گناه هم انجام مي دهيم، معصوم که نيستيم. بالاخره اين استدلال آنهاست، من بي تقصيرم.

اگر به تلويزيونهاي لبناني  در روز عاشورا نگاه کنيد به خوبي مي توانيد مستند ادعاي مرا ببينيد.

۱۹ فروردين ۱۳۸۳
سحابي با دو شخصيت

 

آقاي مهرپور، رئيس هيأت نظارت يکبار از سوي رئيس جمهور موظف شده بود که در پاسخ به نامه آقاي مهندس سحابي که خواسته بود حرفهايش در مورد ايام بازداشتش شنيده شود، باوي ملاقات کند. با ايشان ملاقات مفصلي کرد و بعد از اين ملاقات گزارشي به ما در جلسه هيات نظارت مي داد. اين ديدار بعد از آزادي آقاي سحابي از زندان و مصاحبه و نامه نگاري ايشان بود. مي گفت سحابي گفته است که من با دو سحابي روبرو هستم، يکي با سحابي که در زندان بود و يکي با خودم. اصلاً نمي دانم چرا آن سحابي در زندان من نبودم. هرچه فکر مي کنم سحابي داخل زندان، اين سحابي که اينجا نشسته نيست و من خودم را همواره در حال محاکمه سحابي داخل زندان مي بينم. اين دو گانگي آزارش مي داد.گزارشي براي رئيس جمهور تهيه شد و ايشان نيز به کساني که مي توانستند کاري کنند ارجاع داد. ولي براي ما که مي شنيديم، هم متأثر کننده بود و هم غير مفهوم. فقط کساني که زندان رفته بودند حرف او را خوب درک مي کردند.

۱۷ فروردين ۱۳۸۳
کاوه گلستان

 

کاوه گلستان را از خيلي سال پيش مي شناختم. هميشه او را واسطه خوبي براي انتقال «همه آن چه که هست» مي دانستم. آخرين بار اسفند سال 81 بود که ديدمش. هنوز جنگ آمريکا عليه عراق شروع نشده بود و دنيا عليه آغاز جنگ شعار مي داد. ولي متأسفانه غير از شعار عليه جنگ بنوع غير مستقيم در سياستهاي تبليغي رسمي حمايتي از صدام هم به چشم مي خورد و يا لااقل عدم تعرضي به صدام. مقاله اي در روزنامه ايران نوشته بودم که به اعتقاد من هر حکومتي در عراق باشد بهتر از صدام خواهد بود. کاوه گلستان به همراه جيم ميور آمده بودند که در اين مورد مصاحبه کنند. مثل هميشه خنده رو بود و اظهار لطف مي کرد و همه وجودش تلاش بود. اين ماجرا گذشت تا يک روز درتعطيلات عيد اينترنت را که باز کردم خبر کشته شدن وي در جبهه جنگ عراق را ديدم، خيلي متأثر شدم. چند روز بعد يکي از دوستان قديمي ارشاد را ديدم. سالهاي جنگ ايران و عراق مسئول خبرنگاران بود. مي گفت روز فتح خرمشهر با تعدادي از عکاسان به منطقه جنگي رفتيم. کاوه گلستان بيش از همه اصرار داشت به خط مقدم برود و اولين عکسها را از جبهه بگيرد. اوضاع در هم و بر هم بود. از مسيري رفتيم که پر از مين بود ولي اولين عکسهاي فتح خرمشهر را کاوه گلستان مخابره کرد. عدسي دوربين کاوه گلستان و صدها دوربين ديگر که ثبت تاريخ مي کنند انتقال دهندگان مستند تاريخ بوده و هستند. که ايکاش رسانه هاي جمعي ما اين بي مهري را در حق کاوه گلستان نمي کردند. به خانواده گراميش و بخصوص خواهر هنرمندش که که قديمي ترين گالري نقاشي کشور را دارد تسليت مي گويم.

۱۶ فروردين ۱۳۸۳
ملبس و غير ملبس

 

در جريان ديد و بازديدهاي مقامات در عيد نوروز، حرفي براي زدن نيست. احوالپرسي هم که خيلي طول نمي کشد. همه دنبال بهانه هستند که حرفي زده شود. يکي از نمايندگان انتخاب شده هم بود. بحث رياست مجلس شد، ايشان مي گفت در مورد ملبس يا غير ملبس (يعني روحاني يا غير روحاني) بودن رئيس مجلس بحث است. يکي از حضار مي گفت آقايان روحانيون قبلاً جامعه را به دو بخش تقسيم مي کردند، علماء و عوام، يعني همه ما را بي سواد مي دانستند. حالا آخوندها يک مرحله جلوتر رفته اند. اصلاً غير آخوندها را گويا لخت تصور مي کنند. لذا براي همه روحانيون کلمه ملبس را به کار مي برند. گرچه طنز بود ولي اينها نکات ظريفي است که در تقسيم بندي ها و اسم گذاري ها بايد به آن توجه کرد.

۱۵ فروردين ۱۳۸۳
در حقيقت

 

با آقاي مهرعليزاده، معاون رئيس جمهور و رياست سازمان تربيت بدني صحبت مي کردم. از جوانان پر شور و علاقمند به ورزش با ابراز علاقه ياد مي کرد و از وجود لايه هاي باند بازي و برخوردهاي سبک عده اي و سوء استفاده برخي از ذات صلح و صفا و عشق و صميميت در ورزش درد دل و گله مي کرد.

قرار شد يک وقتي لطف کند و مهمان سايت من باشد. خبر از سايت من نداشت، پرسيد چه چيزهايي مي نويسي، گفتم همه چيز، گفت مثلاً؟ صفدر حسيني  وزير کار و امور اجتماعي از کنارمان رد شد، گفتم مثلاً در مورد صفدر حسيني نوشته ام که تکيه کلامش هميشه بالاخره است.

آقاي مهرعليزاده خنديد و گفت من خودم نمي دانستم که تکيه کلامم چيست، يکبار سخنراني کرده بودم، دادم آنرا پياده کردند. ديدم تقريباً در هر سه يا چهار خط حداقل يکبار گفته ام: در حقيقت، خودم خجالت کشيدم. از آن پس سعي کردم که کلمه در حقيقت را در جملاتم نگويم. واقعاً هم بيخود نيست که در همه دنيا در عالم سياست کسي منبر نمي رود و از روي کاغذ مطالب خود را ارائه مي کنند، و يا در مسائل سياسي بيانيه صادر مي کنند.

به مهر عليزاده گفتم در حقيقت شما خواسته ايد سعي کنيد که کمتر از کلمه در حقيقت استفاده کنيد ولي باور کن ما همه فهميده بوديم که تکيه کلامت در حقيقت است و هنوز هم مرتب در حقيقت مي گويي، ولي حيف که کسي نيست اين صحبتهاي روزمره ات را مکتوب کند.

به لهجه نيمه ترکي گفت وا الله؟ گفتم هم وا الله، هم در حقيقت!

۱۴ فروردين ۱۳۸۳
بهار دوست داشتني

 

بالاخره تعطيلات تمام شد. بچه ها از امروز به مدارس مي روند و به تبع آنها پدران و مادرانشان. هر سال آخر سال بحث کم شدن تعطيلات مطرح مي شود. ولي تا سال آينده در حال بررسي است و باز هم تعطيلات نوروز دو هفته مي ماند.

اميدوارم به شما خوش گذشته باشد. نوروز تمام شد، اما بهار آغاز شده است. بهار زيباترين و با صفاترين است. بهار فصل وصل و رسيدن و صميميت و نو شدن است. بهاران خجسته باد.

من بهار را خيلي دوست دارم، فکر کنم شما هم همينطور . ايراني اين ذوق تاريخي را داشته است که سالش را با زيباترين فصل سال آغاز کند. قرمزي لباس گلهاي طبيعت و سفيدي دست نخورده آن بوي زندگي مي دهد.

آيا مي شود بخاطر بهار هم که شده، با آرزوي زندگي اي با صفا و مهرباني بي ريا و آزادي دوست داشتني سالمان را در ايران آغاز کنيم و از نفرت و کينه و تهمت و فحش و افترا و قهر دور باشيم؟

من جداً اعتقاد دارم آنجا که بوي زندگي و صميميت هست، آخرت هم همانجا تأمين مي شود. در هر حال اميدوارم به همه ايرانيها در داخل و خارج کشور ايام خوشي گذشته باشد و ايام خوشي در انتظارشان باشد. آنچه که ايراني در طول تاريخش دنبال آن بوده است.

از آنان که در اين ايام تعطيل خدمت رساني کردند و براي مردم زحمت کشيدند و تعطيلات نداشتند نيز به طور خاص بايد تشکر کرد. به آنها هم که اعضاي خانواده خود را در اين ايام از دست دادند تسليت مي گويم و همدردي  با کساني که عزيزانشان را نتوانستند در کنار خود داشته باشند.

۱۳ فروردين ۱۳۸۳
چهارمين و آخرين جلسه دولت بختيار 3

 

امروز آخرين بخش صورتجلسه آخرين جلسه دولت بختيار را روزنوشت کردم:

 

....

وزير امور خارجه: درمورد امور اطلاعات و ضد اطلاعاتي اظهاراتي بيان داشتند و عنوان نمودند که درمورد عمليات افراد خارجي که در کشور کار مي کنند، مراقبت لازم به عمل خواهد آمد.

سرپرست وزارت دادگستري: درمورد وقايع زمان مصدق و آزادي جرايد و اينکه اخبار نادرستي مي نوشتند، مطالبي اظهار نمودند و عنوان کردند چنانچه روزنامه ها را بخواهيم از طريق قانون و هيات منصفه به وضع آنان رسيدگي کنيم، وقت زيادي طول مي کشد و بدبختانه هرکس با دولت طرف باشد مظلوم جلوه مي کند.

نخست وزير: به آقايان وزيران تذکر دادند که بايد از هم اکنون بودجه خود را آماده و کميسيوني براي رسيدگي آن در سازمان برنامه و بودجه تشکيل گردد ودر هر مورد وزراي مربوط نسبت به بودجه خود در آن کميسيون شرکت نمايند. بايد از پرداخت حقوق هاي  گزاف جلوگيري نمود و از طريق بازنشستگي و راههاي مقتضي بار سنگين پرسنل کشور را کم نمود.

نخست وزير: در مورد مصادره اموال کساني که در معرض شکايت هستند و پرونده فساد دارند و از کشور فرار کرده اند، يادداشتي به سرپرست وزارت دادگستري دادند که مورد بررسي قرار داده و در نتيجه را در جلسه آتيه اعلام نمايند.

سپس طرح تصويبنامه هاي زير مطرح و تصويب شد:

1- تصويبنامه مربوط به انتشار روزنامه ها و مجلات که داراي امتياز بودند.

2- تصويبنامه در مورد اعتبار پرداخت حقوق و مزاياي فارغ التحصيلان خارج از کشور در شوراهاي دائمي کارکنان استان و کارکنان نکا چوب.

3- تصويبنامه در مورد انتصاب جناب آقاي معمارزاده به سمت قائم مقام رئيس کل بانک مرکزي.

 

جلسه ساعت 20 پايان يافت.

 

نخست وزير و وزير کشور: دکتر شاپور بختيار

وزير کار و امور اجتماعي: منوچهر آريانا

وزير مشاور و سرپرست وزارت اطلاعات و جهانگردي: سيروس آموزگار

وزير صنايع و معادن: دکتر عباسقلي بختيار

وزير امور اقتصاد و دارايي: دکتر رستم پيراسته

وزير جنگ به جاي ارتشبد جعفر شفقت: سپهبد عبدالمجيد معصومي

وزير بهداري و بهزيستي: دکتر منوچهر رزم آراء

وزير مسکن و شهرسازي: مهندس جواد خادم احمد آبادي

وزير آموزش و پرورش: دکتر محمد امين رياحي

۱۲ فروردين ۱۳۸۳
چهارمين و آخرين جلسه دولت بختيار 2

 

امروز قسمت دوم آخرين جلسه دولت بختيار را روز نوشت مي کنم:

 

....

وزير بهداري و بهزيستي: شمه اي از تبليغات زهرآگين روزنامه ها و کشتاري که در ژاندارمري و غيره شده است بيان نمودند و اظهار داشتند در بيمارستانها گاز و کليه وسائل درماني به حد کافي وجود دارد و اين روزنامه ها هستندکه حقايق را غلط جلوه مي دهند.

نخست وزير: آمار راديو مسکو را که سه هزار کشته عنوان کرده بود، تکذيب کردند.

وزير بهداري و بهزيستي: از تحريکات برخي از طرفداران آقاي خميني و فجايعي که برخي گروههاي مختلف به وجود مي آورند اشاره کرده و فاجعه آتش زدن شهر نو را که زخمي بر اجتماع است، بيان نمود و تقاضا کردند که دولت بايد حالت تدافعي را رها کرده و حالت تهاجمي بگيرد.

نخست وزير: در برابر پيشنهادات طرفداران آقاي خميني تا آنجا که به ارکان حاکميت ملي لطمه اي وارد نياورد، سياست تدافعي خواهيم داشت و چنانچه بخواهند اقدامات عملي نمايند، رويه تهاجمي در پيش خواهيم گرفت. در هر حال ما هميشه راه مذاکره را باز مي گذاريم.

وزير مشاور و سرپرست وزارت اطلاعات و جهانگردي: به نابساماني وضع روزنامه ها و روزنامه نويسان اشاره کردند و اظهار داشتند اغلب اداره کنندگان اين روزنامه ها افراد کوچکي هستند که مديران را تهديد و آنها را با ارائه مدارکي مرعوب مي نمايند. گزارش ها و مدارکي نيز بر عليه اشخاص نيز در دست دارند.

وزير آموزش و پرورش: در مورد وضع مدارس بايد با مديران مدارس و اولياي اطفال مذاکره شود و اظهار اميدواري کردند که به زودي مدارس را باز خواهيم کرد.

وزير صنايع و معادن: در مورد آتش سوزي کارخانه آبجوسازي آرگو و انبار کارخانه کفش ملي که در حدود چهار ميليون تومان جنس موجود داشت، اشاره کرده و اظهار داشتند با کمک ماشينهاي آتش نشاني نيروي هوايي خوشبختانه آتش به موقع خاموش شد.

در مورد پرداخت حقوق کارمنداني که کار نمي کنند و يا کم کاري مي کنند، بديهي است همان طوري که دولت دستور داده است، دستمزدي پرداخت نخواهد شد، ولي در مورد بعضي کارخانه هاي دولتي که موجبات فعاليت ندارند و کارگران هم حاضر به کار هستند، چون اشکال کار مربوط به کارخانه است نمي توان دست مزد آنان را نپرداخت.

وزير صنايع و معادن: از طرحهاي عظيم و مفصلي که در دست انجام است و سازمان برنامه و بودجه مسئول آن است و عده اي زياد از مقاطعه کاران خارجي تقاضاي مطالبات خود را مي نمايند، بايد هرچه زودتر يک نفر مسئول براي آنها تعيين نمود. بدهي ها به افراد بايد به صورت علي الحساب پرداخت شود و ضريب منطقه اي هرچه زودتر تعيين گردد.

نخست وزير: در حال حاضر ما چهار وزير کم داريم. راه و ترابري، سازمان برنامه و بودجه، نيرو، دادگستري. در مورد وزارت نيرو اميدوارم در همين چند روزه مسئولي براي آن تعيين نمايم.

وزير کار و امور اجتماعي: درمورد دکتر مهابادي تحقيق کردم، مرد خوبي است و براي مسئوليت وزارت نيرو مناسب به نظر مي رسد. همچنين نظريات آقاي وزير بهداري و بهزيستي را تاييد مي کنم و اشاره نمودند ما به صورت يک کشور جنگ زده در آمده ايم. بايد قبلاً فتح معلوم شود تا بتوانيم به نوسازي کشور برسيم و شرحي که در بعضي از روزنامه هاي خارجي نوشته شده بود، عنوان کردند و نيز در مورد وضع تلويزيون ايران و اينکه افراد ناباب آنجا را اداره مي کنند و نقشه ها را ديکته مي نمايند، اشاراتي نمودند.

وزير کشاورزي و عمران روستايي: بانک توسعه کشاورزي پول ندارد، بايد فکري بشود.

وزير پست و تلگراف و تلفن: از اقداماتي که در به کار انداختن پست انجام داده اند اظهار رضايت نموده و اظهار داشتند که در همين چند روزه شبکه تلگراف و تلکس و تلفن هاي خارجي و شهري نيز حل شود.

وزير کار و امور اجتماعي: در مورد کارگران اتباع شوروي که در معادن ذغال سنگ کرمان کار مي کنند، با توجه به انحلال ساواک که کار آنها را کنترل نمي کنند، مطالبي اظهار داشتند.

نخست وزير: وزارت امور خارجه و وزارت صنايع و معادن به اين موضوع توجه خواهند داشت.

وزير صنايع و معادن: به مسأله ذوب آهن در اصفهان و معادن بافق اشاره نموده که در شرايط فعلي نبايد به ترکيب شوروي ها و آقايان شيباني دست بزنيم ترجيح دارد چند مأمور به محل اعزام داشته تا رسيدگي نمايند.

....

۱۱ فروردين ۱۳۸۳
چهارمين و آخرين جلسه دولت بختيار 1

 

در اين ايام نوروزي خاطرات يکي از سرگرميهاست. بر آن شدم که صورتجلسه آخرين جلسه دولت بختيار را که منتشر نشده را روزنوشت اين روزها قرار دهم:

 

چهارمين جلسه هيأت وزيران ساعت پنج بعد از ظهر روز سه شنبه مورخ 10/11/1357 به رياست جناب آقاي دکتر شاپور بختيار نخست وزير در کاخ نخست وزيري تشکيل شد.

صورت جلسه قبل خوانده شد و مورد تصويب قرار گرفت.

نخست وزير: مسأله ايست که نبايد مکتوم بماند. چون همه ما مسئوليت مشترک داريم با تشنج دائمي که اکنون کشور ما با آن روبروست نمي توانم مرتباً آقايان همکارم را ببينم و از آنجاکه حفظ کشور و سازندگي آن مورد توجه است، بايد به استحضار برسانم:

آقايان اطلاع دارند که در مورد تفاهم با آيت الله خميني نامه اي نوشتم که همگي از جرايد و راديو و تلويزيون از مفاد آن اطلاع پيدا نموديد و خود را آماده همه گونه تبادل نظر با ايشان نمودم. پس از مدتي نامه دومي نيز براي ايشان تهيه شد که نمايندگان آقاي خميني، مهندس بازرگان، دکتر بهشتي و مطهري مفاد آن را تأييد نمودند و پس از جرح و تعديلهايي که از حيث مفاد آن شد، موافقت آيت الله خميني را اعلام نمودند. در اين نامه که از مفاد آن مطلع مي باشيد، اظهار داشتم که دو نفر ايراني رودررو راجع به مسائل کشور گفتگو کنند. با اينکه موافقت نامه با موافقت نمايندگان دست اول آقاي خميني بود، فرداي آن روز آيت الله خميني عنوان کردند تا نخست وزير استعفا ندهد، نمي توانم با ايشان مذاکره نمايم، در حالي که در موافقتنامه صحبتي از استعفا نبود. من هميشه سعي کرده ام باب مذاکرات بسته نشود و باز هم در راه خير و صلاح مملکت، بدون اينکه عقب نشيني نمايم اقدام خواهم نمود. وضعي که ايشان به وجود آوردند غير قابل تحمل است باز هم سعي مي کنم تماس با ايشان ادامه داشته باشد و تفاهم بر قرار شود. يقيناً آقايان از کنفرانس مطبوعاتي اين جانب که به علت حضور عده کثيري از خبرنگاران خارجي به زبان فرانسه به عمل آمد، اطلاع دارند و گمان مي کنم مورد قبول آقايان باشد.

در مورد وضع مالي و اقتصاد کشور با مقاطعه کاران و صاحبان فعاليتهاي ساختماني و صنعتي ملاقات کردم. آقايان وزرا در مورد کارهاي ساختماني، آنهايي که بيشتر از 50% پيشرفت کرده و مفيد باشد کار را ادامه دهند اگر از 80% بيشتر باشد نيز به اتمام برسانند. در مورد راکتورهاي اتمي فرانسه موضوع را متوقف گذاردم و در مورد راکتورهاي اتمي آلمان چون قسمت اعظم کار انجام شده بود، موافقت شد آن را به اتمام برسانند. عمليات معدن مس سرچشمه 97% انجام شده، بايد ادامه يابد تا از سال آينده انشاءالله مورد بهره بهداري قرار گيرد به هر حال آقايان وزرا هرچه زودتر صورت ريز پروژه ها را ارائه دهند تا دولت تشخيص ادامه يا توقف آن را بدهد.

وزير مسکن وشهرسازي: سنديکاي مقاطعه کاران پيشنهاد نمودند که خودشان ليست کارها را تهيه و ارائه خواهند داد.

نخست وزير جواب دادند دولت نظر قطعي را خواهد داد.

وزير امور اقتصاد و دارايي: دولت 50% بدهي مقاطعه کاران را بپردازد.

نخست وزير: فعلاً 20 تا 25% کافي خواهد بود.

وزير امور اقتصاد و دارايي: پرداخت بدهي مقاطعه کاران کمک به راه افتادن بازار و گردش بانکها خواهد شد و گردش پول فعاليت هاي اقتصادي را رونق مي دهد.

8   4       ۱    ۲   ۳       3  7
© Copyright 2003-2021, Webneveshteha.com. All rights reserved.