۲۰ دی ۱۳۸۳
ملاقات تابلو

 

هفته گذ شته پس از آنکه ماجرای وبلاگ نویسان را در سایتم نوشتم، یک روز دیدم فردی زنگ زد. بنام آقای جواد تمیمی. از کسانی که اخیرا زندانی بوده است و توبه نامه نوشته . خیلی اصرار داشت مرا ملاقات کند. فکر کردم که اگر ملاقات نکنم،می گوید حرف اینها را نشنیده ایم. قرار گذاشتم،آمد.

بی مقدمه به من گفت وضع مالی من و خانواده ام بسیار آشفته است. اگر به من کمک مالی کنید که در تهران منزلی تهیه کنم،من هم مثل امید معماریان و روزبه ابراهیمی می آیم اعتراف می کنم و می گویم که چه سختی ها بر ما گذشته است.

البته این را هم گفت که من نه انفرادی بود ه ام و نه کتک خوردم. خیلی تابلو حرف می زد. شاید هم طفلک اینقدر تابلو حرف زد می خواست به نوعی تفهیم کند که المامور معذور. گفتم که ما نه از این پولها داریم و نه اگر داشتیم به کسی می دادیم. ضمن آنکه اصلا لازم نیست اعتراف کنی و مصاحبه نمایی. او هم بدون اینکه اصرار کند خدا حافظی کرد و رفت. کمتر از ده دقیقه . بعد در شکایت نیروی انتظامی دیدم که گزارش مفصلی اقای تمیمی از این ملاقات ده دقیقه ای داده است و همان مستند گزارش نیروی انتظامی است.

به آقای موسوی لاری زنگ زدم و ماجرا را گفتم و کلی از این بازی خوشمزه خندیدیم.

قرار شد که رسما هم به وزیر کشور هم نامه بنویسم تا ایشان هم ماجرای اعزام آقای تمیمی را پیگیری کند .

بعد از چند ساعت از رفتن آقای تمیمی پیام فضلی نژاد زنگ زد که به من ستم شده و می خواهم با شما ملاقات کنم. او را به جلسه قانون اساسی ارجاع دادم.

نمی دانم اینها را که من تا به حال ندیده بودم چه طور تلفن موبایل شخصی مرا داشتند.

 

4بيني خانم فرشته قاضي و اوركات
پيام رساني ديني3
© Copyright 2003-2018, Webneveshteha.com. All rights reserved.