۰۴ مهر ۱۳۸۲
يادداشت هاي پراکنده از جايزه صلح نوبل(1)

·          جمعه 18/7/82

روز جمعه از تعطيلي استفاده کرده بودم و در منزل مشغول مرتب کردن CD هاي بهم ريخته ام بودم. حدود ساعت دو بود که بوق sms موبايل توجهم را جلب کرد. دليري خبرنگار جوان روزنامه ايران پيغام فرستاده بود که خانم شيرين عبادي برنده جايزه صلح نوبل شد. باورم نشد. بيشتر به شوخي شبيه بود. به تلويزيون خودمان پناه بردم، خبري نبود. به سراغ رسانه هاي بيگانه رفتم، ديدم نه خبر درست است. خيلي خوشحال شدم. به عنوان يک ايراني احساس غرور کردم. بعد از چند دقيقه خبرنگار رويتر در تهران روي موبايلم زنگ زد، تبريک گفت و تبريک شنيد. گفت آيا حاضريد در اين مورد اظهار نظر کنيد، بي ترديد و پرس و جو و مشورت قبول کردم. همانجا ابراز خوشحالي کردم. به خانم عبادي تبريک گفتم و آرزو کردم که ديدگاههاي حقوق بشري و اهدا اين جايزه به اين ايراني پرنشاط باعث شود که در ايران روند دفاع از حقوق بشر و آزادي سرعت بيشتري پيدا کند. بلافاصله خبرگزاري فرانسه تماس گرفت، همان حرفها را تکرار کردم. ايسناي خودمان هم که بچه هاي پر نشاطي دارد تماس گرفتند، با تاخير با آنها هم مصاحبه کردم و ابراز خوشحالي نمودم. ساعت حدود 4 بعد از ظهر بود که خبرنگار اسوشيتدپرس تماس گرفت و گفت با عبدالله رمضانزاده مصاحبه کرده ايم، ولي بعد از مصاحبه گفته از آن استفاده نکنيد. گفتم بعداً زنگ بزنيد تا با رمضانزاده صحبت کنم. عبدالله خودش زنگ زد که آيا تو اظهار نظر کرده اي، گفتم بله و ترديدي نداشته ام. گفت من سخنگوي دولتم و هنوز نتوانسته ام هماهنگ کنم. گفتم من که حرف زدم و اين جايزه را افتخار ايران مي دانم. تلاش وسيعي کردم که ساير دوستان هم صحبت کنند.مصاحبه خانم عبادي را که گوش کردم، بيشتر خوشحال شدم که اين مصاحبه را کرده ام. واقعاً هم اعتقادم اين بود که خانم عبادي با اين جايزه نام ايران و تلاشگران براي اصلاحات و حقوق بشر را پر آوازه کرده است. و اين افتخار ملي است. و از اينکه اولين کسي بودم که از داخل حکومت اعلام نظر کردم خوشحال تر بودم. نزديک مغرب بود که رمضانزاده زنگ زد که هماهنگي هاي لازم را کرده ام و قرار بر اين شده که دولت جمهوري اسلامي هم رسماً اعلام نظر کند. مسجدجامعي هم بيانيه داد.

شب برادر خانمم به منزل ما آمده بود. داشتم با تلويزيون MBC و الجزيره مستقيماً به زبان عربي همان نظر ها را که داده بودم مصاحبه مي کردم. وي که آدم سياسي هم هست پرسيد چرا اينقدر به اين مساله اهميت مي دهيد؟ گفتم که اين اولين بار است که ايران جايزه صلح نوبل را مي برد. آنهم کسي اين جايزه را برده که براي احيا روند اصلاحات تلاشهاي فراوان کرده است. خيلي تعجب کرد، گفت تلويزيون گفته يک موسسه نروژي جايزه خودش را به خانم عبادي داده!! تازه متوجه شده بود اين جايزه يک موسسه نروژي، جايزه نوبل است.

 

·          شنبه 19/7/82

روزنامه ها را ديدم. تقسيم بندي علني شده بود. اصلاح طلب ها حامي و محافظه کاران دلخور مي نمودند. نتوانستم با هيچ عقل و هيچ بنياني بفهمم که چرا بايد عده اي دلخور شوند. وقتي عده از آنها هم با من تماس گرفتند که چرا اين جور موضع گرفته اي، بيشتر تعجب کردم.

ولي ديدم اين مساله هم در ادامه اختلاف ديدگاههاي اين سالهاست. تازه مگر کداميک از کساني که افتخار ملي براي کشور مي آفرينند و مورد تشويق مردم قرار مي گيرند به معناي آن است که تمام ديدگاهها و رفتارهاي فردي و اجتماعي آنان مورد مورد قبول همه بوده است! خوشمزه تر اينکه يک روزنامه شوهر خانم عبادي را پورزند معرفي کرده بود! سيل حمايت ها هم بالا گرفته بود.

 

·          دوشنبه 20/7/82

يکي از موثران محافظه کاران را در جلسه اي ديدم. مي گفت اينقدر بي آبرويي کرديد و از اين خانم بي حجاب حمايت کرديد که ديشب تلويزيون هاي لس آنجلس حسابي مسخره ات مي کردند که از شرايط سوء استفاده کرده اي ، يا اينکه خانم عبادي جايزه را به خاطر مبارزات سياسي عليه جمهوري اسلامي گرفته است، معاون رئيس جمهور از اين ماجرا سوء استفاده کرده و از خانم عبادي تجليل کرده است. ديدم منطق پير و پاتال هاي تلويزيون گردان لس آنجلس همان منطقي است که تندروهاي بی منطق خودمان دارند که مي گويند جايزه سياسي است و بايد در برابر آن ايستاد! باز بيشتر خوشحال شدم که احساس کردم مردم ايران نه به اين داخلي هاي تندرو و نه به تلويزيون گردان هاي خارج از کشور کاردارند. به خانم عبادي تبريک مي گويند براي آنکه ايراني است و از همه توقع دارند که در اين شادي با آنها شريک باشند. و من نيز خودم را يکي از آنان احساس کردم. که بنا به اعتقاداتم حرف مي زنم و کار مي کنم. از همه اينها گذشته باز هم به خانم عبادي تبريک مي گويم.

4براي چاقها
یاداشتهای پراکنده از چایزه صلح نوبل(2)3
© Copyright 2003-2019, Webneveshteha.com. All rights reserved.