۰۸ مرداد ۱۳۹۹
خاطرات گاهانه کرونایی (۳)
فردا می‌بینمت. امروز وقتت کی آزاده؟ بریم عصری کافی شاپ؟ هیئت منتظرتم. بریم دور دور؟ روز جمعه همه فامیل خونه مامان بودیم. بچه‌ها، بریم شمال؟ عرفه بریم کربلا؟ قرارمان جلو مسجد دانشگاه. فردا شب بریم تاتر؟ اوممممم. چه مهمونی پر هیجانی بود. و..و...و... باور می‌کنیم اینها به خاطر کرونا دارد تبدیل به خاطره می‌شود؟ یک زندگی جدیدی آغاز شده است. اینها که تازه زندگی را می‌خواهند شروع کنند، یک‌جور. آنها که زندگی جدیدی را می‌خواهند شروع کنند جور دیگر. سبک زندگی و تاریخ و آینده و فانتزی‌ها همه در حال تغییر است. بشریت درون تند باد است و نمی‌فهمد دارد چه اتفاق بزرگی می‌افتد. یکی بالای منبر داشت از علما تعریف می‌کرد. روایت معروف را خواند که پیغمبر فرموده علمای امت من از انبیای بنی اسراییل افضل هستند. یکی از پای منبر داد زد: اُه.اُه. اونا دیگه چه موجوداتی بودند.موعظه بر عکس جواب داد. حالا هر روزی که می‌گذرد حس می‌کنیم یکی در گوش نسل فعلی می‌گوید اُه.اُه. چه روزهای سختی است. هر روز هم اُه. اُهمان بلندتر می‌شود. پایانی هم در افق نزدیک نمی‌بینیم. دروغ چرا؟ با این گرانی و بلبشو و تحریم و دلار و سکه. باز هم اُه. اُه. بدترین هفته کرونایی را دنیا پشت سر گذاشتیم. در ایران هم رکورد زدیم. این مردم خسته از قرنطینه و نیازمند به کار یادشان می‌رود که کرونا آدم می‌کشد. به خیلی‌ها این هفته زنگ زدم. خیلی‌ها بد حالن. کی باور می‌کرد سازمان ملل برای اجلاس سالانه‌اش به روسای دنیا نامه دهد که می هواهد نوبت پخش اینترنتی به آنها بدهد .رهبران و وزرای خارجه سالی یه بار دور همی داشتند. خوش میگذشت. آن هم در نیویورک.کرونا به آنها هم رحم نکرد. هفته گذشته اولین عقد اسکایپی را خواندم. به حق چیزهای ندیده. عروس و داماد خونه خودشون. آقای خاتمی خانه خودش. من هم منزل خودم. خوشبخت بشن الهی. آقای اکرمی منبری محترم و قدیمی است و قابل احترام. دلش برای همکارانش سوخته است و درد دل کرده است که بعضی ها ۵ ماه است منبر نرفته‌اند. بنده خدا را دست انداخته‌اند. آنها هم مثل بقیه شغلشان را از دست داده‌اند. همه منبری ها که حقوق اداری ندارند. این را هم بگم که حروم نشود. توی محافل خودمانی‌مان وقتی نزدیک اذان می‌شد، به پیشانی آنها که پیش‌نماز بودند اشاره می‌کردند و می‌گفتند پیشانی آقا می‌خارد. یعنی وقت رفتن و سر به مهر گذاشتن است. در مقابل به آنها که اهل منبر بودند می‌گفتند فلان دهه پشت آنها می‌خارد. یعنی پشتشان برای تکیه زدن به منبر تنگ شده است. یک چیزی توی این مایه‌ها. یکی از بحث‌های جدی هفته بحث شیرین دین و جنسیت کرونا بود. اوایل که کرونا آمده بود، در خاطراتم نوشتم ذهنم خیلی درگیر شده که کرونا زن است یا مرد. آقای کرونا بگیم یا خانم کرونا. پدر طب سنتی و اسلامی که دکان با برکتی است، این هفته فرمودند که مردها کرونا نمی‌گیرند مگر خیلی به زنها نزدیک شوند. خلاصه یکی از دغدغه‌هام رفع شد. این یعنی کرونا زن است که همراه زنان است. لابد از نظر پدر طب اسلامی درست نیست نامحرم تو بدن خانم‌ها اتراق کند. واقعا من نگران این هستم دشمن این مغزها را بدزدند اما دین کرونا. یکی در نماز جمعه قم ادعا کرده بود کرونا سکولار است. حالا کار ندارم که سکولار بی دین نیست. اما ایشان برداشت بی دینی کرده بود. من خیلی موافق این حرفم. نه تنها بی‌دین است که بی‌شرف اصلا بیرمست هم هست. حرم خالی. مسجد تعطیل.ک عبه کم حاجی. واتیکان بی مشتری. دیوار ندبه بی‌زائر. دین‌دار و بی‌دین نمی‌شناسد. اصلا شوخی بردار نیست. بی‌دین لامروت. این هم مشکل دین کرونا. ای کاش برای محرم و صفر یک سامانه‌ای درست می‌کردند که هر مسجدی بتواند منبری مورد علاقه خودش را دعوت کند. دعوت به اجتماعات که جان یک عزادار حسینی را به خطر بیندازد، مورد رضایت امام حسین نیست. شعارهای افراطیونی که مردم را به اجتماع و بی‌توجهی به مراقبت‌های کرونایی دعوت می‌کنند، خلاف نظر مراجع بزرگ و رهبری انقلاب است. جایگاه امام حسین در دل‌های عاشقان است نه در هیئت‌ها و محافل عزاداری جمعی. به خاطر دلتنگی برای منبر، جان عاشقان امام حسین را به خطر نیندازید. حتی شما آقای رییس جمهور که یک زمانی منبری بسیار خوبی بودید. یکبار اوایل کرونا به یکی از علمای متعصب شیعه که مبتلا شده بود زنگ زدم برای احوالپرسی. اول گفت خدا شیعیان را. بعد تخفیف داد گفت خدا ایرانیان را. بعد گفت اصلا خدا مردم دنیا را. اخرش دلش طاقت نیاورد و گفت البته غیر از وهابی ها را. ولی شما توی این ایام عرفه و دعا همۀ مردم جهان را دعا کنید تا از شر این ویروس نجات پیدا کنیم.

4خاطرات گاهانه کرونایی (۲)
خاطرات گاهانه کرونایی (۴)3
© Copyright 2003-2020, Webneveshteha.com. All rights reserved.