۰۵ ارديبهشت ۱۳۹۹
خاطرات روزهای کرونایی (۵۲)
پنجشنبه ۴ اردیبهشت ۹۹ امروز تولد امیر علی صالحی بود. نوه ارشدم. تو فضای باز با کیک مامان پز و رعایت فاصله اجتماعی. فقط دوستانش برایش پیام تبریک با مزه تصویری فرستاده بودند که با دیدن آنها سورپرایز شد. در هشتادمین سالگرد تاسیس رادیو یک مصاحبه زنده و طولانی با رادیو تهران کردم. من از 15 مرداد ۶۲ تا ۱۲ شهریور ۱۳۶۷ در ایام جنگ مدیر رادیو ایران بودم. کلی خاطره تعریف کردیم. از روزی که آقای خاتمی متن پذیرش قطعنامه را نوشت تا راه اندازی سه رادیوی قرآن و جبهه و دریا توسط من و فراگیر بودن آن زمان رادیو. دورانی که ماهواره و اینترنت نبود. دوتا شبکه تلویزیون داشتیم هر کدام چهار پنج ساعت. همه به خاطر اعلام وضعیت قرمز رادیوهاشان روشن بود. و البته تلاش‌هایی که برای حفظ موسیقی انجام دادم. گفتگوی خوبی بود. آخرش پرسید اگر بخواهند فیلم پرماجرای زندگی ‌ات را بسازند چه کسی نقش شما را بازی کند؟ گفتم سازنده‌اش را پیدا کن، خودم نقش خودم را بازی می‌کنم. تا جایی که می‌شد خودم بیب‌هاش را نگفتم. اندک اندک جمع مستان می‌رسند. ماه رمضان ماه عبادت و مهمانی خدا. چه آنها که روزه می‌گیرند. چه آنها که نمی‌گیرند، در بار عام خدا می‌توانند شرکت کنند. با خدا بخندند و لبخند خدا را ببینند. آخرین ساعت‌های ماه شعبان را به استغفار بگذرانیم تا در رمضان، تر وتمیز وارد شویم. التماس دعا از همه‌تان. در مورد خیلی‌ها این داستان را نقل کرده‌اند. روزی شیخ در کشتی نشسته بود، طوفان شد. همه داشتند غرق می‌شدند. ناگهان شیخ برخواست، عمامه به زمین زد و گفت اگر شیخ بر حق است، کشتی آرام بگیرد. آرام شد و نجات پیدا کردند و شیخ هواداران فراوان پیدا کرد و دکان پر رونقی. یک روزی کسی از او پرسید با چه اطمینانی به این محکمی روی کشتی گفتی؟ شیخ گفت حساب کردم اگر غرق می‌شدیم، همه غرق می‌شدیم و به کسی نباید جواب می‌دادم. اگر نجات پیدا می‌کردیم هم همین بساطی می‌شد که می‌بینی. بساط طب اسلامی که درست کرده‌اند از همین مقوله است. فیلم دیپ واتر هوریزان را دیدم. بازسازی بزرگترین فاجعه نفتی و انفجار دیپ واتر هریزون در دریای مکزیک در سال ۲۰۱۰ است. خیلی خوش ساخت بود. محصول سال ۲۰۱۶ با کارگردانی پیتر برگ. یکی نوشته بود زنگ زده‌ام به خریدار که چرا قسط عقب مانده‌ات را نمی‌پردازی؟ گفت کرونا شده. گفتم خوب دو ماهش کرونا. تو ۶ ماهه قسطت را ندادی. پاسخ داده تو چه ساده‌ای. اون موقع هم کرونا بوده، اعلام نمی‌کردند. تا فردا سید محمدعلی ابطحی

4خاطرات روزهای کرونایی (۵۱)
خاطرات روزهای کرونایی (۵۳)3
© Copyright 2003-2020, Webneveshteha.com. All rights reserved.