۱۱ اسفند ۱۳۹۸
خاطرات روزهای کرونایی (1)
در روزهای قرنطینه خود ساخته کرونایی خاطراتم را نوشته ام. از امروز تصمیم گرفتم منتشر کنم. امروز یک هفته شد که در خانه مانده ایم. البته در سایه بازنشستگی و بیکاری. روزهای غریبی است.بچه ها و نوه ها نمی آیند و ما نمی رویم. یک هارد خریده ام با هزارتا فیلم وسریال.فغلا سریال برکینگ بد را شروع کرده ام. هفته پیش سریال خانواده مدیچی را دیده بودم. یک بخش آن مربوط به وبا در ایتالیا بود.مناظر وحشتناک آن سریال جلو چشمم رژه می رود. کاش ندیده بودم برای اولین بار بعد دهها سال از ازدواجمان ریشم را دادم دست همسر. میگویند سلمانی نرویم. دیشب آمدم با موزر ریشم را کوتاه کنم، خرابش کردم.چیزی نمانده بود تبدیل به آخوند ریش نراش بشوم. امروز خانمم کمک کرد و توانستیم اصلاح کنیم. با واسطه احوال آقای خاتمی را پرسیدم. هم حالش خوب بود و هم مراقبت های لازم را می کند.خوشحال شدم. دوستانه با یکی از مسئولان وزارت بهداشت حرف زدم. میگوید پاکستان و افغانستان و ترکیه کرونایی هاشان را اعلام نمی کنند. می گفت در قم که ایرانی ها کمتر به حرم می روند، پاکستانی ها حرم را پر می کنند. احتمالا سازماندهی مذهبی شده اند. در خبرها بود که لیس مال حرم قم،‌به دیدار یکی از مراجع تقلید رفته است. اصل ماجرا را نمی دانم به تحریک کی بوده است . اما معلوم است که نمی خواهند از این تندروهای مذهبی حمایت حکومتی شود. به یکی از دوستانم که نماینده مجلس است زنگ زدم.او هم کرونایش مثبت بوده ولی از بس اعلام کرونایی شدن خز شده گفت توی خانه خود را قرنطینه کرده ام وبه کسی نگفتم. بساط جوک سازی در بحران هم مزه این روزهاست. یکی از قول خانمی نوشته بود که این رروزهای قرنطینه جاهایی را در خانه کشف میکنیم که توی سند خانه هم نوشته نشده. تا فردا.

4معامله قرن!
کرونا و بحث قدیمی رابطه دین و علم3
© Copyright 2003-2020, Webneveshteha.com. All rights reserved.