۰۳ فروردين ۱۳۹۶
چالش های مرحله دوم رای آوری روحانی
دکتر روحانی برای انتخابات ریاست جمهوری راه همواری در پیش ندارد. تا الان که معمولا دوران ریاست جمهوری دو دوره ای بوده است. تنها سه رییس جمهور یک دوره ای شدند. یکی ابوالحسن بنی صدر بود که اولین رییس جمهور تاریخ ایران بعد از دوهزار و پانصد سال پادشاهی بود كه توسط مجلس عدم كفايت گرفت. دومی هم شهيد رجايي بود كه در حادثه انفجار نخست وزيري شهيد شد و سومي آیه الله سید علی خامنه ای که قبل از پایان دوران ریاست جمهوری اش مواجه با درگذشت بنیانگزار جمهوری اسلامی، امام خمینی شد و در سال ۱۳۶۸مقام رهبری نظام جمهوری اسلامی از سوی خبرگان به ایشان محول شد. سایر روسای جمهوری دو دوره ای بودند. در دو دوره ، مرحوم آقای هاشمی رفسنجانی عملا بدون رقیب، انتخاب شد. افرادی کاندیدا بودند که یا خودشان می گفتند به آقای هاشمی رای می دهند و یا مردم می دانستند که سایر رقبا قدرت و توان رقابت ندارند.گرچه تنها در دوره دوم آقای رفسنجانی یکی از رقبایش - آقای احمد توکلی- کمی جدی شد و توانست در یکی دو استان پیشی بگیرد. قرار بود در دوم خرداد هم به روال گذشته چند نفر کاندیدا شوند تا به اصطلاح آن روزها تنور انتخابات را داغ کنند ودرنهایت آقای ناطق نوری رای بیاورد. اما به تعبیر شیرین خود آقای ناطق در همان ایام، تنور آن قدر داغ شد که نانِ مقرر سوخت و آقای خاتمی به جای آقای ناطق انتخاب شد. آقای خاتمی هم در دور دوم به چالش تعداد زیاد کاندیدا کشیده شد. ۹ نفر آدم جدی در دور دوم رقیب ایشان شدند که دو نفرشان از اعضای کابینه اش بودند. اما رای وی در دور دوم بیشتر شد. آقای احمدی نژاد هم انصافا در رای آوری دور اول مسیر متفاوتی را طی کرد و با داشتن رقبای بسیار جدی توانست در مرحله دوم رای بیاورد. البته این اولین باری بود که انتخاب رییس جمهور به مرحله دوم می رسید. اما در دور دوم آقای احمدی نژاد با رقابت جدی تری روبرو شد. گرچه رایآورد ولی اتفاقات انتخابات ۸۸ زخم ماندگاری بر پیکر جمهوری اسلامی گذاشت که جراحت و خونریزی آن هنوز ادامه دارد. آقای روحانی هم در یک انتخابات سخت شرکت کرد. مشکل آقای روحانی این بود که وابسته و نماینده طبقه و جناح خاصی از حکومت نبود. رقبایش اما وابسته به طیف اصولگرایی بودند. از افراطی ترین آنها مثل دکتر جلیلی تا مدارا جو ترین آنها مثل دکتر ولایتی همه از طیف اصولگرا بودند. تنها دکتر عارف استثنای ماجرا بود. حمایت ناگهانی و از سر اجبار اصلاح طلبان از روحانی در فضای امنیتی سالهای منتهی به ۹۲ و ائتلاف بعدی باعث رای آوری آقای دکتر روحانی شد. اکنون و پس از پایان دور اول ریاست جمهوری، بااینکه تقریبا قطعی است که اگر آقای روحانی کاندیدا و تایید بشود، رییس جمهور آینده ایران است. اما آقای روحانی دشواری های چندی برای رسیدن به صندلی ریاست جمهوری در دور دوم دارد: اولین مشکل و مهمترین آنها این است که آقای روحانی نتوانسته است پشتیبانی اصلاح طلبان را به خصوص در شهرستان ها و استان ها نگه دارد. گمان من بر این است که آقای روحانی می داند در این دور نباید منتظر رای هیچ شاخه ای از جریان طیف اصولگرا باشد. میزان حملات تند و خشن این سالهای اخیر از سوی همه شاخه های اصولگرابسیار فراتر از این بوده که جایی برای توقع رای دادن به روحانی از آن ها بماند. بدنه اصلی رای دهی به دکتر روحانی کسانی هستند که در طیف گسترده اصلاح طلبی شناخته می شوند. آنها هم به دلیل اینکه در استانها، نمایندگان دولت تدبیر و امید بیشتر در خدمت مخالفان دکتر روحانی بودندو نیروهای اصلاح طلب در این چهار ساله گذشته در بیشتر استان ها سخت ترین ایام را داشتند و بیشتر وزیران و استانداران دکتر روحانی و شعارهایش را رها کردند و به فکر دادن سهمیه به مخالفان روحانی واصلاح طلبان شدند. رغبتی به جمع کردن رای برای روحانی ندارند. در انتخابات پیش رو مشکل این نیست که اصلاح طلبان چه کسی را برگزینند. انتخاب آنها انجام شده است. اگر روحانی کاندیدا شود، حتما انتخاب اصلاح طلبان خواهد بود. اما صرف اجماع اصلاح طلبان از بالا نمی تواند رای فراوان ا را تضمین کند. باید حس و دلیلی برای رای دادن در مردم ایجاد شود. رای تکلیفی و سازمانی مقابل روحانی تضمینی است. اما رای روحانی نیاز به کار دارد. اصلاح طلبان در سطح و در کف و بخصوص در استانها از اینکه روحانی به وعده های اصلاح طلبانه اش نتوانسته عمل کند رنجیده اند. فشارها هم برآنها بیشتر شده است. در این چند ماهه باید راهکار اندیشیده شود تا انگیزه مشارکت ایجاد شود و روحانی دردور دوم بتواند با رای خوبی انتخاب شود. یکی از راهکا هایی که میتواند ایجاد انگیزه کند این است که تصمیم گیران و رهبران اصلاح طلب قبل از اعلام حمایت از روحانی، روی چند پست دولتی تاکید کنند که وزیر آن از اصلاح طلبان انتخاب شود. البته اصلاح طلبانی که آماده شرکت در مسابقه نزدیک شدن به جناح مقابل نباشند. این شرط ائتلاف است. واقعیت این است که روحانی اصلاح طلب نیست. خودش هم اعلام نکرده است که اصلاح طلب است. پس اصلاح طلبان به دلیل شرایط شورای نگهبان و اینکه نمی توانند کاندیدای مستقل داشته باشند، می خواهند با روحانی ائتلاف کنند. در همه جای دنیا ائتلاف بده بستان است. اگر قبل کنار رفتن آقای دکتر عارف هم ائتلاف به این معنا شکل می گرفت و پستهایی که در اثر این ائتلاف قرار بود در اختیار اصلاح طلبان باشد، روشن می بود، گله ها و دلسردی های فعلی وجود نداشت. برای آقای روحانی هم بهتر بود که به پشتوانه آن ائتلاف و شرایط ان بتواند از محذورات کمتری برخوردار باشد. روحانی در دور دوم با مشکل کثرت کاندیداها هم مواجه خواهد بود. آنها به قصد انتخاب شدن نمی آیند. اما می توانند به قصد ضربه زدن به روحانی در مناظره های تلویزیونی بیایند. به این دلیل حرف های رقبا و سوار شدن آنها بر عملکرد نه چندان مطلوب دولت روحانی می تواند روحانی را با چالش رای ضعیف مواجه کند. به این دلیل من بر این باورم که اگر روحانی از رقبای اصلاح طلبی دعوت نکند که در کاندیداتوری همراه او باشند ، رایش آسیب می بیند. ضمن اینکه وقتی شورای نگهبان مرحوم هاشمی رفسنجانی را رد صلاحیت کرد، نمیتوان تضمین قطعی داشت که شورای نگهبان روحانی را تایید مسلم خواهد کرد. اما شرکت در انتخابات و بیرون نرفتن کشور از ریل انتخابات مهمترین رسالت ملی برای آرامش کلان در کشور است.

4حرف تو حرف (12) هرچه دارید و ندارید، بپوشید و بخندید
فیلم نیمروز3
© Copyright 2003-2017, Webneveshteha.com. All rights reserved.