۱۵ آبان ۱۳۹۵
حرف تو حرف (11) وزرای ارشاد و شمشیر های بی سپر
می گویند در جنگ های قدیمی رسم مروت بر این بود که شمشیر را بایست همانجا فرود آورند که طرف مقابل سپر را گرفته است. وقتی جنگ مغلوبه می شد و فشار می آمد ،دشمن شمشیر را می زد به جایی که سپر نبود. بی سپر جان می داد ولی بی مروتی بود. تغییر وزیر ارشاد در همه دولت ها یکی از این بی مروتی ها بود. سپری نداشتند که بی دلیل شمشیر می خوردند. همیشه وقتی جنگ در حوزه هنر و فرهنگ مغلوبه می شد و جامعه به ارزشهای فرهنگی رسمی اعتنایی نمی کردند، شمشیر را به فرق وزیر و وزارت ارشاد می زدند. تنها جایی که در حوزه فرهنگ سپر نداشت. و مهمتر اینکه سهم وامکانات بسیار اندکی از بودجه فرهنگی کشور در اختیار این وزارتخانه بود. بقیه که بودجه اصلی فرهنگی را داشتند، به جای آمار دادن از وضع خودشان، فریاد آی فرهنگ، آی فرهنگ سر می دادند.الان سه دهه است که بزرگان قوم از فرهنگ جاری در جامعه ابراز نگرانی می کنند. ومعمولا مخاطب همیشه وزارت ارشاد بوده است. اتفاقا وزارت ارشاد تنها جایی است که همه سلایق سیاسی و فرهنگی بعد انقلاب مدیریت آن را داشته اند. شما به این لیست نگاه کنید: آقای خاتمی، آقای لاریجانی،آقای میر سلیم، آقای مهاجرانی، آقای مسجد جامعی،آقای صفار هرندی، آقای حسینی و آقای علی جنتی. این اسامی وزرای ارشاد این سه دهه هستند. از چپ ترین تا راست ترین. از اصلاح طلب ترین تا پایداری. از معتدل تا افراطی. همه جریانات سیاسی، یک دوره ای وزیر ارشاد بوده اند و در این وزارت خانه با حضور نماینده شان مدیریت فرهنگی کرده اند. فاصله عطا الله مهاجرانی تا صفار هرندی، کم فاصله ای نیست. اما علیرغم وجود همه این افراد همیشه وضعیت فرهنگ و وزیر ارشاد مورد گلایه عده ای از مسئولان و امامان جمعه و مراکز دینی بوده است. اصلی ترین دلیلش این است که شمشیر را جایی می زنند که سپر در آن جا وجود ندارد. خیلی از ارزش های فرهنگی جوامع به دلیل گذر زمان در همه جای دنیا تغییر پیدا می کند. هیچ جای دنیا هم نتوانسته اند در برابر این تغییرات مقاومت کنند. مهمترین عامل این تغییر در دوران ما مساله ارتباطات به شکل فعلی است. با وجود اینترنت ذایقه فرهنگی همه جوانان دنیا از یک منبع می تواند شکل بگیرد. برای خواندن کتاب، برای شنیدن موسیقی، برای دیدن فیلم، برای پیدا کردن مد، برای خواندن مجله، برای یافتن شکل زندگی، برای تبلیغ ویا پیدا کردن شبهات مذهبی در مورد همه ادیان، برای گرایشات سیاسی. برای برقراری ارتباطات فردی و جمعی، اینترنت وجود دارد و همه، در همه جای دنیا یک جور همه چیز را می بینند ومی فهمند. این موارد البته الزاما منفی نیست. چه بسا مثبت هم باشد. اگر منطق قوی باشد ما هم می توانیم برای انتقال نظرات مان به دنیا و یا جامعه خودمان از این امکانات استفاده مثبت کنیم. اما مهم این است که عوامل فرهنگ ساز دست کسی نیست. نه دیگر خانواده نقش محوری دارد و نه مراجع اجتماعی و دینی. این یک واقعیت است. تلخ یا شیرین. خواه ناخواه در مسایل فرهنگی باید توقعات بر اساس این دنیا تعریف شود تا حداقلی از فرهنگ و ارزشهای دیرین باقی بماند. آخوند و اینترنت یک زمانی بیشترین فاصله را داشتند. من آن زمان که اینترنت آمده بود و آخوند بودم و در آن وبلاگ می نوشتم و خیلی سنگین بود این کار، رایج ترین فحش زمانه که از آن جماعت می شنیدم، معاون وبلاگ باز رییس جمهور بود. یک بار با آقای خاتمی در زمان ریاست جمهوریش رفته بودیم جلسه جامعه مدرسین در قم. رییس جمهور کمی از خطر فراگیر شدن ماهواره ونه اینترنت صحبت کرد. اینترنت هنوز خیلی وسیع نبود. یکی ازبزرگان آن جماعت آقای خاتمی را متهم کرد که به جای جلوگیری از فساد، در مورد ماهواره بزرگ نمایی می کند. سال ۱۳۷۷. اما ماهواره آمد. دوران پسا ماهواره هم با فراگیر شدن اینترنت آمد. این روزها که مدیران حوزه های علمیه خدمت رهبر معظم انقلاب رسیده بودند، با زمان شناسی کم نظیری فرمودند که مسئولان حوزه ها تلاش کنند که روحانیت ومبلغان دینی علاوه بر نویسندگی و سخنوری، آشنایان به فضای مجازی هم تربیت کنند. اگر در این دوران زمان شناسی فراموش شود وهمچنان خواسته های قبل از این دوران ها مطالبه می شود. مبلغان فضای مجازی موفق نخواهند شد. آن خواسته های ارزشی دیرین بد نبود ونیست. اما وقتی قابل اجرا نیست، هر وزیر ارشادی بیاید نمی تواند عملا تغییری در روند فرهنگی جامعه ایجاد کند،‌همچنانکه همه نحله های فکری که وزیر شدند، نتوانستند. مشکل وزرای ارشاد نیستند، مشکل واقعیت هایی است که نمیخواهیم بپذیریم. همان که گفتم، شمشیر را برده اند جایی می زنند که سپر نیست. وزیر پشت وزیر است که ساقط می شود. اگر دکتر روحانی امام جمعه پر نام و آوازه مشهد راهم وزیر ارشاد کند تا وقتی برنامه ریزی ها بر اساس بی توجهی به واقعیت جامعه ارتباطات و نیازهای این جامعه باشد و توقعات تصحیح نگردد ، فرقی در سیر فرهنگی جامعه نمی کند. جامعه و جوانان راه خود را می پیمایند و فاصله خطابه های جمعه و جوانان بیشتر می شود. تغییر وزیر ارشاد زدن شمشیر به جایی است که سپر ندارد. ما مردم قدر ناشناسی نیستیم. از آقای جنتی و کارهایش تقدیر میکنیم.ایشان با سوابق خانوادگیش می توانست جور دیگری رفتار کند و زیر فشار نباشد و باز هم وزیر بماند. اما یک تنه در دولت کم رمق موجود به دفاع از حریم فرهنگ و هنر کمر همت بست.

4حرف تو حرف (10) انقلاب گردی
حرف تو حرف (12) هرچه دارید و ندارید، بپوشید و بخندید3
© Copyright 2003-2017, Webneveshteha.com. All rights reserved.