۰۳ آبان ۱۳۹۵
حرف تو حرف (6) حج
قدیم ها یعنی قبل انقلاب ، حج دست بخش خصوصی بود. تازگی به کمک عزرائیل خیلی متولدین دهه ده شمسی به دیاراباقی می شتابند. اما تا متولدین دهه های بیست و سی و تا حدودی چهل حضور داریم، همه چیز با متر قبل و بعد انقلاب بررسی می شود. کار بدی هم نیست. تا اینها هستند تاریخ توسط شاهدان گفته شود بهتر است. اما نامردی است که همان شاهدان خلاف واقعیتی که دیده اند تاریخ بنویسند. در‌آن سال ها کسانی که می خواستند به حج بروند،‌ همان سال تصمیم می گرفتند. از ماه رمضان کاروان ها تبلیغات در روزنامه ها می دادند و در محافل مذهبی به اصطلاح امروزی ها بنر می زدند. بنرهای آن موقع هم پلاستیکی نبود. کاغذی بود. بنر های پیشرفته که دهه پنجاه رسم شده بود، اوزالید بود. خارجیِ خارجی. بیشتر اوقات تبلیعات مذهبی و غیر مذهبی روی کاغذ چاپ می شد. مذهبی هایش را دم خانه مراجع تقلید و دیگران می زدند. غیر مذهبی هاشم نمی گذاشتند ما ببینیم. یک کاروان معروفی بود بنام شربت اوغلی. مال ترک ها بود و در تهران مرکزیتش بود. فرست کلاس بود. در دوران نو جوانی من این اتفاق که کسی با کاروانهای درجه یک برود مثل مازراتی سواری الان بود. همان موقع ها دکتر شریعتی سخنرانی معروف خودش را در مورد حج انجام داد. آن سخنرانی تحولی در مفهوم حج بود. مثل همه سخنرانی های دیگرش از مفاهیم دینی، برداشت های متفاوت وبیشتر انقلابی داشت. به اعتقاد من آن شاهکار نوشته های شریعتی بود. برای تمام مراحل حج فلسفه ای می گفت. نشانه های سمبلیک. عرفه روز شناخت است. مشعر محل شعور است. به خاطر فضای سیاسی و انقلابی قبل انقلاب روی جمع کردن سنگ ریزه و کوباندن آن بر سر شیطان خیلی مفصل حرف زده است. ما هم جوانان انقلابی و مذهبی حالی می کردیم. در آن دوره ها فضای انقلابی گری در سطح دنیا در اختیار چپ ها بود. اینکه کسی از مفاهیم مذهبی این نگاه انقلابی را بیرون بکشد، باعث سربلندی مذهبی ها می شد. اینکه خداوند و یا پیامبر خدا هم واقعا همین منظور را داشتند یا نه، البته در درجه دوم قرار داشت. دروغ چرا؟. صدای کاست های حج شریعتی که آن سالها به مشهد آمده بود، هنوز توی گوشم هست. کاش رادیو تلویزیون حالا که می خواهد همه چیز را به رنگ مذهب نشان دهد، می فهمید که شریعتی بهترین شخصیتی بود که مفاهیم دینی را در قالب انقلابی ریخت. در هر حال حج بعد از انقلاب کم کم دولتی شد. عربستان سهمیه بندی کرد. هزاران نفر به کاروانها پیوست شدند که از انقلاب و نظام نمایندگی کنند. مرکز اصلی صدور انقلاب در سالهای اولیه پس از انقلاب حج شد. کسی نمی توانست آزاد به حج برود. و طبعا کاروانهای درجه یک و دو جای خودش را به کاروانهای رسمی داد. الان هم اگر امر حج را رها کنند تا هرکس که میخواهد بتواند خودش در قالب کاروانهای خصوصی بروند، شاید حج راحت تر باشد. حج یک امر شرعی است و با استطاعت واجب می شود. دادن سوبسید که بتواند رفتن به حج را تسهیل کند، نمی دانم چقدر شرعی است. خیلی در سال های اول انقلاب این بحث مطرح بود. یک عده بر این باور بودند که در نظام اسلامی باید از امکانات کشور در اختیار امر حج قرار بگیرد تا حج ارزان تری باشد و مردم بتوانند بیشتر به حج بروند. عده ای هم می گفتند که خداوند بر آدم مستطیع حج واجب کرده . هیچ دلیلی ندارد که امکانات کشور صرف این شود که حاجی زیاد کنیم. همیشه هم حج یکی از نقاط اختلاف و مشکل آفرین در روابط ایران و سعودی بوده است. دهه اول انقلاب فضای سیاسی مکه و مدینه در ایام تقریبا در اختیار شعارهای انقلاب اسلامی بود. اما عربستان سعودی کم کم این امور را محدود کرد. یک بار درسال ۶۶ در مکه درگیری شدید بین ایرانیان و سعودی ها اتفاق افتاد. من هم در آن سال مسئول تبلیغات بودم.خیلی از حجاج با گلوله و یا زیر دست و پا کشته شدند. در روزنامه های سعودی نوشتند که ایرانی ها می خواسته اند کعبه را از جا بکنند و به ایران بیاورند.خاطرات عجیبی بود. بالاخره امسال هم حج پایان یافت. این همه را گفتم که یادی بکنم از شهدای سال گذشته منا. کمتر کسی ادعای عمدی بودن کشتار حجاج در منا را داشته است اما قطعا این کار نشانه بی کفایتی دولت سعودی است که برگزار کننده حج است. حتی اگر آنها به اعمال عبادی واجب هم نرفته بودند، حفاظت از کسانی که وارد هر کشوری می شوند به عهده دولت میزبان است.شهدای منا غریبانه مردند. عید مسلمانان تلخ شد....

4حرف تو حرف (5) علم و دین و نمایش اسلاید
حرف تو حرف (7) مجسمه3
© Copyright 2003-2017, Webneveshteha.com. All rights reserved.