۰۲ آبان ۱۳۹۵
حرف تو حرف (5) علم و دین و نمایش اسلاید
دهه چهل شمسی در ایران و در کشورهای اسلامی که سابقه فرهنگی داشتند و کتاب می نوشتند وکتاب می خواندند، مثل مصر و عراق، یکی از مترقی ترین کارهای حوزه دینی این بود که علم را در خدمت دین قرار بدهند. از لابلای قرآن آیاتی را پیدا می کردند که فرضیه های علمی را توضیح دهد و در نهایت اثبات نمایند که قرآن کتاب علم است. در ایران چند تا از کتاب های مهندس بازرگان مثل ترمودینامیک، و یا مقالات زیادی از تنها مجله دینی مکتب اسلام و یا مرحوم صبور اردوبادی بر همین اساس است. مشکل این بود که وقتی علم جلو می رفت و مثلا آن چه که از قرآن ثابت کرده بودند ،‌فرضیه اش باطل می شد گیر می کردند. در حالی که قرآن اصلا ادعای طرح فرضیه فیزیک و شیمی و اقتصاد را نداشته است. اما در آن دوران گفتمان غالب دین پژوهان روشنفکر بود. به دلیل همین مشکل از اوایل دهه پنجاه شمسی کم کم این نوع عالمان دینی فرمان را پیچاندند وبی خیال این علم مالی دین شدند. در همان دوران ها هنر هم گاهی اسلامی می شد.البته خوب هم بود. وقتی سینما در ایران راه افتاده بود، یک گروهی در اصفهان اسلاید شو درست کرده بودند. پدرم را خدا رحمت کند. در سالهای اولیه دهه پنجاه من به برکت لطف و نو آوری های پدرم در مرکزی بنام کانون بحث وانتقاد دینی مسئول نمایش اسلاید بودم. خیلی فکر می کردیم که هنر را در خدمت دین گرفته ایم. اصل این کار در اصفهان شروع شده بود. جمعی از نیروهای مذهبی در اصفهان به دنبال همین اندیشه علمی کردن دین، عکس هایی از طبیعت گرفته بودند. بالای آن یک آیه از قرآن نوشته بودند. وسط عکس بود و پایین ترجمه آن بود. از روی آن اسلاید می گرفتند. عمده موضوعات آن همین بود که قرآن در هزاره گذشته به مسایل علمی توجه داشته است. مثلا از ساخت سلاح های مختلف اسلاید گرفته بودند. بالای آن آیه وانزلنا الحدید فیه باس شدید را نوشته بودند، و جوری ترجمه شده بود که قرآن پیش بینی کرده است که از آهن می شود سلاح های سنگین ساخت. مرتضی نیلی جوان مبارز اصفهانی بود که این اسلاید ها را به مشهد آورده بود. در اصفهان حاج عباس اعرابی هاشمی و حسن سپه کار آنها را تولید می کردند. مراکز فروش نوارهای ریل و کاست مذهبی هم زیاد بود که نواهای بی موسیقی می فروختند.در این فروشگاه ها نوار قرآن های خارجی و مصری و سخنرانی های منبری های مهم را می فروختند. نوارهای مرحوم فلسفی و مرحوم شیخ احمد کافی بیشتر از بقیه فروخته می شد. این فروشگاه ها خیلی تحت نظر ساواک بودند. بعضی از‌ فروشندگان این مراکز آدم های انقلابی بودند. یواشکی و زیر میزی نوارهای شریعتی یا خامنه ای و هاشمی نژاد و افراد انقلابی را می فروختند. یعنی سفارش می گرفتند و بعدا اماده می کردند. آقای متفقهی کنار مسجد امام حسین تهران و یا آقای مرتضی فاطمی در مشهد و آقای نوربخش ونکویی در اصفهان از این فروشگاه ها داشتند. در این فروشگاه ها بعد از آمدن اسلاید های دینی، این ابزارهای دینی هم اضافه شد. دستگاه نمایش اسلاید ها هم در این فروشگاه ها فروخته می شد. دستگاه پخش یک دستگاه آماتور آلمانی بود که اسلاید را روی پرده نمایش می داد. عوض کردن اسلاید هم دستی بود. دوتا اسلاید روی آن دستگاه جا می گرفت. یکی را که نمایش می دادی باید اسلاید قبلی را عوض می کردی. بعد ها دستگاه پیشرفته تری آمده بود که به صورت برقی اسلاید ها عوض می شد. و این در آن دوران که نیروهای مذهبی با سینما و تلویزیون و حتی رادیو قهر بودند خیلی به چشم می آمد. اصل اینکه در یک مرکز دینی پرده ای آماتور با پارچه سفید نصب شود خود، سنت شکنی مهمی بود. قهر اولیه و آشتی دیرتر دین با هنر و شاید تکنولوژی سابقه دار بوده است. تقریبا در همه ادیان هم وضع چنین بوده. مقاومت اولیه به خاطر سخت بودن جدار های دینی است. در هر حال الان هم پس از انقلاب همان دعوای قدیمی برپاست. اینکه آیا دین مدعی همه چیز بوده و باید باشد؟ یا دین کلیات را گفته و بقیه را عقلا و خرد جمعی باید تشخیص دهند. من فکر میکنم دین و قرآن را نباید با مسایل روزمره علمی تطبیق داد . کتابهای آسمانی و قرآن کتاب ساختن خود انسان است و نه کتاب فیزیک و شیمی و اقتصاد و موارد مشابه. این حرف ها به من البته ربطی ندارد. ولی حرف تو حرف آمد. اسلاید ها در آن دوران گام بزرگی بود برای پیوند اولیه هنر دیداری با دین داری. تا حرف تو حرف دیگر

4حرف تو حرف (4) تاریخچه ویدیو و فیلم های داود رشیدی
حرف تو حرف (6) حج3
© Copyright 2003-2017, Webneveshteha.com. All rights reserved.