۳۱ مرداد ۱۳۹۵
حرف تو حرف (۱) طاوس های گرما زده
حرف تو حرف (۱) بعد از پایان یافتن خاطرات شفاهی رادیو در دهه شصت، به نظرم رسید از نگاه خودم حوادث هنری و فرهنگی که چشم و گوشم در هفته جنبیده و آنها را دیده بنویسم. اگر چه بلای خانمانسوز فضای مجازی که همان لحظه آدم را وسوسه می کند که عکس بگذاریم و کانال بنویسیم و خلاصه هم بنویسیم. اما در روزنامه نوشتن طعم دیگری دارد. درست مثل فرق چای کیسه ای و چای خوش دم گیلانی. در این ستون هم پایان هفته مان به شب جمعه منتهی نمی شود و این خودش در سن و سال ما باعث خوشحالی است که پایان هفته ستونی ما عصر دوشنبه است تا شما در سه شنبه بخوانید. در همین جا دغدغه قدیمی خودم را مطرح کنم که آیا آنهایی که خارج هستند و جمعه شان یکشنبه است، همه اعمال شب و روز جمعه شان به شب و روز یکشنبه منتقل می شود؟ خوب سوال است دیگر. یعنی حتی دعای کمیل را شب یکشنبه می خوانند یا نه؟ منظور دیگری نداشتم. در خارجه رسم بر این است که یک مناسبت تاریخی را که تعطیل است و وسط هفته است با نعطیلات آخر هفته در هر سال جور می کنند و یک جا تعطیلی اعلام می کنند. این را داشته باشید. یک بار علمای بزرگ ریش در ریش نشسته بودند. من که البته بخشی از پر رویی ذاتی دارم و بخش دیگر راهم در لولیدن در بین علما به دست آورده ام، سینه صاف کردم و گفتم چه اشکال دارد که مناسبت های تاریخی و دینی که اعمال ویژه ای در آن وارد نشده است، مثل خارجی ها به پایان هفته منتقل کنیم و هر سال محاسبه شود و در پایان هفته آن روز به مناسبت بزرگداشت و حرمت گزاری به امام اعلام شود.کلی هم توضیح دادم که آن روز معین که خصوصیتی ندارد. تجلیل و یاد آوری آن مناسبت مهم است. دوران آقای احمدی نژاد بود. یادتان هست تا تقی به توقی میخورد بین التعطیلات را تعطیل اعلام می کرد؟ مردم هم که هر مناسبتی باشد به شمال سرازیر می شوند. عزاداری و شادمانی شان با هوای مرطوب شمال تناسب عجیبی دارد. در یکی از این اعلام تعطیلی های احمدی نژادی ییهویی درست مثل عکسهای ییهویی اینستاگرامی بعضی از علیا مخدرات محترمه که ییهویی آپ می کنند،شهر های شمال فحطی آمد و پول بانک ها تمام شد و هزار بد بختی دیگه، اصرار می کردم همه اینها را می شود پیش بینی کرد و در مناسبت های ملی و مذهبی ثابت بودن روزهای تعطیل را از ثابت بودن در آورد. در آن جلسه هجوم تندی به من شد. به نحوی که به جلسه قول دادم اصلا خودم یک مقاله در مورد ضرورت عدم ثابت کردن تعطیلات بنویسم. در جریانید که من آماده تغییر نظراتمم همیشه. اما بازهم اعتقاد دارم که این کار خوبی است. حرمت گذاریه مهمه که انجام میشه. وای چه حرف تو حرفی شد. یو ترن بزنیم به ستونی که قرار است وسط هفته از اینجانب خودنمایی کند. هر هفته حرف تو حرف ما در مورد ستون آزادی خواهد بود که در حوزه مسایل فرهنگی وهنری هفته خواهم نوشت. با نگاه خودم. توی هفته گذشته دیدار شیرینی با سایه داشتم. شاعری که معاصر او بودن افتخار همه ماست. مثل معاصران حافظ وسعدی. در این مورد در همین ستون خواهم نوشت. روز خبرنگار هم بود . رفتم روزنامه اعتماد و شهر وند. بعد توی اینستاگرامم عکس خبرنگاران و تحریریه ها را انداختم. من در آوردی نوشتم مثل طاوس های زیر آفتاب. مثل طاووس قشنگ وآماده خودنمایی کاری بودند اما گرمای سوزان قانون وحقوق هزار پیرایه دیگر آنها را ملول کرده بود. مسئولان کاش رورنامه ها را فرصت بدانند نه تهدید. مسئولان کاش بدانند که اگر می خواهند فساد نباشد. اگر می خواهند مردم در صحنه باشند. اگر می خواهند بزرگترین سازمان نظارتی بیست وجهار ساعته کار کند، باید دست رسانه ها را باز بگذارند. و مهمتر اینکه بفهمند خبرنکاران و روزنامه نگاران هم زندگی دارند. زن دارند. شوهر دارند. بچه دارند . باید ذهن آرامی داشته باشند تا بتوانند خوب بنویسند. در فرمایش مولا علی هست که به قاضی خوب حقوق بدهید تا بتواند فارغ از خواست این و آن قضاوت کند. روزنامه نگاران ما هم قاضی های عصر رسانه هستند. خلاصه که از شیرین ترین روزهایمن روز خبرنگار بود که کنارشان گفتیم وخندیدیم و غصه خوردیم و لذت بردیم. تا حرف تو حرف دیگر در همین ستون.

4تاریخ شفاهی رادیو/۳۳ بخش پایانی
حرف تو حرف (۲) پیر پرنیان اندیش3
© Copyright 2003-2017, Webneveshteha.com. All rights reserved.