۳۱ مرداد ۱۳۹۵
تاریخ شفاهی رادیو ۳۱ نمایشنامه های رادیویی
تاریخ شفاهی رادیو ۳۱ نمایشنامه های رادیویی تولید نمایشنامه رادیویی، یکی از سخترین کارها بود. همیشه بچه های رادیو برای فهماندن سخت بودن کارهای نمایشی در رادیو،آن را با کارهای نمایشی تلویزیون مقایسه می کردند. در تلویزیون وقتی صحنه ای دیده می شود، فضای اتاق،حالت هنر پیشه،طبقه اجتماعی نقش های بازیگر،منطقه ی اتفاق نمایش، همه با یک تصویرمی تواند منتقل شود، حتی از چهره و قیافه و جابه جا کردن ابرو و حالت چشم می توان بخشی از فضای نمایش را منتقل کرد. اما در رادیو تمام این اتفاقات، حالت ها و حتی محل اتفاقات تنها از طریق گوینده باید منتقل شود. حدآکثر افکت های بتواند به کمک هنرپیشه بیاید. از قبل انقلاب هر شب به طور ثابت برنامه ای به نام قصه شب پخش می شد. در آن دوران که تلویزیون، ساعات اندکی پخش داشت و در آن ساعات اندک کارهای نمایشی زیادی وجود نداشت، قصه شب یکی از پر مخاطب ترین برنامه های رادیو بود. بزرگان تئاتر و از نویسندگان کشور در این بخش بودند. داستان هایی که پخش می شد، ترجمه قصه های معروف خارجی بود که در رادیو تنظیم رادیویی می شد. بیشتر تنظیمات توسط صدرالدین شجره و پس از آن بهزاد فراهانی و جاوید مهتدی و خانم فضل اللهی انجام می شد. طبعا تنظیم رادیویی کار سخت نمایش ها بود. بازیگران بعد از تنظیم و تمرین به استودیو می رفتند و اجرا می کردند. معروفترین بازیگران در خانم ها : فضل اللهی. فردنوا. نصری. و در آقایان عزت الله مقبلی. رامین فرزاد. هوشنگ خلعتبری. و بهزاد فراهانی بودند که در حیاط رادیو دیدنشان لذت بخش بود. بعد از انقلاب به دلیل اینکه در این بخش نپروی جایگزین برای کادر جدید الورود بعد انقلابی خیلی سخت و نزدیک به محال بود، همان نیروها باقی ماندند. با آن جوی که در ابتدای انقلاب بود و تقسیم کارمندان، نیروها به طاغوتی و یاقوتی هر کجا که امکان جایگزینی با حد اقل ها بود،جایگزینی اتفاق می افتاد. طاغوتی به نیروهای قبل انقلاب می گفتند که در زمان شاه کارمند بودند و چون شاه را طغیانگر می دانستند اصطلاح قرانی طاغوتی را به کار می بردند. برای رفع کمبود نیرو نویسنده و بازیگر در همان دوران اطلاعیه ای دادیم. تعداد فراوانی شرکت کردند. چند روزی اصلا کار جاری رادیو از رفت و آمد عاشقان بازیگری پر شد و خیلی از نیروهای نامدار فعلی هم محصول ان فراخوان هستند. وقتی من به رادیو رفتم آقای جعفری جلوه مدیر بخش نمایش بود. از نیروهایی بود که در دوران من هم ابقا شد. عمده وقتش را به گذاشتن جلسات با اهالی نمایش می گذارند. اصرار شدید من به تکراری پخش نشدن نمایش ها بود. از قدیم خودم هم خیلی به کار نمایش علاقمند بودم چون به صورت سریالی پخش می شد و دنباله دار بود. کمبود تعداد نویسنده و بازیگر وتنظیم کننده از مشکلات ما بود. ما بعد انقلابی ها به دلیل اینکه کمتر از نمایش سر در می آوردیم به پروپای گروه نمایش نمی پیچیدم . گروه های مرجع دهه اول انقلاب هم روی مساله نمایشنامه های رادیو حساس نبودند. یک بار یکی از کسانی که یک حد اقل اطلاعات فرهنگی داشت و بعد ها البته چهره فرهنگی نامداری شد، به دفترم آمد وکلی اسستدلال کرد که اسامی خارجی در نمایش ها اثرات مخرب فرهنگی دارد. کاش از اول مواظب اثرات مخرب فرهنگی نبودیم که چنین جامعه ای بعد از چهل سال نداشتیم. من هم جوگیر و البته بی سواد، فکر کردم حرف مهمی زده است. یک روز آقای جعفری جلوه، اعضای گروه نمایش را به اتاقم آورد تا در مورد نمایش حرف بزنیم. بالاخره مدیر باید در همه چیز سینه صاف کند و فرمایشاتی بگوید. در آن فضای جنگ و انقلاب و اسلامی بودن فضا، فرصت را غنیمت شمردم و گفتم در نمایش های رادیویی بهتر است از اسامی ایرانی و اسلامی استفاهده شود تا فرهنگ سازی شود! اینکه قهرمانان داستان ها چارلی و دیوید و جک و مادام شولیت،لیدی کارتین،مری خانم،جودیت قهرمان باشند بد آموزی دارد. خیلی از مذهبی ها و علمای دینی یک جوری خلاف توقفشان است. اسامی قهرمان نمایش ها باید برای جامعه آشنا باشد. اهالی فهیم گروه نمایش نگاهی به هم کردند. احترام نگه داشتند، چیزی نگفتند. آقای جعفری جلوه هم حرف توی حرف آورد. سالها بعد که داشتم رمان مشکل گفتگو در کاتدرال را می خواندم فهمیدم چه بی ربط حرف زدم . به یکی از اعضای آن روز جلسه زنگ زدم وکلی از اون سخنرانی آن روزم ، باهم خندیدیم.

4خاطرات شفاهی رادیو (۳۰)/ گویندگان و مداحان مذهبی قبل انقلاب
خاطرات شفاهی رادیو۳۲ رابطه رادیو و نظرات مراجع تقلید3
© Copyright 2003-2017, Webneveshteha.com. All rights reserved.