۱۰ خرداد ۱۳۹۵
خاطرات شفاهی رادیو (۲۶)/ سلام صبح به خیر به مثابه جامعه مدنی
برنامه سلام صبح به خیر در دهه شصت یک اتفاق مهم تلقی شده بود. در قسمت قبلی توضیح دادم که اولین برنامه زنده رادیویی بود که مشکلات مردم را پخش می کرد. اول مقاومت حکومتی در برابر آن جدی بود ولی کم کم جزئی از زندگی مردم شد. قدرت رسانه را می شد از سلام صبح بخیر اندازه گیری کرد. نفوذ یک برنامه در دل مردم به صورت طبیعی و بدون اجبار از بزرگترین اتفاقات رسانه ای است. در همه دنیا این نوع برنامه هابه صورت طبیعی مظهر قدرت برای رسانه ویا حکومت ها است. البته سواستفاده از آن برنامه در جهت منافع سیاسی و یا شخصی هم سریع تر از هربرنامه ای باعث سقوط آن رسانه و برنامه می شود. ما در آن سالهای دور و در اوج سختی ها که به صورت طبیعی عامه مردم نباید به تنها رسانه دولتی اعتماد اجتماعی داشته باشند، موفق شدیم که مورد اعتماد مردم قرار بگیریم و از این اعتماد سو استفاده نکردیم. در بین این برنامه که با لحنی آزام و موزیک های متفاوت صبحگاهی پخش می شد، گاهی وضعیت قرمز می شد. وسط حرف های گل و بلبلی، ناگهان صدای معروف توجه توجه … پخش می شد. همه به پناهگاه می رفتند. وقتی که وضعیت سفید می شد، دوباره می گفتیم سلام صبح بخیر. تناقض های عجیبی دارد زندگی روزمره در شرایط جنگی که هر دو وجه آن باید در رادیو جلوه می کرد. از مهمترین کارهایی که در این برنامه شروع کردیم توجه به ترافیک بود. کاری که همه درگیر آن بودند. البته مخفی نماند که ترافیک آن روزها قابل مقایسه با ترافیک این روزها نبود.هم جمغیت کمتر بود و هم اتومبیل. تهران مترو هم نداشت. این کاربا ترافیک برنامه را جذاب می کرد. راهنمایی و رانندگی سرهنگی را معرفی کرده بود که هر روز صبح به برنامه می آمد. سرهنگ حبیب زرگران آدم خوش حرفی بود. با بی سیم با مرکزش در تماس بود و گاهی تصادفات مهم و ترافیک های غیر عادی را که به او خبر می دادند، در رادیو نقل می کرد. دستگاه مادر بی سیم را آورده بود توی استودیو. صدای ویژ ویژ دستگاه بی سیم خیلی وقت هاافکت استودیو می شد. سال ۶۵ در اوج محبوبیت این برنامه کارهای بزرگ شهری با کمک راهمایی و رانندگی انجام دادیم. یکی از آن کارها ابتکار روز هوای پاک بود. کار دیگر اعلام هفته رعایت علائم رانندگی بود. در این روز اعلام کرده بودیم اتومبیل ها به یکدیگر تذکر دهند که از خط عابر پیاده عبور نکنند. گزارشهای جالبی از سطح شهر داشتیم. ماشین ها همه پشت خط عابر پیاده توقف کرده بودند. همه به هم علامت می دادند که امروز از این خط بیرون نروند. آن روزها و در ایام جنگ وسال های اولیه پس از آن، با اعصاب های به هم ریخته و خرابی های جنگ، این کارها خیلی غیر متعارف بود ولی دقیقا رادیو و برنامه سلام صبح بخیرموفق شده بود در قامت یک موسسه غیر دولتی و NGO جزئی از جامعه مدنی شود و مردم حس همبستگی با آن داشته باشند. آن تجربه ها از این جهت خیلی مهم بود. یک روز هم به ابتکار همین برنامه روز تمیز کردن شهر اعلام شد. آن روز هم مردم همکاری غریبی کردند. در روزی که هوای پاک اعلام شد، قرار بود که ماشین ها را از خانه ها بیرون نیاورند. آن ایام روزنامه کیهان و اطلاعات عصرها منتشر می شد. وقتی بعد از ظهر روزنامه اطلاعات منتشر شد و در صفحه اولش عکس بزرگی از هوای پاک به دعوت سلام صبح بخیر انداخته بود، کلی خستگی از تن بچه ها در رفت. همه کاره این برنامه، جواد آتش افروز بود. ظهر آمد دفتر من. گزارش می داد که در ان روز ارتش سر چهارراهها لباس ورزشی پوشیده بودند و با همان لباس مارش می زدند. راهنمایی و رانندگی هلکوپتر هوا کرده بود و این هم یک اتفاق تلقی می شد. وزارت دفاع اتوبوس هایش را به کمک شرکت واحد فرستاده بود ومردم را مجانی جا به جا می کردند. مهمترین نکته این بود که این برنامه چون مشکلات مردم را می گفت و صادقانه می گفت، مردم با آن آشتی بودند. رمز موفقیت هر حکومتی هم این است که مردم با رسانه های حکومتی آشتی باشند. سلام صبح بخیر ما در دهه ۶۰ این نقش را پیدا کرده بود.

4خاطرات شفاهی رادیو (25)/ سلام صبح به خیر
خاطرات شفاهی رادیو (۲۷)/ پخش اولین نمازها و ترتیل ها در اولین رمضان3
© Copyright 2003-2017, Webneveshteha.com. All rights reserved.