۱۳ دی ۱۳۹۴
خاطرات شفاهی رادیو (۱۲) ‪ ‬حذف سخنرانی های قبل نماز جمعه وجنجال های آن ‪ ‬
در شرایط دهه ۶۰ که تلویزیون روزها برنامه نداشت و در ایام جنگ که خبرها توسط مردم پیگیری می شد و خبر ساعت ۱۴، خبر اصلی بود، سخنرانی های ساعت ۱ تا ۲ بعد از ظهر تنها فرصت سیاسی رادیو بود که رادیو را از نطرسیاسی متحول کرد و آن را به صورت جناحی در ذهنها برد. سعی ما این بود که بهانه آشکار برای حمایت از جناح خاصی دست کسی ندهیم. اما صادقانه اگر اعتراف کنم، دم خروس دیده می شد. البته در این موضع من حمایت آقای محمدهاشمی و رییس جمهور را نداشتم و فقط دفتر امام غیرعلنی تشویق می کردند. بارها احمد آقای خمینی در دفتر امام که می رفتیم برای این کارمان تشویق میکرد و دلگرمی می داد که به همین شیوه در انتخاب سخنرانی ها ادامه دهیم. که این خط را جلو بروید. من آن زمان خیلی خدمت آیتالله خامنهای به عنوان رئیسجمهور میرسیدم به خاطر اینکه از ارادتمندان قبل از انقلابشان در مشهد بودم و البته حس می کردم دفتر رییس جمهور خیلی از روند پخش سخنرانیها راضی نیستند. من لیستی درست کرده بودم که همراهم بود چون تنها چیزی که در حوزه سیاست بحث میکردم و مورد علاقهام بود همین سخنرانیها بود و بقیه کارها به صورت روتین انجام میشد. لیستی که ادعا میکردم از همه در آن سخنرانی گذاشتهام. خاطرهای در این باب تعریف میکنم؛ یکبار که به ریاستجمهوری رفته بودم آیتالله خامنهای گفتند که این سخنرانیها خیلی تند و تیز و یکطرفه شده است و من لیست را به ایشان نشان دادم که ببینید. از همه سخنرانی داریم. ایشان لبخندی زدند و فرمودند که خب بله مثلا از آقای خزعلی سخنرانی راجع به تفسیر خطبه شماره فلان نهجالبلاغه میگذاری ولی از دوستان خودتان مثل فخرالدین حجازی و طاهری اصفهانی و دیگران سخنرانی سیاسی و با جهت گیری جناحی پخش میکنی! و به این ترتیب فکر میکنی لیستات را تکمیل و متعادل کرده ای. درواقع ایشان به این موضوع به شکل شیطنتی اینگونه نگاه میکردند. در مساله سخنرانیها یک اتفاق خیلی مهمی افتاد که خیلی تعیینکننده بود. یکی از کارمندان رادیو به نام آقای علامه، که آدم محترمی بود از قبل ورود من به رادیو مسئول سخنرانیها بود. خیلی هم مرید مرحوم مطهری بود به نحوی که مرتبا سخنرانیهای این استاد را تنظیم میکرد و از بس که این کار را انجام داده بود، حفظ شده بود. در آن ایام مرسوم بود که ساعت یک تا دو، روز شنبه به صورت طبیعی سخنرانی قبل از خطبههای نمازجمعه در رادیو پخش میشد. هرکس که سخنرانی می کرد، باید پخش می کردیم. ستاد نمازجمعه هم آن زمان توسط موتلفه اداره میشد و طبعا سخنرانی روز شنبه رادیو در اختیار جناح راست بود. یکبار که در جماران خدمت احمد آقای خمینی بودیم، (خدا رحمتش کند) ما را به نوعی بچههای خودش میدانست. با زیرکی سیاسی خطاب به من گفت: آقای ابطحی ساعت یک تا دو روزهای شنبه که سخنرانی پخش میکنید، بد نیست اما اینکه انتخابش به عهده موتلفه است، بد نیست؟ برای رادیو باید خودتان تصمیم بگیرید نه موتلفه. من هم برداشتم این بود که حاج احمد آقا میخواهد این سخنرانی های تند و تیز راست از رادیو حذف شود. خیلی تصمیم سختی بود. یادم است اولین بار بعد آن دیدار مرحوم عسگراولادی سخنران قبل از خطبهها بود که طبق روال باید پخش میشد اما ظهر شنبه پخش نکردم و به جای آن یک سخنرانی از آقای فلسفی پخش کردیم. این اتفاق یک اتفاق بسیار مهم در حوزه سیاست کشور تلقی شد. چراکه چند سال به صورت مرتب پخش میشد و نوعی رقابت پنهان بین جناحها اتفاق افتاده بود که آن جناحها در نماز جمعه تهران مدیریت داشتند و فضای تندی بود. البته مثل الان نبود که این اختلافات رسانهای شود. چراکه نه روزنامهای بود که در حوزههای سیاست بحث کند و نه فضای مجازی. من هم خیلی راحت میگفتم که سخنرانی آقای عسگراولادی را روز دیگری پخش خواهیم کرد. آمدم و سخنرانی دیگری از مرحوم عسگراولادی که آرام و عادی بود را در روز چهارشنبه همان هفته پخش کردم که نشان دهم مشکل ما آقای عسگراولادی نیست. بلکه مشکل این است که رادیو باید استقلال داشته باشد و استقلال رادیو به اینکه سخنران ساعت یک تا دو را ستاد نمازجمعه و موتلفه تعیین کند، درست نیست. به عبارتی یک کار شیطنتآمیز یا سیاسی در روز چهارشنبه همان هفته انجام دادم و یک سخنرانی عادی دیگری غیر از سخنرانی نمازجمعه از مرحوم عسگراولادی پخش کردم. این مسئله خیلی بالا گرفت یعنی اصلا جوری شد که واقعا به عنوان یکی از اتفاقات مهم دوران ریاست آقای هاشمی و من تلقی شد. هفته بعد آقای طبسی که از ابتدای انقلاب تولیت آستان قدس رضوی مشهد هستند و از قبل از انقلاب با ایشان صمیمی بودم به تهران آمدند و من به دیدنشان رفتم. ایشان در ریاست جمهوری و خدمت آیتالله خامنه ای اقامت داشت (در خیابان پاستور که بعدا دفتر خودمان شد) نشسته بودیم و با آقای طبسی درحال صحبت بودیم که یکمرتبه رئیسجمهور (مقام معظم رهبری) وارد اتاق شدند که عبایشان را بردارند و به جایی بروند. تا مرا دیدند توبیخ تندی کردند که این همه سال زحمت کشیدهام که روابط بین جناحها را با همدیگر نزدیک کنم و شما با این مسئله حذف سخنرانی آقای عسگراولادی همه را به هم ریختی و حساسیت عجیبی ایجاد کردی. جالب این بود در فضای سیاسی آن موقع حذف این سخنرانی اینقدر اتفاق مهمی بود که وقتی قصد ورود به ریاستجمهوری از خیابان پشتی پاستور (آذربایجان) را داشتم، دیدم محافظان ریاستجمهوری آن زمان عکس عسگراولادی را در اتاق حفاظت نصب کردهاند که یا به خاطر این بود که من وارد میشوم یا اینقدر قضیه رقابت بالا گرفته بود که من خیلی جا خوردم و الان هم میترسم که آن زمان اینقدر پرروبازی درمیآوردم! یعنی میخواهم بگویم که آن اتفاق، اتفاق مهمی بود ولی از همان جا به بعد باعث شد که ما سخنرانیهای ساعت یک تا دو رادیو را از دست موتلفه بگیریم ولی در عین حال سعی میکردیم که جناحهای مختلف در کار باشند. اینکه حاج احمدآقا به ما تلنگر زد که اختیار رادیو دست موتلفه باشد خوب نیست، ما را به این حرکت واداشت. چند خاطره شیرین از سوتی های سخنرانی ها هم دارم که در شماره آینده نقل میکنم‪.‬

4خاطرات شفاهی رادیو (۱۱)/ سخنرانیهای سیاسی قسمت اول
خاطرات شفاهی رادیو (۱۳)/ سوتی های سخنرانی3
© Copyright 2003-2018, Webneveshteha.com. All rights reserved.