۳۰ مرداد ۱۳۹۲
ناطق نوری از ۷۶ تا ۹۲
آقای ناطق نوری در سال ۹۲ از نظر عمده جریان اصلاح طلب به عنوان یک سیاستمدار اصولگرایی شناخته می شود که هوشمندانه و منصفانه در صحنه سیاست بازی می کند. به دلیل همین هوشمندی است که آقای ناطق نوری که در مصاف رقابت انتخاباتی با آقای خاتمی، در سال ۷۶ در ذهن اکثریت جوانان و فرهیختگان آن دوران به عنوان سمبل تحجر و افراط دینی و سیاسی و نماد منحصر به فرد حاکمیت و قدرت شناخته می شد و همه نیروهای مردمی برای رای آوری رقیبش به خیابان ها سرازیر شده بودند، در سال ۹۲، در ذهن و دل همان مجموعه ها به عنوان چهره های متعادل و محترم و دلسوز و مترقی شناخته می شود. روزه سکوت خود را در مرقد امام خمینی و در شب قدری می شکند که ۴سال در آن مراسمی برگزار نشده بود. رئیس جمهور منتخب و آقای خاتمی - رقیب سرسخت ۷۶ او - در ابراز دوستی وهمراهی با اقای ناطق هیچ تردیدی به خرج نمی دهند و عملا وبه صورت طبیعی در اردوگاه نیروهای ضد ارتجاعی دینی و مترقی کشور، محبوب و مقبول قرار دارد. مواضع ایشان در چهارساله اخیر و به خصوص در حوزه دفاع از اسلام با قرائت مترقی امام خمینی و هجوم گسترده و بی پروا به برداشت های خرافی و کاسبکارانه رواج یافته از دین که در سالهای اخیر در حوزه قدرت سیاسی جا خوش کرده بود هم یکی دیگر از نمونه های تغییر پایگاه مخاطبان وی بود.راز این تفاوت را نه تنها در رفتار آقای ناطق که علاوه بر آنها در هوشمندی وی در شناخت جامعه خود هم باید جستجو کرد که در ذیل مبانی این رفتار مورد ارزیابی قرار می گیرد: ۱- مطالعه سوابق آقای ناطق نوری که به تفصیل در کتاب خاطرات خود ایشان امده است حکایت از این دارد که از نوجوانی طلبه روشن اندیشی بوده است که در فضای ارتجاعی حاکم بر حوزه های علمیه در قبل از انقلاب او از از اول مسیر و راه امام خمینی را مبنای رفتار و اندیشه خود قرار داده است. مبارزات سیاسی و سخنرانی های آتشین و انقلابی در قبل از انقلاب، به خودی خود به معنای آن است که وی در اردوگاه متحجران و خرافه پرستان نبوده است. و اگر در بعد از انقلاب در مقاطعی در کنار آن جریان خرافه گرا قرار گرفته است، خارج از مبانی اصلی وی بوده است ومنش این سال های او بازگشت به اصل است. ۲- آقای ناطق از جمله کسانی است که به دلیل کثرت منابر خود که از ۴۰ سال پیش تا چهار سال قبل ادامه داشت، به اجبار او را در داخل مردم نگه داشته است. رفت و آمد با مردم و شناخت آنها و گفتگو با نسل های گوناگون از دلایل مهمی است که میتواندسیاستمداران را همزمان با تحولات اجتماعی متحول کند و آنان را به روز نماید. من ارتباط شخصی فراوانی با آقای ناطق ندارم. اما تصورم این نیست که ایشان شخصا با تحولات این سال ها که مهمترینش در حوزه ارتباطات مجازی است، آشنا باشند و یا خود به طور مستقیم در این دنیای مجازی فعالیت داشته باشند. اساسا این نقصان نسل ایشان است که اختصاصی به روحانیون آن نسل ندارد. سرعت تکنولوژی و عادت های آن نسل امکان حضور شخصی به آنها نمی دهد. اما صرف رفت و امد و حضور در میان مردم نکته بسیار مهمی است. جامعه در این دهه اخیر تفاوت توصیف نا پذیری کرده است. نسل جوان ایرانی به برکت ارتباطات، از همه وقایع سیاسی وهنری و فرهنگی جهان مطلع است. ایران یکی از کشورهایی است که با بیشترین سرعت فیلم های معروف جهانی در آن - هر چند غیر قانونی - زیرنویس و تکثیر می شود. صدا و خصوصیات خوانندگان معروف دنیا به موازات نقاط پیشرفته فنی دنیا در ایران و در بین بسیاری از نسل جوان حضور پیدا می کند. سطح علمی جامعه به شکل فزاینده ای رشد کرده است. میزان تحصیلکرده های فارغ التحصیل دانشگاه ها که به درون جامعه و خانواده ها سرازیر شده اند فوق العاده است. این ها همه نشانه های تغییر بنیادی در درون جامعه است. این تغییرات گسترده فکری و فرهنگی حتما جامعه متفاوتی را پدید آورده است.کسی که بتواند این پوسته نازک پنهان کاری رابشکافد و واقعیت جامعه را درک کند، میتواند مسول مفیدی برای کشور باشد. مشکل جدی فعلی بسیاری از تصمیم گیران و تصمیم سازان رسانه ای در این است که یا از زیر این پوسته خبر ندارند و یا خود را به بی خبری می زنند. من البته آقای ناطق را از جمله کسانی نمیدانم که دقیقا این فضای واقعی فرهنگی جامعه را می شناسد و یا تجربه کرده است. اما صرف ارتباط با جامعه نقطه مهم و مثبتی است. وقتی جامعه ای تغییر کند، مسولانی موفق هستند که جامعه را بشناسند. آنهایی که جامعه امروز را نشناسند و با باورهای سی سال پیش خود برای این جامعه برنامه ریزی کنند، حتما ناموفق هستند و اگر هم بر قدرت هستند، فاصه زیادی با جامعه دارند و قدرت است که آنها را بر سر قدرت نگه می دارد. در حقیقت مواضع امروزی آقای ناطق نوری به معنای تغییر ایشان نیست.برآیندی از تغییر در جامعه است. ۳ـ سیاست البته بیشترین تاثیر را در تفاوت آقای ناطق و بسیاری دیگر از هم اندیشان ایشان داشته است. به عبارت بهتر، نقد و مخالفت با سیاستهای جاری ۸ ساله گذشته دولت و رئیس جمهور سابق نقطه مشترکی شد که پیوند بسیاری از سیاسیون اصولگرا را با مردم و فرهیختگان بر قرارکرد. شاید آقای ناطق در ابتدای روی کار آمدن آقای احمدی نژاد به دلیل حمایت جبهه اصولگرایان از ایشان، از رئیس جمهور شدن آقای احمدی نژاد دل نگرانی نداشتند. اما گذر زمان برای مردم و ایشان اثبات کرد که این انتخاب در طراز مردم فهیم ایران نبود. بسیاری از اصولگرایان در این موضوع بااقای ناطق همدل بودند که نظرات داخلی و خارجی رئیس جمهور سابق به پای آنان نوشته میشود. کینه ها و حرمت شکنی ها دیگر محدود به جریان اصلاح طلب رقیب نبود. اما بسیاری از آنان نتوانستند صف خود را از تفکرات و منش آقای احمدی نژاد جدا نمایند. در بسیاری ازموارد، این آقای احمدی نژاد بود که صف خود را جدا می کرد. فرق آقای ناطق با اکثریت اصولگرایان در این بود که شجاعانه خودش تصمیم گرفت که عدم همراهی با اندیشه ها و رفتارهای احمدی نژاد را برگزیند و آن را هم از نظرگاه جامعه مخفی نکرد. پای سخنانش در مجامع رسمی و مهم ننشست.در انتقاد علنی از اندیشه های انحرافی و سوئ استفاده از دین در زیر سایه نام امام زمان کوتاهی نکرد. در حقیقت ناطق، تبدیل شد به همان ناطق آزاده ای که قبل از انقلاب بود. این اصالت شخصیت مهمترین نقطه مثبتی است که ناطق را ناطق امروزی کرده است که بسیاری از اصلاح طلبان که رسما در انتخابات ۷۶ به نفع رقیب ایشان تلاش میکردند را به ذوق وشوق وادارد که سخنانش را بشنوند و خوشحال می شوند وقتی او را در کنار خاتمی در مهمانی آقای عارف می بینند. ۴‫-‬ آخرین نکته مهم که به خصلت های فردی آقای ناطق باز می گردد، خصلت معروف جوانمردی است. ورزشکار و لوتی و جوانمرد خصلت هایی است که باهم همراهند . در میان سیاست مداران آقای ناطق از معدود کسانی است که به این سه خصلت اشتهار فراوان دارد.این خصلت در سیاست باعث شد تا جوانمردانه وقتی بسیاری از بی لطفی ها را نسبت به کسانی که همرزم وهم پیمان هم در رهروی راه امام خمینی بودند را دید، بر اساس رسم مالوف سیاست، نانی به نرخ غیر روز بخورد و جوانمردانه خود را متفاوت نگهدارد. زیباترین رقابت های تاریخی، رقایت انتخاباتی آقای ناطق و خاتمی بود که دو طرف نجیب و محترم و با اصالت بودند. و مهمتر از آن بهترین رابطه دولت و مجلس در وقتی بود که این دو رقیب محترم در راس قوای اجرایی و مقننه قرار گرفتند. هیچکس در آن دوره از دو طرف بوی انتقام کشی حس نکرد. اینها از روح با اصالت و جوانمرد می تاند سر بزند. البته نمیتوان ونباید اختلاف نظرهای جدی جریان اصلاح طلب و آقای ناطق اصولگرا را نادیده گرفت و اهمیت داستان هم در این است که این ظرفیت وجود داشته باشد که با وجود اختلاف نظر، شجاعت حمایت و کمک کردن به حق در دو طرف وجود داشته باشد. سیاست یعنی همین داشتن ظرفیت و بهره وری از آن برای استفاده صحیح از قدرت.

4معیار روحانی در چینش کابینه تخصص بوده نه اندیشه سیاسی
وزارت ارشاد3
© Copyright 2003-2018, Webneveshteha.com. All rights reserved.