۰۲ اسفند ۱۳۹۱
‫ایه الله توسلی و حق او بر اصلاحات‬
‫ ‬ ‫پنجمین سالگرد در گذشت ایه الله توسلی فرصتی است که به یاد فردی که بسیار دوستش می داشتم و از وجودش بهره ها بردم ، یادی کنم. چند تفاوت مهم در شخصیت آقای توسلی می بینم که دوست داشتم در این یادداشت به آنها اشاره کنم که به عنوان ارزش برای نسل های بعدی بماند‬: ‫۱‬- ‫وفاداری شخصی و سیاسی. جمع شدن این دو نوع وفاداری در یک آدم کمتر دیده شده است. آدمهایی هستند در دوستی فردی وفادارند اما در حوزه سیاسی فقط به منافع خود نگاه می کنند و حتی اگر بشود، صمیمی ترین دوستانشان را در حوزه قدرت قربانی می کنند. از آن سو - البته اندک تر - کسانی هم هستند که تنها به همسویان سیاسی رافت دارند و با آنان مهرورزانه قدرت را تقسیم می کنند. اما کسی که هم در حوزه شخصی وفادار باشد و هم در حوزه سیاسی، نادراست. نمونه های جالبی در ذهنم مانده است. به خاطر شخصیت و جایگاه علمی اش و نزدیکی او به امام، بعد از امام پیشنهاد های مختلفی به او داده بودند تا در مصادر مهم قدرت قرار بگیرد ولی او از اتاق های کوچک جماران بیرون آید و همراه با ابروی همراهی امام به اردوگاه های قدرت بپیوندد. اما همیشه با آن لهجه محلاتی، قمی اش تعریف میکرد که به همه آنها پیغام داده است که خاک جماران را با هیچ جایی تعویض نمی کند. هر روز به همان اتاق کوچکش در دفتر امام می رفت و ظهر ها عصا زنان و با انرژی غیر قابل باوری با لبان خندان به سمت خانه اش می رفت‬. هم چنان که وفاداری غیر قابل باوری با استفاده از شخصیت و جایگاهش و نزدیکی اش به امام در حمایت از آقای خاتمی وجریان اصلاح طلبی داشت که معتقد بود ادامه راه امام است.. شاید در آن روزها حجم سیاسی این حمایت روشن نبود. در آن روزها فشار اصلی جبهه ضد اصلاح طلبی، بر روی متدینان و علاقمندان به امام قرار داشت. تمام تلاش آنان این بود که اثبات نمایند آقای خاتمی و اصلاح طلبان امام را فراموش کرده اند و آرمان های انقلاب را به کناری نهاده اند و می خواهند تفکر غربی و ضد اسلامی را جایگزین تفکر اما کنند. برای این هدف به خصوص در شهرستانها تلاش فراوان و منسجمی صورت می گرفت. یکی از آن ها تهیه بولتن هایی بود که مرتب در اختیار مدیران سیاسی و دینی شهرستانها قرار می گرفت و در آن هرکسی که نسبت به امام و ارمان های انقلاب طعنه و کنایه ای داشت، به نام جبهه اصلاح طلبی ذکر می شد. این ها در کنار اخبار دروغی بود که در این بولتن ها وجود داشت. بسیاری از خطبه ها و خطابه های رسمی هم در شهرستان ها بر اساس همین خبرها شکل می گرفت. همچنان که در پناه آزادی دوران اصلاح طلبی عده ای هم که در حقیقت نسبتی با آقای خاتمی نداشتند، سخنانی خارج از مبانی امام و انقلاب در داخل و خارج کشور می گفتند و همه آنها به بدنه اصلی اصلاح طلبان نسبت داده می شد. در میان این موج تبلیغاتی، همراهی آقای توسلی که همیشه با امام دیده می شد و مردم او را بازمانده امام می دانستند در سفرهای داخلی آقای خاتمی، معنای ویژه ای برای درهم شکستن این تبلیغات بود. و جزیی از وفداری ذاتی و سیاسی اش بود‬. ۲‬- ‫توان علمی و فقهی اش پشتوانه مهمی برای تفکر مترقی امام در بعد از امام بود. یکی از واقعیت های جامعه ایرانی جایگاه فقه و مبانی دینی است. علمای دینی در بسیاری از موارد خارج از تبلیغات سیاسی موارد بسیاری داشتند که برای آنها ایجاد نگرانی می کرد. برای گفتگو با آنان محتهدانی لازم بود که بتوانند نظرات اعتقادی آنان را بفهمد و اگر توضیحاتی لازم بود، با مبانی فقهی آنان را ارایه کند. آقای توسلی به دلیل این پشتوانه انکار ناپذیر بهترین فردی بود که در کنار اصلاحات قرار داشت و جایش همچنان خالی است. از خاطرات شیرین من ملاقات های دوره ای بود که به اتفاق آقای توسلی و جمارانی با مراجع قم داشتیم. الان هم که به صورت مذاکرات آنها نگاه میکنم، نکات بسیار مهمی در آن می بینم. رابطه رئیس جمهور و دولت ایشان با حوزه علمیه و مراجع تقلید بر اساس استقلال و دولتی نشدن آنها استوار بود. و طبعا این مبنا، حرمت گزاری به آنان را درپی داشت. وقتی یکی از مراجع تقلید به هردلیلی دچار زاویه با رفتارهای دولتی می شد، حضور معنا دار آقای توسلی در بیوت آنان هم حرمت گزاری به آنان بود و هم میتوانست به بهترین شکل نظرات آنان به بدنه اجرایی کشور منتقل شود. چندین بار این نگرانی ها جدی شد. یکی در مورد حضور زنان در دولت بود و دیگری در مورد حضور یک فرد سنی در هیئت رئیسه مجلس ششم بود. گفتگوهای فشرده ای صورت گرفت و در نهایت حرمت مراجع تقلید رعایت شد. لابد مراجع عظام به خصوص با نوع رابطه دولت های بعدی با مراجع، از آن دوران خاطرات خوبی دارند‬. وجود توسلی در کنار آقای خاتمی این نکته نیکو را هم در بر داشت که از قبل می توانست حساسیت های دینی در حوزه متدینان و حوزه و مراجع را حدس بزند و تذکرات لازم را بدهد. این یک واقع بینی است که اگر چه همه مردم ایران از حقوق شهروندی مساوی برخوردار بودند و رئیس جمهور هم به جد و از روی مبانی اعتقادی اش به حقوق انسان ها به صورت عام باور داشت، اما به دلیل غالب بودن نیروهای متدین، فراموش کردن حساسیت های جامعه مذهبی در ایران نقطه آسیب پذیری تاریخی حکومت ها در ایران بوده است‬. آشنایی آیه الله توسلی به مبانی فقهی امام هم نقطه ای بود که در خور توجه بود. تفکر امام از بدنه حوزه علمیه برخواسته نبود. امام استثنای حوزه ها بود و هوادارانش تفکرات مترقی او را رواج می دادند و انقلاب براساس مبانی امام شکل گرفته بود و از تفکر مرتجعانه بسیاری از نیروهای حوزوی دور بود. آقای توسلی با تکیه کردن به این مبانی ونیز شناخت دیرین از همه بزرگان حوزه، می توانست مباحثات با آنان را مدیریت کند و همین دلیل نزدیکی مبنایی آقای توسلی و دولت اصلاحات بود که بر اساس قرائت مترقی و انسان محور از اسلام به قدرت رسیده بود‬. ‫یادش بخیر‬.

4مقدمه ای بر دین و دنیای مجازی
جامعه مدرسین قم3
© Copyright 2003-2017, Webneveshteha.com. All rights reserved.