۲۳ دی ۱۳۹۱
عربستان و چالش مذهب افراطی و مدرنیته
پادشاه عربستان سعودی اجازه داده است که ۳۰ نفر از زنان آن کشور وارد شورای مشورتی شوند. شورای مشورتی که البته فاقد اختیارات هست چند سال پیش به عنوان یک گام بزرگ اصلاحاتی تاسیس شد که به جای پارلمان معرفی شد. اما این مجلس با رای گیری صورت نمی گیرد و پادشاه اعضای ان را منصوب می کند. تا کنون این مجموعه مردانه بوده است و اجازه حضور این زنان در جامعه عقب مانده فرهنگی یک گام مهم اصلاح طلبانه تلقی می شود. البته در همین حکم شاهانه قید شده است که محل حضور آنان در مجلس به گونه ای است که اختلاطی با مردان نداشته باشند. در همین جامعه زنان حق رانندگی ندارند. اشتغال به کارشان باید با اجازه رسمی ولی (پدر یا شوهر) باشد و تنهادر محیط زنامه و بدون حضور مرد باشد. مسافرتهای داخلی زنان هم باید به همراهی محرم باشد. واقعیت وضع زنان در عربستان چیزی شبیه دوران برده داری است که مردان برای رفع عطش جنسی از شیئی بنام زن استفاده میکردند. در این وضعیت اسفبار زنانه در عربستان سعودی چند نکته قابل توجه است. اول آن که در همین جامعه بسته دینی بنا به گزارشها و تحقیقات نه چندان مخفی مفاسد پنهان از قبیل ارتباطات جنسی زنان شوهر دار و یا همجنسگرایی زنانه و مردانه و وجود بارهای داخل منازل از کشورهای اروپایی به مراتب بیشتر است و نکته دیگر به دلیل کثرت سفر و حضور فراوان دختران متمول عرب در خارج از عربستان، زندگی مدرن و فارغ از پای بندیهای داخل سعودی هم تقریبا برای همه زنان یک تجربه جاری بوده است و این تضاد هویتی به همه زنان سعودی سرایت می کند. نکته تلخ تراینکه مردان غیر متعهد عرب که شاید بتوان با تسامح این لقب را برای همه آنان به کار برد، بی تعهدی و فساد و اشتهار به زن بارگی را در داخل و خارج عربستان، برای خود افتخار می دانند و همین نکته به عنوان طنز در ادبیات غربی ها هم وارد شده است. و اینکه زنان عربستان هم این فرهنگ را پذیرفته اند و خود را با آن تطبیق می دهند از همه عجیب تر است. در این میان بر عکس آن چه که تحلیلگران سیاسی نظر می دهند و رفتارهایی مثل ورود زنان به مجلس مشورتی را تابعی از فشارهای حقوق بشری غرب می دانند، من دلیل و ریشه آن را در تغییر باورهای داخلی مردم و به خصوص زنان سعودی میدانم. غربی ها وقتی پادشاهان مطیع عربستان را از نظر سیاسی و اقتصادی در اختیار دارند، کمتر به مباحث حقوق مردم داخل آن کشور توجه میکنند. این دوگانگی معیارهای حقوق بشری که متاسفانه در دنیا تابعی از سیاست شده است، بشریت را له و نابود می کند. و به دیکتاتورها می اموزد که راه بقای آنان همراهی سیاسی با آنهاست. حتی اگر رفتار با زنان - به عنوان نیمی از جمعیت آن کشور - مثل رفتار با سیاهان در دوران آپارتاید در آفریقای جنوبی باشد. به اعتقاد من آن چه عربستان سعودی را به اصلاحات سوق می دهد، خیلی فشارهای خارجی نیست. جوانان دو سه دهه اخیر بیشتر تحصیلکرده های غرب هستند. ارتباطات آنها را با دنیای پیرامونی وصل کرده است. سایر مظاهر مدرنیته درآن کشور به برکت پول نفت به شدت در حال اوج گیری است، در این پازل حقوق زنان مغفول مانده است و در آن تغییری ایجاد نشده است. از سوی دیگر رهبران تندروی وهابی هم از لحاظ افکار عمومی شان وجایگاه خود را از دست داده اند و هم به دلیل گرایشهای سلفی و نزدیکی فکری به القاعده از نظر سیاسی موقعیت سابق خود را ندارند. با این شرایط بیش از آن که رژیم حاکم بر عربستان تحت فشار خارجی باشد، از داخل مردم خودش تحت فشار است. تقابل دو فرهنگ مدرن شده و سنتی افراطی دینی در داخل عربستان روبروی هم قرار گرفته اند و حاکمان آن کشور برای حفظ وضع موجود مجبورند دست به اصلاحات اجتماعی به خصوص در حوزه زنان بزنند. کار سخت حاکمان سعودی جلوگیری از برخورد خشن جامعه سنتی افراطی و مدرن شده آن کشور است

4مهرجویی و سینمای ایرانی
برای زنده ماندن خودمان3
© Copyright 2003-2018, Webneveshteha.com. All rights reserved.