۲۴ تير ۱۳۹۱
بحران انتخاباتی مشترک اصلاح طلبان و اصولگرایان
به نظر می رسد در انتخابات ریاست جمهوری آینده، اصلاح طلبان و اصولگرایان دارای بحران مشترک فراوانی کاندیدا باشند. این بحران دامن هر دو جناح اصولگرا و اصلاح طلب را در انتخابات سال ۸۴ هم گرفت. طبیعی است که در تبعات و مشکلات وانتقادهایی که هم اکنون به وفور از دولت فعلی میشود و هر دو جناح معتقدند کشور آسیب های فراوانی دید، هردوجناح به دلیل عدم معرفی کاندیدای واحد مقصرند. نقد درونی در اصلاح طلبان و اصولگرایان وظیفه هر دو جناح است که متاسفانه کمتر به آن پرداخته می شود. رسم متعارف غیر اخلاقی بر این بوده است، که هرجناحی به جناح رقیب حمله میکند و در این هیاهو کمتر پیش آمده که هر جناحی از درون خود را نقد کند. در آن انتخابات اصلاح طلبان از نظر تعداد رای برنده انتخابات بودند. اما تقسیم آرا به سبد سه یا چهار نفر باعث شد رئیس جمهور فعلی با کمتر از ۵۰۰ هزار رای نسبت به یکی از کاندیداهای اصلاح طلب به مرحله دوم برسد. در بررسی تاریخی اتفاقات بعد از انتخابات ۸۴ حتما ما در جریان اصلاح طلبی در برابر مردم به دلیل عدم تفاهم در انتخاب فرد واحد باید پاسخگو باشیم. همین تقصیر در جریان ریشه دار اصولگرا هم اتفاق افتاد. در بین آنها اگرچه آقای احمدی نژاد هم در آن ایام جزو جبهه اصولگرا شناخته می شد، اما قطعا ایشان انتخاب اول و اصلی جبهه اصولگرا نبود. تعداد زیاد کاندیداهای اصولگرا در آن جبهه نیز شانس بالا آمدن آقای احمدی نژاد را رقم زد. مردمی که هوادار اصلاح طلبان و یا اصولگرایان بودند، در میانه این همه کاندیدا متحیر ماندند و علیرغم آن که شرکت پر جمعیتی در انتخابات داشتند، نتوانستند نه یک اصلاح طلب را انتخاب کنند و نیز نتوانستند یک اصولگرای جدی و سابقه دار را برگزینند. مردم کمترین تقصیر و دو جبهه اصلاح طلب و اصولگرا بیشترین نقش را در وضعیت فعلی کشور دارند. در هر حال این ۸ ساله با همه فراز ونشیب ها رو به پایان است. تنها تلنگری درونی در دو جبهه اصولگرا و اصلاح طلب کافی است که برای انتخابات ریاست جمهوری آینده عبرت آموز باشد. شواهد موجود متاسفانه نشان نمی دهد که اتفاقات سال ۸۴ پند آموز شده باشد. هرکس که شرایط سیاسی موجود در کشور را می شناسد، نمی تواند انکار کند که حداقل در بین کسانی که میخواهند در چارچوب این نظام تلاش کنند، دو جناح اصلی اصلاح طلب و اصولگرا بدنه سیاسی کشور را تشکیل می دهند. البته کسانی هستند که در داخل و خارج نسبت به اصل نظام موجود، تحول خواهی و یا براندازی را تبلیغ می کنند و انتخابات را پیشاپیش تحریم کرده اند. آنها البته وقتی بحث انتخابات و رای گیری در چارچوب این نظام مطرح است، مخاطب این بحث نیستند. کسانی که قصد فعالیت سیاسی در چارچوب نظام فعلی و قانون اساسی موجود را دارند که اکثریت بدنه اصلاح طلب و اصولگرا را تشکیل می دهند، میتوانند در مورد کاندیدا و یا نحوه شرکت در انتخابات گفتگو کنند. برای این دو مجموعه درس گرفتن از انتخابات ۸۴ بسیار پر اهمیت است. این بحران مشترک که تعداد زیادی خود را برای ریاست جمهوری اینده گرم میکنند، دوباره کشور را به همان نقطه ای میرساند که کاندیدای اصلی اصولگرایان و کاندیدای اصلاح طلبان نتوانند به کرسی ریاست جمهوری برسند. مشکل دو جناح نیز برای عدم تفاهم مشترک است. در بین اصلاح طلبان نبودن مرجعیت تصمیم گیر، تفاوت نظر افراطیون و معتدلان، توقعاتی که در پی بحران انتخابات ۸۸ به وجود آمد، بحران فشار های امنیتی، نا امیدی و نیز توقعات غیر قابل دسترسی بسیاری از مخاطبان در پی مواضع و تصمیم گیری های اصلاح طلبان از یک سو و سرکوب آنان از سوی دیگر، پس از انتخابات ۸۸، از هم پاشیدگی بدنه فعال و رای ساز اصلاح طلبان، سئوالات بی پاسخ از عملکرد آنان پس از انتخابات ۸۸ و انفعال و بی تصمیمی رهبران اصلاح طلب از جمله عواملی است که مانع رسیدن به کاندیدای واحد می شود. خیل شایعات غیر رسمی برای آماده شدن تعداد زیادی از اصلاح طلبانی که احتمال پذیرش آنان از سوی شورای نگهبان می رود، از جمله عواملی است که کار رسیدن به کاندیدای واحد را دشوار می کند. این بحران در اصولگرایان هم وجود دارد. اما دلیل آن در اصولگرایان متفاوت است. ریشه این بحران در اصولگرایان ناشی از آفت قدرت است . در این دهه اخیر که قوای سه گانه در اختیار آنان بوده است، اختلافات آنان بسیار مشهود شده است. آخرین نمونه آن در انتخابات مجلس و نیز انتخاب رئیس مجلس بود. علنی شدن اختلافات مجلس و دولت که در مواردی آن قدر تلخ بود که واقعا در طراز مردم ایران نبود، نمونه دیگر آن است. با آن که گفته می شد در بین اصولگرایان اختلافات مبنایی وجود ندارد، اما هیچگاه در تاریخ سیاسی بعد انقلاب این قدر اختلافات دولت و مجلس و تا حدودی قوه قضائیه در ملا عام جار زده نشده بود. به همین دلیل از درون جبهه اصولگرایان که کمتر نگران صافی شورای نگهبان هم هستند، اسامی کاندیداهای غیر رسمی بیشتری برای انتخابات ریاست جمهوری سال اینده به گوش می رسد. با توجه به تجربه گذشته، راه پیشرفت و سربلندی کشور درانتخابات آینده گذر از این بحران ها برای هردو جناح است.اگر اصلاح طلبان بتوانند فرد واحدی را که طبعا با توجه به حوادث این سالها، برای گذ از شورای نگهبان، فردی معتدل و آماده برای خدمت به مردم خواهد بود برگزینند و اصولگرایان نیز مرجعیتی برای معرفی یک کاندیدای واحد اصولگرا پیدا کنند و رقابت بین نماینده اصلی اصلاح طلب و اصولگرا انجام شود، به نفع مردم است و خطوط سیاسی افراطی نیز کمرنگ خواهند شد و مردم قربانی دعواهای سیاسی ما نخواهند بود. اگر این اتفاق صورت پذیرد، نشانه مهمی است که حکایت از بلوغ جریانات سیاسی پس از بحرانهای تلخ گذشته دارد. اما اینکه آیا این خواسته تنها یک رویا است و یا اینکه عملی خواهد شد را زمان تعیین می کند.

4قانون اساسی و روسای جمهور
اصلاحات،زندان، خاتمی در گفتگو با سایت دانشجو(1)3
© Copyright 2003-2018, Webneveshteha.com. All rights reserved.