۱۴ ارديبهشت ۱۳۹۱
مطهری به مثابه یک مکتب ماندگار
مرحوم شهید مطهری در بین اندیشمندان اسلامی معاصر یکی از سرشناسترین و پرکار ترین آنها بوده است. وجود انقلاب اسلامی و تلاش وسیع رسانه ای برای معرفی ایشان در بعداز انقلاب در اشتهار ایشان اگر چه بی نقش نبوده، اما وی دارای جوهر متفاوتی بوده است که همچنان بعد از گذشت سی و چند سال از انقلاب اسلامی، توجه به انها برای جامعه و به خصوص برای روحانیت ضروری است و همانها رمز ماندگاری این استاد شهید شده است.در زیر به نکاتی از آنها اشاره میرود: ۱- درفضای قبل از انقلاب که دانشگاه ها مراکز دینی شناخته نمی شدند و اندیشمندان دینی هم خود را بی نیاز از آشنایی عملی با آن محیط می دانستند و هم فضای دانشگاه ها زمینه وظرفیت لازم برای پذیرش یک روحانی را نداشتند والبته معلومات و سواد مطهری هم خیلی او را نیازمند دانشگاه نمیکرد، مرحوم مطهری یکی از معدود کسانی بود که این تابو را شکست و و ارد محیط های دانشگاهی شد. این کار باعث شد مطهری با دنیای جدیدی آشنا شود . دنیایی که به طور اصولی دیواری بین دانشگاه و حوزه وجود داشت. در حوزه ها دانشگاه و علوم دانشگاهی را غیر مفید و غیر ضروری می دانستند و علم حقیقی را در خواندن علوم دینی میدانستند و در دانشگاه دروس حوزوی را یا نمی شناختند و یا به دلیل دوری از آن محیط و تبلیغات گسترده، با آنها در حال قهر و یا دشمنی بودند. نکته مهم این بود که مطهری وقتی وارد دانشگاه شد، به عنوان مراقب و یا برای صدور دین به دانشگاه و یا برای وردو به رشته هایی که به او مربوط نبودند، به دانشگاه نرفت . دانشجویی کرد و استادی اما در شته ای که خودش میخواست. رشته الهیات. این پیوند شخصی استاد با دانشگاه نه تنها باعث شد که خودش آن محیط را بشناسد، بلکه او واقعیت های دانشگاهی را به درون حوزه ها منتقل کرد و در حوزه علمیه قبل انقلاب شاگردانی را سامان داد که با واقعیتهای دانشگاهی آشنا شوند. همچنانکه در دانشگاه ها باعث شد تا قرائت متین و قابل دفاعی از دین ارایه نماید.کاری که متاسفانه بعد انقلاب حالت افراط به خود گرفت و در بسیاری از موارد روحانیون نه تنها صدای جذب دانشجویان به دین نشدند، بلکه عاملی برای دور شدن دانشجویان از دین شدند. ۲- مطهری با انتقال به تهران و آشنایی با فضای جامعه به دیدن بخشهای زیادی از جامعه که در حوزه ها دیده نمی شدند، توانست مشکلات اعتقادی و اجتماعی جامعه اش را به خوبی بشناسد. در معرض سئوالات فراوانی قرارگرفت که کمتر آن سئوالات شنیده و دیده می شد. سئوال بخش اصلی پاسخ است. اگر فردی یا حکومتی، سئوالات و شبهات را واقعا نشناسد، حتما به طور انتزاعی برای آنان پاسخی نمی تواند پیدا کند. به عبارت بهتر مطهری در بستری قرار گرفت که آشنا با همه واقعیتهای جامعه خودش شود. این بزرگترین برگ برنده مطهری در زندگی علمی اش شد. به همین دلیل وقتی قلم به دست گرفت، میدانست در باره چه باید بنویسد که دقیقا نیاز جامعه اش باشد. هر اندیشمندی اگر در خلا فکر کندو طبعا در خلا بنویسد، هرچه هم دانشمند باشد اما در خدمت عموم جامعه اش قرار نمی گیرد. مرحوم مطهری به تمام معنا آشنا با نیازهای جامعه اش بود. در مسائل اعتقادی به سرعت مساله افکار الحادی مارکسیستی را شناخت و مارکسیت را اصلی کرد ودر جدی ترین و علمی ترین کتابهایش با عقلانی ترین و عمیقترین شیوه به نقد آن پرداخت. در مسایل اجتماعی، در شرایطی که حتی در میان نیروهای مترقی حوزوی به مساله زنان و حقوق آنان نگاه مثبتی وجود نداشت، حقوق زنان را قلمی کرد که هنوز هم به عنوان یک اثر مرجع در دفاع علمی از حقوق زنان شناخته میشود. حتی در ۴۰ سال قبل، نیم نگاهی به حوزه سینما داشت و وقتی فیلم محلل ساخته شد، دریکی از مجلاتی که پای روحانی و دینداران تا آن روز به آن باز نشده بود، در این مورد مقاله نوشت. این خصلت مطهری باید یک الگوی انکار نا پذیر برای روحانیت باشد. طبعا مسائل امروز با ۴ دهه قبل خیلی فرق کرده است اما اصل اینکه روحانی موفق کسی است که قبل از هر چیز نیاز جامعه و سئوالات آنان را بشناسد تا بنواند در جامعه مخاطب پیدا کند و روزنه ورود و تقویت دینداری در جامعه شود. ۳- یکی از نکات مهم شخصیت مطهری این واقعیت است که او بر مبانی اصلی دینی تسلط کافی داشت. واقعا دانش آموخته عمیق دینی بود. هم فقیه کامل بود و هم فیلسوف نام آشنا. این اتقانش در مسایل دینی باعث می شد که وقتی برای پاسخ به سوالی در حوزه دین وارد گفتگو می شد، به دلیل عدم اطلاع کافی به دامن التقاط و توجیه پناه نمی برد و از اعتماد به نفسی برخوردار بود که تلاش نمی کرد واقعیتهای فقهی و دینی را نادیده بگیرد. آفتی که در بسیاری از موارد بیشتر به شبهه افکنی می انجامد. به همین دلیل گفته ها ونوشته های مطهری از سوی هیچیک از دانشمندان اشنا به مبانی دینی مورد مخالفت قرار نگرفت. این دین شناسی عمیق او همچنان به نوشته های او این قدرت را بخشید که از دامنه تحجر و خرافه هایی که معمولا در اطراف ادیان به وجود می آید به دور بماند. طبیعتا بسیاری از دین مداران به دلیل اینکه خرافه ها، دنیا را برایشان تضمین میکند، ترجیح میدهند که در مبارزه با خرافه و تحجر حضور علنی نداشته باشند . اما مطهری با شجاعت به جنگ خرافه پرستی رفت و حتی در مورد خرافه ها و انحرافات تاریخ عاشورا هم کتاب نوشت و هیچوقت مریدان را بر مرادش که خدا بود، ترجیح نداد. این هم نیاز همیشه روحانیت اصیل است. همه این دلایل مطهری را یک مکتب میکند که در گذر زمان نیاز به این مکتب هر روز فراوان تر میشود. به خصوص در جامعه امروزی ما که دلایل بیشماری برای فرار جامعه از دامن دین وجود دارد.

4خاطرات موسیقایی
زنان تحصیل کرده، امید آینده ناریخی ایران3
© Copyright 2003-2018, Webneveshteha.com. All rights reserved.